مهرداد خدیر

Mehrdadkhadir@yahoo.com

مقدمه:

هر چند آیت‌الله احمد جنتی معتقد است استعفای علی لاریجانی از سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی «این قدر که شاهد بودیم جای بحث نداشت» و «موضوع استعفا نباید این قدر بزرگ می‌شد» و «رسانه‌ها نباید این قدر به موضوع پر و بال می‌دادند» اما واقعیت این است که این استعفا را می‌توان مهم‌ترین رخداد هفته گذشته تلقی کرد. زیرا آقای لاریجانی از زمان روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد مسئولیت پرونده هسته‌ای را بر عهده گرفت و 26 ماه مذاکره‌کننده ارشد ایران با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پایتخت‌های مختلف بود و دنیا او را به عنوان مقام ارشد مذاکرات هسته‌ای می‌شناخت. از سوی دیگر او کاندیدای محافظه‌کاران در انتخابات گذشته ریاست جمهوری بود که به‌رغم رقابت با محمود احمدی‌نژاد و شکست از او در همان مرحله اول و کسب آرای کم در مقایسه با نامزدهای اصلاح‌‌طلبان و اصول‌گرایان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته‌ای شد تا نمادی از ائتلاف محافظه‌کاران و اصول‌گرایان پس از روی کار آمدن احمدی‌نژاد باشد. احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه گفت: «همگان تحلیل‌های داخلی و تفسیرهای خارجی را در این زمینه شنیدند. تحلیل‌های غلط را ملاحظه کردند و شاهد نیش زدن‌‌های بی‌جا بودند و البته برخی هم سوءنیت‌های خود را آشکار کردند.

بنابراین دیگر این موضوع جای بحث نداشت.» احتمالاً منظور دبیر شورای نگهبان این است که از نیمروز شنبه هفته گذشته که سخنگوی دولت خبر استعفای علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و به طبع و به تبع آن مسئولیت پرونده هسته‌ای و مذاکرات اتمی را تایید کرد اهالی رسانه‌ها در داخل و خارج باید دست روی دست می‌گذاشتند و منتظر می‌ماندند تا جمعه شود و ببینند و بشنوند نظر و تحلیل و تفسیر آقای جنتی چیست و اگر ایشان تشخیص دادند که اهمیت دارد رسانه‌ها به آن بپردازند و اگر تشخیص دادند که اهمیت ندارد نپردازند. البته آقای جنتی به آنها که قلم و تریبون در دست دارند توصیه کردند «فکر آخرت خود را هم بکنند». اما اگر رسانه‌ها به استعفای علی لاریجانی که حتی دکتر ولایتی و احمد توکلی را نیز به واکنش و اظهار تاسف واداشت اشاره نکنند از چه باید بگویند و بنویسند. البته از نظر دبیر شورای نگهبان هر قول و فعل دولت نهم عین صواب است و از این‌رو هر تصمیم آن را باید به دیده گذاشت ولو این بار برکناری یا قبول استعفای علی لاریجانی بوده باشد. با این همه این استعفا به لحاظ رسانه‌ای بسیار حایز اهمیت بود. این را آقای لاریجانی که خود 10 سال تمام عهده‌دار ریاست و مدیریت رسانه ملی بوده بهتر از همه می‌داند.

رسانه متبوع ایشان در دوران اصلاحات از «رصد» هیچ حادثه‌ای که زیانی به دامان اصلاح‌طلبان بنشاند غفلت نمی‌ورزید. «رصد کردن» و واژه «موقف» به‌جای «موضع» دو اصطلاح کلیدی در گفتارهای آقای لاریجانی است. او 10 سال در صدا و سیما و 26 ماه در مسئولیت پرونده هسته‌ای دست در کار «رصد کردن» سوژه‌ها و تحلیل «موقف‌ها» و موضع‌ها بود ولی این‌بار رسانه‌ها استعفای او یا پایان ماه عسل محافظه‌کاران و اصول‌گرایان در دولت نهم را «رصد» کردند. یک روز پس از تایید رسمی کناره‌گیری یا برکناری لاریجانی، سیدمجتبی هاشمی ثمره مشاور ارشد احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با خبرگزاری برنا که به تازگی و در تبلیغ دولت راه‌اندازی شده است تصریح کرد: «هیچ اختلافی بین رییس‌جمهور و لاریجانی وجود نداشته و استعفای وی به خاطر مشکلات شخصی بوده است». هاشمی ثمره خواهرزاده محمدرضا باهنر نایب‌رییس مجلس هفتم است. با این حال «دایی» که سیاست‌مداری زیرک است و در انتخابات ریاست جمهوری از کاندیداتوری لاریجانی حمایت کرده بود لحن خواهرزاده را تکرار نکرد و با صراحت تمام گفت: «این دو به بن‌بست رسیده بودند و هر چند این امکان وجود داشت که مشکلات فی‌مابین با میانجی‌گری حل شود اما اگر هم این اتفاق می‌افتاد ریشه‌ای نبود.»

احمد توکلی دیگر سیاست‌مدار محافظه‌کار که او نیز در انتخابات به‌جای احمدی‌نژاد پشت‌سر قالی‌باف قرار گرفته بود و گفته می‌شود پسرخاله لاریجانی است زبان به انتقاد گشود و به طعنه گفت: «سوابق سیاسی و اجرایی آقای لاریجانی و جایگاه او در مذاکرات خارجی به هیچ‌وجه قابل مقایسه با جایگاه یک معاون کم‌سابقه وزارت خارجه نیست. از نظر حیثیت حقوقی نیز لاریجانی هم به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب رییس‌جمهور بود و هم نماینده رهبری در این سوژه و طبیعتاً جایگاه حقوقی او وزنی به وی می‌داد که مثل جایگاه سیاسی و اجرایی باسابقه قدرت او را در استیفای حقوق ملت بیشتر می‌کرد.» توکلی نگران آن است که «این جابه‌جایی‌ها منجر به تغییر ترکیب دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شود و خسارت این تصمیم بیش از این باشد». وقتی توکلی از «خسارت یک تصمیم صحبت می‌کند مشخص است که منظور او صرف استعفا نمی‌تواند باشد. یعنی مسئولیت این خسارت را متوجه لاریجانی نمی‌داند. با این وصف آن «تصمیم» می‌تواند برکناری یا واداشتن به استعفا یا اتخاذ روند و رویه‌ای باشد که به جز استعفا گریز و گزیری نبوده است. دکتر ولایتی نیز تاکید کرد: «بهتر بود این اتفاق نمی‌افتاد. بهتر بود مسئولان با کمی خویشتن‌داری به مسیر حاکم بر پرونده هسته‌ای ادامه می‌دادند و مشکلات را بین خود حل می‌کردند. بهتر بود از این اتفاق جلوگیری می‌شد.»

این رخداد بسیار قابل تامل سیاسی را از 10 منظر می‌توان تحلیل کرد:

">

مهرداد خدیر

Mehrdadkhadir@yahoo.com

مقدمه:

هر چند آیت‌الله احمد جنتی معتقد است استعفای علی لاریجانی از سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی «این قدر که شاهد بودیم جای بحث نداشت» و «موضوع استعفا نباید این قدر بزرگ می‌شد» و «رسانه‌ها نباید این قدر به موضوع پر و بال می‌دادند» اما واقعیت این است که این استعفا را می‌توان مهم‌ترین رخداد هفته گذشته تلقی کرد. زیرا آقای لاریجانی از زمان روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد مسئولیت پرونده هسته‌ای را بر عهده گرفت و 26 ماه مذاکره‌کننده ارشد ایران با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پایتخت‌های مختلف بود و دنیا او را به عنوان مقام ارشد مذاکرات هسته‌ای می‌شناخت. از سوی دیگر او کاندیدای محافظه‌کاران در انتخابات گذشته ریاست جمهوری بود که به‌رغم رقابت با محمود احمدی‌نژاد و شکست از او در همان مرحله اول و کسب آرای کم در مقایسه با نامزدهای اصلاح‌‌طلبان و اصول‌گرایان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته‌ای شد تا نمادی از ائتلاف محافظه‌کاران و اصول‌گرایان پس از روی کار آمدن احمدی‌نژاد باشد. احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه گفت: «همگان تحلیل‌های داخلی و تفسیرهای خارجی را در این زمینه شنیدند. تحلیل‌های غلط را ملاحظه کردند و شاهد نیش زدن‌‌های بی‌جا بودند و البته برخی هم سوءنیت‌های خود را آشکار کردند.

بنابراین دیگر این موضوع جای بحث نداشت.» احتمالاً منظور دبیر شورای نگهبان این است که از نیمروز شنبه هفته گذشته که سخنگوی دولت خبر استعفای علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و به طبع و به تبع آن مسئولیت پرونده هسته‌ای و مذاکرات اتمی را تایید کرد اهالی رسانه‌ها در داخل و خارج باید دست روی دست می‌گذاشتند و منتظر می‌ماندند تا جمعه شود و ببینند و بشنوند نظر و تحلیل و تفسیر آقای جنتی چیست و اگر ایشان تشخیص دادند که اهمیت دارد رسانه‌ها به آن بپردازند و اگر تشخیص دادند که اهمیت ندارد نپردازند. البته آقای جنتی به آنها که قلم و تریبون در دست دارند توصیه کردند «فکر آخرت خود را هم بکنند». اما اگر رسانه‌ها به استعفای علی لاریجانی که حتی دکتر ولایتی و احمد توکلی را نیز به واکنش و اظهار تاسف واداشت اشاره نکنند از چه باید بگویند و بنویسند. البته از نظر دبیر شورای نگهبان هر قول و فعل دولت نهم عین صواب است و از این‌رو هر تصمیم آن را باید به دیده گذاشت ولو این بار برکناری یا قبول استعفای علی لاریجانی بوده باشد. با این همه این استعفا به لحاظ رسانه‌ای بسیار حایز اهمیت بود. این را آقای لاریجانی که خود 10 سال تمام عهده‌دار ریاست و مدیریت رسانه ملی بوده بهتر از همه می‌داند.

رسانه متبوع ایشان در دوران اصلاحات از «رصد» هیچ حادثه‌ای که زیانی به دامان اصلاح‌طلبان بنشاند غفلت نمی‌ورزید. «رصد کردن» و واژه «موقف» به‌جای «موضع» دو اصطلاح کلیدی در گفتارهای آقای لاریجانی است. او 10 سال در صدا و سیما و 26 ماه در مسئولیت پرونده هسته‌ای دست در کار «رصد کردن» سوژه‌ها و تحلیل «موقف‌ها» و موضع‌ها بود ولی این‌بار رسانه‌ها استعفای او یا پایان ماه عسل محافظه‌کاران و اصول‌گرایان در دولت نهم را «رصد» کردند. یک روز پس از تایید رسمی کناره‌گیری یا برکناری لاریجانی، سیدمجتبی هاشمی ثمره مشاور ارشد احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با خبرگزاری برنا که به تازگی و در تبلیغ دولت راه‌اندازی شده است تصریح کرد: «هیچ اختلافی بین رییس‌جمهور و لاریجانی وجود نداشته و استعفای وی به خاطر مشکلات شخصی بوده است». هاشمی ثمره خواهرزاده محمدرضا باهنر نایب‌رییس مجلس هفتم است. با این حال «دایی» که سیاست‌مداری زیرک است و در انتخابات ریاست جمهوری از کاندیداتوری لاریجانی حمایت کرده بود لحن خواهرزاده را تکرار نکرد و با صراحت تمام گفت: «این دو به بن‌بست رسیده بودند و هر چند این امکان وجود داشت که مشکلات فی‌مابین با میانجی‌گری حل شود اما اگر هم این اتفاق می‌افتاد ریشه‌ای نبود.»

احمد توکلی دیگر سیاست‌مدار محافظه‌کار که او نیز در انتخابات به‌جای احمدی‌نژاد پشت‌سر قالی‌باف قرار گرفته بود و گفته می‌شود پسرخاله لاریجانی است زبان به انتقاد گشود و به طعنه گفت: «سوابق سیاسی و اجرایی آقای لاریجانی و جایگاه او در مذاکرات خارجی به هیچ‌وجه قابل مقایسه با جایگاه یک معاون کم‌سابقه وزارت خارجه نیست. از نظر حیثیت حقوقی نیز لاریجانی هم به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب رییس‌جمهور بود و هم نماینده رهبری در این سوژه و طبیعتاً جایگاه حقوقی او وزنی به وی می‌داد که مثل جایگاه سیاسی و اجرایی باسابقه قدرت او را در استیفای حقوق ملت بیشتر می‌کرد.» توکلی نگران آن است که «این جابه‌جایی‌ها منجر به تغییر ترکیب دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شود و خسارت این تصمیم بیش از این باشد». وقتی توکلی از «خسارت یک تصمیم صحبت می‌کند مشخص است که منظور او صرف استعفا نمی‌تواند باشد. یعنی مسئولیت این خسارت را متوجه لاریجانی نمی‌داند. با این وصف آن «تصمیم» می‌تواند برکناری یا واداشتن به استعفا یا اتخاذ روند و رویه‌ای باشد که به جز استعفا گریز و گزیری نبوده است. دکتر ولایتی نیز تاکید کرد: «بهتر بود این اتفاق نمی‌افتاد. بهتر بود مسئولان با کمی خویشتن‌داری به مسیر حاکم بر پرونده هسته‌ای ادامه می‌دادند و مشکلات را بین خود حل می‌کردند. بهتر بود از این اتفاق جلوگیری می‌شد.»

این رخداد بسیار قابل تامل سیاسی را از 10 منظر می‌توان تحلیل کرد:

">

مهرداد خدیر

Mehrdadkhadir@yahoo.com

مقدمه:

هر چند آیت‌الله احمد جنتی معتقد است استعفای علی لاریجانی از سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی «این قدر که شاهد بودیم جای بحث نداشت» و «موضوع استعفا نباید این قدر بزرگ می‌شد» و «رسانه‌ها نباید این قدر به موضوع پر و بال می‌دادند» اما واقعیت این است که این استعفا را می‌توان مهم‌ترین رخداد هفته گذشته تلقی کرد. زیرا آقای لاریجانی از زمان روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد مسئولیت پرونده هسته‌ای را بر عهده گرفت و 26 ماه مذاکره‌کننده ارشد ایران با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پایتخت‌های مختلف بود و دنیا او را به عنوان مقام ارشد مذاکرات هسته‌ای می‌شناخت. از سوی دیگر او کاندیدای محافظه‌کاران در انتخابات گذشته ریاست جمهوری بود که به‌رغم رقابت با محمود احمدی‌نژاد و شکست از او در همان مرحله اول و کسب آرای کم در مقایسه با نامزدهای اصلاح‌‌طلبان و اصول‌گرایان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته‌ای شد تا نمادی از ائتلاف محافظه‌کاران و اصول‌گرایان پس از روی کار آمدن احمدی‌نژاد باشد. احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه گفت: «همگان تحلیل‌های داخلی و تفسیرهای خارجی را در این زمینه شنیدند. تحلیل‌های غلط را ملاحظه کردند و شاهد نیش زدن‌‌های بی‌جا بودند و البته برخی هم سوءنیت‌های خود را آشکار کردند.

بنابراین دیگر این موضوع جای بحث نداشت.» احتمالاً منظور دبیر شورای نگهبان این است که از نیمروز شنبه هفته گذشته که سخنگوی دولت خبر استعفای علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و به طبع و به تبع آن مسئولیت پرونده هسته‌ای و مذاکرات اتمی را تایید کرد اهالی رسانه‌ها در داخل و خارج باید دست روی دست می‌گذاشتند و منتظر می‌ماندند تا جمعه شود و ببینند و بشنوند نظر و تحلیل و تفسیر آقای جنتی چیست و اگر ایشان تشخیص دادند که اهمیت دارد رسانه‌ها به آن بپردازند و اگر تشخیص دادند که اهمیت ندارد نپردازند. البته آقای جنتی به آنها که قلم و تریبون در دست دارند توصیه کردند «فکر آخرت خود را هم بکنند». اما اگر رسانه‌ها به استعفای علی لاریجانی که حتی دکتر ولایتی و احمد توکلی را نیز به واکنش و اظهار تاسف واداشت اشاره نکنند از چه باید بگویند و بنویسند. البته از نظر دبیر شورای نگهبان هر قول و فعل دولت نهم عین صواب است و از این‌رو هر تصمیم آن را باید به دیده گذاشت ولو این بار برکناری یا قبول استعفای علی لاریجانی بوده باشد. با این همه این استعفا به لحاظ رسانه‌ای بسیار حایز اهمیت بود. این را آقای لاریجانی که خود 10 سال تمام عهده‌دار ریاست و مدیریت رسانه ملی بوده بهتر از همه می‌داند.

رسانه متبوع ایشان در دوران اصلاحات از «رصد» هیچ حادثه‌ای که زیانی به دامان اصلاح‌طلبان بنشاند غفلت نمی‌ورزید. «رصد کردن» و واژه «موقف» به‌جای «موضع» دو اصطلاح کلیدی در گفتارهای آقای لاریجانی است. او 10 سال در صدا و سیما و 26 ماه در مسئولیت پرونده هسته‌ای دست در کار «رصد کردن» سوژه‌ها و تحلیل «موقف‌ها» و موضع‌ها بود ولی این‌بار رسانه‌ها استعفای او یا پایان ماه عسل محافظه‌کاران و اصول‌گرایان در دولت نهم را «رصد» کردند. یک روز پس از تایید رسمی کناره‌گیری یا برکناری لاریجانی، سیدمجتبی هاشمی ثمره مشاور ارشد احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با خبرگزاری برنا که به تازگی و در تبلیغ دولت راه‌اندازی شده است تصریح کرد: «هیچ اختلافی بین رییس‌جمهور و لاریجانی وجود نداشته و استعفای وی به خاطر مشکلات شخصی بوده است». هاشمی ثمره خواهرزاده محمدرضا باهنر نایب‌رییس مجلس هفتم است. با این حال «دایی» که سیاست‌مداری زیرک است و در انتخابات ریاست جمهوری از کاندیداتوری لاریجانی حمایت کرده بود لحن خواهرزاده را تکرار نکرد و با صراحت تمام گفت: «این دو به بن‌بست رسیده بودند و هر چند این امکان وجود داشت که مشکلات فی‌مابین با میانجی‌گری حل شود اما اگر هم این اتفاق می‌افتاد ریشه‌ای نبود.»

احمد توکلی دیگر سیاست‌مدار محافظه‌کار که او نیز در انتخابات به‌جای احمدی‌نژاد پشت‌سر قالی‌باف قرار گرفته بود و گفته می‌شود پسرخاله لاریجانی است زبان به انتقاد گشود و به طعنه گفت: «سوابق سیاسی و اجرایی آقای لاریجانی و جایگاه او در مذاکرات خارجی به هیچ‌وجه قابل مقایسه با جایگاه یک معاون کم‌سابقه وزارت خارجه نیست. از نظر حیثیت حقوقی نیز لاریجانی هم به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب رییس‌جمهور بود و هم نماینده رهبری در این سوژه و طبیعتاً جایگاه حقوقی او وزنی به وی می‌داد که مثل جایگاه سیاسی و اجرایی باسابقه قدرت او را در استیفای حقوق ملت بیشتر می‌کرد.» توکلی نگران آن است که «این جابه‌جایی‌ها منجر به تغییر ترکیب دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شود و خسارت این تصمیم بیش از این باشد». وقتی توکلی از «خسارت یک تصمیم صحبت می‌کند مشخص است که منظور او صرف استعفا نمی‌تواند باشد. یعنی مسئولیت این خسارت را متوجه لاریجانی نمی‌داند. با این وصف آن «تصمیم» می‌تواند برکناری یا واداشتن به استعفا یا اتخاذ روند و رویه‌ای باشد که به جز استعفا گریز و گزیری نبوده است. دکتر ولایتی نیز تاکید کرد: «بهتر بود این اتفاق نمی‌افتاد. بهتر بود مسئولان با کمی خویشتن‌داری به مسیر حاکم بر پرونده هسته‌ای ادامه می‌دادند و مشکلات را بین خود حل می‌کردند. بهتر بود از این اتفاق جلوگیری می‌شد.»

این رخداد بسیار قابل تامل سیاسی را از 10 منظر می‌توان تحلیل کرد:

">

مهرداد خدیر

Mehrdadkhadir@yahoo.com

مقدمه:

هر چند آیت‌الله احمد جنتی معتقد است استعفای علی لاریجانی از سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی «این قدر که شاهد بودیم جای بحث نداشت» و «موضوع استعفا نباید این قدر بزرگ می‌شد» و «رسانه‌ها نباید این قدر به موضوع پر و بال می‌دادند» اما واقعیت این است که این استعفا را می‌توان مهم‌ترین رخداد هفته گذشته تلقی کرد. زیرا آقای لاریجانی از زمان روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد مسئولیت پرونده هسته‌ای را بر عهده گرفت و 26 ماه مذاکره‌کننده ارشد ایران با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پایتخت‌های مختلف بود و دنیا او را به عنوان مقام ارشد مذاکرات هسته‌ای می‌شناخت. از سوی دیگر او کاندیدای محافظه‌کاران در انتخابات گذشته ریاست جمهوری بود که به‌رغم رقابت با محمود احمدی‌نژاد و شکست از او در همان مرحله اول و کسب آرای کم در مقایسه با نامزدهای اصلاح‌‌طلبان و اصول‌گرایان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته‌ای شد تا نمادی از ائتلاف محافظه‌کاران و اصول‌گرایان پس از روی کار آمدن احمدی‌نژاد باشد. احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه گفت: «همگان تحلیل‌های داخلی و تفسیرهای خارجی را در این زمینه شنیدند. تحلیل‌های غلط را ملاحظه کردند و شاهد نیش زدن‌‌های بی‌جا بودند و البته برخی هم سوءنیت‌های خود را آشکار کردند.

بنابراین دیگر این موضوع جای بحث نداشت.» احتمالاً منظور دبیر شورای نگهبان این است که از نیمروز شنبه هفته گذشته که سخنگوی دولت خبر استعفای علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و به طبع و به تبع آن مسئولیت پرونده هسته‌ای و مذاکرات اتمی را تایید کرد اهالی رسانه‌ها در داخل و خارج باید دست روی دست می‌گذاشتند و منتظر می‌ماندند تا جمعه شود و ببینند و بشنوند نظر و تحلیل و تفسیر آقای جنتی چیست و اگر ایشان تشخیص دادند که اهمیت دارد رسانه‌ها به آن بپردازند و اگر تشخیص دادند که اهمیت ندارد نپردازند. البته آقای جنتی به آنها که قلم و تریبون در دست دارند توصیه کردند «فکر آخرت خود را هم بکنند». اما اگر رسانه‌ها به استعفای علی لاریجانی که حتی دکتر ولایتی و احمد توکلی را نیز به واکنش و اظهار تاسف واداشت اشاره نکنند از چه باید بگویند و بنویسند. البته از نظر دبیر شورای نگهبان هر قول و فعل دولت نهم عین صواب است و از این‌رو هر تصمیم آن را باید به دیده گذاشت ولو این بار برکناری یا قبول استعفای علی لاریجانی بوده باشد. با این همه این استعفا به لحاظ رسانه‌ای بسیار حایز اهمیت بود. این را آقای لاریجانی که خود 10 سال تمام عهده‌دار ریاست و مدیریت رسانه ملی بوده بهتر از همه می‌داند.

رسانه متبوع ایشان در دوران اصلاحات از «رصد» هیچ حادثه‌ای که زیانی به دامان اصلاح‌طلبان بنشاند غفلت نمی‌ورزید. «رصد کردن» و واژه «موقف» به‌جای «موضع» دو اصطلاح کلیدی در گفتارهای آقای لاریجانی است. او 10 سال در صدا و سیما و 26 ماه در مسئولیت پرونده هسته‌ای دست در کار «رصد کردن» سوژه‌ها و تحلیل «موقف‌ها» و موضع‌ها بود ولی این‌بار رسانه‌ها استعفای او یا پایان ماه عسل محافظه‌کاران و اصول‌گرایان در دولت نهم را «رصد» کردند. یک روز پس از تایید رسمی کناره‌گیری یا برکناری لاریجانی، سیدمجتبی هاشمی ثمره مشاور ارشد احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با خبرگزاری برنا که به تازگی و در تبلیغ دولت راه‌اندازی شده است تصریح کرد: «هیچ اختلافی بین رییس‌جمهور و لاریجانی وجود نداشته و استعفای وی به خاطر مشکلات شخصی بوده است». هاشمی ثمره خواهرزاده محمدرضا باهنر نایب‌رییس مجلس هفتم است. با این حال «دایی» که سیاست‌مداری زیرک است و در انتخابات ریاست جمهوری از کاندیداتوری لاریجانی حمایت کرده بود لحن خواهرزاده را تکرار نکرد و با صراحت تمام گفت: «این دو به بن‌بست رسیده بودند و هر چند این امکان وجود داشت که مشکلات فی‌مابین با میانجی‌گری حل شود اما اگر هم این اتفاق می‌افتاد ریشه‌ای نبود.»

احمد توکلی دیگر سیاست‌مدار محافظه‌کار که او نیز در انتخابات به‌جای احمدی‌نژاد پشت‌سر قالی‌باف قرار گرفته بود و گفته می‌شود پسرخاله لاریجانی است زبان به انتقاد گشود و به طعنه گفت: «سوابق سیاسی و اجرایی آقای لاریجانی و جایگاه او در مذاکرات خارجی به هیچ‌وجه قابل مقایسه با جایگاه یک معاون کم‌سابقه وزارت خارجه نیست. از نظر حیثیت حقوقی نیز لاریجانی هم به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب رییس‌جمهور بود و هم نماینده رهبری در این سوژه و طبیعتاً جایگاه حقوقی او وزنی به وی می‌داد که مثل جایگاه سیاسی و اجرایی باسابقه قدرت او را در استیفای حقوق ملت بیشتر می‌کرد.» توکلی نگران آن است که «این جابه‌جایی‌ها منجر به تغییر ترکیب دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شود و خسارت این تصمیم بیش از این باشد». وقتی توکلی از «خسارت یک تصمیم صحبت می‌کند مشخص است که منظور او صرف استعفا نمی‌تواند باشد. یعنی مسئولیت این خسارت را متوجه لاریجانی نمی‌داند. با این وصف آن «تصمیم» می‌تواند برکناری یا واداشتن به استعفا یا اتخاذ روند و رویه‌ای باشد که به جز استعفا گریز و گزیری نبوده است. دکتر ولایتی نیز تاکید کرد: «بهتر بود این اتفاق نمی‌افتاد. بهتر بود مسئولان با کمی خویشتن‌داری به مسیر حاکم بر پرونده هسته‌ای ادامه می‌دادند و مشکلات را بین خود حل می‌کردند. بهتر بود از این اتفاق جلوگیری می‌شد.»

این رخداد بسیار قابل تامل سیاسی را از 10 منظر می‌توان تحلیل کرد:

">

مهرداد خدیر

Mehrdadkhadir@yahoo.com

مقدمه:

هر چند آیت‌الله احمد جنتی معتقد است استعفای علی لاریجانی از سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی «این قدر که شاهد بودیم جای بحث نداشت» و «موضوع استعفا نباید این قدر بزرگ می‌شد» و «رسانه‌ها نباید این قدر به موضوع پر و بال می‌دادند» اما واقعیت این است که این استعفا را می‌توان مهم‌ترین رخداد هفته گذشته تلقی کرد. زیرا آقای لاریجانی از زمان روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد مسئولیت پرونده هسته‌ای را بر عهده گرفت و 26 ماه مذاکره‌کننده ارشد ایران با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پایتخت‌های مختلف بود و دنیا او را به عنوان مقام ارشد مذاکرات هسته‌ای می‌شناخت. از سوی دیگر او کاندیدای محافظه‌کاران در انتخابات گذشته ریاست جمهوری بود که به‌رغم رقابت با محمود احمدی‌نژاد و شکست از او در همان مرحله اول و کسب آرای کم در مقایسه با نامزدهای اصلاح‌‌طلبان و اصول‌گرایان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته‌ای شد تا نمادی از ائتلاف محافظه‌کاران و اصول‌گرایان پس از روی کار آمدن احمدی‌نژاد باشد. احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه گفت: «همگان تحلیل‌های داخلی و تفسیرهای خارجی را در این زمینه شنیدند. تحلیل‌های غلط را ملاحظه کردند و شاهد نیش زدن‌‌های بی‌جا بودند و البته برخی هم سوءنیت‌های خود را آشکار کردند.

بنابراین دیگر این موضوع جای بحث نداشت.» احتمالاً منظور دبیر شورای نگهبان این است که از نیمروز شنبه هفته گذشته که سخنگوی دولت خبر استعفای علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و به طبع و به تبع آن مسئولیت پرونده هسته‌ای و مذاکرات اتمی را تایید کرد اهالی رسانه‌ها در داخل و خارج باید دست روی دست می‌گذاشتند و منتظر می‌ماندند تا جمعه شود و ببینند و بشنوند نظر و تحلیل و تفسیر آقای جنتی چیست و اگر ایشان تشخیص دادند که اهمیت دارد رسانه‌ها به آن بپردازند و اگر تشخیص دادند که اهمیت ندارد نپردازند. البته آقای جنتی به آنها که قلم و تریبون در دست دارند توصیه کردند «فکر آخرت خود را هم بکنند». اما اگر رسانه‌ها به استعفای علی لاریجانی که حتی دکتر ولایتی و احمد توکلی را نیز به واکنش و اظهار تاسف واداشت اشاره نکنند از چه باید بگویند و بنویسند. البته از نظر دبیر شورای نگهبان هر قول و فعل دولت نهم عین صواب است و از این‌رو هر تصمیم آن را باید به دیده گذاشت ولو این بار برکناری یا قبول استعفای علی لاریجانی بوده باشد. با این همه این استعفا به لحاظ رسانه‌ای بسیار حایز اهمیت بود. این را آقای لاریجانی که خود 10 سال تمام عهده‌دار ریاست و مدیریت رسانه ملی بوده بهتر از همه می‌داند.

رسانه متبوع ایشان در دوران اصلاحات از «رصد» هیچ حادثه‌ای که زیانی به دامان اصلاح‌طلبان بنشاند غفلت نمی‌ورزید. «رصد کردن» و واژه «موقف» به‌جای «موضع» دو اصطلاح کلیدی در گفتارهای آقای لاریجانی است. او 10 سال در صدا و سیما و 26 ماه در مسئولیت پرونده هسته‌ای دست در کار «رصد کردن» سوژه‌ها و تحلیل «موقف‌ها» و موضع‌ها بود ولی این‌بار رسانه‌ها استعفای او یا پایان ماه عسل محافظه‌کاران و اصول‌گرایان در دولت نهم را «رصد» کردند. یک روز پس از تایید رسمی کناره‌گیری یا برکناری لاریجانی، سیدمجتبی هاشمی ثمره مشاور ارشد احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با خبرگزاری برنا که به تازگی و در تبلیغ دولت راه‌اندازی شده است تصریح کرد: «هیچ اختلافی بین رییس‌جمهور و لاریجانی وجود نداشته و استعفای وی به خاطر مشکلات شخصی بوده است». هاشمی ثمره خواهرزاده محمدرضا باهنر نایب‌رییس مجلس هفتم است. با این حال «دایی» که سیاست‌مداری زیرک است و در انتخابات ریاست جمهوری از کاندیداتوری لاریجانی حمایت کرده بود لحن خواهرزاده را تکرار نکرد و با صراحت تمام گفت: «این دو به بن‌بست رسیده بودند و هر چند این امکان وجود داشت که مشکلات فی‌مابین با میانجی‌گری حل شود اما اگر هم این اتفاق می‌افتاد ریشه‌ای نبود.»

احمد توکلی دیگر سیاست‌مدار محافظه‌کار که او نیز در انتخابات به‌جای احمدی‌نژاد پشت‌سر قالی‌باف قرار گرفته بود و گفته می‌شود پسرخاله لاریجانی است زبان به انتقاد گشود و به طعنه گفت: «سوابق سیاسی و اجرایی آقای لاریجانی و جایگاه او در مذاکرات خارجی به هیچ‌وجه قابل مقایسه با جایگاه یک معاون کم‌سابقه وزارت خارجه نیست. از نظر حیثیت حقوقی نیز لاریجانی هم به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب رییس‌جمهور بود و هم نماینده رهبری در این سوژه و طبیعتاً جایگاه حقوقی او وزنی به وی می‌داد که مثل جایگاه سیاسی و اجرایی باسابقه قدرت او را در استیفای حقوق ملت بیشتر می‌کرد.» توکلی نگران آن است که «این جابه‌جایی‌ها منجر به تغییر ترکیب دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شود و خسارت این تصمیم بیش از این باشد». وقتی توکلی از «خسارت یک تصمیم صحبت می‌کند مشخص است که منظور او صرف استعفا نمی‌تواند باشد. یعنی مسئولیت این خسارت را متوجه لاریجانی نمی‌داند. با این وصف آن «تصمیم» می‌تواند برکناری یا واداشتن به استعفا یا اتخاذ روند و رویه‌ای باشد که به جز استعفا گریز و گزیری نبوده است. دکتر ولایتی نیز تاکید کرد: «بهتر بود این اتفاق نمی‌افتاد. بهتر بود مسئولان با کمی خویشتن‌داری به مسیر حاکم بر پرونده هسته‌ای ادامه می‌دادند و مشکلات را بین خود حل می‌کردند. بهتر بود از این اتفاق جلوگیری می‌شد.»

این رخداد بسیار قابل تامل سیاسی را از 10 منظر می‌توان تحلیل کرد:

">

مهرداد خدیر

Mehrdadkhadir@yahoo.com

مقدمه:

هر چند آیت‌الله احمد جنتی معتقد است استعفای علی لاریجانی از سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی «این قدر که شاهد بودیم جای بحث نداشت» و «موضوع استعفا نباید این قدر بزرگ می‌شد» و «رسانه‌ها نباید این قدر به موضوع پر و بال می‌دادند» اما واقعیت این است که این استعفا را می‌توان مهم‌ترین رخداد هفته گذشته تلقی کرد. زیرا آقای لاریجانی از زمان روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد مسئولیت پرونده هسته‌ای را بر عهده گرفت و 26 ماه مذاکره‌کننده ارشد ایران با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پایتخت‌های مختلف بود و دنیا او را به عنوان مقام ارشد مذاکرات هسته‌ای می‌شناخت. از سوی دیگر او کاندیدای محافظه‌کاران در انتخابات گذشته ریاست جمهوری بود که به‌رغم رقابت با محمود احمدی‌نژاد و شکست از او در همان مرحله اول و کسب آرای کم در مقایسه با نامزدهای اصلاح‌‌طلبان و اصول‌گرایان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته‌ای شد تا نمادی از ائتلاف محافظه‌کاران و اصول‌گرایان پس از روی کار آمدن احمدی‌نژاد باشد. احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه گفت: «همگان تحلیل‌های داخلی و تفسیرهای خارجی را در این زمینه شنیدند. تحلیل‌های غلط را ملاحظه کردند و شاهد نیش زدن‌‌های بی‌جا بودند و البته برخی هم سوءنیت‌های خود را آشکار کردند.

بنابراین دیگر این موضوع جای بحث نداشت.» احتمالاً منظور دبیر شورای نگهبان این است که از نیمروز شنبه هفته گذشته که سخنگوی دولت خبر استعفای علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و به طبع و به تبع آن مسئولیت پرونده هسته‌ای و مذاکرات اتمی را تایید کرد اهالی رسانه‌ها در داخل و خارج باید دست روی دست می‌گذاشتند و منتظر می‌ماندند تا جمعه شود و ببینند و بشنوند نظر و تحلیل و تفسیر آقای جنتی چیست و اگر ایشان تشخیص دادند که اهمیت دارد رسانه‌ها به آن بپردازند و اگر تشخیص دادند که اهمیت ندارد نپردازند. البته آقای جنتی به آنها که قلم و تریبون در دست دارند توصیه کردند «فکر آخرت خود را هم بکنند». اما اگر رسانه‌ها به استعفای علی لاریجانی که حتی دکتر ولایتی و احمد توکلی را نیز به واکنش و اظهار تاسف واداشت اشاره نکنند از چه باید بگویند و بنویسند. البته از نظر دبیر شورای نگهبان هر قول و فعل دولت نهم عین صواب است و از این‌رو هر تصمیم آن را باید به دیده گذاشت ولو این بار برکناری یا قبول استعفای علی لاریجانی بوده باشد. با این همه این استعفا به لحاظ رسانه‌ای بسیار حایز اهمیت بود. این را آقای لاریجانی که خود 10 سال تمام عهده‌دار ریاست و مدیریت رسانه ملی بوده بهتر از همه می‌داند.

رسانه متبوع ایشان در دوران اصلاحات از «رصد» هیچ حادثه‌ای که زیانی به دامان اصلاح‌طلبان بنشاند غفلت نمی‌ورزید. «رصد کردن» و واژه «موقف» به‌جای «موضع» دو اصطلاح کلیدی در گفتارهای آقای لاریجانی است. او 10 سال در صدا و سیما و 26 ماه در مسئولیت پرونده هسته‌ای دست در کار «رصد کردن» سوژه‌ها و تحلیل «موقف‌ها» و موضع‌ها بود ولی این‌بار رسانه‌ها استعفای او یا پایان ماه عسل محافظه‌کاران و اصول‌گرایان در دولت نهم را «رصد» کردند. یک روز پس از تایید رسمی کناره‌گیری یا برکناری لاریجانی، سیدمجتبی هاشمی ثمره مشاور ارشد احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با خبرگزاری برنا که به تازگی و در تبلیغ دولت راه‌اندازی شده است تصریح کرد: «هیچ اختلافی بین رییس‌جمهور و لاریجانی وجود نداشته و استعفای وی به خاطر مشکلات شخصی بوده است». هاشمی ثمره خواهرزاده محمدرضا باهنر نایب‌رییس مجلس هفتم است. با این حال «دایی» که سیاست‌مداری زیرک است و در انتخابات ریاست جمهوری از کاندیداتوری لاریجانی حمایت کرده بود لحن خواهرزاده را تکرار نکرد و با صراحت تمام گفت: «این دو به بن‌بست رسیده بودند و هر چند این امکان وجود داشت که مشکلات فی‌مابین با میانجی‌گری حل شود اما اگر هم این اتفاق می‌افتاد ریشه‌ای نبود.»

احمد توکلی دیگر سیاست‌مدار محافظه‌کار که او نیز در انتخابات به‌جای احمدی‌نژاد پشت‌سر قالی‌باف قرار گرفته بود و گفته می‌شود پسرخاله لاریجانی است زبان به انتقاد گشود و به طعنه گفت: «سوابق سیاسی و اجرایی آقای لاریجانی و جایگاه او در مذاکرات خارجی به هیچ‌وجه قابل مقایسه با جایگاه یک معاون کم‌سابقه وزارت خارجه نیست. از نظر حیثیت حقوقی نیز لاریجانی هم به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب رییس‌جمهور بود و هم نماینده رهبری در این سوژه و طبیعتاً جایگاه حقوقی او وزنی به وی می‌داد که مثل جایگاه سیاسی و اجرایی باسابقه قدرت او را در استیفای حقوق ملت بیشتر می‌کرد.» توکلی نگران آن است که «این جابه‌جایی‌ها منجر به تغییر ترکیب دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شود و خسارت این تصمیم بیش از این باشد». وقتی توکلی از «خسارت یک تصمیم صحبت می‌کند مشخص است که منظور او صرف استعفا نمی‌تواند باشد. یعنی مسئولیت این خسارت را متوجه لاریجانی نمی‌داند. با این وصف آن «تصمیم» می‌تواند برکناری یا واداشتن به استعفا یا اتخاذ روند و رویه‌ای باشد که به جز استعفا گریز و گزیری نبوده است. دکتر ولایتی نیز تاکید کرد: «بهتر بود این اتفاق نمی‌افتاد. بهتر بود مسئولان با کمی خویشتن‌داری به مسیر حاکم بر پرونده هسته‌ای ادامه می‌دادند و مشکلات را بین خود حل می‌کردند. بهتر بود از این اتفاق جلوگیری می‌شد.»

این رخداد بسیار قابل تامل سیاسی را از 10 منظر می‌توان تحلیل کرد:

"> سادگی‌ها و پیچیدگی‌ها
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۷:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۴۳۵۶۷
تحلیلی درباره تغییر ناگهانی مذاکره‌کننده ارشد پرونده هسته‌ای ایران

مهرداد خدیر

Mehrdadkhadir@yahoo.com

مقدمه:

هر چند آیت‌الله احمد جنتی معتقد است استعفای علی لاریجانی از سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی «این قدر که شاهد بودیم جای بحث نداشت» و «موضوع استعفا نباید این قدر بزرگ می‌شد» و «رسانه‌ها نباید این قدر به موضوع پر و بال می‌دادند» اما واقعیت این است که این استعفا را می‌توان مهم‌ترین رخداد هفته گذشته تلقی کرد. زیرا آقای لاریجانی از زمان روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد مسئولیت پرونده هسته‌ای را بر عهده گرفت و 26 ماه مذاکره‌کننده ارشد ایران با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در پایتخت‌های مختلف بود و دنیا او را به عنوان مقام ارشد مذاکرات هسته‌ای می‌شناخت. از سوی دیگر او کاندیدای محافظه‌کاران در انتخابات گذشته ریاست جمهوری بود که به‌رغم رقابت با محمود احمدی‌نژاد و شکست از او در همان مرحله اول و کسب آرای کم در مقایسه با نامزدهای اصلاح‌‌طلبان و اصول‌گرایان دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته‌ای شد تا نمادی از ائتلاف محافظه‌کاران و اصول‌گرایان پس از روی کار آمدن احمدی‌نژاد باشد. احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه گفت: «همگان تحلیل‌های داخلی و تفسیرهای خارجی را در این زمینه شنیدند. تحلیل‌های غلط را ملاحظه کردند و شاهد نیش زدن‌‌های بی‌جا بودند و البته برخی هم سوءنیت‌های خود را آشکار کردند.

بنابراین دیگر این موضوع جای بحث نداشت.» احتمالاً منظور دبیر شورای نگهبان این است که از نیمروز شنبه هفته گذشته که سخنگوی دولت خبر استعفای علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی و به طبع و به تبع آن مسئولیت پرونده هسته‌ای و مذاکرات اتمی را تایید کرد اهالی رسانه‌ها در داخل و خارج باید دست روی دست می‌گذاشتند و منتظر می‌ماندند تا جمعه شود و ببینند و بشنوند نظر و تحلیل و تفسیر آقای جنتی چیست و اگر ایشان تشخیص دادند که اهمیت دارد رسانه‌ها به آن بپردازند و اگر تشخیص دادند که اهمیت ندارد نپردازند. البته آقای جنتی به آنها که قلم و تریبون در دست دارند توصیه کردند «فکر آخرت خود را هم بکنند». اما اگر رسانه‌ها به استعفای علی لاریجانی که حتی دکتر ولایتی و احمد توکلی را نیز به واکنش و اظهار تاسف واداشت اشاره نکنند از چه باید بگویند و بنویسند. البته از نظر دبیر شورای نگهبان هر قول و فعل دولت نهم عین صواب است و از این‌رو هر تصمیم آن را باید به دیده گذاشت ولو این بار برکناری یا قبول استعفای علی لاریجانی بوده باشد. با این همه این استعفا به لحاظ رسانه‌ای بسیار حایز اهمیت بود. این را آقای لاریجانی که خود 10 سال تمام عهده‌دار ریاست و مدیریت رسانه ملی بوده بهتر از همه می‌داند.

رسانه متبوع ایشان در دوران اصلاحات از «رصد» هیچ حادثه‌ای که زیانی به دامان اصلاح‌طلبان بنشاند غفلت نمی‌ورزید. «رصد کردن» و واژه «موقف» به‌جای «موضع» دو اصطلاح کلیدی در گفتارهای آقای لاریجانی است. او 10 سال در صدا و سیما و 26 ماه در مسئولیت پرونده هسته‌ای دست در کار «رصد کردن» سوژه‌ها و تحلیل «موقف‌ها» و موضع‌ها بود ولی این‌بار رسانه‌ها استعفای او یا پایان ماه عسل محافظه‌کاران و اصول‌گرایان در دولت نهم را «رصد» کردند. یک روز پس از تایید رسمی کناره‌گیری یا برکناری لاریجانی، سیدمجتبی هاشمی ثمره مشاور ارشد احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با خبرگزاری برنا که به تازگی و در تبلیغ دولت راه‌اندازی شده است تصریح کرد: «هیچ اختلافی بین رییس‌جمهور و لاریجانی وجود نداشته و استعفای وی به خاطر مشکلات شخصی بوده است». هاشمی ثمره خواهرزاده محمدرضا باهنر نایب‌رییس مجلس هفتم است. با این حال «دایی» که سیاست‌مداری زیرک است و در انتخابات ریاست جمهوری از کاندیداتوری لاریجانی حمایت کرده بود لحن خواهرزاده را تکرار نکرد و با صراحت تمام گفت: «این دو به بن‌بست رسیده بودند و هر چند این امکان وجود داشت که مشکلات فی‌مابین با میانجی‌گری حل شود اما اگر هم این اتفاق می‌افتاد ریشه‌ای نبود.»

احمد توکلی دیگر سیاست‌مدار محافظه‌کار که او نیز در انتخابات به‌جای احمدی‌نژاد پشت‌سر قالی‌باف قرار گرفته بود و گفته می‌شود پسرخاله لاریجانی است زبان به انتقاد گشود و به طعنه گفت: «سوابق سیاسی و اجرایی آقای لاریجانی و جایگاه او در مذاکرات خارجی به هیچ‌وجه قابل مقایسه با جایگاه یک معاون کم‌سابقه وزارت خارجه نیست. از نظر حیثیت حقوقی نیز لاریجانی هم به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب رییس‌جمهور بود و هم نماینده رهبری در این سوژه و طبیعتاً جایگاه حقوقی او وزنی به وی می‌داد که مثل جایگاه سیاسی و اجرایی باسابقه قدرت او را در استیفای حقوق ملت بیشتر می‌کرد.» توکلی نگران آن است که «این جابه‌جایی‌ها منجر به تغییر ترکیب دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شود و خسارت این تصمیم بیش از این باشد». وقتی توکلی از «خسارت یک تصمیم صحبت می‌کند مشخص است که منظور او صرف استعفا نمی‌تواند باشد. یعنی مسئولیت این خسارت را متوجه لاریجانی نمی‌داند. با این وصف آن «تصمیم» می‌تواند برکناری یا واداشتن به استعفا یا اتخاذ روند و رویه‌ای باشد که به جز استعفا گریز و گزیری نبوده است. دکتر ولایتی نیز تاکید کرد: «بهتر بود این اتفاق نمی‌افتاد. بهتر بود مسئولان با کمی خویشتن‌داری به مسیر حاکم بر پرونده هسته‌ای ادامه می‌دادند و مشکلات را بین خود حل می‌کردند. بهتر بود از این اتفاق جلوگیری می‌شد.»

این رخداد بسیار قابل تامل سیاسی را از 10 منظر می‌توان تحلیل کرد:


عجیب نبود

اول این که استعفای لاریجانی عجیب نبود. آنچه شگفت‌آور بود، همکاری دو رقیب انتخابات ریاست جمهوری بود. اگر لاریجانی ایده‌های احمدی‌نژاد و ریاست وی را قبول داشت در انتخابات به سود او کنار می‌رفت. در وهله اول از این حیث می‌توان گفت عجیب نبود. در وهله دوم به این خاطر که همان‌گونه که پیش از این نوشتم رییس‌جمهور اصول‌گرا در رفتارهای سیاسی خود چند مولفه و مشخصه ثابت دارد: یکی عنصر «غافل‌گیر ساختن» است. او علاقه وافری دارد که غافل‌گیر کند. چند ماه پیش از آن که وزیر نفت را برکنار کند و یا دستور انحلال شورای عالی پول و اعتبار را بدهد در یادداشتی در یک روزنامه پرشمارگان که به محاق توقیف افتاده، نوشتم که چنین خواهد کرد و این اتفاق افتاد. هر قدر یک اتفاق غافل‌گیرکننده‌تر باشد به نظر می‌رسد که آقای احمدی‌نژاد احساس موفقیت بیشتری می‌کند. از این‌رو، او با واداشتن وی به استعفا یا اتخاذ رویه‌ای که چاره‌ای جز کناره‌گیری باقی نماند از یک‌سو غافل‌گیر کرد و از جانب دیگر اقتدار خود را به نمایش گذاشت.

هیچ‌یک از اصلاح‌طلبان باور نمی‌کردند که رییس‌جمهوری می‌تواند دبیر شورای عالی امنیت ملی را تغییر دهد و گمان می‌کردند دبیری شورا با یکی از نمایندگان مقام رهبری است و امضای حکم توسط رییس‌جمهوری احترام به جایگاه حقوقی اوست. از این‌رو حسن روحانی در تمام مدت مسئولیت پرونده هسته‌ای حتی یک‌بار حاضر نشد پا به مجلس ششم بگذارد و اصلاح‌طلبان نیز فشار نیاوردند که خاتمی یکی از نزدیکان خود مثلاً محسن میردامادی را که رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم و مطلع از ماوقع بود به این سمت بگمارد. احمدی‌نژاد اما نه تنها حسن روحانی را که علی لاریجانی را نیز کنار گذاشت و فردی را به جانشینی وی منصوب کرده است که حتی یک روز هم عضو شورای عالی امنیت ملی نبوده است. احمدی‌نژاد با این اقدام نشان داد که قصد دارد از تمام ظرفیت اقتدار خود استفاده کند. خاتمی هم تازه دریافت او نیز اختیار و اجازه انتصاب دبیر شورای عالی امنیت ملی را داشته است.

اصول‌گرایان و محافظه‌کاران

دوم: هر چند پس از روی کار آمدن دولت نهم اصطلاح «محافظه‌کاران» کمتر به کار می‌رود و بیشتر از تعبیر «اصول‌گرایان» استفاده می‌شود اما واقعیت این است که این دو جدایند. کما این که در انتخابات ریاست جمهوری، کاندیدای محافظه‌کاران نه قالیباف بود و نه احمدی‌نژاد بلکه راست سنتی با هدایت شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی و با شیخوخیت ناطق نوری از لاریجانی حمایت کرد. کاندیدای اصول‌گرایان ابتدا قالیباف بود و در هفته آخر به احمدی‌نژاد تغییر یافت. اگر دولت نهم دولت محافظه‌کاران می‌بود وزارت کشور قطعاً باید به یک عضو جامعه روحانیت مبارز می‌رسید. خصوصاً این که وزیران کشور معمولاً در ارتباط با امامان جمعه هستند و سیدرضا تقوی در شورای سیاست‌گذاری نماز جمعه نیز مسئولیت دارد. احمدی‌نژاد اما سهم چندانی به راست سنتی نداد و علی لاریجانی و منوچهر متکی مهم‌ترین چهره‌های محافظه‌کار دولت نهم شناخته می‌شدند. با این حال محمدرضا باهنر از فردای سوم تیر 84 با مهارت و ذکاوت در دفاع از احمدی‌نژاد سخن گفت و به این خاطر بود که محافظه‌کاران و اصول‌گرایان یکسان پنداشته شدند. تفاوت این دو مثل تفاوت‌های لاریجانی و احمدی‌نژاد و مانند تفاوت‌های رسالت و کیهان است. خاستگاه محافظه‌کاران روحانیت و بازار است اما خاستگاه اصول‌گرایان، اشخاص دیگر. البته اصول‌گرایان نیز مانند اصلاح‌طلبان در این 28 سال نان دولت خورده‌اند و دغدغه بازار ندارند. با این نگاه لاریجانی مهمترین چهره محافظه‌کار شناخته می‌شد که حاضر به همکاری با دولت نهم شده بود و اکنون از دولت اصول‌گرا خارج شده است.

واقع‌گرایی بعدی در پرونده

سوم: مهمترین دلیلی که موجب شد پس از خروج محمد خاتمی از قدرت، پرونده هسته‌ای را به علی لاریجانی بسپارند این بود که او منتقد سیاست‌های هسته‌ای در گذشته بود. این جمله او زبانزد است و بارها در همین سلسله گزارش‌ها نیز به مناسبت‌های مختلف نقل شده است که پس از توافق پاریس که ایران تعلیق را به صورت داوطلبانه و نه الزام‌آور و با مدیریت و هدایت حسن روحانی پذیرفت او گفت: «ما در غلتان دادیم و آب‌نبات گرفتیم.» مراد او از «در غلتان» و آن «مروارید یتیم» که دادیم همان «حق غنی‌سازی اورانیوم برای تولید سوخت هسته‌ای» بود و مقصود از آن آب‌نبات که گرفتیم پاره‌ای امتیازها به جمهوری اسلامی و «بسته‌های تشویقی». لاریجانی منتقد جدی موافقت‌نامه‌های سعدآباد و پاریس بود و اعتقاد داشت که مذاکرات ما تنها نباید با سه کشور اروپایی (انگلستان، فرانسه و آلمان) باشد. از این‌رو پس از آن که مسئولیت پرونده را در دست گرفت سیاست نگاه به شرق را جانشین نگاه به غرب کرد و به جای سه کشور اروپایی، سراغ روسیه و چین و هند رفت.

اما هند خیلی زود پا پس کشید و قرارداد 7 میلیارد دلاری صدور گاز نیز سبب نشد با ایران همراهی کند. چین و روسیه نیز با امضای دو قطعنامه علیه ایران نشان دادند مایل نیستند در این قضیه در برابر غرب بایستند. شکست نگاه به شرق، لاریجانی را با واقعیت‌های پرونده بیشتر آشنا کرد و بدون سر و صدا کوشید دوباره همان مسیری را طی کند که روحانی رفته بود و پس از آن بود که مذاکرات با خاویر سولانا از سر گرفته شد. از این پس لحن او ملایم‌تر شد و تقریباً همان رفتار و گفتار روحانی را تکرار می‌کرد. در این مقطع میان آنچه رییس‌جمهور در سفرهای استانی می‌گفت و آنچه لاریجانی در مذاکرات مطرح می‌کرد دست‌کم در نوع بیان و ادبیات اگرنه تعارض‌ها که تفاوت‌هایی به چشم می‌خورد. مثلاً و در قابل توجه‌ترین مورد، هنگامی که پیشنهاد «تایم اوت» مطرح شد احمدی‌نژاد گفت حتی برای یک دقیقه هم حاضر به تعلیق غنی‌سازی نیستیم. چندی بعد زمانی که خبرنگاری از لاریجانی در بغداد درباره اجلاس شرم‌الشیخ مصر سوال کرد او پاسخ داد ایران در این نشست شرکت نمی‌کند اما همان خبرنگار یادآور شد که وزیر خارجه شما هم‌اینک در راه مصر است. آخرین‌بار پس از سفر پوتین این تفاوت رخ نمود. آنجا که لاریجانی گفت: «رییس‌جمهوری روسیه حامل پیشنهادی خاص بود و دیدگاهی تازه را مطرح می‌کرد» اما احمدی‌نژاد تصریح کرد: «پوتین پیشنهاد هسته‌ای نداشت». این در حالی بود که به نقل از رهبری عالی نظام این سخن مخابره شده بود که «بر روی پیشنهاد رییس‌جمهوری روسیه تأمل خواهیم کرد». در تازه‌ترین گفت‌وگو نیز هنگامی که از دبیر مستعفی درباره «در» و آب‌نبات یا شکلات سوال شد ترجیح داد از اظهارنظر درباره گذشته بپرهیزد.

عیش منغّص

چهارم: طبیعی است که همه مایلند ماجرا را از زبان خود او بشنوند. لاریجانی اما از یک‌سو ادعاهای رسانه‌های خارجی درباره اختلاف شدید و بسیار وسیع را رد کرد و از جانب دیگر این موضوع را که استعفای او به دلایل شخصی بوده است. او با ادبیات خاص خود که توام است با تسلسف (به خاطر این که استاد فلسفه دانشگاه تهران) خطاب به رسانه‌های خارجی گفت: «من نمی‌خواهم عیش شما را منَغًص کنم تا اگر ابتهاجی دارید ادامه دهید». البته می‌توان رنج مترجم را در ترجمه سه واژه «عیش، منغص و ابتهاج» درک کرد.  بی‌سبب نیست که در رسانه‌های داخلی نیز با این تصور که منغص همان «منقص» است و به «نقص» ارتباط دارد این عبارت نقل شد که «عیش شما را ناقص کنم!» البته آنچه انکار می‌کرد «اختلافات بسیار وسیع» بود و معلوم است که در کشوری خارجی و در برابر خبرنگاران آنان و در کنار سعید جلیلی ماجرای درونی را بیرون نمی‌ریزد اما این را هم گفت که «من هر قدر به خودم نگاه می‌کنم مشکل شخصی نمی‌بینم. به خاطر مجلس هم نیست زیرا برای کاندیدا شدن در مجلس نیاز به استعفا از این سمت نبود.»

در واقع لاریجانی اختلافات را تایید اما وسعت آن را آن هم در برابر خارجی‌ها تکذیب کرد و در عین مهم‌ترین دلیل ذکر شده از سوی سخنگو و مشاور ارشد احمدی‌نژاد را نیز مردود دانست و همین که علت اصلی استعفا را بیان نکرد گویای آن است که ماجرا به سادگی تغییرات دیگر نبوده است هر چند مردی که 10 سال رییس سازمان صدا و سیما و 26 ماه دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده نمی‌تواند سوژه به مخالفان بدهد و در این تحلیل نیز این نکته قطعاً منظور شده است.

پیام پوتین

پنجم: برخی استعفا را به پیام پوتین مربوط دانستند. اما لاریجانی خود ترجیح داد اشاره‌ای به آن نکند. کیهان اما این تحلیل را سخیف و دم‌دستی و خنده‌دار توصیف کرد هر چند این پرسش را به میان آورد که «جای این سوال هست که چرا این خبر در گرماگرم جریان سفر پوتین به ایران و بازتاب‌های پرحجم آن اعلام می‌شود تا برخی مغزهای آک‌بند ـ بخوانید کار نکرده ـ بهانه‌ای برای تحلیل‌های من درآوردی و خنده‌دار پیدا کنند؟»

این در حالی است که نخستین‌بار دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران که در سال 59 به عنوان نماینده امام سرپرست همین موسسه کیهان بود موضوع استعفا را به پیام پوتین ربط داد و گفت: «در عین حال و بیش از هر احتمالی این استعفا را باید با پرونده هسته‌ای و پیام اخیری که آقای پوتین حامل آن بوده‌اند نسبت داد. چرا که پیشنهاد او را سخنگوی پوتین تایید اما رییس‌جمهور ایران تکذیب کرد.»

پرونده بسته شده

ششم: دلیل دیگر می‌تواند این باشد که از نگاه احمدی‌نژاد پرونده بسته شده است. با این وصف تفاوتی نمی‌کند که مذاکره‌کننده ارشد چه کسی باشد و اساساً مذاکرات ادامه یابد یا نه. او بار دیگر روز چهارشنبه تصریح کرد: «پرونده هسته‌ای ایران از نظر سیاسی تمام شده است و ما هیچ‌گاه برای حقوق اساسی خود در ارتباط با دست‌یابی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای مذاکره نمی‌کنیم اما اگر کسی ابهام یا سوالی دارد می‌تواند بپرسد. ما همیشه گفته‌ایم اهل مذاکره و منطقیم.» وی یادآور شد: «دولت درصدد است دور جدیدی از تحرکات دیپلماتیک را آغاز کند و ما شاهد حرکت دیپلماسی جدیدی خواهیم بود.» رییس‌جمهور با تکرار دیدگاه قبلی خود درباره قطعنامه‌ها و در پاسخ به این که چگونه پرونده بسته شده هسته‌ای در شورای امنیت سازمان ملل است، تاکید کرد: «اینها یک مشت کاغذ است که برای ما اعتباری ندارد. عده‌ای دوست دارند که کاغذ به هم بچسبانند ولی اینها برای ما اعتباری ندارد حتی اگر صد هزار صفحه باشد.»

نسل دوم

هفتم: جانشین علی لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی مثل دیگر یاران احمدی‌نژاد نیرویی تازه و نسبتاً جوان به حساب می‌آید. لایه‌ای از چهره‌های کمتر شناخته شده که پیش از این نیز در رده‌های میانی مشغول به فعالیت بودند اکنون به بالاترین سطوح می‌آیند. هر چند این اتفاق در سال‌های 60 و 61 در عرصه مدیریت کشور رخ داده بود اما حکومت انقلابی از یک‌سو نمی‌توانست از مدیران رژیم گذشته استفاده کند و از جانب دیگر نمی‌خواست چهره‌های لیبرال را که با عزل بنی‌صدر کنار گذاشته شده بودند به صحنه بازگرداند. از این‌رو عجیب نبود که محسن نوربخش با محمدعلی نجفی که تنها 30 سال داشتند در مصدر اموری چون ریاست کل بانک مرکزی یا وزارت علوم قرار گیرند. اما در آستانه 29 سالگی انقلاب 1357 برای نیروهایی که در این سال‌ها برآمده‌اند این تکرار به دو دلیل قابل هضم نیست. اول این که نه متعلق به رژیم گذشته که فرزند همین انقلاب هستند. دوم به این سبب که مایل به تکرار بسیاری از آزمون و خطاها نیستند.

دولت نهم اما به این موضوع به شدت علاقه‌مند است. این‌گونه است که به‌جای دکتر عبده تبریزی دانشجوی سابق او می‌نشیند که هنوز پا به 30 سالگی نگذاشته است. در سازمان بهزیستی نیز همین اتفاق می‌افتد و کسی هم نمی‌پرسد یکی از علل شکل‌گیری شرکت متخلف اقتصادی در دل آن آیا بی‌تجربگی رییس جوان و نه مطلقاً سوءمدیریت و سوءنیت او نبوده است؟ وزارت صنایع را نیز قرار است به جوانی در همین رده بسپارند. مهرداد بذرپاش نیز خود را برای جانشینی قلعه‌بانی در سایپا آماده می‌کند و به این ترتیب عجیب نیست که سعید جلیلی به‌جای علی لاریجانی بنشیند. این جوانان غالباً دانش آموخته دانشگاه امام صادق(ع) هستند. دانشگاهی که نیروهای محافظه‌کار تربیت می‌کند عملاً تامین نیروی اصول‌گرایان را بر عهده گرفته است و معلوم نیست انبوه دانشجویان در دیگر دانشگاه‌ها برای کدام مناصب تربیت می‌شوند.

مسایل پیچیده، راه‌حل‌های ساده

هشتم: یکی از تعاریف پوپولیسم یا توده‌گرایی این است که برای مسایل پیچیده راه‌حل‌های ساده ارایه می‌کند. چه این تعریف را درست بدانیم یا نه و بدون آن‌که غرض از به کارگیری این اصطلاح استفاده از آن به مثابه توهین یا تحقیر باشد واقعیت این است که رییس‌جمهور اصول‌گرای یک کنونی این سیاست را اجرا می‌کند. او با شعار «ما می‌توانیم» و «شدنی است» باور به راه‌حل‌های ساده برای مسایل پیچیده را به نمایش گذاشت. امسال قصد دارد قانون بودجه را بدون ملاحظه و تبصره به مجلس ارایه کند و معتقد است قبلاً لوایح بودجه پیچیده بود در حالی که باید ساده و همه‌کس فهم باشد. هدف از انحلال سازمان مدیریت و شوراهای عالی نیز همین اعلام شد. مسایل اقتصادی و خارجی و داخلی از نگاه آقای احمدی‌نژاد راه‌حل‌های پیچیده‌ای ندارند و ساده‌اند. این نگاه در تمام دیدگاه‌‌های وی حاکم است. او درباره بودجه می‌گوید: «آن‌قدر تو در توست که حتی نخبگان نمی‌توانند با آن آشنایی پیدا کنند. وزرا هم نمی‌توانند بر آن مسلط باشند. به طور مثال ما بودجه‌های پژوهشی را جمع‌ کرده‌ایم. بخشی از آن در دست معاونت علمی است. بخشی هم در اختیار وزرا است و هر کسی که بخواهد از این بودجه استفاده کند می‌تواند قرارداد ببندد.» این نگاه منحصر به بودجه و اقتصاد نیست. شامل سیاست و دیپلماسی هم می‌شود.

بر این اساس وی دست به ساده‌سازی می‌زند و این کار را به دو روش انجام می‌دهد. اول این که موضوع را ساده و قابل حل می‌کند. بدین‌ترتیب پرونده هسته‌ای از موضوعی که می‌تواند کل نظام سیاسی و کیان کشور را تحت‌تأثیر قرار دهد. به مساله‌ای عادی تقلیل می‌یابد که پرونده آن به لحاظ سیاسی بسته شده است. روش دوم این است که برای موضوع ساده نیاز به افراد ساده است نه پیچیده. با این وصف علی لاریجانی با فلسفه‌بافی و بحث درباره عیش منغص و متدولوژی تصمیم‌سازی و اصطلاحاتی از این دست به کار او نمی‌آید و باید جای خود را به کسی بدهد که ساده باشد. این سادگی در ادبیات آقای احمدی‌نژاد مفهوم خاصی دارد. سادگی در عین پیچیدگی که بیشتر سیاست غافل‌گیرسازی است.

مردی که می‌خواهد رییس باشد

نهم: یکی از تفاوت‌های بارز رییس‌جمهوری با سلف خود این است  که قدرت را باور دارد و می‌خواهد رییس باشد. رییس یک روی سکه است. رییس، وقتی می‌تواند خوب ریاست کند که مرئوس هم برای مرئوسی آماده باشد. از این‌رو رابطه احمدی‌نژاد با هر کس که مرئوس‌تر و دستورپذیرتر باشد استوارتر خواهد بود. بنابراین عجیب نیست که دوست‌تر داشته باشد به جای لاریجانی با جلیلی و به جای طهماسبی با محرابیان طرف باشد. در کابینه احمدی‌نژاد هیچ کس رستم نیست تا از هیبت و هیات او بهراسند.

با همه اینها که گفته آمد روشن است که سیاست کلی در پرورنده هسته‌ای را نه رییس‌جمهور و دولت که رهبری نظام تدوین و تعیین می‌کند. از این‌رو لاریجانی که هم‌چنان عنوان نماینده ایشان در شورا را داراست به کلی پرونده هسته‌ای را به دیگری نسپرده است. حضور او در مذاکرات رم به‌رغم استعفا و کناره‌گیری از این سمت گویای این امر است. هر چند خود این موضوع را به رهبری نسبت نداد و تصریح کرد که به درخواست سولانا در مذاکرات حضور یافته است. هرچند انتساب این سیاست‌گذاری به رهبری عالی نظام موجب وحدت در تصمیم‌گیری‌ها می‌شود اما با توجه به حساسیت و اهمیت آن شاید یکی از اهداف یا انگیزه‌های دبیر مستعفی این بوده باشد که فراز و فرودها به ایشان منتسب نشود و احتمال توافق بر سر پرونده در یکی از مقاطع مذاکره به کلیت کیان نظام گره نخورد و امری عادی تلقی شود. به بیان دیگر خروج نماینده رهبری از پرونده و سپردن آن به یک معاون وزارت امور خارجه حامل این پیام باشد که تهران همچون غرب به موضوع نگاه نمی‌کند و تمام فکر و ذکر جمهوری اسلامی را به خود مشغول نداشته است. این هم می‌تواند یک سیاست باشد که اگرنه با برنامه‌ریزی و انگیزه قبلی که در مسیر پیش آمده به آن رسیده باشند.

هر مذاکره‌کننده ارشد با طرف خارجی باید دو ویژگی داشته باشد. اول این که برآیند نیروهای موجه سیاسی درون کشور را در راستای مصالح و منافع ملی نمایندگی کند. خصیصه دوم این است که با فنون دیپلماسی و راه و رسم مذاکره و ادبیات آن آشنا باشد. به نظر می‌رسد آقای جلیلی در شروع کار با دو مشکل اصلی در این زمینه‌ها مواجه است. نخست این که از میان چهار ضلع «اصول‌گرایان، محافظه‌کاران، مصلحت‌اندیشان و اصلاح‌طلبان» تنها اولی را نمایندگی می‌کند. در حالی که حسن روحانی سه صلح و لاریجانی دو ضلع را نمایندگی می‌کردند و از این نظر برآیند کمتری عقبه سیاسی و استراتژیک او به حساب می‌آید. دوم این‌که او در ادبیات مذاکرات یا باید همچون روحانی و لاریجانی سخن بگوید که بدین‌ترتیب نقض غرض شده زیرا رییس‌جمهور گفتار و رفتار متفاوتی را می‌طلبد یا این‌که لحن و سخن آقای احمدی‌نژاد را تکرار کند. در این صورت رغبت طرف مذاکره‌کننده کاهش می‌یابد و مشتی کاغذ پاره جای نگرانی برای مذاکره باقی نمی‌گذارد. هرچند رییس‌جمهور اصول‌گرای جمهوری اسلامی از هیچ اتفاق و پیشامدی نگران نمی‌شود. او برای هر موضوع پیچیده‌ای یک راه‌حل ساده دارد.