تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۴۳۶۸۵

در سال‌های اخیر بارها درباره زنده‌یاد مهندس بازرگان فکر کرده‌ام. اغلب از خودم می‌پرسم که زنده‌یاد بازرگان چه ویژگی داشت که باعث شده اینک برای هم‌ نسلان من اینقدر جاذبه داشته باشد و تا این حد فقدانش را احساس می‌کنیم؟ چرا اغلب‌ ما به این نتیجه رسیده‌ایم که چیزهای زیادی وجود دارد که باید از او بیاموزیم؟ چرا حفظ میراث او تا این حد برای ما اهمیت یافته است؟ زنده‌یاد بازرگان شخصیتی بود با ابعاد گوناگون. بی‌تردید یکی از بنیانگذاران و قافله‌سالاران نهضت نواندیشی دینی بود. همه پرسش‌هایی که در زمینه دین‌شناسی مطرح کرد و اکثر پاسخ‌هایی که به آن پرسش‌ها داد، هنوز زنده‌اند و نواندیشان دینی را به چالش می‌کشند. بازرگان بنیانگذار یکی از پایدارترین تشکل‌های سیاسی جامعه ما بود. او توانست جمعی از متدین‌ترین افراد جامعه را که در عین حال دارای دانش مدرن و تخصص‌های جدید بودند گرد هم آورد و به رغم تربیت غیرتشکیلاتی ما ایرانیان، یک تشکل پایدار و نمونه‌یی از کار جمعی را به جامعه ارائه کند.

بازرگان در کنار فعالیت‌ سیاسی و فکری از فعالیت‌های اجتماعی و خیریه‌یی نیز غافل نبود. هر جا کسی یاری می‌خواست بازرگان و یارانش برای یاری او می‌کوشیدند. بازرگان شجاعتی مثال‌زدنی داشت. شجاعت او تنها در مقابل حکومت جور خود را نشان نمی‌داد. او از معدود روشنفکرانی بود که می‌توانست در مقابل عوام و خواسته‌های عوامانه بایستد و به عوام‌زدگی و عوام‌گرایی «نه» بگوید. ایستادن در مقابل عوام‌زدگی و عوام‌گرایی جسارت و شجاعتی بیش از ایستادن در مقابل حکومت لازم دارد و بازرگان این شجاعت را داشت. بازرگان حامل و حافظ گرایش سیاسی خاصی بود. میهن‌دوستی مردم‌سالارانه مهندس بازرگان که در تقابل با ناسیونالیسم رمانتیک پهلوی و ملیت‌زدایی غرب‌زدگان و شرق‌زدگان قرار می‌گرفت به او چهره‌یی ماندگار در عرصه عمل سیاسی می‌بخشید. می‌توان این فهرست را ادامه داد و فهرست بالا بلندی از ویژگی‌های مثال‌زدنی و ستودنی او فراهم آورد. اما راستش را بخواهید آنچه مرا سخت به او دلبسته و مدیون می‌کند، هیچ یک از این مشخصات به تنهایی نیست. احساس می‌کنم زنده‌یاد بازرگان ما را بر دوش خود سوار کرده است و به ما این امکان را می‌دهد که چیزهایی را ببینیم که شاید خود او هم نمی‌دیده است. اگر امروز به میراث او با نگاه انتقادی می‌نگریم نه به دلیل آن است که از او بزرگ‌تریم بلکه به این دلیل است که بر دوش او ایستاده‌ایم. به همین دلیل چیزهایی را می‌بینیم که شاید آنها نمی‌دیده‌اند. به همین دلیل می‌توانیم به میراث او با نگاهی انتقادی بنگریم.

کاروان نواندیشی دینی اینک منازل تازه‌یی را تجربه می‌کند. روش زنده‌یاد بازرگان در زمینه دین‌شناسی اینک با پرسش‌های تازه بسیار مواجه است. نگاه او به نسبت میان دین و علوم تجربی، فهم او از متون وحیانی، نگرش اجتماعی خاصی که با الهام از چارچوب‌های فقهی به آن رسیده بود و... اینک پاسخگوی بسیاری از پرسش‌های نواندیشان دینی نیست. دیدگاه سیاسی او در «جهان جهانی شده» و پس از تجربه انقلاب اسلامی و حکومت دینی نیاز به بازخوانی و بازسازی دارد. او خود توقع ما را بالا برده و به ما امکان فراتر رفتن از خویش را آموخته است. تجربه‌ سال‌های بعد از انقلاب به من آموخته است که سیاستمدار ماندگار کسی است که در عین‌ انعطاف و توجه به مقتضیات زمان در عین سیاست‌ورزی خویش از قواعدی مشخص پیروی می‌کند و آماده است تا در جایی «نه» بگوید. پایبندی به اصول در بازرگان را نباید با آنچه در میان بخشی از جوان‌های ما گاه به آرمانگرایی تعبیر می‌شود، یکی گرفت. آرمان‌های بخشی از جوانان ما فرآورده هیجان و شورند و همان طور که با هیجان و جنجال آمده‌اند، با هیجان و جنجال نیز می‌روند. اصول بازرگان حاصل تامل، تعمق و گفت‌وگوی طولانی با همراهان و هم‌سنگران از یک سو و مخالفان از سوی دیگر بود.

بازرگان به خوبی می‌دانست که در سیاست باید در نقطه‌یی «نه» گفت. این «نه» گفتن ممکن است به طور موقت ما را از عرصه سیاست براند و امکان سیاست‌ورزی را از ما بگیرد، اما دیر یا زود با سربلندی به عرصه سیاست باز خواهیم گشت. بازرگان در مورد راهبردها و تاکتیک‌های سیاسی حاضر به گفت‌وگو و انعطاف‌پذیری و همراهی بود اما بر سر اصول خویش معامله نمی‌کرد. به بازرگان می‌شد اعتماد کرد و بر او تکیه کردن روا و مجاز بود. این همان چیزی است که به رغم داشتن انتقاد به میراث او، از او عنصری کمیاب و ضروری برای جامعه ما می‌سازد. سلام بر بازرگان وقتی متولد شد، وقتی از دنیا رفت و روزی که زنده برانگیخته می‌‌شود.