محمد پهلوانی
اظهارات جناب آقای منتجبنیا دبیر کل حزب اعتماد ملی مبنی بر اظهار نگرانی از طرح مسائل اختلافی میان اصلاحطلبان (1) را باید جدی تلقی کرد چرا که کاشف از اهمیت موضوع و بحرانی بودن شرایط حاکم بر اصلاحطلبان در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی است.
این در حالی است که آقای اسماعیل گرامیمقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی با ارسال نامهای به دبیر کل حزب مشارکت از مواضع و راهبردهای این حزب به شدت انتقاد کرد و تصریح کرده است که "آیا به یاد دارید تندرویهای خارج از ظرفیت جامعه و حکومت از سوی حزب مشارکت و برخی احزاب همسو با شما نتایج کنونی را برای اصلاحطلبان و کشور به وجود آورد." (2) همچنین جناب آقای کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی با حزب مشارکت و سازمان مجاهدین مشکل دارد پس از کمی سکوت گفت: "من فرد و گروه خاصی را نمیگویم بهتر است وارد این قضایا نشویم من در واقع اختلافات با این دو گروه را نه تایید میکنم نه تکذیب." (3)
گفتههای آقای محمدعلی ابطحی عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در گفتگو با ایسنا نیز بر همین نکته دلالت دارند: "اختلاف اصلاحطلبان بر سر این است که چه کسانی سهم بیشتری داشته باشند و یا چه کسانی کاندیدا شوند و ریشه این اختلافات در سهمخواهی است." (4) موید این مطلب اظهارات آقای طاهرنژاد عضو شورای مرکزی حزب مشارکت است که بیان میکند: "سهمخواهی و فزونخواهی مهمترین تهدید پیش روی اطلاحطلبان است و قطعا به اصلاحطلبان ضربه میزند. برخی از جریانات درون اصلاحات به صورت متحد و سازمان یافته در جهت عدم شکلگیری یک ائتلاف یکپارچه میان اصلاحطلبان تلاش میکنند که طبیعتا با آنها نمیشود به تفاهم رسید." (5)
در مقابل جناب آقای محمد سلامتی دبیر کل سازمان مجاهدین بیان داشت: " حزب اعتماد ملی تصمیم گرفته تا با تابلوی خویش وارد انتخابات شود و ما این تصمیم را غیرمنتظره نمیدانیم... اصلاحطلبان به تصمیمات ویژه حزب اعتماد ملی عادت کردهاند." (6)
همه این شواهد کاشف از اوضاع بحرانی و نابسامان اصلاحطلبان دارد و این آشفتگیها باعث شده تا برای حفظ آبرو و انسجام ظاهری تاختن به اصولگرایان و دولت نهم را در برنامه کاری خود قرار دهند و صرفا با اتکا به ترفندهای تکراری سابق از قبیل حمله به شورای نگهبان، مسئولان برگزاری انتخابات و تشکیک در صحت نتایج آرا و ... به حیات سیاسی خود ادامه دهند و برای شکست خود در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی توجیهاتی را بتراشند. با این تفاصیل، اصلاحطلبان خواهان حضور در مجلس و دیگر ارکان نظام تحت عنوان اصلاحطلب هستند و طبعا در صورت حضور، همان مشکلات شدید سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دوران اصلاحات حاکم خواهد شد.
نکته تامل برانگیز این است که اصلاحطلبان بعد از هشت سال حاکمیت و دو سال استراحت اجباری هنوز تعریفی از اصلاحات ندارند عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی معتقد است: "به دلیل عدم تعریف مبانی اصلاحات ائتلاف میان اصلاحطلبان شکل نمیگیرد." (7) کما اینکه آقای سید محمد خاتمی نیز تصریح میکند: "هنوز ابعاد تفکر اصلاحطلبان مشخص نیست و باید برای آن تعریف دقیقتری ارائه داد." (8)
آقای مصطفی تاجزاده عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در این راستا اعلام میکند: "در گفتمان اصلاحی شاید اصل نظام را قبول نداشته باشید اما التزام عملی به قانون دارید." (9) ولی ایشان توضیح نمیدهد در نظامی که اصل آن مورد قبول نیست چه چیزی قرار است اصلاح شود؟! در عین حال ایشان معتقد است؛ "ادبیات اصلاحطلبان ادبیات خواهش و نصیحت است تا حکومت را به سمت درست هدایت کنند." (10)
ظاهرا مقصود آقای تاجزاده از قانونگرایی و التزام عملی به قانون و هدایت حکومت به سمت درست همان شیوهای است که در مجلس ششم به آن التزام عملی نشان میدادند" یعنی حضور آقایان میثم سعیدی با مدرک شیمی، علی تاجرنیا با مدرک دندانپزشکی و محمدرضا خاتمی با مدرک پزشکی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم است. در حالی که این سه نفر هیچ سابقهای در امور امنیتی و یا سیاست خارجی نداشتند." (11)
مجلس ششم که با شعار بسط توسعه سیاسی و اصلاحات گام در عرصه سیاسی و تقنینی کشور نهاد در این راه عملا خود را متکفل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم ندانست و اساسا در راهی گام برداشت که گویی مردم را به کلی فراموش کرده و فضای کلی مجلس مربوط به حمایت از قشر خاصی از احزاب طالب قدرت بود. پس از مطرح شدن بحث اعتبارنامه منتخب مردم اراک اکثریت نمایندگان که اصلاحطلب بودند به اعتبارنامه وی رای منفی دادند و او را لایق نمایندگی ملت ندانستند. علت این امر عدم شایستگی فرد منتخب مردم اراک یا وجود مدرک خاصی برای عدم صلاحیت وی نبود بلکه دلیل آن را آقای علی شکوریراد با گفتاری زورمدارانه تبری نجستن نماینده اراک از شورای نگهبان قانون اساسی بیان میکند! آقای شکوریراد در این خصوص چنین میگوید: "اگر نماینده اراک از اقدام شورای نگهبان تبری میجست و نمایندگان را در مورد اعترضشان ذیحق میدانست ما به اعتبارنامه او رای میدادیم." (12)
داشتن تعریفی دقیق و روشن و نسبتا اجماعی از اصلاحطلبی با اتکا به مصالح عینی و واقعی مردم و نظام جمهوری اسلامی ضرورت حضور موفق اصلاحطلبان در صحنه سیاسی کشور به طور عام و در عرصه انتخابات به طور خاص است.