در ماههای پایان دور دوم ریاست جمهوری بوش بازخوانی کارنامه سیاه بوش حاکی از واقعیتهای بیشرمانهای است که وی باید در مقابل تمام این جنایتها پاسخ دهد.
چه کسی در برابر بوش خواهد ایستاد؟ چه کسی میتواند از آمریکا بپرسد و جواب بخواهد؟ کدامین دادگاه به این پرونده رسیدگی خواهد کرد؟ چه سازمان بینالمللی میتواند رییسجمهور آمریکا را به چالش بکشد؟ چه دولتی جرات دارد با این جرایم مبارزه کند و بوش را با تکرار چنین اقدامات و جنایاتی تنبیه کند؟ تنها مردم و افکار عمومی جهان میتوانند با این جریان مبارزه کنند و تنها با دادخواهی مردم میتوان این جرایم وحشتناک را متوقف کرد. اگر جامعه بشری دارای نهادهای تصمیمگیری مستقل و عدالتگستر بینالمللی میبود رهبران جنایتکار و جنگافروز را در پیشگاه ملتها محاکمه و مجازات میکرد و بدون تردید بیشتر روسای جمهور آمریکا پس از سال 1945 در این محکمه به عنوان متهم درجه یک شناخته و مجازات میشدند. این گفته بدان معنا نیست که دولتمردان آمریکا در قرن گذشته عملکرد ضدبشری نداشتهاند. حقیقت اینست که در قرن 19 و نیمه قرن 20 نیز کارنامه روسای جمهور آمریکا آکنده از استعمار و غارتگری بود منتها با این تفاوت که آمریکا در آن دوران در پیگیری سیاستهای توسعهطلبانه خود به چشماندازی فراتر از آمریکای لاتین توجه نمیکرد.
به همین سبب اقدامات ضدبشری دولتمردان کاخ سفید در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم ابعاد جهانی نداشت. در آن دوران عصر انقلاب ارتباطات هم فرا نرسیده بود و جامعه جهان از جنایاتی که مسوولان آمریکایی به صورت مستقل و یا از طریق دیکتاتورهای وابسته در کشورهای آمریکایی لاتین مرتکب میشدند بیخبر بود. آمریکا هنگامی که در جهان دو قطبی پس از جنگ جهانی دوم خود را در جایگاه ابرقدرت برتر یافت از لاک خود بیرون آمد و به عنوان سلطهگر، دستاندازی به چهار گوشه جهان را آغاز کرد. با اینکه بمباران اتمی هیروشیما توسط آمریکا بزرگترین جنایت تاریخ به شمار میرود، فقدان رسانههای فراگیر بینالمللی مانع از آن شد که جهانیان به ویژه کشورهای در حال توسعه از جزئیات این جنایت بزرگ آمریکا آگاه شوند. به این ترتیب بود که رییسجمهور وقت آمریکا که فرمان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را صادر کرده بود از خود چهره دموکراتیک و از آمریکا تصویر کشور آزادیبخش را ارائه کرد. پس از ترومن همه روسای جمهور آمریکا سیاست سلطهجویی را در پیش گرفتند و دیری نگذشت که آمریکا در فرهنگ سیاسی دوران جنگ سرد و جهان دو قطبی لقب امپریالیسم گرفت. جنگ ویتنام و جنایاتی که شماری از مقامات کاخ سفید در جریان این جنگ علیه ملت ویتنام مرتکب شدند چهره حقیقی امپریالیسم آمریکا را آشکار ساخت و از آن پس روسای جمهور آمریکا دیگر هرگز نتوانستند خود را آزادیبخش و مدافع دموکراسی جلوه دهند. در میان روسای جمهور آمریکا در دوران پس از جنگ جهانی دوم بوش از نظر پیگیری سیاستهای یکجانبه و جنگافروزانه همتایی ندارد. بوش به عنوان رییسجمهور آمریکا نظیر همه پشینیان خود در 60 سال گذشته از رژیم صهیونیستی حمایت کرده است. حتی در حمایت از این رژیم غیرقانونی، با توجه به شدت و گستردگی دامنه حمایتها، بوش گوی سبقت را از اطرافیان خود ربوده است. روسای جمهور آمریکا همواره سیاستی مبتنی بر تامین منافع غیرمشروع و حمایت از تجاوزهای اسرائیل را در پیش گرفتهاند اما بوش در واقع به کارگزار سیاست خارجی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است، زیرا خود نیز به دیپلماسی سرکوبگرانه و سلطهطلبانه اعتقاد دارد. همان طور که اشاره کردیم جنگ ویتنام نقاب آزادیخواهی دروغین را از چهره امپریالیسم آمریکا گرفت و نقطه آغازی برای افشای ماهیت سیاستهای امپریالیستی آمریکا شد. اما تا بوش و نومحافظهکاران آمریکا به کاخ سفید راه نیافته بودند نفرت از نظام حکومتی آمریکا چنین گسترده نشده بود. آمار غیررسمی که محافل سیاسی و خبری آمریکا و شماری از کشورهای اروپایی در سالهای اخیر منتشر کردهاند حاکی از آنست که آمریکا پس از جنگ جهانی دوم در کشتار حدود 8 میلیون نفر به صورت مستقیم یا غیرمستقیم دست داشته است.
آقای فیروز مظفری کارشناس سیاسی بر این نظر است: "دولت افراطی بوش در پیشگاه جامعه جهانی، دولت محکومی است. دیدید که بوش به هر کشور آمریکایی و اروپایی میرود. راهپیماییهای زیادی در چهار گوشه جهان برگزار میشود و کمتر کشوری را پیدا میکنیم که مردم آن دیدگاه مثبتی روی حاکمیت آمریکا داشته باشند. آنچنانکه در بیانات رهبری اشاره شده است، روزی فراخواهد رسید که هیات حاکمه آمریکا در یک دادگاه منصفانه و عادلانه مجازات شود. اگر فرض را بر دیدگاه جامعه جهانی در مورد آمریکا بگذاریم این نظام محکوم است به دلیل جنگافروزی، قتل عامها و غیره. آنچه که در واقع رهبری به آن اشاره میکنند یک دادگاه بینالمللی است. ما سابقه این دادگاه را البته هم داریم یکی دادگاهی بود که برای محکومیت هیات حاکمه آمریکا در زمان ریچارد نیکسون رئیسجمهور وقت آمریکا تشکیل شد.
در آن دادگاه جمعی از متفکران و اندیشمندان آمدند و نیکسون و هیات حاکمه وقت آمریکا را به دلیل جنایتی که علیه مردم ویتنام مرتکب شده بودند به طور فوری محاکمه کردند و تعبیر آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران اینست که امیدواریم روزی دادگاهی تشکیل شود. دادگاهی علنی با ضمانت اجرایی که بتواند محاکمه کند و در بیاناتشان آوردهاند باید مجازات شوند، جامعه بشری محکوم میکند ولی مجازات نمیتواند بکند پس ضمانت اجرایی ندارد." سیاست جنگافروزانه بوش و باند نومحافظهکاران او فقط در مدت 6 سال منجر به قتل عام بیش از یک میلیون و سیصد هزار نفر در عراق و افغانستان شده است. مقایسه این دو رقم فاجعهای را که بوش و همفکران وی در منطقه آفریدهاند آشکار میسازد. با توجه به همین موضوع حضرت آیتالله العظمی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در یکی از سخنرانیهای اخیر خود تاکید کردهاند که اعتقاد راسخ دارم روزی خواهد آمد که رییسجمهور کنونی آمریکا و سایر مسئولان این کشور در دادگاه عادلانه بینالمللی محاکمه شوند. جنگ بوش در عراق بر اساس آماری که مرکز نظرسنجی انگلیس منتشر کرد از سال 2003 تا سپتامبر 2007 در حدود یک میلیون و دویست هزار کشته بر جای گذاشته است.
بیش از شصت درصد زیربناهای اقتصادی و بهداشتی عراق و افغانستان در جریان تهاجم نظامی آمریکا و متحدانش به این دو کشور و اشغال آنها نابود شده است. آمریکا در عراق و افغانستان از سلاحهای ممنوعه از جمله گلولههای حاوی اورانیوم ضعیف شده و بمبهای خوشهای استفاده کرد و گروه زیادی از غیرنظامیان عراق و افغانستان را به قتل رساند. بوش با حمایت بیسابقه از رژیم صهیونیستی شریک جرم این رژیم در کشتار فلسطینیان و مردم لبنان است. نیروهای آمریکایی در زندانهای گوانتانامو در خلیج کوبا، ابوغریب بغداد و بگرام افغانستان با بیرحمانهترین و فجیعترین شکنجهها جنایات مرگباری را مرتکب شدهاند که رئیسجمهور و نظامیان بلندپایه آمریکا مجوز این جنایتها را صادر کردهاند. دولت بوش ناقض پیمانهای بینالمللی از جمله معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای و منع جامع آزمایشهای هستهای است. آمریکا از پیوستن به بسیاری از معاهدات بینالمللی نظیر دادگاه بینالمللی جنایتکاران جنگی و پیمان منع به کارگیری مینهای ضد نفر خودداری کرده است. دستگاههای جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا در دوران بوش پس از ربودن اتباع کشورهای دیگر و انتقال به بازداشتگاههای مخفی به خصوص در شرق اروپا آنان را شکنجه داده و همه این جنایات را در پوشش مبارزه با تروریسم توجیه کردهاند. هیچ رئیسجمهوری در آمریکا نظیر بوش آماج انتقادها و اعتراضهای جهانی چه در شرق و چه در غرب نبوده است.