تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۶:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۴۳۵۹۶

نصر عزیزی

خیز افراطیون برای تصاحب صندلی‌های مجلس هشتم موجب گردید تا گوشه‌ای از پرونده مجلس ششم که در اختیار و مدیریت دوم خردادیهای قبلی و اصلاح‌طلبان فعلی بوده باز شود. ضمن احترام و تکریم خدمات صادقانه آن گروه از نمایندگان از همه جریانها که قصد خدمت داشته‌اند، ولی برنامه‌ها و سیاستهای جریانی افراطی که برای خروج از حاکمیت و ناکارآمد نمودن دولت و مجلس ششم جو ناآرامی را در فضای سیاسی آن سالها بوجود آورده بود، نباید از حافظه‌ها پاک شود. یعنی کسانی که بدون تعارف دست دوستی با دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی و مردم ایران داده بودند و بسیاری از آنها هم به همین دلایل توسط شورای نگهبان بحق اسلامیت و قانونیت نظام رد صلاحیت شده‌اند، با چه توجیهی صحبت از حقوق مردم و یا کارآمدی مجلس هفتم و دولت خدمتگزار اصولگرا دارند.

در یک بررسی که در سال 82 از عملکرد سه ساله مجلس ششم به روایت آمار و ارقام انجام گردید، بخشی از کارنامه مدعیان خیزبردار برای مجلس هشتم بشرح زیر است:

در این سه سال مجلس ششم با مدیریت جناب حجت‌الاسلام کروبی و آقایان بهزاد نبوی و محمدرضا خاتمی در مجموع 845 طرح و لایحه را در دستور کار قرار دادند که 58 درصد لوایح دولت و 42 درصد طرحهای مجلس بوده و در مجموع طی سه سال فقط 366 طرح و لایحه یعنی 43 درصد مصوبه داشته‌اند. به عبارت دیگر مجلس دوم خردادیها در طی سه سال بطور متوسط هر سه روز فقط یک طرح و یا لایحه تصویبی داشت. براساس آمار 97 درصد مصوبات توسط شورای محترم نگهبان تصویب گردید و فقط سه درصد مصوبات به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال گردید. یعنی شورای نگهبان بیشترین و بهترین همکاری را با مجلس ششم داشته است. همچنین در این دوره 63 طرح و لایحه ردی، 74 مورد استردادی، 10 فقره ارسال به مجمع تشخیص مصلحت، 23 مورد تصویب یا رد اصلاحیه و فقط 8 مورد تصویب یا رد مجدد اصلاحیه در عملکرد وجود داشت. نکته جالب توجه اینکه 97 درصد هماهنگی و همکاری شورای نگهبان که مستند به مبانی شرعی و قانونی بوده در تبلیغات و غوغاسالاری این جریان 97 درصد ناهماهنگی و کارشکنی جلوه‌گر می‌شود.

همچنین در طی 1100 روز فقط 236 جلسه و با تعداد ساعات متوسط هر جلسه 3/3 ساعت وقت صرف شده در مجموع 1226 ساعت مجلس روی طرحها و لوایح بحث و بررسی نمود.

چنانچه هر سال 65 روز تعطیلی و مرخصی برای نمایندگان منظور شود با 300 روز کاری و هر روز بطور تقریبی 8 ساعت کار اداری نظیر سایر کارمندان جمع این ساعات 7200 ساعت می‌شود. بنابراین با احتساب 1236 ساعت وقت صرف شده در طی سه سال برای تصویب طرحها و لوایح فقط 17 درصد وقت اداری نمایندگان صرف این کار گردید. البته این بشرطی است که این 17 درصد همه نمایندگان حضور داشته و حداکثر بهره‌برداری را از وقت نموده باشند.

اگر فرض شود دو برابر وقت مذکور نمایندگان در کمیسیونها کار و تلاش کرده باشند، یعنی هر نماینده تقریباً 51 درصد وقت‌اش براساس 8 ساعت کار در مجلس صرف شده است ملاحظه می‌شود با توجه به اینکه مشخص نیست که چه میزان از وقت یک نماینده صرف کارهای غیر از مجلس و ارتباط با مردم گردیده، با عنایت با جو سیاسی و پیگیری امور تشنج‌آفرین توسط عده‌ای از نمایندگان آن دوره کارایی و کارنامه آنها قضاوت مناسبی را برای افکار عمومی مهیا می‌سازد.

مجلس ششم در طول سه سال 146 نامه و بیانیه عمومی صادر نموده که 24 درصد آنها بیانیه‌ها و بقیه را نامه‌ها در برمی‌گرفتند. فراموش نشود محتوای بعضی از این نامه‌ها و بیانیه‌ها حمایت‌های باندی، خطی، درخواست‌های جناحی، موضع‌گیری علیه ارکان نظام و حامی از موضوعات تنش‌زای سیاسی بوده که ضمن اینکه برخی از آنها فاقد امضا و یا بدون رضایت سایر نمایندگان منتشر می‌گردید، آرامش روانی و سیاسی جامعه را متشنج و فضای نامطلوبی را در عرصه افکار عمومی بوجود می‌آورد و همه این اقدامات تحت لوای تقدم توسعه سیاسی بر سایر امور نظیر توسعه اقتصادی و فرهنگی و غیره بوده است در حالی که این نوع موضع‌گیری‌ها و بیانیه‌ها و نطق‌های پیش از دستور و بعضی طرحها و لوایح خلاف قانون و شرع و قسم و پیمانی بوده که آنها با مردم متعهد شده‌اند.

روزهای سخت و رنجش‌آور آن روزها فراموش نمی‌شود که با توجه به این بیانیه‌ها و نطق‌ها و مصاحبه‌ها و ارتباطاتی که در سفرهای خارجی بعضی از اینها داشته‌اند، جسارت و پررویی و دخالت پارلمان اروپا را به جایی رسانده بود که در قطعنامه‌ای همصدا با مجلس ششم خواهان حمایت از استعفای 127 نماینده آن دوره و عدم دخالت شورای نگهبان و رعایت حقوق بشر در ایران و دخالت در پرونده هسته‌ای بوده و در واقع استقلال کشور را زیر سئوال برده و اینها نیز یا همصدا بودند و یا بی‌تفاوت و یا سکوت کرده‌اند.

به هر حال بازخوانی این پرونده و این کارنامه بحث زیادی دارد که شاید به مصلحت نباشد ولی آنها که آن همه مشکلات را برای نظام آفریدند، حریم را نگهدارند و این نکته را باید درک کنند که ساحت مردم و نظام جمهوری اسلامی فضای بی‌حد و مرز تبلیغات غربی نیست که هرکسی هر چه بخواهد در آن عرضه نماید و حرمت نظام را پاس ندارند و ای کاش جناب آقای کروبی بعنوان رئیس مجلس برخی از مواضعی را که حالا دارد، آن روزها عنوان می‌کردند تا حداقل صف‌ خودیها از غیرخودیها تفکیک می‌‌‌گردید.