تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۴۳۶۶۴

ابراهیم متقی

گرچه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی طی روزهای جاری اجلاسیه خود را برگزار کرد؛ اما از قبل هم مشخص بود که مبنای اصلی تصمیم‌گیری شورای حکام می‌باید براساس گزارش‌ البرادعی تنظیم و سازماندهی شود. اصلی‌ترین ویژگی این گزارش را می‌توان تایید عدم انحراف در فعالیت‌های هسته‌ای ایران دانست. طبعا چنین گزارشی می‌تواند فضای لازم را برای تغییر در جهت‌گیری عمومی گروه 1+5 را نیز فراهم آورد. لازم به توضیح است که «دیپلماسی هسته‌ای ایران» طی سال‌های گذشته به موازات «دیپلماسی متقاعدسازی اروپایی» شکل گرفته است. در این ارتباط مثلث لاریجانی، البرادعی و سولانا محور بسیاری از فرآیندهای امنیتی تلقی گردیده‌اند. مهم‌ترین نتیجه مثلث یاد شده را می‌توان حداکثرسازی فرآیندهای تعدیل دانست. به عبارت دیگر، این مجموعه فعالیت‌های خود را در فرآیندی تنظیم نمودند که به موجب آن زمینه‌های تحقق «استراتژی پرهیز از درگیری» را فراهم آورده است. این استراتژی در راستای بهره‌گیری از زمان، به کارگیری الگوهای تاکتیکی و روش‌هایی تنظیم شده است که اجرای سیاست‌های افراطی را با تاخیر روبه‌رو ساخته است. در این روند ایران خود را به اجرایی‌سازی سیاست‌های معطوف به شفاف‌سازی و آشکارسازی پایبند دانسته و از این طریق به نتایج دیپلماتیک و فنی موثری نایل شده است. به طور کلی فرآیندهای امنیتی نیازمند زمان و به کارگیری سیاست‌های تاخیری می‌باشد. یکی از شاخص‌های اصلی مدیریت بحران را می‌توان حداکثرسازی زمان دانست. در ادبیات کلاسیک امنیت، هر بحران دارای 3 شاخص است: تهدید، غافلگیری و زمان را می‌توان، اصلی‌ترین عناصر بحران دانست. بنابراین هر بازیگری که بتواند زمان تصمیم‌گیری را افزایش دهد؛ اقدامی موثر در روند مدیریت بحران انجام داده است. مثلث سه‌جانبه ایران، آژانس و اتحادیه اروپا را می‌توان کارگزار اصلی به کارگیری سیاست تاخیری در اجرایی‌سازی بحران و تصاعد آن دانست. این روند حرکت‌های مرحله‌ای خود را ادامه داده و در نتیجه توانسته است، معادله برد ـ برد را به گونه‌ای موثری پیگیری نماید. انتشار گزارش البرادعی در ارتباط با شفاف‌سازی هسته‌ای ایران و عدم انحراف نتیجه خویشتنداری سیاسی، مذاکرات مرحله‌ای و تحرک بی‌وقفه برای تحقق اهداف سیاست خارجی ایران در عرصه بین‌المللی است.

در این روند، کشورهای جهان به این نکته واقف گردیده‌اند که ایران توانسته است فعالیت‌هایی را در راستای پادمان هسته‌ای به انجام رساند. زیرا هرگونه اقدامی که فراتر از قواعد پادمان باشد؛ طبیعی است که برای کشورهای مختلف نگرانی‌هایی را ایجاد خواهد کرد.

در شرایط موجود، سولانا نیز می‌تواند اقدامات تکمیلی دیگری را در جهت حداقل‌سازی شدت تهدیدات انجام دهد. طبیعی است که این امر از کانال تداوم مذاکرات امکان‌پذیر خواهد بود. هرگونه تردید و یا تاخیر در تداوم اقدامات دیپلماتیک می‌تواند زمینه‌های فعال‌سازی نیروهای افراطی یا گرایش‌های تهدیدکننده بین‌المللی علیه ایران و روندی که به نام دیپلماسی سازنده معروف است را ایجاد نماید. این امر به منزله ظهور موج‌های جدید تهدید خواهد بود. در روند گذشته بسیاری از مطلوبیت‌های امنیت ایران از طریق روندهای مرحله‌ای انجام گرفته است. این امر، بیانگر آن است که امنیت‌سازی نیازمند اقدامات همکاری‌جویانه متقابل خواهد بود. «راستی‌آزمایی» فعالیت‌های هسته‌ای ایران در روند تحقیق و توسعه اولیه که مبتنی بر ارتقای قابلیت‌های ایران از تجهیزات سانتریفوژ q1 به q2 گردید را می‌توان در راستای همکاری‌های مرحله‌ای مورد ملاحظه قرار داد. در فضای موجود آژانس تمایلی به محدودسازی مجدد ایران نخواهد داشت. در حالی که آمریکا، فرانسه، آلمان، ژاپن و استرالیا در زمره واحدهایی محسوب می‌شدند که با گسترش قدرت هسته‌ای و استراتژیک ایران مخالفت داشته و در نتیجه اقدامات محدودکننده‌ای را در شورای حکام به انجام خواهند رساند. اهمیت شورای حکام در این است که تصمیم‌های خود را در چارچوب اقدامات و فرآیندهای فنی سازماندهی کند. اگر شورای حکام به الگوهای رفتار سیاسی مبادرت نماید، در آن شرایط، امکان تداوم ابتکارات گذشته از بین خواهد رفت. به این ترتیب، نشست وزرای خارجه گروه 1+5 تا حد زیادی براساس نوع قطعنامه شورای حکام، همچنین گزارش البرادعی به وزرای خارجه 27 کشور اروپایی بستگی دارد. طبیعی است که هم‌اکنون آمریکا، موضوع شفاف‌سازی را از معادلات سیاسی و دیپلماتیک خود خارج کرده است. آمریکایی‌ها تلاش دارند تا روندی را در دستور کار قرار دهند که امکان فشار سیاسی بیشتری را برای محدودسازی ایران فراهم آورد. طبعا در این روند کشورهای آلمان، فرانسه و انگلیس با سیاست‌های آمریکا هماهنگی خواهند داشت.

در چنین روندی سیاست تداوم همکاری‌های کم‌شدت در قالب بازرسی‌های فنی و دیپلماسی مشارکتی به عنوان الگوی موفق و موثر مورد ملاحظه قرار خواهد گرفت. به هر میزان که کشورها از وضعیت تعارضی و در قالب بازی با حاصل جمع صفر خارج شوند در آن شرایط امکان نیل به خط‌مشی تعادلی وجود خواهد داشت. در غیر این صورت آمریکا قادر خواهد بود تا موج‌های افراطی جدیدی را علیه ایران سازماندهی کند. برای جلوگیری از چنین موجی لازم است تا زمینه‌های دیپلماتیک، سازمانی و فنی برای تبیین حقانیت فعالیت‌های هسته‌ای و استراتژیک ایران ایجاد شود. در غیر این صورت، هرگونه افراط‌گرایی منجر به ایجاد واکنش‌های افراطی خواهد شد و مقاومت استراتژیک صرفا در شرایطی تداوم می‌یابد که حقانیت دیپلماتیک و سازمانی ایران مورد تاکید قرار گیرد. این روند براساس تعامل چند جانبه به مطلوبیت موثر خواهد رسید.