تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۴۳۷۵۹
تحلیل دکتر هادی سمتی از استراتژی خاورمیانه‌یی واشنگتن


در روزهای اخیر و به دنبال گزارش مشترک «رایان کروکر» سفیر آمریکا در عراق و «دیوید پترائوس» فرمانده نیروهای نظامی آمریکا در عراق، بحث خروج نیروهای آمریکایی از عراق بار دیگر به اصلی‌ترین موضوع داخلی آمریکا تبدیل شده که بحث‌های گسترده‌یی را نیز میان دموکرات‌ها و حتی جمهوریخواهان منتقد سیاست‌های بوش از یک طرف و کاخ سفید از سوی دیگر دامن زده است.

جرج بوش رئیس‌جمهور آمریکا جمعه شب اعلام کرده است که پیشنهادهای ژنرال دیوید پترائوس ژنرال ارشد آمریکا در عراق را برای کاهش نسبی نیروها در عراق پذیرفته است و قصد دارد شماری از نیروهای این کشور را در عراق کاهش دهد.

در این رابطه تحلیلی توسط دکتر «هادی سمتی» عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت و استاد دانشگاه تهران در نشست اخیر کمیسیون سیاست خارجی جبهه مشارکت ارائه شده است.

به گزارش نوروز، سمتی در این جلسه در مورد شکست آمریکا در تحقق اهداف برنامه‌های خود در عراق نکات زیر را مطرح کرد: بازسازی هژمونی و اقتدار آمریکا به نتیجه نرسید. مساله خاورمیانه بزرگ و ادعای ایجاد تغییرات و دگرگونی‌های وسیع و عمیق در منطقه به شکست انجامیده است. عدم توفیق در تغییر رژیم‌های اقتدارگرا هم، سبب تغییر در گفتمان سیاسی آمریکا شده است.

از نظر وی آمریکا با مشکلات متعددی روبه‌رو است:‌

ـ از نظر بین‌المللی و منطقه‌یی، این جنگ از ابتدا مشروعیت نداشت، حتی حضور اروپا و ناتو هم موثر نبوده و یک ساختار بین‌المللی مشروعیت‌ساز ایجاد نشده است.

ـ فقدان مشروعیت مشکل اصلی آمریکا است و حمایت جدی بین‌المللی از اقدام آن صورت نگرفت. آمریکا عملاً تنها میدان‌دار این کشور است. بسیاری از کشورها هم از زمین‌ خوردن آمریکا راضی هستند. امکان فشار بر کشورهایی مثل عربستان و اردن از میان رفته و سیاست آمریکا دچار تناقض و استانداردهای دوگانه شده است. عملاً عراق صحنه تسویه حساب‌های قدرت‌های منطقه‌یی شده، تناقض میان امنیت و دموکراسی بسیار برجسته شده است. عدم انسجام در تنظیم رفتار با ایران و عربستان و دیگر کشورهای منطقه آمریکا را با مشکلات نظری و علمی مواجه کرده است.

بحران‌های منطقه‌یی با مساله عراق تلاقی یافته است؛ شکست فرآیند صلح، پیروزی حماس، جنگ لبنان، بحران در خلیج‌فارس که در مجموع توان آمریکا را به شدت کاهش داده است. مساله اصلی برای آمریکا عراق است و ایران در اولویت بعدی است. مشکلات خارجی و منطقه‌یی آمریکا سیاسی، اقتصادی حقوقی است که به راحتی قابل حل و فصل نیست.

در حوزه داخلی هم دولت آمریکا با فقدان حمایت همه جانبه روبه‌رو است و در سه حوزه مشکل دارد:

1ـ کاخ سفید در ادامه جنگ تنها مانده است.

2ـ در افکار عمومی مشکل جدی دارد؛ محبوبیت بوش به 2/31 درصد رسیده، به خصوص در ایالات مرکزی که برای انتخابات مهم است، این وضعیت وجود دارد. در ایالات مرکزی که به طور سنتی جمهوریخواه هستند، آرای موثر جمهوریخواهان به شدت افت کرده است.

3ـ در کنگره نمایندگان هم با دشواری مواجه است. عدم حمایت از حزب جمهوریخواه در حال زیاد شدن است. دموکرات‌ها لایحه‌یی داده‌اند که فضای کنگره علیه سیاست بوش را تشدید کرده است.

دستگاه‌های کارشناسی آمریکا: وزارت امورخارجه و نهادهای دیگر در ارزیابی‌های خود مخالف سیاست بوش هستند. پیش‌بینی‌های آنها نسبت به روندهای آتی منفی است. تردیدهای بدنه کارشناسی نسبت به امکان پیروزی آمریکا شدت یافته است. نتیجه این روند ایجاد نگرانی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده است. نقد بوش شدت یافته است. البته ممکن است سیاست موجود خیلی قابل تغییر نباشد، ولی به هر حال رقبای بوش شعار آن را می‌دهند.

مشکلات عدیده حضور در عراق: آمریکا در عملیات و تاکتیک‌ها در عراق موفق نبوده است. با این هدف که ثبات نسبی ایجاد کنند، 30 -20 هزار نیرو فرستادند تا آنجا را پاکسازی کنند تا خونریزی را پایان دهند. تا منطقه به منطقه آن را تحویل نیروهای نظامی عراق دهند. همزمان بازسازی اقتصادی این کشور هم در برنامه بود. امروز نظریه افزایش نیرو هم شکست خورده است. از اهداف مشخص شده در افزایش نیرو تاکنون فقط یک هدف محقق شده، کسانی که در عرصه عملیات هستند، آن را هم چندان مفید نیافته‌اند.

امکان تداوم حضور 160 هزار نفری که برخی از آنها 5/1 سال است که به آمریکا برنگشته‌اند، اداره عملیات را دشوار کرده است. البته از نظر اقتصادی مشکلی نداشته‌اند. متمم بودجه امسال نشان می‌دهد تا پایان 2008 یک تریلیون دلار هزینه برای جنگ عراق در نظر گرفته شده است.

در مورد سناریوهای محتمل گفته می‌شود:

1ـ احتمال بازگشت وجود ندارد. برای دموکرات‌ها مساله این است که چگونه می‌توان خروج آبرومندانه را سازمان داد؟ و برای جمهوریخواهان این مساله مهم است که چگونه می‌توان ماندن آبرومندانه را سازمان داد؟ آمریکایی‌ها روند خروج را در نظر دارند. آنها منتظر هستند عملیات مقاومت و شورش در همه مناطق بی‌تاثیر شود تا شورشیان خودشان عملاً خسته شوند. به نظر جمهوریخواهان باید منتظر خسته شدن آنها از کشتارهای خودشان باشیم. تجربه کشورهای آسیایی ـ آفریقایی نشان می‌دهد وضع موجود باید ادامه یابد تا شورشیان خودشان خسته شوند.

2ـ آمریکا موفق شود در اثر یک حادثه معجزه‌آسا، در صورت یک توافق یا یک پیروزی سیاسی میان شیعیان - کردها (برای نفت - قدرت) به کاهش خشونت دست یابد، این پیروزی آمریکا است. این احتمال ضعیف به نظر می‌رسد. جز خود بوش و چند نفر دیگر فکر نمی‌کنند، به آن دست یابند.

3ـ احتمال دیگر تجزیه نرم است یعنی اینکه عراق به تدریج فرو پاشیده شود. از این دیدگاه دولت عراق یک دولت شکست خورده است، چیزی از آن نمانده که حفظ شود. تنها چاره خشونت‌های قومی تقسیم عراق بر اساس فدرالیسم کامل است. این تجزیه نرم عراق است. با استفاده از تجارب دیگران این دیدگاه در میان دموکرات‌ها و برخی کارشناسان طرفدار دارد، آیا قابل اجرا است؟

سمتی در ادامه گفت: این سناریو مخالفان و موافقان خود را دارد.

ممکن است در انتخابات به این برسند که عراق را باید به عراقی واگذاشت، پس باید خارج شد. برخی دموکرات‌ها بر آن اصرار دارند که غیر از 20-10 هزار نفر باید بقیه را ظرف یکی دو سال خارج کرد. مخالفان این سیاست آن را سبب جنگ داخلی و بحران منطقه‌یی می‌دانند. سازماندهی القاعده بسیار قابل توجه است. 50 درصد نیروهای شورشی از عربستان هستند. یک دعوای جدی میان عربستان و آمریکا در جریان است. البته عربستان مدعی است که قادر به محافظت مرزهای خود نیست. اعضای القاعده می‌روند به اردن و از آنجا وارد عراق می‌شوند. وی ادامه داد:‌ پس آمریکا در یک تناقص اساسی مانده که امکان خروج از آن بسیار سخت است، نه راه حل سیاسی و نه راه حل نظامی بدون هزینه دارد. ایران در این میان تعیین‌کننده است، چه در خروج تدریجی یا سریع، چه در حضور در عراق.

شاید یکی از عوامل علاقه به گفت‌وگو با ایران نقش ایران در کاهش ناآرامی‌های عراق است. ایران بسیار مهم است که باید در جای خود بحث شود.