بسماللهالرحمنالرحیم
اختلاف موجود میان کشورهای 1+5 بر سر چگونگی برخورد با پرونده هستهای ایران و پیشنویش قطعنامه سوم شورای امنیت سازمان ملل، در واقع بیش از یک اختلاف عادی از جنس آنچه در گذشته و در خصوص دو قعطنامه قبلی وجود داشت، میباشد. این اختلاف به سه محور مربوط میشود که هر سه ریشهای هستند و موانع مهمی بر سر راه تصویب قطعنامه سوم محسوب میشوند.
محور اول، گزارش مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شورای حکام است که در آن با صراحت اعلام کرده در فعالیتهای هستهای ایران هیچ نشانهای از انحراف وجود ندارد.
محمد البرادعی، هر چند در همین گزارش از ایران خواسته است غنیسازی را تعلیق کند و به قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل عمل نماید، لکن اعتراف وی و آژانس به عدم انحراف فعالیتهای هستهای ایران به سوی برنامههای نظامی با این خواسته در تضاد است و به همین دلیل، خواسته مدیرکل آژانس قابل قبول نیست. بنابراین، آنچه از گزارش آژانس باقی میماند تأیید صلحآمیز بودن فعالیت هستهای ایران است و این تأیید مانعی بر سر راه صدور قطعنامه دیگر علیه ایران میباشد.
محور دوم، گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریکاست که اعلام کردهاند از سال 1382 به بعد فعالیتهای هستهای ایران صلحآمیز است.
این گزارش، هر چند در صدد آنست که گذشته فعالیتهای هستهای ایران را زیر سئوال ببرد و آنرا غیر صلحآمیز و همراه با انحراف به سوی نظامیگری جلوه دهد، لکن آنچه اکنون برای کشورهای 1+5 مهم است روند کنونی فعالیتهای هستهای ایران است که به اعتراف خود آمریکائیها هیچ انحرافی به طرف برنامههای نظامی ندارد و کاملاً صلحآمیز است. به همین دلیل، از نظر تعدادی از اعضای 1+5 وجهی برای صدور قطعنامه سوم علیه جمهوری اسلامی ایران باقی نمیماند.
محور سوم متن پیشنویس قطعنامه سوم است که توسط انگلیس تهیه شده و در اختیار کشورهای 1+5 قرار گرفته است. این متن، به دلیل افراطی بودن با مخالفتهای گسترده همه کشورهای عضو گروه 1+5 غیر از آمریکا مواجه شده است. چین و روسیه با بیش از 50 درصد مواد این پیشنویس مخالفند و پیشنهاد حذف آنها را دارند. علاوه بر این دو کشور، حتی فرانسه و آلمان نیز با تعدادی از بندهای این متن موافق نیستند و پینشهاد حذف یا تعدیل آنها را دارند.
همانطور که ملاحظه میشود، در محورهای مورد اشاره نکات عمدهای وجود دارند که مانع تصویب توافق کشورهای 5+1 بر روی پیشنویس قطعنامه سوم هستند. البته آمریکا و انگلیس درصدد هستند گزارش مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی را نادیده بگیرند و گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا را نیز بهانهای قرار دهند برای تأکید بر این نکته که جمهوری اسلامی ایران فقط در صورتی که تحت فشار قرار داشته باشد به طرف برنامههای نظامی در فعالیتهای هستهای نخواهد رفت و به همین دلیل باید فشارها از طریق سازمان ملل و صدور قطعنامه شدیدتر ادامه یابد تا بتوان جلوی بازگشت ایران به برنامههای هستهای نظامی را گرفت.
بدین ترتیب، سرنوشت قطعنامه سوم به میزان موفقیت آمریکا و انگلیس در متقاعد ساختن چین و روسیه و دو کشور اروپائی آلمان و فرانسه برای پذیرش این ادعا بستگی دارد که تنها راه تضمین عدم گرای ایران به سوی برنامه نظامی در فعالیتهای هستهای وارد آوردن فشار و یا به عبارت روشنتر ادامه فشار بر ایران است. این چهار کشور و حتی انگلیس که خود تهیه کننده پیشنویس قطعنامه سوم است، در روابطشان با ایران منافع زیادی دارند که ذاتاً مایل به موافقت با قعطنامه سوم نیستند، هر چند این احتمال نیز وجود دارد که آمریکا برای دستیابی به خواسته غیرقانونی خود به این کشورها امتیازاتی بدهد و آنها را با خود همراه نماید.
در این میان، راه صحیح همانست که مسئولان ایرانی برگزیدهاند و نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل نیز پیگیر به نتیجه رساندن آنست. نکته اینست که با توجه به گزارش مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی و گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا مبنی بر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران، اصولاً هیچ دلیل حقوقی برای بررسی پرونده هستهای کشورمان توسط شورای امنیت سازمان ملل وجود ندارد. البته اصل ارجاع این پرونده به سازمان ملل به دلیل اینکه دلیلی برای این کار وجود نداشت نیز غیرقانونی و فاقد مبنای حقوقی بود. بنابراین، اولاً جمهوری اسلامی ایران باید تلاش نماید این پرونده از شورای امنیت به آژانس برگردد و ثانیاً در صورت ادامه رسیدگی توسط شورای امنیت، جمهوری اسلامی ایران برای عمل به مفاد قطعنامههای گذشته و آینده این شورا هیچ الزامی نخواهد داشت.