تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۶:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۴۳۵۹۷

مجتبی همدانی

انتظار می‌رود سعید حجاریان که زمانی از او به عنوان نظریه‌پرداز اصلاحات نام برده می‌شد در ایام پیش‌رو و فرصتی که تا انتخابات باقی است مورد توجه مطبوعات زنجیره‌ای قرار گیرد.

اولین مصاحبه او در این چارچوب هفته گذشته انجام شد ولی به نظر می‌رسد که آخرین مصاحبه او باشد.

تناقضات موجود در این مصاحبه باعث خواهد شد که نظریات «نظریه‌پرداز اصلاحات» با واکنش منفی همفکران او مواجه شود. اما قبل از این موضوع نظریات حجاریان به دیوار زمان برخورده است. دیواری که به نظر می‌رسد حجاریان در طول یک دهه گذشته از آن عبور نکرده است.

حجاریان در مصاحبه مذکور راهکارهایی را برای انتخابات پیشنهاد کرده است تا به تعبیر خودش مشکلات اجرایی انتخابات را کم کند و راهی هم برای بررسی صلاحیت نامزدها ارائه کند. حجاریان در این مصاحبه هنوز از ایده فشار از پایین و چانه‌زدنی در بالا دفاع و می‌گوید تلاش دارد آن را کاربردی کند. او از احراز صلاحیت نامزدها دفاع می‌کند، ولی معتقد است که این کار را باید مردم انجام دهند. همچنین پیشنهاد کرده است که از نامزدها ودیعه گرفته شود، تا چنانچه موفق به کسب تعداد مشخصی از آراء نشدند آن ودیعه به نفع دولت ضبط گردد و یا اینکه هر نامزد همانند بعضی کشورها موظف باشد تایید تعدادی از استادان دانشگاه، وکیل یا شخصیت برجسته را جمع کند.

حجاریان از راهکارهایی نظیر اعتصاب، تظاهرات خیابانی و... برای پیشبرد اهداف به اصطلاح اصلاح‌طلبان دفاع می‌کند. او وقتی در انتهای مصاحبه خود می‌گوید مصالحه ملی حرف بی‌ربطی است و با این پرسش مواجه می‌شود که مگر هم او نبود که پیشنهاد تشکیل ائتلافی از نهضت آزادی تا موتلفه را ارائه کرده بود می‌گوید هنوز هم از این پیشنهاد دفاع می‌کند زیرا این پیشنهاد برای جلوگیری از جنگ و ماجراجویی بود ولی موتلفه‌ای‌ها این پیشنهاد را قبول نکردند و ماجراجویی می‌کنند!

اینها بخش‌هایی از یک مصاحبه طولانی است که در لابلای آن می‌توان دریافت که حجاریان همان است که بود اما دیگران از او در نظریات پیشی گرفته‌اند در حالی که شخص او در صحیح بودن نظریاتش مصرتر شده است.

مصاحبه‌کننده در ابتدای مصاحبه توضیح می‌دهد که حجاریان توسط دوستانش منع شده است که نظرات خود را درباره نامزدی خاتمی در انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری بیان کند و حجاریان هم در این مصاحبه به سرعت از کنار آن می‌گذرد. در این مصاحبه گلایه‌های فراوانی وجود دارد که حجاریان از عدم همراهی دوستان اصلاح‌طلبش با نظریه‌پردازی‌های او سخن می‌گوید و...

در لابلای سخنان حجاریان، هیچ نشانه‌ای نیست که بگوییم این سخنان مربوط به یک سیاستمدار یا نظریه‌پرداز مسلمان است. این نشانه‌ای است که حجاریان هنوز هم به نظریه جدایی دین از سیاست اعتقاد دارد. این همان شیوه‌ای است که مدعیان روشنفکری ایرانی در طول یکصد سال اخیر پی گرفته‌اند و همواره از مردم دور مانده‌اند.

حجاریان نمونه‌ای از کسانی است که در طول دوره موسوم به اصلاحات راهی را رفت که اکنون نظریات او دیگر خواهان جدی ندارد. یاران سابق او دیگر اعتنای چندانی به وی ندارند. او نه فقط جسمش را، بلکه فکرش راه در این راه فرسوده کرد. انبوهی از اصطلاحات ابداعی او از ایده فشار از پایین، چانه‌زنی در بالا و مشروطه‌خواهی گرفته تا جبهه جلوگیری از جنگ و بقول خودش ماجراجویی، کند و ناکارآمد شده است.

دوست داشتم بدانم حجاریان در علت‌های این موضوع و بهره‌ای که برای دنیا و آخرت خود در این راه کسب کرده سخنی دارد یا نه؟ شاید این موضوع بتواند مبنای یک مصاحبه شفاهی و یا کتبی با او باشد.