محمدسعید ذاکری
انقلاب اسلامی ایران به واقع طرحی نو در تمامی شئون فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و مدیریتی بود که ابعاد آن از دایره شمول سالها و ماهها خارج بوده و حیطهای وسیعتر، عمیقتر و انسانیتر را میکاود.
یکی از شئون و شقوق انقلاب اسلامی، تحولی است که در حوزه مدیریت جامعه ایرانی پدید آمد. این مدیریت بر اساس اصول مدیریت انسانی و اسلامی پایهگذاری شده و در آن، ارتباط و مواجهه چهره به چهره با مردم جزو زیربناییترین ارکان آن به شمار میرود.
چنین بود که امام راحل عظیمالشأن قدسسره با تأکید فراوان به مسئولان نسبت به رعایت حال مردم و فهمیدن درددلها و مشکلات از زبان خود آنان و چارهاندیشی به حال ایشان مکرراً توصیه میفرمودند و نقطه ثقل این فرمایشات، مردم تمام مناطق اعم از کارگر و کشاورز، روستایی و شهری، پایتختنشین و کپرنشین حاشیه مرز بودند. همچنین نقطه اصلی تأکیدات ایشان سرکشی و دیدار رودرروی مسئولان با مردم بود تا بدین وسیله اعماق جامعه از برکت انقلاب اسلامی، مدیریت را در متن و از بطن خود احساس کنند. برنامه آن بود تا باب سفرهای تفریحی و مفرطانه به قصد تبلیغات، تشریفات و جنجالهای خبری و سیاسی که در رژیم گذشته باب شده بود، بسته شود.
البته نمیتوان مؤکداً مدعی شد که این ایده تحول نگرانه به طور کامل در دولتهای پس از انقلاب، اجرایی شده و تحقق عینی یافت. چه بسا سفرهایی که با تشریفات زاید و اضافی، رنجی دیگر بر گرده مردم محروم مینهاد و دردی از آلام فراوان آنان نمیکاست اما نقطه کلیدی که به مثابه افق تابناکی در برابر دیدگان مسئولان قرار داده شده بود، باعث میشد که مردم تفاوت میان مدیریت میدانی و تحولنگرانه مبتنی بر الگوی انقلاب اسلامی با مدیریتهای غیرمنطبق با این موازین را دریابند و به خوبی از تفاوتهای آن آگاه شوند. بیتردید نماد عینی این الگوسازی مدیریت تحولی، سفرهای استانی رهبر معظم انقلاب اسلامی مدظله است. چنان که معظمله در طول سالیان متمادی پردهای دیگر از این مدیریت تحولگرایانه، میدانی و عملیاتی را به میدان آوردهاند و باید قاطعانه گفت که سفرهای استانی ایشان به جای جای کشور، باعث فتح باب تحول در تعامل مسئولان و مردم و به تبع آن برکات و ثمرات عدیدهای برای کشور، مسئولان و مردم شده است که افزایش همبستگی ملی، نمایش ولایتپذیری و عشق و ارادت تمامی ملت مسلمان و مؤمن کشور به ساحت ولی فقیه، اهتمام فوقالعاده عالیترین مقام رسمی کشور به امور خاص و حتی جزیی مردم گوشه گوشه میهن، به رخ کشیدن اقتدار ملی، واداشتن محلی و اجرایی برای شناسایی بهتر مشکلات مردم و رفع نقایص، به تصویر در آمدن عزم ملی برای دستیابی به قلههای سعادت، کمال و پیشرفت، تعمیق رابطه میان مردم و مسئولان در بالاترین جایگاه و دهها و صدها ثمره دیگر، از جمله فواید و برکات این گونه دیدارها و سفرهاست.
از سوی دیگر صرف وقت گرانبهای شخصیتی که به لحاظ مدیریتی در حساسترین جایگاه کشوری قرار دارد، نشان از اهمیت این سفرها و ضرورت آموزش و پیروی مسئولان از این ایده نو و تحولآفرین در سطوح مختلف مدیریتی کشور دارد. بیشک پایههای این شیوه مدیریتی، منبعث از روح انقلاب اسلامی و فرمایشات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ـ رحمهالله علیه ـ است، شیوهای که ریشه در فرمان راهبردی امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ خطاب به مالک اشتر دارد و خود آن حضرت نیز در مدت زمان کوتاه پس از به دستگیری حکومت، آن را به درستی اعمال فرمودند و کسانی که امروز مدعی مدیریتهای سیستمی و سامانهای بوده و دیدارهای عمومی و چهره به چهره مسئولان با مردم را مذمت میکنند، خود باید پاسخوی نابخردی و دوری خود از فرهنگ صحیح مدیریتی انسانی ـ اسلامی باشند. معالاسف طی دو دههای که این الگوی مدیریتی در جامعه ترویج شد، مسئولانی که نقش مستقیم در یادگیری این الگو داشتند، سطح پائین درک سیاسی خود و یا مسئولیتناپذیری و تن آسودگی خود را به نمایش گذاردند و تسری این الگو به بخشهای مختلف دولتی را مانع گشتند. چنین شد که در گذشته رهبری معظم انقلاب که میبایست خطوط کلی حرکت جامعه را تبیین فرموده و مابقی مسئولان، ادامه کارهای اجرایی برای رسیدن به افقهای تبیین نشده را بپیمایند، با فقدان نیروهای اجرایی کارآمد و پیرو روبهرو بوده و حتی زحمت رفع برخی از موانع اجرایی پیش پای مردم را شخصاً بر دوش کشیدند. در این میان تنها به عنوان نمونه میتوان به کمکاری مسئولان وقت اجرایی در جریان زلزله شهرستان بم اشاره داشت. این کمکاری تا بدان جا پیش رفت که کارها توسط بسیاری از مسئولان اجرایی معطل مانده و معظمله خود شخصاً با لباس مبدل به سرکشی از محلات و مناطق زلزلهزده و روند بازسازی از محل پرداختند.
این الگوسازی در فضای عمومی جامعه توسط مقام معظم رهبری مدظلهالعالی اکنون پس از سالها از نضجگیری، از سوی دولت نهم اجرایی شده و رئیسجمهور و هیأت دولت با سرکشی خود به استانها، مسئولیتپذیری و وظیفهشناسی خود را نشان میدهند امری که به دلیل اشتغالات بیفایده سیاسی و جنجالهای رسانهای و یا رفاهطلبی زاید در گذشته، بر زمین نهاده شده بود.
سفرهای رهبر معظم انقلاب اسلامی ـ دامظله ـ به هر نقطه از جای جای میهن اسلامی، برگ زرینی است که سرآغاز تحول، برکت، پیشرفت و به پیش رفتن اهداف در چارچوب منافع ملی است و به نظر میرسد که اینک و با روی کار آمدن دولتی که به فرموده رهبری آرزوی پیگیری سفرهای استانی ایشان را برآورده ساخته است، فرصت لازم برای جهش بیشتر در مسیر افق مشخص شده توسط ایشان بیش از پیش فراهم است. این بار سعادت دیدار «یار» نصیب مردم خونگرم دارالعباده یزد شده است. زهی سعادت و خوشبختی بر ایشان...
آب زنید راه را هین که نگار میرسد
مژده بدهید باغ را بوی بهار میرسد