علی فلاحتی
در زمان شاه، ایران در ظاهر به عنوان ژندارم خلیجفارس نقش منطقهای پیدا کرد و عامل ثبات در خلیجفارس شناخته شد، اما این نقش القایی و متکی بر قدرت آمریکا، تنها در پرتو استراتژی دریایی غرب معنیدار بود بنابراین، قدرت ملی به ظاهر رشد یافته ایران در منطقه، در آن زمان خصلت ذاتی و پایدار نداشت و صرفاً ابزاری برای تأمین منافع آمریکا شمرده میشد.
وقوع انقلاب اسلامی، منافع آمریکا را به خطر انداخت. در این شرایط، تجربه جنگ ویتنام و پیامدهای آن، آمریکا را از هر گونه اقدام نظامی علیه ایران بر حذر داشت. بر همین اساس، از آنجا که اقدام مستقیم نظامی آمریکا امکانپذیر نبود، این کشور برای مهار ایران و فرسایش قدرت استراتژیک جمهوری اسلامی به اقدامهایی همچون استقرار نیروهای نظامی در کنار مرزهای ایران و تأسیس نیروهای واکنش سریع، ایجاد بحران در داخل کشور و نفوذ در حاکمیت جدید متوسل شد.
اشغال سفارتخانه آمریکا از سوی دانشجویان پیرو خط امام(ره)، امکان نفوذ آمریکا در حکومت ایران را بشدت تضعیف کرد. در چنین اوضاعی، که بیشتر توطئههای دشمن به شکست انجامیده بود، تحمیل جنگ به جمهوری اسلامی بخش دیگری از واکنش سازمان یافته و خشن نظام بینالملل در برخورد با پدیده نوظهور انقلاب اسلامی بود که طراحی و اجرا شد.
در این میان، عراق بهترین گزینه برای تحمیل جنگ علیه ایران بود؛ زیرا هم حاکمان عراق آمادگی آن را داشتند و هم، اهداف مدنظر رژیم حاکم بر عراق به این امر کمک میکرد. این اهداف بیشتر از ویژگیهای جعرافیایی این کشور ناشی میشد که عبارت بودند از:
لغو قرارداد 1975 که به اعتقاد صدام، در شرایط نامناسب این قرارداد بر آن کشور تحمیل شده بود. عراق در 31 شهریورماه 1359 ه.ش /21 سپتامبر 1980 با دوازده لشکر نظامی از مرزهای غربی به این حمله کرد و رئیسجمهور عراق عهدنامه 1975 را در برابر چشم بینندگان تلویزیون عراق پاره کرد و آن را به صورت یکجانبه فسخ نمود. صدام در تاریخ 17 سپتامبر 1980 در جلسه فوقالعاده مجلس ملی اظهار داشت: «من در برابر شما اعلام میدارم موافقتنامه 6 مارس 1975 از نظر ما خاتمه یافته تلقی میشود؛ بنابراین، وضع حقوقی شطالعرب باید به صورتی که قبل از مارس 1975 بود، باز گردد. این رودخانه جزو تمامیت عربی عراق است؛ همان طور که در سر تا سر تاریخ در نام و واقعیت بوده است.»
عراق همچنین به دنبال تجزیه خوزستان ایران و الحاق آن به عراق بود و این موضوع در مواضع و بیانات مقامهای عراقی آشکار بود.
به علاوه، صدام در مصاحبهای مدعی مالکیت عراق بر جزایر سه گانه شد! وی در تیرماه سال 1359 اظهار داشت: «اکنون که توان باز پس گرفتن جزایر و امکان به دست آوردن موردی که آن را باز خواهیم گرفت، داریم، پس چه دلیلی دارد سکوت کنیم.»
نفتی و مرتفع نمودن تنگنای جغرافیایی عراق برای رسیدن آسان به دریای آزاد، کنترل تمام منطقه خلیجفارس و ایفای نقش ژندارم منطقهای.
جیمز بیل یکی از کارشناسان مسایل منطقه خلیجفارس در مورد دلیل واقعی جنگ مینویسد: «دلیل واقعی جنگ، درگیری سیاسی برای دست یافتن به برتری و سلطه یافتن بر خلیجفارس بود.» همچنین رادیو آمریکا در 29 شهریور ماه 1359 به نقل از رادیو بغداد چنین گفت: «رادیو بغداد دیروز ادعا در آینده کنترل تمامی خلیجفارس به دست عراق خواهد افتاد.» و همچنین سرنگونی انقلاب اسلامی ایران و تحقق رؤیای رهبری جهان عرب. از سوی دیگر، وجود حدود 20 درصد اقلیت کرد در عراق و پیوند تاریخی آنها با ایران و حدود 60 درصد اکثریت شیعه، عراق را ناخواسته به پیوند عمیقی با ایران رهنمون میکرد، موضوعی که خواست رژیم حاکم بر بغداد نبود.
یادآوری این نکته ضروری است که در دویست ـ سیصد سال اخیر، هر حمله و تجاوزی که علیه ایران صورت گرفته، به جدایی بخشی از خاک ایران منجر شده است، اما در جنگ تحمیلی هشت ساله، این کشور با وجود مظلومیت و قرار گرفتن در برابر چندین کشور، تنها با خوداتکایی و داشتن پشتوانه مردمی و رهبری امام خمینی(ره) توانست با ایمام مردم، روحیه شهادتطلبی و بسیج همه نیروها و امکانات، متجاوزان را از خاک کشور خود بیرون براند و مانع از جدایی بخشی دیگری از خاک کشور شود.
به هر حال، جنگ عراق و ایران پس از تجاوز رژیم بعثی به ایران در شهریورماه 1359 به مدت هشت سال طول کشید و در نهایت، دو کشور متخاصم قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل را در 20 ژوئیه 1987 میلادی پذیرفتند و مکاتبات مستقیمی در سطح رؤسای جمهوری رد و بدل شد؛ اما همچنان پس از گذشت حدود 20 سال از پذیرش آتشبس و قطعنامه، مسایل دو جانبه همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
به نظر میرسد در صورت تثبیت نظام مردمسالار کنونی عراق و خروج نیروهای خروجی از این کشور و سپردن حاکمیت عراق به دولتمردان کنونی بغداد، میتوان امیدوار بود ایران و عراق با رعایت حسن همجواری، احترام به تمامیت ارضی یکدیگر، درک شرایط زمانی و پذیرش واقعیات جغرافیایی، سوءظنها و سوءتفاهمات مرزی موجود در رفع کنند و با توجه به نقاط مشترکشان همکاریهایی خود را تقویت بخشند.