تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۴۳۶۵۰
حزب اتحاد ملی در آستانه اعلام موجودیت


بهروز شجاعی

خبر تشکیل حزب جدیدی به نام «اتحاد ملی» اواسط اردیبهشت‌ماه روی خروجی برخی سایت‌های خبری قرار گرفت. خبر از این قرار بود: «همزمان با نامیده شدن سال جاری به نام اتحاد ملی، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با حزب اتحاد ملی در صحنه سیاست کشور فعالیت خواهد کرد. گروهی از نزدیکان و دوستان محسن رضایی درصدد تشکیل حزب جدیدی به نام اتحاد ملی هستند. حزب جدید از ائتلاف تشکل‌های نزدیک به دکتر محسن رضایی از جمله فراکسیون وفاق و کارآمدی مجلس هفتم و نیز گروه خدمتگزاران تشکیل خواهد شد. آقایان دکتر امیدوار رضایی، دکتر روح‌الامینی، طلایی‌نیک و امیدی از جمله اعضای هیات موسس حزب اتحاد ملی خواهند بود و در حال حاضر مشغول تهیه مقدمات، شناسایی نیرو برای دفاتر استانی و ثبت رسمی حزب اتحاد ملی هستند».

شاید اگر این خبر دو سال پیش روی خروجی سایت‌های خبری و حتی خبرگزاری‌های رسمی قرار می‌گرفت، چندان عجیب و غیرمنتظره به نظر نمی‌رسید اما دو چیز این خبر را عجیب و غیرمنتظره کرد؛ نخست، زمان تشکیل این حزب بود. چرا که خبر تاسیس این حزب در اردیبهشت‌ماه سال 1386 یعنی زمانی که تا برگزاری دومین سالگرد سوم تیر و انتخاب محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری، کمتر از سه ماه باقی مانده، اعلام شد. فارغ از تحلیل‌هایی که پیرامون چرایی و چگونگی این «اتفاق» یا به تعبیر برخی «حماسه» یا به تعبیر برخی دیگر «اشتباه» ارائه شده است، می‌توان سوم تیر و جریانی که بعد از آن اداره کشور را به دست گرفت، نمادی از «تحزب‌گریزی» و در برخی مواقع «تحزب‌ستیزی» دانست. این تحلیلی است که عموم فعالان سیاسی دو جناح ـ اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا ـ در نقد دولت نهم بیان می‌کنند. تا جایی که در نشست اخیر خانه احزاب، «بهزاد نبوی» چهره شاخص اصلاح‌طلبان با تمجید از مواضع «حبیب‌الله عسکراولادی» همتای راستگرای خود، از ائتلافی سخن گفت که میان دو جناح بر سر موضوع تحزب و در برابر فشارهای دولت شکل گرفته است. مبنای این تحلیل‌ها اظهارنظرهای رسمی و غیررسمی دولتمردان نهم در رد تحزب و پاره‌ای اقدامات این دولت از جمله قطع یارانه احزاب است. بنابراین تشکیل یک «حزب» آن هم زمانی که سال اول دولت نهم طی شده و این دولت در حال آماده شدن برای برگزاری جشن دو سالگی خود است بسیار مهم جلوه می‌کند. اما آن چیزی که ارزش خبری این خبر را دو چندان کرد حضور و محوریت «محسن رضایی» کاندیدای دوره نهم ریاست جمهوری، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این حزب نوپا بود.

از پاستور تا اتحاد ملی

رسیدن محسن رضایی و حواریونش به نقطه تشکیل حزب البته داستانی دست‌کم دو ساله دارد. شاید داستان از آخرین روزهای مانده به برگزاری انتخابات نهم ریاست جمهوری شروع شد که رضایی از کاندیداتوری انصراف داد تا با یک تیر دو نشان بزند؛ هم از شکست محتوم بگریزد و هم شانس حضور خود را در سطح وزیر یا معاون اول رئیس‌جمهور در دولت هاشمی رفسنجانی و یا دولت اصولگرای احتمالی افزایش دهد فاما شاهین اقبال بر دوش محسن رضایی ننشست. محسن رضایی اسفندماه سال 84 در حالی که از استقرار دولت نهم چند ماهی می‌گذشت در پاسخ به سوال خبرنگاری که از او پرسیده بود «قرار بود شما یکی از وزرای کابینه احمدی‌نژاد باشید، پس چرا اینگونه نشد؟»، گفت: «دلیلش این بود که نه من این مساله را دنبال کردم و نه احمدی‌نژاد، اما من در هر حال از هر کمکی که از دستم برآید به احمدی‌نژاد دریغ نمی‌کنم». وی در پایان این مصاحبه تاکید کرد: «قضاوت درباره عملکرد دولت جدید نیازمند گذشت حداقل یک سال از کار این دولت است». محسن رضایی به قول خود وفا کرد و بعد از گذشت یکسال که دولت مهرورز دیگر به دلیل گذشت زمان ـ که از قدیم‌الایام به عنوان حلال بیشتر مشکلات مطرح شده ـ «بهانه» یا «مانعی» بر سر اجرای برنامه‌های خود نداشت، به قضاوت صریح در مورد دولت احمدی‌نژاد پرداخت. فیلتر شدن سایت بازتاب نیز بهانه یا شاید جرقه خوبی برای شعله‌ور شدن آتش انتقادات بود. بازتابی که چند ماهی بود رویه خود را تغییر داده و از «احمدی‌نژادی بودن» به «منتقد دولت شدن» چرخیده بود.

نامه بازتاب؛ نقطه‌عطف

در این میان نامه مدیران بازتاب به رضایی نقطه‌عطفی بود در این چرخش. مدیران سایت بازتاب در نامه‌ای سرگشاده یک هفته قبل از اعلام تشکیل حزب «اتحاد ملی» به انتقاد صریح از دولت نهم پرداختند تا هم حمایت محسن رضایی از سایت بازتاب را که در برنامه «مردم ایران سلام» شبکه دوم سیما انجام شد پاسخ دهند و هم فضا را برای اعلام موجودیت «اتحاد ملی» فراهم کنند. بازتاب در بخشی از این نامه به صورت غیرمستقیم به علت چرخش محسن رضایی پرداخت: «با معرفی کابینه آقای احمدی‌نژاد، اولین نشانه فاصله گرفتن ایشان از شعارهایی که در انتخابات داده بودند، مشاهده شد و طبیعتا نقدهای بازتاب نیز از همین منظر در کنار حمایت‌های سایت از دولت آغاز شد. استفاده از نیروهای کم‌توان و بعضا آلوده و کنار گذاردن نیروهای توانمند و ارزشی از مهم‌ترین محورهای انتقاد سایت به ایشان بود که می‌توان نمونه آن را در وزارتخانه‌ها و سازمان‌هایی چون رفاه، دفاع، خارجه، نفت، بازرگانی، جهاد کشاورزی، میراث فرهنگی و... مشاهده کرد که بسیاری از نیروهای توانمند انقلاب که حتی در انتخابات نیز از ایشان حمایت کرده بودند، کنار زده شدند و افراد ضعیفی که بعضا تداوم مدیریت ناسالم گذشته بودند، صرفا به دلیل حمایت‌های باندی و محفلی به قدرت رسیدند و به جای آنکه آقای احمدی‌نژاد فضای انتخاب خود را به دایره وسیع اصولگرایان گسترش دهد، بر همان دایره محدود نیروهای مرتبط با ایشان از ابتدای انقلاب اصرار داشت. در حالی که ده‌ها و صدها نیروی متدین، اصولگرا و توانمندتر از این افراد برای انتصاب وجود داشتند که به دلیل عدم ارتباطات باندی و محفلی خانه‌نشین بودند و از آنها استفاده نشد.»

مانیفست رضایی: جدایی اصولگرایان از محافظه‌کاران

نگاهی دقیق‌تر به موضع‌گیری محسن رضایی نشان می‌دهد که فرمانده سابق سپاه «احتمالات» را مدنظر داشت و از همان زمان که در ذهن خود، برنامه‌هایش را برای معاونت اولی یا کرسی وزارت نفت تدوین می‌کرد، احتمالات دیگری را هم در نظر گرفته بود. چرا که او سال‌ها در مقام فرماندهی سپاه در دوران جنگ با نقشه و عملیات جنگی سر و کار داشت و مجبور بود که با در نظر گرفتن احتمالات نقشه‌های خود را طرح‌ریزی کند. محسن رضایی در قالب مقاله و مصاحبه‌ای که پیش از این جریانات، در سایت بازتاب منتشر شد، تلاش کرد تا زمینه‌ای برای اجرای نقشه‌های جایگزین خود فراهم کند. رضایی در واقع خاستگاه و پایگاه حزب «اتحاد ملی» را در این دو مطلب روشن ساخت.

فرمانده سابق سپاه پاسداران در مطلبی که یک روز قبل از برگزاری دور دوم ریاست جمهوری نهم در سایت بازتاب منتشر شد، نیروهای مسلح را به حفظ و حراست از آزادی و دموکراسی دعوت کرد و گفت: «آزادی و دمکراسی بدون نیروهای مسلح مقتدر و توانمند و البته دمکراتیک، امکان‌پذیر نیست. به نظر می‌رسد رفتار جناح‌های سیاسی با نیروهای مسلح، که آنان را در حد یک پاسبان درب خانه و یک چماق برای حفظ حکومت پایین می‌آورند، نوعی تحقیر متکبرانه است که در هیچ‌یک از کشورهای توسعه‌یافته و نیز در فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی ما وجود ندارد و حکایت از نوعی بیماری روانی در برخی از دولتمردان و سیاستمداران ایران دارد. به نظر می‌رسد اجماع نهادهای مدنی و نیروهای مسلح بر یک فهم مشترک از امنیت ملی و دمکراسی، نقطه آغاز نوسازی فوق است. در کنار این قاطعیت دمکراتیک، رفتار برادرانه و نگاهی مکمل به نهادهای مدنی و نیروهای مسلح یک ضرورت است.» رضایی در این یادداشت تلاش زیرکانه‌ای را برای موجه جلوه دادن ورود نیروهای نظامی به صحنه سیاست، البته نه به عنوان مانعی بر سر دموکراسی و آزادی بلکه به عنوان «حافظ و پاسدار آزادی» و شاید هم «ارمغان‌آورندگان» آن کرد.

اما این مقاله آغاز زمینه‌سازی رضایی برای طرح مانیفست اصلی خود بود. کاندیدای انصراف داده انتخابات ریاست جمهوری چند ماه بعد از این یادداشت در آستانه برگزاری انتخابات سومین دوره شورای اسلامی شهر و روستا در گفت‌وگویی با طرح موضوع جدایی اصولگرایان از محافظه‌کاران این امر را یک «ضرورت تاریخی» دانست. رضایی در این مطلب، در واقع خبر از آغاز حرکت خویش برای جدایی اصولگرایان البته با تعریفی که وی از اصولگرایی و محافظه‌کاری داشت، می‌داد. وی که در اوج اختلافات اصولگرایان بر سر بستن لیست‌های انتخاباتی سخن می‌گفت، اظهار داشت: «اگر ائتلاف اصولگرایان به توافق نرسند، اصولگرایان و محافظه‌کاران از هم جدا می‌شوند. به نظر من این جدایی یک ضرورت تاریخی است؛ چون به یک ساماندهی سیاسی در جناح‌های کشور نیاز داریم.» رضایی با اشاره به تشکیل جبهه اصولگرایان جدا از محافظه‌کاران در صورت عدم توافق ائتلاف اصولگرایان ـ محافظه‌کاران گفت: «پیشنهاد می‌کنم که نیروهای انقلابی از محافظه‌کاران و چپ‌های ارزشی به اصولگرایان بپیوندند و یک جبهه بزرگ ارزشی و انقلابی با محوریت مردم و نخبگان در کشور ساماندهی کنند.»

وی گفت: «با این اوضاع سیاسی جناح‌های کشور به قدرت تشخیص مردم آسیب وارد می‌شود و سعی و خطا در تصمیم‌گیری مردم افزایش می‌یابد.» رضایی درباره علت اختلاف در اردوگاه اصولگرایان تصریح کرد: «جریان اصولگرا از یک ائتلاف بین محافظه‌کاران و نیروهای ارزشی و انقلابی شروع شد، اما این ائتلاف در انتخابات ریاست جمهوری شکست و در حالی که در انتخابات شورا و مجلس هفتم موفق بود، این ائتلاف شکسته شده و نسبت به آن تعیین تکلیف نشده است و اگر در انتخابات جاری کارآمدی خود را نشان ندهد، اصولگرایان از محافظه‌کاران جدا می‌شوند و سه جناح در عرصه سیاسی به فعالیت می‌پردازند که البته با این حساب صحنه سیاسی کشور شفاف‌تر می‌شود.» دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره اینکه آیا اصولگرایان به تنهایی می‌توانند یک جبهه تشکیل دهند؟ و آیا در میان آنها تشتت لیستی ایجاد نخواهد شد؟ گفت: «اصولگرایان این ظرفیت را دارند که اگر از محافظه‌کاران جدا شوند، خود یک جبهه قوی را تشکیل و نظم و انضباط سیاسی را در خود حاکم کنند.» وی در آن زمان اعلام کرد: «در جریان اصولگرا به زودی چندین حزب تشکیل می‌شود چون یک جبهه است و در ایران فعالیت سیاسی از جناح و جبهه شروع می‌شود.»

بدین‌ترتیب، محسن رضایی در این دو موضع‌گیری علنا اعلام کرد: «رفتار جناح‌های سیاسی با نیروهای مسلح، که آنان را در حد یک پاسبان درب خانه و یک چماق برای حفظ حکومت پایین می‌آورند، نوعی تحقیر متکبرانه است.» و خواستار توجه بیشتر به نظامیان به عنوان الزام وجود و پیشرفت دموکراسی و آزادی شد و از سوی دیگر خبر از تشکیل چندین حزب و جدا شدن جریان اصولگرایی از محافظه‌کاران داد. با این تفاسیر به نظر می‌رسد فرمانده سابق سپاه پاسداران با ورود به عرصه تحزب در پی ایجاد و رهبری «جریان سوم» که از مدت‌ها قبل خبر از آن می‌داد را دارد و می‌خواهد خود و «اتحاد ملی» را به عنوان رهبر جریان اصولگرایی مطرح و ثابت کند که نظامیان هم می‌توانند دموکراسی‌خواه و حتی آزادی‌خواه باشند.

توضیحات طلایی‌نیک

هرچند تاکنون در مورد «حزب اتحاد ملی» جز خبر همان سایت‌ها خبری منتشر نشده است، اما «رضا طلایی‌نیک» سخنگوی فراکسیون وفاق و کارآمدی و از موسسان این حزب به «هم‌میهن» می‌گوید: «در حال رایزنی با سایر اعضا هستیم. اجازه بدهید در مورد این حزب بیشتر حرف نزنم، تا این مسائل کاملا روشن شود که احتمالا تا اواسط هفته آینده این اتفاق خواهد افتاد.» اما یک مشکل بزرگ و پیش‌بینی نشده نیز بر سر تاسیس «حزب اتحاد ملی» به وجود آمده و آن هم وجود و فعالیت یک حزب محلی در شمال کشور و شهرهای آمل و بابل از سال 81 است و جالب آنکه همزمان با منتشر شدن خبر تاسیس حزب «اتحاد ملی» که با حضور محسن رضایی و امیدوار رضایی رگه‌های جنوبی و مسجد سلیمانی این حزب را نمایان می‌کند، «اتحاد ملی» شمالی نیز بسیار فعال‌تر شده است و بیانیه‌ها و موضع‌گیری‌های خود را به خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها ارسال می‌کند تا بگوید ما هم «اتحاد ملی» هستیم! طلایی‌نیک نیز این موضوع را تایید می‌کند و می‌گوید: «با توجه به این تشابه اسمی منتظر پاسخ استعلام صورت گرفته از وزارت کشور هستیم.» طلایی‌نیک در مورد دبیرکلی محسن رضایی بر «اتحاد ملی» بعد از مکثی معنادار که احتمال دبیرکلی محسن رضایی البته در «سایه» را تقویت می‌کند، می‌گوید: «چنین بحثی مطرح نیست.»

باید چند روز دیگر منتظر ماند و دید آیا محسن رضایی موفق خواهد شد با «اتحاد ملی»، جریان اصولگرایی که در ابتدا گمان می‌کرد احمدی‌نژاد می‌تواند فرمانده خوبی برای آن باشد ولی بعد از مدتی به این نتیجه رسید که این فقط یک «گمان» بود و نه یک «حقیقت» را هدایت و رهبری کند یا مجبور به عقب‌نشینی حداقل در مورد اسم حزب می‌شود یا ترجیح می‌دهد «دبیرکل در سایه» باشد.