تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۴۳۵۸۲


رابرت شی‌یر/ ترجمه: پوراندخت مجلسی

برای عربستان سعودی هفته خوبی بود. نواز شریف که مورد حمایت خانواده سلطنتی است، پیروزمندانه به پاکستان بازگشت و چالشی جدید را برای سلطه پرویز مشرف، که تا این لحظه هنوز مورد حمایت ایالات متحده است، به وجود آورد.

اگرچه نواز شریف، با توجه به اینکه به عنوان نخست‌وزیر در کودتای مشرف در سال 1999 از سمت خود برکنار شد، می‌تواند ادعا کند که یک منتخب دموکراتیک واقعی است، آمریکا امیدوار است با طرح این موضوع که نواز شریف در زمان ریاست جمهوری‌اش نسبت به مسلمانان بنیادگرا و همین‌طور هم طالبان سیاست ملایم و موافقی داشته است، اذهان را در مورد بی‌نظیر بوتو که دارای سابقه فساد مالی است و پرونده‌های هنوز گشوده‌ای دارد، ولی طرفدار غرب است، منحرف کند.

باتوجه به اینکه شریف الهام گیرنده از وهابی‌های عربستان سعودی است و در آخرین سال‌ها‌ی ریاست جمهوری‌اش سعی کرده است شریعت و قوانین اسلامی را اجرا کند، ایجاد چین فضایی خوب برنامه‌ریزی شده است. کابینه شریف بود که به آزمایش‌های هسته‌‌ای چراغ سبز نشان داد و تلاش‌های عبدالقدیرخان سازنده بمب اتمی پاکستان را در کمک به کره شمالی و لیبی برای دستیابی به دانش هسته‌ای ندیده گرفت و باز هم این شریف بود که به شدت در حفظ قدرت طالبان در افغانستان حمایت کرد.

ولی اگر منصفانه قضاوت کنیم، مشرف و بوتو هم طرفدار برنامه اتمی پاکستان بودند و فعالانه از طالبان حمایت می‌کردند. باید به این امر هم اشاره کنم که پاکستان، عربستان و امارات متحده عربی تنها کشورهایی بودند که طالبان را به رسمیت شناختند و روابط کامل سیاسی با آنها برقرار کردند. حمایت پاکستان به وسیله این سه رهبر عمیق‌تر از اینها بوده است؛ مدارک مربوط به 7 سال حکومت طالبان که همراه با اسناد دیگر وزارت خارجه آمریکا از حالت سری خارج شد، شاهد این مدعا است.

تلگرام‌های رد و بدل شده بین وزارت خارجه آمریکا و سفارتحانه‌اش در پاکستان، آن‌طور که در آرشیو امنیت ملی در دانشگاه جورج واشنگتن خلاصه شده است، به روشنی مشخص می‌کند که طالبان به وسیله اسلام‌آباد بنیاد شد، مسلح شد و به آن مشاوره داده شد. همچنین نیروهای پاکستان برای آموزش طالبان و حتی جنگیدن همراه آنها در افغانستان مورد استفاده قرار گرفتند. ردپای این حمایت از طالبان در این اسناد، برمی‌گردد به سال 1995، وقتی که خانم بوتو نخست‌وزیر پاکستان بود. تلگرامی در تاریخ 22 دسامبر 1995 اطلاع می‌دهد که پاکستان حمایت از طالبان را برای رسیدن به قدرت در پیش گرفته است. در 22 اکتبر 1996، باز هم در زمان نخست‌وزیری بی‌نظیر بوتو، سفارت آمریکا به واشنگتن هشدار می‌دهد که آژانس اطلاعاتی درون‌سازمانی پاکستان ـ ISI ـ برای نیروهای طالبان سلاح، سوخت و غذا تهیه می‌کند.

در پایان تصدی بوتو، تلگرام دیگری بر این امر اشاره دارد که «پاکستان به شدت در افغانستان درگیر است». این تلگرام این موضوع را هم اضافه کرده است که بیشتر یگان‌های مرزی پشتون در این امر دخالت دارند. از این یگان‌ها ظاهراً در فرماندهی، کنترل، آموزش جنگ‌های لازم هم استفاده شده است.

این یگان‌های مرزی همان‌هایی هستند که اکنون مشرف و بوش برای دستگیری بن‌لادن و گروه او روی آنها حساب باز کرده‌اند و اکنون در مرز پاکستان و افغانستان، با آنها می‌جنگند.

شریف ستیزه‌جوی مذهبی، در مورد حمایت از طالبان با بوتو و مشرف که مورد حمایت آمریکا هستند، متفاوت عمل کرده است. ولی به طور کلی همه آنها حمایت بی‌چون و چرایی از طالبان داشته‌اند و به بن‌لادن پناه دادند.

بوش تحریم اقتصادی پاکستان را ـ به تلافی آزمایش هسته‌ای ـ پس از 11 سپتامبر به عنوان پاداشی برای مشرف، که اجازه داد برای حمله به افغانستان از فضای هوایی کشورش استفاده شود، لغو کرد: «ما 10 میلیارد دلار هم به پاکستان کمک کردیم برای تشویق به این امر که کمکمان کند بن‌لادن را دستگیر کنیم، ولی هنوز چنین موفقیتی به دست نیامده است. علاوه بر اینها ما به دو شیخ‌نشین صاحب نفت عرب پاداش دادیم که به از میدان برداشتن صدام حسین دشمن سرسخت‌شان، به ما کمک کرده بودند.»

در نتیجه جهان اکنون جای بسیار «امن»تر شده است. دموکراسی در جهان گسترش یافته و بهای نفت آن‌قدر بالا رفته است که سعودی‌ها 20 میلیارد دلار سخت‌افزار نظامی ساخت آمریکا سفارش داده‌اند. برای کمپانی‌های آمریکایی هم اوضاع بسیار عالی شده است. کمپانی قدیمی دیک چنی، هالی برتون آن‌قدر از جنگ عراق سود برده که  توانسته است دوباره حوزه عملیاتی خود را از تگزاس تا دبی گسترش دهد. همین «موفقیت»هاست که بن‌لادن را اهمیتی تاریخی داده است.