نویسنده: منیر شفیق
ترجمه: محمد مالکی
م
قدمه:پیامدهای حمایت کشورهای عربی از عملیاتهای تروریستی القاعده در عراق سرانجام خود را نشان داد، اما این بار نه در عراق بلکه در پایتخت یک کشور عربی یعنی الجزایر. این سرانجامی است که حتی حامیان و مدافعان القاعده هم نمیتوانند آن را توجیه کنند. باید به این نکته نیز توجه کرد که فرآیند حمایت از عملیات تروریستی القاعده تاکنون چیزی جز قتلعام کورکورانه در پی نداشته است و از همین رو کشورهایی که از چنین اقداماتی حمایت میکنند، نمیتوانند برای آن استثنائاتی قائل شوند. چرا که این مسیر انتها و سرانجامی ندارد و همه را قربانی خود خواهد کرد.
">نویسنده: منیر شفیق
ترجمه: محمد مالکی
م
قدمه:پیامدهای حمایت کشورهای عربی از عملیاتهای تروریستی القاعده در عراق سرانجام خود را نشان داد، اما این بار نه در عراق بلکه در پایتخت یک کشور عربی یعنی الجزایر. این سرانجامی است که حتی حامیان و مدافعان القاعده هم نمیتوانند آن را توجیه کنند. باید به این نکته نیز توجه کرد که فرآیند حمایت از عملیات تروریستی القاعده تاکنون چیزی جز قتلعام کورکورانه در پی نداشته است و از همین رو کشورهایی که از چنین اقداماتی حمایت میکنند، نمیتوانند برای آن استثنائاتی قائل شوند. چرا که این مسیر انتها و سرانجامی ندارد و همه را قربانی خود خواهد کرد.
">نویسنده: منیر شفیق
ترجمه: محمد مالکی
م
قدمه:پیامدهای حمایت کشورهای عربی از عملیاتهای تروریستی القاعده در عراق سرانجام خود را نشان داد، اما این بار نه در عراق بلکه در پایتخت یک کشور عربی یعنی الجزایر. این سرانجامی است که حتی حامیان و مدافعان القاعده هم نمیتوانند آن را توجیه کنند. باید به این نکته نیز توجه کرد که فرآیند حمایت از عملیات تروریستی القاعده تاکنون چیزی جز قتلعام کورکورانه در پی نداشته است و از همین رو کشورهایی که از چنین اقداماتی حمایت میکنند، نمیتوانند برای آن استثنائاتی قائل شوند. چرا که این مسیر انتها و سرانجامی ندارد و همه را قربانی خود خواهد کرد.
">نویسنده: منیر شفیق
ترجمه: محمد مالکی
م
قدمه:پیامدهای حمایت کشورهای عربی از عملیاتهای تروریستی القاعده در عراق سرانجام خود را نشان داد، اما این بار نه در عراق بلکه در پایتخت یک کشور عربی یعنی الجزایر. این سرانجامی است که حتی حامیان و مدافعان القاعده هم نمیتوانند آن را توجیه کنند. باید به این نکته نیز توجه کرد که فرآیند حمایت از عملیات تروریستی القاعده تاکنون چیزی جز قتلعام کورکورانه در پی نداشته است و از همین رو کشورهایی که از چنین اقداماتی حمایت میکنند، نمیتوانند برای آن استثنائاتی قائل شوند. چرا که این مسیر انتها و سرانجامی ندارد و همه را قربانی خود خواهد کرد.
">نویسنده: منیر شفیق
ترجمه: محمد مالکی
م
قدمه:پیامدهای حمایت کشورهای عربی از عملیاتهای تروریستی القاعده در عراق سرانجام خود را نشان داد، اما این بار نه در عراق بلکه در پایتخت یک کشور عربی یعنی الجزایر. این سرانجامی است که حتی حامیان و مدافعان القاعده هم نمیتوانند آن را توجیه کنند. باید به این نکته نیز توجه کرد که فرآیند حمایت از عملیات تروریستی القاعده تاکنون چیزی جز قتلعام کورکورانه در پی نداشته است و از همین رو کشورهایی که از چنین اقداماتی حمایت میکنند، نمیتوانند برای آن استثنائاتی قائل شوند. چرا که این مسیر انتها و سرانجامی ندارد و همه را قربانی خود خواهد کرد.
">نویسنده: منیر شفیق
ترجمه: محمد مالکی
م
قدمه:پیامدهای حمایت کشورهای عربی از عملیاتهای تروریستی القاعده در عراق سرانجام خود را نشان داد، اما این بار نه در عراق بلکه در پایتخت یک کشور عربی یعنی الجزایر. این سرانجامی است که حتی حامیان و مدافعان القاعده هم نمیتوانند آن را توجیه کنند. باید به این نکته نیز توجه کرد که فرآیند حمایت از عملیات تروریستی القاعده تاکنون چیزی جز قتلعام کورکورانه در پی نداشته است و از همین رو کشورهایی که از چنین اقداماتی حمایت میکنند، نمیتوانند برای آن استثنائاتی قائل شوند. چرا که این مسیر انتها و سرانجامی ندارد و همه را قربانی خود خواهد کرد.
">نویسنده: منیر شفیق
ترجمه: محمد مالکی
م
قدمه:پیامدهای حمایت کشورهای عربی از عملیاتهای تروریستی القاعده در عراق سرانجام خود را نشان داد، اما این بار نه در عراق بلکه در پایتخت یک کشور عربی یعنی الجزایر. این سرانجامی است که حتی حامیان و مدافعان القاعده هم نمیتوانند آن را توجیه کنند. باید به این نکته نیز توجه کرد که فرآیند حمایت از عملیات تروریستی القاعده تاکنون چیزی جز قتلعام کورکورانه در پی نداشته است و از همین رو کشورهایی که از چنین اقداماتی حمایت میکنند، نمیتوانند برای آن استثنائاتی قائل شوند. چرا که این مسیر انتها و سرانجامی ندارد و همه را قربانی خود خواهد کرد.
انفجاراتی که هفته گذشته در الجزایر و مراکش اتفاق افتاد و شهروندان این دو کشور را که در محل حادثه حاضر بودند مورد هدف قرار داد و همچنین عملیات تروریستی در عراق توسط بعضی از امیران دستنشانده القاعده و دیگران که خود ادعای ریاست و امارت بر چیزی را دارند که آن را امارت اسلامی «سیان» نامگذاری کردهاند، پرسشهای زیادی را در مورد اندیشه، اهداف و سیاستهای القاعده مطرح میکند.
این سرانجامی است که حتی حامیان و مدافعان القاعده هم نمیتوانند آن را توجیه کنند. کسانی که قتل شهروندان بیگناه مسلمان و غیرمسلمان توسط القاعده را به نوعی موجه جلوه میدادند، نمیتوانند از این اقدام اخیر القاعده دفاع کنند. این چیزی است که قرآن و سنت ما به روشنی با آن مخالف است. شیخ «یوسف قرضاوی» رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمان نیز به کرات به این امر اشاره و در بیانیه اخیر خود در تلویزیون الجزیره هم بر آن تاکید کرده است. بخش اعظم علمای مسلمان نیز در کنفرانسهای متعدد فرهنگی و سیاسی این امر را مورد تاکید قرار دادهاند.
این سرانجام وحشتناک، چیزی جز سهلانگاری نسبت به نقطه آغاز نیست زیرا چگونگی پایان اغلب آغازها و نه همۀ آنها به خوبی آشکار است، بنابراین بیهوده خواهد بود اگر از جدایی بین رویدادهای اخیر و خط سیر القاعده از آغاز و ابتدا صحبت کنیم. کسی که ریختن خون یک آدم بیگناه را ساده بینگارد، در راهی قدم میگذارد که ریختن خون بسیاری از انسانها برای او آسان و راحت خواهد بود. علاوه بر آن، این شخص احساس میکند که تغییری در روحیاتش به وجود آمده است وگرنه همان گناه اول را نیز بر خود جایز نمیشمرد و به اینگونه وارد دنیای اعتیاد به قتلعام نمیشد. به همین دلیل نمیتوان بین آغاز و پایان، تمایزی قائل شد، حتی اگر خوشبینان خواهان تخفیف و پوشاندن گناهان باشند. انسانهای با عزت میدانند که چطور با قضیه برخورد کنند؛ یا اینکه باید کاملا با القاعده مخالف بود یا اینکه کاملا آنها را قبول کرد.
اگر از بعد فقهی مسئله که علما بر آن تاکید میکنند صرفنظر کنیم و از رخدادهای گذشته و فعلی عراق که همراه با قتلعام و جنایتهای فراوان بوده است بگذریم و رخدادهای اخیر در مراکش و الجزایر را هم نادیده بگیریم و به نقطه آغازین و به چیزی که القاعده به جهان به طور عام و جهان اسلام به طور خاص، تقدیم کرده است بپردازیم، درمییابیم که از همان آغاز، یک اشکال اساسی در این قضیه وجود داشته است. این اشکال هنگامی بروز یافت که جهان به 2 اردوگاه تقسیم شد؛ اردوگاه القاعده و کسانی که از لحاظ نظری و عملی حامی القاعده هستند و نیز کسانی که در آینده به القاعده ملحق خواهند شد. اردوگاه دیگر نیز بقیه جهان را در بر میگیرد و در این میان هیچ تفاوتی بین جهان اسلام و غیراسلام وجود ندارد و در جهان اسلام هم هیچ فرقی بین ظالم و مظلوم، صالح و فاسد و بین حکومتها و تودۀ مردم گذاشته نمیشود، وگرنه چگونه میتوان این قتلعامهای کورکورانه از طریق انفجار در اماکن عمومی و خیابانها را تفسیر کرد؟
در غرب نیز همه با هم برابرند. وقتی که انفجار صورت میگیرد، شهروندی که مالیات پرداخته باشد، کسی که در انتخابات شرکت کرده و کسی که از شرکت در انتخابات امتناع ورزیده است به اندازۀ تصمیمگیرندگان اصلی و فرماندهان عمده ارتش، گناهکار شناخته میشوند؛ بنابراین هیچکس از افراد گناهکار و غیر نظامی سخنی به میان نمیآورد و در این راه اختلاف، تنوع و گوناگونی نژادی و قومی در این جوامع در نظر گرفته نمیشود.
در میان رنگ سفید و سیاه، رنگ خاکستری مشاهده نمیشود و خطمشی قرآن که پس از استثناء است یعنی «و منهم من، الاالذین و...» جایگاهی ندارد. استثناء قائل نشدن ممکن است به کوررنگی بینجامد که آفت عمل فراخوانی به اسلام محسوب میشود.
این فرآیندی است که به قتلعام کورکورانه منتهی میشود و اگر بعد از انتقادات شدید به این خطمشی، استثنایی صورت بگیرد، در اتخاذ سیاست قتلعام کورکورانه تغییری حاصل نخواهد شد. رخدادهای جاری عراق و آنچه در مراکش و الجزایر اتفاق افتاد شاهدی بر این مدعاست و شگفتانگیز آنکه انفجارات مراکش و الجزایر از سوی آنها «غزوه بدرالمغرب الاسلامی» نامیده شده است.
از سوی دیگر این خطمشی چه ربطی به روشهای دعوت و اقناع مردم جهت پیوستن گروهی به دین خدا دارد؟ پیروزی فقط به امر و یاری خداوند محقق شود و با قتلعام انسانهای بیگناه به دست نمیآید زیرا این امر غضب الهی را به همراه دارد؛ خالقی که قتل بندگان خود را در هر شرایطی جز ارتکاب جرم ممنوع کرده است.
همانگونه که گفتهاند، حرف حرف میآورد. جورج بوش رئیسجمهور آمریکا خود یکی از معتقدان به تقسیم دنیا به 2 اردوگاه است و این امر در این گفته معروف او به خوبی آشکار میشود: «هر کس که با ما نیست، با تروریسم است». وی بدین منوال از سال 2001 تا 2005 بر این خطمشی تاکید ورزید، به طوری که انزوا، ناکامی و شکست را برای آمریکا به همراه آورد تا جایی که سرانجام کار به رخدادهای جاری منتهی شد. در حالی که این خطمشی (تقسیم جهان به 2 اردوگاه) نتوانست برای ابرقدرتی مانند آمریکا، موفقیت و کامیابی به همراه آورد، پس چطور میتواند برای نیروی ضعیفی که هزاران تن از مردم عرب و مسلمان را پیرو خود کرده، مفید فایده واقع شود؟ به طور خلاصه میتوان گفت که یک بررسی ریشهای، جدی و شجاعانه لازم است.