تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۴۳۶۸۲
نگاهی به نقش یک مشاور در ایجاد جنگ عراق


هفته‌نامه آمریکایی نیوزویک در گزارشی نوشته است:‌ کارل روو نقش بسیار کلیدی در متقاعد کردن آمریکایی‌ها برای آغاز جنگ عراق داشت و همین مساله می‌تواند بیانگر علت کله‌شقی او در مورد نتیجه نهایی جنگ بدون توجه به ترسناکی خبرهای منتشر شده در مورد عراق باشد. به گزارش ایرنا روو که از او به عنوان مغز متفکر دولت بوش نام برده می‌شود، اوایل این هفته اعلام کرد که از مسئولیت خود استعفا می‌کند.

 نیوزویک نوشته است: در تابستان 2003 کارل‌ روو به منطقه Bohemian Grove سفر کرد که تفرجگاهی برای ثروتمندان و قدرتمندان است. او در آنجا به بحث و گفت‌وگو در مورد امور داخلی عراق پرداخته بود و پس از شناسایی «جمیز کیمزی»‌ بنیانگذار شرکت AOL و از حامیان مالی بزرگ جورج بوش که به تازگی از بغداد بازگشته بود به او گفت: «آقای کیمزی، باید عالی باشد که چهره شاد را در صورت تمام عراقی‌های آزاد شده دید!» کیمزی که وحشت زده شده بود در پاسخ گفت «آیا دیوانه شده‌ای؟» «کیمزی» کوشید به مشاور سیاسی رییس‌جمهور بگوید که عراقی‌هایی که او مشاهده کرده است همگی بی‌میل بوده‌اند و در صورتی که ما به زودی کاری انجام ندهیم اوضاع بسیار بدتر خواهد شد ولی روو نمی‌خواست چیزی در این باره بشنود و لذا فورا از او خداحافظی و محل را ترک کرد. از همه مهم‌تر نقش روو در تهیه یک راهبرد سیاسی زیرکانه بود که به کاخ سفید این امکان را داد تا از کنگره که شدیدا دچار اختلاف‌نظر بود مجوز آغاز جنگ را دریافت کند. در ابتدا کاخ سفید این شایعه را مطرح کرده بود که ممکن است حتی بدون مشورت با کنگره دست به حمله بزند و این مساله باعث خشم دمکرات‌ها شده بود که در آن زمان تنها با یک رای کنترل مجلس سنا را در اختیار داشتند ولی روو به صورتی غیرارادی متوجه شد که راه دیگری برای دستیابی به نتایج مورد نظر وجود دارد.

اندکی پس از روز کارگر، بوش رهبران کنگره را فراخواند و به آنها یک پیشنهاد سیاسی داد که در نهایت او خواستار مجبور آغاز جنگ خواهد شد. البته کاخ سفید تاکید داشت که کنگره پیش از تبلیغات انتخاباتی سال 2002 مجوز جنگ را صادر کند. عجله برای رای‌گیری در مورد مساله مهم جنگ و صلح باعث نگرانی «تام دشل» رهبر وقت حزب حاکم در مجلس سنا شده بود که علت این عجله را متوجه نمی‌شد. او در 4 سپتامبر 2002 با بوش ملاقات کرد و بوش را مورد سوال قرار داد.

داشل در آنجا دست روو را خواند که می‌خواست از این طریق دمکرات‌ها را به مبارزه بطلبد که در مورد یک مساله بزرگ امنیت ملی علیه خواسته رییس‌جمهوری که شدیدا مورد حمایت افکار عمومی بود رای بدهند زیرا در این صورت کاخ سفید در دوران انتخابات، دمکرات‌ها را به «نرمش در قبال تروریسم» متهم می‌کردند این درست همان مساله‌ای بود که روو در سخنرانی ماه ژانویه خود اعلام کرده بود. یکی از مقامات ارشد سابق کاخ سفید گفته است حق با داشل بود چرا که در حقیقت تاریخ تبلیغات انتخاباتی رای‌گیری در مورد جنگ عراق را تحت تاثیر قرار داد و انتخابات سندان بود و بوش نیز چکش آن. این بار نیز روو طراح اصلی بود و شاید این بیشترین کمک او به فراهم کردن زمینه برای آغاز جنگ. در اواسط ماه اکتبر قطعنامه جنگ عراق با اکثریت آراء به تصویب رسید و حتی تمامی دمکرات‌هایی که در آن زمان رسیدن به سمت ریاست جمهوری را مد نظر داشتند (از جمله جان ادواردز، جو بیدن، کریس داد و هیلاری کلینتون) همگی مجوز حمله به عراق را به بوش دادند.

این درحالی است که پس از حمله آمریکا به عراق در مارس 2003 نیز روو همچنان اخبار مربوط به عراق در کاخ سفید را شکل‌دهی می‌کرد زیرا این نقش در نهایت اگر وقایع منجر به تحقیقات جنایی از کاخ سفید منجر می‌شد بسیار اساسی بود. وقتی «جو ویلسون» سفیر سابق آمریکا که از منتقدان جنگ عراق بود به صورت علنی ادعا کرد کاخ سفید اطلاعات جاسوسی پیش از جنگ در مورد عراق را «تحریف»‌کرده، روو بسیار خشمگین شد و راه‌هایی را برای بی‌اعتباری و انزوای ویلسون در نظر گرفت. «سوزان‌ رالستون» دستیار اجرایی سابق روو اخیرا در شهادت‌های خود که توجه زیادی به آن نشده است گفته بود در تابستان آن سال روو گاهی با «لوئیس اسکوتر لیبی» رییس کارکنان بوش در مورد ویلسون و نقشی که ممکن است همسر او در اعزام وی به یک ماموریت سازمان سیا به آفریقا ایفا کرده باشد گفت‌وگو کرده بود. ویلسون برای تحقیق در مورد ادعاهای صورت گرفته مبنی بر اینکه حکومت صدام سعی دارد برای برنامه تسلیحات هسته‌ای خود کیک زرد تولید کند به آفریقا سفر کرده بود. البته بعدها بی‌اعتبار بودن این ادعاها مشخص شد. هنگامی که «رابرت نوواک»‌که یک ستون‌نویس بود با روو تماس گرفت و در مورد طرح خود برای نوشته مقاله‌ای جهت افشای هویت «ولری ویلسون» به عنوان یک افسر سازمان سیا با او صحبت کرد، روو نیز این اطلاعات محرمانه را برای دوست قدیمی خود تایید کرد و گفت «من نیز آن را شنیده‌ام.» از همه مهم‌تر اینکه او داوطلبانه همین اطلاعات در مورد همسر ویلسون و نقش او برای سازمان سیا را چند روز بعد در اختیار «مت کوپر» Matt Cooper خبرنگار وقت هفته‌نامه تایم قرار داده بود که آشنایی زیادی هم با او نداشت.

این در حالی است که روو در ابتدا به هیأت منصفه هرگونه گفت‌وگو با کوپر را تکذیب کرده بود و این مساله باعث کنجکاوی وکیل ویژه «پتریک فیتزجرالد» مبنی بر این شد که چه کسی هویت ولری ویلسون را در اختیار رسانه‌های خبری قرار داده است. البته روو در پنج شهادت بعدی خود در دادگاه شهادت‌های نادرست قبلی خود را تصحیح نمود که باعث شد فیتزجرالد نتواند او را متهم کند. البته لیبی چندان خوش‌شانس نبود و بخاطر ارائه شهادت کذب به 30 ماه زندان متهم شد که البته بوش دوره حبس او را مورد عفو قرار داد. روو با «کریس متیوز» مجری شبکه MSNBC نیز در تماس‌های تلفنی در مورد ویلسون حرف زده بود. متیوز بعدها در گفت‌وگو با همکاران خود گفته بود روو آن را بخشی از یک جنگ سیاسی بین ویلسون‌ها و کاخ سفید تلقی می‌کرد. در حالی که تحقیقات ادامه داشت روو عمدتا تا ژوئن 2006 که متوجه شد فیتزجرالد او را محکوم نخواهد کرد در پشت صحنه جنگ عراق حضور داشت. او پس از آنکه از ترس مورد پیگرد جنایی قرار گرفتن رها شد، فورا با یک سخنرانی دو قطبی و تعیین‌کننده در برابر شنوندگان جمهوریخواه در ایالت نیو همپشیر به صحنه بازگشت. در آن زمان خبرها در مورد عراق بسیار شدید بود. تعداد تلفات آمریکا و خشونت‌های فرقه‌ای افزایش یافته بود و فرماندهان نظامی آمریکا به صورت خصوصی نسبت به اینکه این ماموریت به موفقیت منجر خواهد شد ابراز تردید کرده بودند. ولی او هیچ تردیدی را تحمل نمی‌کرد و مجددا به همان کتاب قوانینی رجوع کرد که چهار سال قبل با موفقیت از آن استفاده کرده بود.

او منتقدان دمکرات همچون جان‌کری و جان مورتا را به مردانی که می‌خواهند از جنگ فرار کنند متهم کرد. روو گفته بود آنها آماده هستند که به جنگ چراغ سبز نشان دهند ولی وقتی شرایط دشوار می‌شود باز هم از سنت دیرینه حزب دمکرات که نیمه کاره گذاشتن جنگ است پیروی می‌کنند. پس از آن نیز روو از جنگی که خود او برای توجیه آن شدیدا تلاش کرده بود دفاع کرد و گفت ما کاملا حق داشتیم که صدام را از قدرت کنار بگذاریم. در حالی که روو برای بازگشت به تگزاس و نوشتن خاطرات خود در مورد ریاست‌ جمهوری بوش آماده می‌شود، کاملا مشخص است که تنها چیزی که او به خوانندگان خود نخواهد گفت همان بهانه‌ها یا پشیمانی است، حال خبرها در مورد عراق هر چه که می‌خواست باشد.»