تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۴۳۷۵۶
در جریان انتشار گزارش اطلاعاتی آمریکا در مورد ایران رخ داد

جی سالومون، سبحان گورمن

گزارش ماه دسامبر نهادهای اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه هسته‌‌یی ایران بزرگ‌ترین چرخش در تاریخ جاسوسی آمریکا به شمار می‌رود. اما در پشت پرده این ماجرا در واشنگتن، چرخشی که از آن یاد کردیم تا حدودی متفاوت بود و آن اینکه پس از سال‌ها که گماشته‌های بوش و کارکنان کاخ سفید در مسائل مربوط به سیاست خارجی کنترل را در دست داشتند، این بار کارکنان سازمان‌های جاسوسی پیروزی بزرگی کسب کردند.

نویسندگان گزارش اطلاعاتی ایران که متشکل از کارکنان و سازمان‌های اطلاعاتی و هیات‌های دیپلماتیک بودند، همان‌هایی بودند که در دور نخست ریاست جمهوری بوش در طرف بازنده مسائل مربوط به ایران و عراق قرار داشتند. برخی از آنها در سال 2002 اعلام کرده بودند که عراق برنامه فعال تسلیحات هسته‌یی ندارد.

 اما این افراد از سوی استراتژیست‌های جنگ‌طلب و دارودسته بوش به حاشیه رانده شدند.

اما امروز اردوی اطلاعاتی‌های محتاط و هوشیار در آمریکا قدرت را در دست دارند. این انتقال قدرت از دارودسته بوش به این افراد را می‌توان در برخی دیگر از حوزه‌ها که سیاست آمریکا در آنها تا حدودی نرم‌تر شده است، مشاهده کرد. امروز کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا از تبادلات فرهنگی و گفت‌وگوی مستقیم با مقامات کره شمالی دفاع می‌کند. در عین حال، دولتمردان با سابقه در واشنگتن در حال تصاحب پست‌هایی هستند که زمانی در اختیار طرفداران و وفاداران بوش بود.

عقب‌گردی که در گزارش منتشر شده از سوی نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه هسته‌یی ایران رخ داد به این دلیل حادث شده که در سال 2004 برخی بازسازی‌هایی در ساختار نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا انجام شد که به روسای این نهادها استقلال بیشتری داد. به کارگیری روش‌های جدید در بررسی و تصدیق اسناد و گزارش‌های رسیده به نهاد‌های جاسوسی موجب شد دخالت کاخ سفید در تحلیل داده‌ها و نتیجه‌گیری نهایی از گزارش‌ها تا حد ممکن کاهش یابد.

منتقدان این گزارش که شامل اروپایی‌ها، دیپلمات‌های عرب، نمایندگان جنگ‌طلب کنگره آمریکا و استراتژیست‌های تندرو این کشور هستند بر این باورند که در پس انتشار این گزارش انگیزه‌یی سیاسی نهفته است. با تمرکز بر اطلاعات جدیدی که می‌گوید ایران در نتیجه فشارهای بین‌المللی برنامه هسته‌یی تسلیحاتی خود را کنار گذاشته است آنها در واقع سعی کرده‌اند به جای استفاده از اقدام نظامی پرونده‌یی برای به کارگیری دیپلماسی در مواجهه با پرونده هسته‌یی ایران باز کنند.

دیوید وارمسر مشاور دیک چنی در امور خاورمیانه معتقد است که از این گزارش بوی سیاست به مشام می‌رسد. افرادی که این گزارش را تهیه کرده‌اند از کارکنان وزارت امور خارجه آمریکا بودند. گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه هسته‌یی ایران سفر اخیر بوش به خاورمیانه را پیچیده و بغرنج کرد. هدف بوش در سفر به خاورمیانه و دیدار با سران کشور‌های منطقه این بود که متحدین عرب و اسرائیلی خود اطمینان بدهد که آمریکا در مواجهه با ایران مصمم است.

جرج‌بوش در ابوظبی امارت سعی کرد اعراب را در جبهه خود در مقابل ایران قرار دهد. او گفت: «اقدامات ایران امنیت ملت‌ها را در هر کجای منطقه در مخاطره قرار می‌دهد.» در همان زمان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین اعلام کرد که ایران پذیرفته است طی طرحی جدید در مدت یک ماه به باقی ابهامات در خصوص برنامه هسته‌یی‌اش پاسخ دهد.

بروس ریدل متخصص سابق سازمان سیای آمریکا در شورای امنیت ملی این کشور معتقد است گزارش نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه هسته‌‌یی ایران بسیاری از سران کشورهای خلیج فارس را مبهوت کرد. «هیچ کس نمی‌تواند بفهمد ما چه غلطی می‌کردیم.» مقامات عالی رتبه‌یی که با 16 آژانس جاسوسی که گزارش مذکور را تهیه کرده‌اند، همسو بوده‌اند می‌گویند این گزارش به هیچ‌وجه با هدف جبران اشتباهات آمریکا در خصوص عراق تنظیم نشده است. البته آنها از این گزارش دفاع می‌کنند، چرا که معتقدند نباید دوباره اشتباهی که در خصوص عراق رخ داد، تکرار شود.

منابع بررسی شده‌اند

صدها مقام اطلاعاتی در تهیه این گزارش دخیل بوده‌اند که هزاران صفحه سند و مدرک در تنظیم این گزارش مورد استفاده قرار گرفته است و به این ترتیب خدشه وارد کردن و شک کردن به این گزارش از سوی هیچ مقامی ممکن نیست. منابع اطلاعاتی بسیار بهتر از زمانی که گزارش اطلاعاتی درباره عراق در حال تهیه بود بررسی شده و صحت آنها تایید شده است.

توماس فینگار شصت و سه ساله یکی از طراحان اصلی گزارش اطلاعاتی درباره برنامه هسته‌یی ایران بود. فینگار که یک دیپلمات کهنه کار در وزارت امور خارجه آمریکا است در سال 2002 رهبری جریانی را بر عهده داشت که این بحث را مطرح کرد که گزارش‌های نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه هسته‌یی عراق غیر واقعی بوده‌اند. او در واکنش به انتقادات مطرح شده در خصوص این گزارش ایران می‌گوید: «چرند می‌گویند. این نظریه که این گزارش توسط چند غیر حرفه‌یی خائن یا مهاجر سیاسی نوشته شده، واقعاً احمقانه است.»

تنش‌ها میان کارکنان سازمان جاسوسی و دیپلمات‌های وزارت خارجه از یک سو و کاخ سفید و پنتاگون از سوی دیگر به دهه‌ها قبل باز می‌گردند. کاخ سفید و پنتاگون همواره وفاداری و میهن‌پرستی دیپلمات‌های وزارت خارجه آمریکا را زیر سوال برده‌اند. توجه خاص وزارت خارجه آمریکا به مذاکره و گفت‌وگو سابقه‌یی از نرمی و آزادیخواهی برایش ساخته است که به هیچ‌وجه مورد قبول کاخ سفید و پنتاگون نیست.

ریچارد نیکسون رئیس‌جمهور سابق آمریکا پشت سر وزارت خارجه آمریکا پنهان شد و به چین روی خوش نشان داد. جورج شولتز وزیر امور خارجه سابق آمریکا در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان با طرحی که بعدها به نام رسوایی ایران کنترا معروف بود مخالفت کرد. طی این طرح رونالد ریگان پیشنهاد کرد به دولت وقت ایران سلاح فروخته و پول به دست آمده از آن را برای حمایت از گروه‌های ضد کمونیست در آمریکای مرکزی هزینه کند [البته ایران آن را افشا کرد].

تازه‌ترین چالش به وجود آمده میان کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا به زمانی بر می‌گردد که جرج‌بوش در دوره نخست ریاست جمهوری‌اش در حال توسعه و بسط ایده محورهای شرارت بود. در آن زمان توماس فینگار به عنوان جانشین رئیس، اداره اطلاعات وزارت امور خارجه را بر عهده داشت. فینگار که یک متخصص در حوزه چین بود کار خود را در دانشگاه استنفورد آغاز کرد و مدیر برنامه‌های روابط چین و آمریکا بود. همکارانش او را شیفته شرق توصیف می‌کردند. کسی که در دفترش آثار هنری از آسیا و عکس‌هایی از روزهای جوانی‌اش در آسیای شرقی نصب کرده بود.

در سال 2002 فینگار با بررسی گزارش‌های واصله از منابع اطلاعاتی‌اش در خصوص فعالیت‌های تسلیحاتی عراق تحلیلش را به کالین پاول وزیر امور خارجه سابق آمریکا ارائه کرد. او صراحتاً به پاول گفت به نظر وی صدام حسین هیچ گونه برنامه هسته‌یی تسلیحاتی ندارد. فینگار مدارک ارائه شده از سوی کاخ سفید را  مبنی بر اینکه خریداری مقادیر زیادی آلیاژ آلومینیوم توسط عراق نشان‌دهنده آن است که دولت عراق سعی دارد از این آلیاژ برای تامین سوخت هسته‌یی مورد نیاز برای تولید سلاح هسته‌یی استفاده کند، زیر سوال برد. سر انجام کالین پاول از تحلیلگرانش فاصله گرفته و در فوریه سال 2003 در برابر اعضای شورای امنیت سازمان ملل شهادت داد که صدام حسین در تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌یی است.

گروه فینگار در موارد دیگر نیز با کاخ سفید برخورد داشت. یکی از همکاران فینگار به نام وان ون‌دیپن بارها و بارها با جان بولتون یکی از نزدیکان دیک چنی معاون رئیس‌جمهور آمریکا چالش‌هایی داشت.

مبارزه بزرگ

یکی از چالش‌ها که اتفاقاً خیلی بزرگ بود بر سر مساله صدور تکنولوژی‌هایی از سوی چین به کشورهایی نظیر ایران و دیگر کشورها بود که آن کشور‌ها می‌توانستند از آن در ساخت سلاح‌های غیر متعارف و سیستم موشک‌های بالستیک استفاده کنند. جان بولتون این اقدام چین را راستای اشاعه سلاح‌های کشتار جمعی تلقی کرده و خواستار اعمال تحریم علیه چین شد. در مقابل ون‌دیپن با این نظر مخالفت کرد. بولتون می‌گوید شکاف میان نظرات او و ون‌دیپن آن قدر زیاد شد که او مجبور شد فردی را برای نظارت بر کار ون‌دیپن استخدام کند. تا پایان دوره نخست ریاست جمهوری بوش وزارت امور خارجه آمریکا محدود کردن حوزه مسوولیت وان‌ ون‌دیپن را آغاز کرد.

اما امروز آقای ون‌دیپن به عنوان یک متخصص در سلاح‌های هسته‌یی و کشتار جمعی در سازمان اطلاعات ملی آمریکا (سیا) مشغول به کار است و یکی از تهیه‌کنندگان گزارش اخیر اطلاعاتی در مورد ایران به شمار می‌رود. ون‌دیپن اما از اظهار درباره درگیری‌ها و چالش‌هایش با جان بولتون امتناع می‌کند. جان وولف رئیس پیشین ون‌دیپن در وزارت خارجه می‌گوید که ون‌دیپن هرگز به دنبال تخریب سیاست‌های دولت بوش در خصوص سلاح‌های کشتار جمعی نبوده است. وولف می‌گوید: ون‌دیپن هرگز ضد بوش نبود. او ضد بولتون هم نبود. او تنها معتقد بود که ما نمی‌توانیم بدون اینکه به قانون و تعهدات‌مان در خصوص برخی معاهدات احترام بگذاریم، کاری انجام دهیم.

در نتیجه پیکره‌بندی دوباره عرصه اطلاعاتی دولت آمریکا در سال 2004، فینگار در سازمان جدید اطلاعاتی به همراه جان نگروپونته مشغول به کار شد. جان نگروپونته البته به عنوان رئیس این سازمان منصوب شد و فینگار به عنوان رئیس شورای امنیت ملی که بر تمامی گزارش‌های اطلاعاتی نظارت دارد، برگزیده شد. فینگار مامور شد تا بسیاری از اصلاحاتی را که کنگره آمریکا خواستار آن شده بود، اجرایی کند. برخی از این اصلاحات شامل تعیین بازرسان جدید در سیستم اطلاعاتی به منظور بررسی صحت و سقم منابع اطلاعاتی بود تا به این وسیله گزارش‌های اطلاعاتی از تحت تاثیر قرار گرفتن تفکر و سیاستی خاص مصون بمانند. یکی از اشتباهات گزارش اطلاعاتی که درباره عراق منتشر شد این بود که منبع حجم گسترده‌یی از اطلاعات موجود در آن از یک عراقی فراری گرفته شده بود که هرگز با مقامات اطلاعاتی آمریکا دیدار نکرده بود و بعدها هم مشخص شد که یک جاعل بوده است.

نظام‌های جدید اطلاعاتی آمریکا

در ذیل این نظام‌های جدید مقامات آژانس‌های جاسوسی آمریکا نظیر سازمان سیا و آژانس امنیت ملی آمریکا می‌بایست هر بخش از اطلاعات به دست ‌آمده را با توجه به چگونگی انعکاس آن در گزارش، مورد بررسی‌های دقیق قرار دهند. آنها فرم‌هایی را امضا می‌کنند مبنی بر اینکه اطلاعاتی که آنها در منابع خود به دست آورده‌اند به درستی در گزارش درج شده‌اند. همچنین تحلیلگرانی هستند که دیگر گزینه‌های محتمل را در مورد اطلاعات به دست آمده مورد بررسی قرار می‌دهند. به گفته فینگار یکی دیگر از تغییرات مهمی که در نظام جدید اطلاعاتی آمریکا به وجود آمده این است که قضاوت‌ها و منابع ما مورد ارزیابی‌های مجدد قرار می‌گیرند تا هر گونه اشتباه مصون بمانند.

ون‌دیپن به عنوان یکی از نویسندگان گزارش اطلاعاتی ایران برای نوشتن نسخه نهایی این گزارش بیش از هزاران سند را مورد بررسی قرار داد و در مرحله پایانی نیز با بیش از 20 مقام اطلاعاتی به بررسی مدارک و شواهد پرداخت. در مرحله نهایی نیز نسخه پایانی می‌بایست به امضای نمایندگان 16 آژانس اطلاعاتی جاسوسی آمریکا می‌رسید. همچنین یک روز به متخصصان خارج از نظام اطلاعاتی فرصت داده شد خطاهای احتمالی در این گزارش را متذکر شوند.

براساس برخی شایعات در تابستان و پاییز سال 2007 مقامات دفتر دیک چنی معاون رئیس‌جمهور آمریکا در خصوص نتایج ذکر شده در این گزارش ابراز نگرانی کردند. بنابراین به پرزیدنت بوش نیز در خصوص اینکه گزارش اطلاعاتی مهمی درباره ایران تهیه شده است که نتایج متفاوتی دارد اطلاعاتی داده شد. یک هفته پیش از انتشار این گزارش تهیه‌کنندگان این گزارش با جرج‌بوش دیدار کردند تا در خصوص منابعی که از آنها در تنظیم آن گزارش استفاده کرده‌اند با رئیس‌جمهور آمریکا سخن بگویند.

سرانجام کاخ سفید با علم به اینکه این گزارش در صورت منتشر نشدن سرانجام از جایی درز می‌کند تصمیم گرفتند بخش اصلی نتایج آن را منتشر کنند و البته هنوز بخش اعظم این گزارش به عنوان اسرار محرمانه طبقه‌بندی شده است.

بسیاری از مقامات سیاسی و نزدیکان به دیک چنی زمان انتشار این گزارش را در سوم دسامبر 2007، زمان مرگ سیاست‌های جنگ‌طلبانه دیک چنی علیه ایران تعبیر کردند. آنها می‌گفتند نویسندگان این گزارش خوب می‌دانستند که چطور زیر پایمان پوست موز بیندازند.

البته این گزارش منتقدانی نیز داشت. برای مثال برخی معتقد بودند که این گزارش تلاش‌ها را برای متوقف کردن ایران از آنچه که آنها از آن به عنوان تلاش برای ساخت بمب اتمی یاد می‌کنند، کاهش می‌دهد. در حالی که ایران اگر بخواهد می‌تواند پس از تکمیل چرخه سوخت و ادامه غنی‌سازی اورانیوم بار دیگر برنامه تسلیحاتی‌اش را از سر بگیرد. جان نیز معتقد است این گزارش گزارشی سیاسی است و سیاست‌های دولت بوش را در مقابله با ایران تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

اما فینگار می‌گوید که نباید تنها بر مبنای دو صفحه و نیم از این گزارش 140 صفحه‌یی درباره آن نتیجه‌گیری کرد. فینگار می‌گوید این گزارش بیش از 1500 منبع اطلاعاتی دارد و بسیاری از آن طبقه‌بندی شده است.

فینگار می‌گوید: البته تصدیق می‌کنم که این گزارش آن چیزی که مد نظر آقای بولتون بود را در بر ندارد.