تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۴۳۵۴۲

مترجم: سوده کریمی

لئون آرون

 وال استریت ژورنال

ژنرال یوری بالیوفسکی رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه اخیرا هشداری غیرقابل انتظار برای جورج بوش رئیس‌جمهور آمریکا صادر کرد: اگر آمریکا سپر دفاع موشکی خود را در اروپای شرقی برقرار نماید، با حمله‌ای بسیار بزرگ و تلافی‌جویانه از موشک‌های بالستیک هسته‌ای روسیه رو به رو خواهد شد. این اولین موضع‌گیری تحریک‌آمیز و آزاردهنده روسیه در مقابل تصمیم یک جانبه رئیس‌جمهور آمریکا نیست. در واقع، در هیچ زمانی پس از فروپاشی شوروی در سال 1991، جهت‌گیری سیاست روسیه همچون امروز برای کاخ سفید آزاردهنده نبوده است. گویی مدت‌هاست که سران کرملین در برابر اقدامات قدرت‌طلبانه و منفعت‌جویانه کاخ سفید سکوت پیشه کرده بودند اما امروز مهر سکوت در مقابل سپر دفاع موشکی را شکسته‌اند و پوتین قصد دارد به هیچ رو چنین اجازه‌ای را به بوش ندهد.

اما دلیل چنین تغییری جدی در موضع‌گیری‌های کرملین چیست؟‌ و این تغییرات به کجا ختم خواهد شد؟ ‌برخی از تحلیلگران اعتقاد دارند شاید زمانی که در آغاز دهه 90 روسیه به تازگی مستقل شده بود، کشور فقیری بود و در آن زمان از آنجایی که نیاز به دوستی با غرب را احساس می‌کرد، نمی‌توانست موضع‌گیری‌های واقعی خود را در مواقع مختلف و به طور صریح اعلام نماید. اما حالا که دوره پرمشقت دهه 90را پشت سر گذاشته است، خود را بازیابی کرده و می‌تواند روی پاهای خود بایستد و به همین دلیل برگشته است. برگشته است تا با غرب روبه‌رو شود و نه تنها موضع‌گیری‌های واقعی خود را اعلام نماید بلکه تلافی جهت‌گیری‌ها و سیاست‌های منفعت‌طلبانه گذشته آمریکا را نیز جبران نماید.

خب، این واکنشی طبیعی از سوی هر کشور مستقل و قدرتمند می‌باشد و علاوه بر روسیه، کشورهای بسیار دیگری نیز هستند که با سیاستگذاری‌های آمریکا مخالفت دارند. اما متاسفانه در آمریکا و یا هر کشور دیگری این حسابدارها نیستند که محاسبه می‌کنند یک کشور می‌تواند یا نمی‌تواند از پس چه رفتاری بربیاید، اینکه آن کشور رفتاری دوستانه و مبتنی بر انطباق با کشورهای دیگر داشته باشد و با رفتاری وحشیانه و سبعانه را برگزیند. در تمام کشورها و از جمله آمریکا این سیاستمدارها هستند که در مورد رفتارها و موضع‌گیری‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند و اغلب توجه نمی‌کنند که در پایان چه اتفاق‌هایی رخ می‌دهد و آیا توانایی تحمل چنین رفتارهایی در داخل و خارج وجود دارد یا نه.

واشنگتن اوج محاسبه‌های غلط سیاسی در سال‌های گذشته بوده است. در هفت سال گذشته و تحت مدیریت ولادیمیر پوتین نظم سیاسی و ایدئولوژیکی در این کشور تغییرات مثبتی پیدا کرده است و مسکو تلاش می‌کند تا حدی که امکانپذیر است موضع‌گیری‌ها و روابط خود را به طور مستقل و مبتنی بر مصالح سیاسی داخلی و خارجی برگزیند. شاید این رفتارهای مسکو به ویژه در پی دوره یلتسین و گورباچف بسیار خود می‌نماید و تاکید می‌کند که دوره جدیدی آغاز گشته است. همان طور که رفتارهای کرملین دقیق‌تر و مستقل‌تر می‌شود، آمریکا نیز به تدریج مجبور خواهد شد یا خود را اصلاح نماید و یا آنکه لااقل تا حدودی سیاست‌های خود را تعدیل نماید.

موضع‌گیری‌ روسیه در قبال طرح سپر موشکی آمریکا نیز امری است که نه تنها به نفع روسیه و بسیاری دیگر از کشورهای منطقه است، بلکه سبب می‌شود جرج بوش نکته بسیار مهمی را در این زمینه متوجه گردد و آن زشتی رفتار در برخوردهای دوجانبه با روسیه و کشورهای دیگر است. آنچه مسلم است آمریکا باید در مورد چنین مساله‌ای پاسخگو باشد و قیمت آن را بپردازد. بسیاری از صاحبنظران اعتقاد دارند این قیمت ممکن است برای آمریکا بسیار سنگین باشد و آن همانا دشمنی کشورهای دیگر با واشنگتن خواهد بود. استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا نقطه‌ای برای شکسته شدن سیاست‌های منفعت‌طلبانه و خلاف قانون این کشور خواهد بود.