دکتر محمد منصورنژاد
دکترای سیاسی از دانشگاه تهران، پژوهشگر و مدرس حوزه و دانشگاه
الف) طرح مساله:
در مورد تعریف بسیج و بسیجی (واژه اول به نهاد و ظرفی که محل فعالیت بسیجیان است، اشاره دارد و مفهوم دوم به کسانی که در این عرصه فعالاند) متاسفانه اهتمام جدی صورت نپذیرفت و از این رو با این که بیش از دو و نیم دهه از تاسیس این نهاد مردمی میگذرد، اما در مورد بسیج مستضعفین تعریف اجتماعی وجود ندارد و امروزه حتی مضافالیه مستضعفین هم از بسیج برداشته شده است.
جدای از معنای لغوی بسیج که به معنای فراخوان و به صحنه آوردن است، در معنای اصطلاحی به نهادی گفته میشود که در 5 آذر ماه 13۵۸ از سوی امام خمینی(ره) تاسیس گردیده و این نکته همچنان در خور توجه و تامل است که چرا امام خمینی(ره) با این که در آن مقطع نهادهایی مثل کمیته، جهاد، سپاه و... تاسیس شده بود، دست به تاسیس بسیج مستضعفین زدند، در صورتی که هنوز بحث دفاع مقدس مطرح نبود؟
با این وصف، مقصود امام خمینی(ره) از نهاد بسیج را باید در اندیشه و فرامین ایشان پیرامون بسیج واکاوی نمود و گر چه نگارنده از این زاویه سابقا تلاش اجمالی داشته است، اما اکنون قصد طرح مطلب از آن زاویه نیست.
در این تلاش قصد آن است که هویت بسیجی را بر اساس ویژگیها و خصایصی که بسیجیان خصوصا در مقطع دفاع مقدس از خود بروز داده و آن گونه خود را به دوست و دشمن نشان دادند، تعریف و تحدید کنیم.
بسیجیان در دفاع مقدس هویتی عالی و آرمانی از خود بروز داده و ترسیم کردهاند که امروزه میتواند برای ردههای مقاومت و نیروهای بسیجی به عنوان ایدهآل تایپ به تعبیر جامعهشناسی آن مطرح بوده و بدان سمت و سو اقتدا کنند و حریم آن را پاس دارند؛ ویژگیهای آن بسیجیان را بشناسند و بر مبنای آن، شرایط موجود بسیج و بسیجیان را به ارزیابی بنشینند. از آنجا که مباحث هویتی در دو سطح قابلیت طرح دارند، تاملات حاضر نیز درباره هویت بسیج و بسیجیان در دو سطح و لایه صورت میپذیرد.
ب) هویت بسیج و بسیجیان در دو سطح:
1) شناسایی هویت بسیج: در تعیین هویت، درباره چیستی و کیستی فرد یا افراد، نهاد و... پرسیده میشود و میگویند فلان فرد یا گروه کیست و چیست؟ در پاسخ بدین پرسش باید نکاتی را که موضوع مورد سوال را از دیگران متمایز میکند، برشمرده شود و از این رو گفته میشود که هویت در مقابل غیریت معنا پیدا میکند. برای بیان خود فرد یا افراد و یا نهاد، باید به ویژگیهای یک فرد یا گروه را بسازند اشاره داشت؛ آن خصایصی که با آنها موقعیت او قوام مییابد و علت وجود او هستند. از این منظر شاید مهمترین ویژگیهای بسیج که مجموعا از آنها نهادی منحصر به فرد و از بسیجیان افراد خاص خود میسازد، به قرار زیرند:
1-1) بسیجی مظهر حماسه و عرفان: از آنجا که فعلا قصد تفصیلی طرح موضوع نیست، فقط اشاره میشود که بسیجیان از آن رو که به تبع امامخمینی(ره)، درونگرایی را با برونگرایی و رجزخوانی برای دشمنان را با تهذیب نفس و محاجه با خود، یکجا جمع کردهاند، نیروهای رزمی منحصر به فرد به شمار میآیند. گفته شد که این ویژگی بر اساس حال و هوای بسیج و بسیجیان در دفاع مقدس بازسازی شده که بسیجیان شیران روز و زاهدان شب بودند و به برکت حضور کثیر و معنوی آنها، به رغم وجود دشمنان جهانی و منطقهای، ایران از دفاع مقدس سربلند بیرون آمد.
بر اساس این ویژگی، هویت بسیج و بسیجیان حداقل از دو گروه متغایر و متمایز میگردد:
اول: حماسه آفرینان محض؛ آنها که در تهجد، تضرع و خودسازی درونی و معنوی را در کنار رزم ندارند. از این رو بسیجیان صرفا چریکهای رزمنده (مثل ویت گنگها و...) نیستند.
دوم: عرفای محض؛ همچنین بسیجیان اهل عرفان، زهد، اخلاق و خودسازی محض نیستند که به گوشهای خزیده و با نفس خود مبارزه کنند (مثل مرتاضها و یا صوفیون و...)
نکته مهمی که به هویت حماسی بسیجیان باید افزود آن است که، بسیجیان ایران تشکیل یافته و در سازمانهای رزمی تعریف میشوند و از این رو صرفا اهل رجز خواندن در مقابل دیگران با تشخیص خود نیستند، بلکه در قالب برنامه و سازماندهی نظامی از طریق فرماندهان، با فرماندهی کل قوا مرتبطاند و در مواقع ضروری عمل میکنند، مانور میدهند، در گردانها حضور مییابند، گشت شبانه دارند و احیانا برخورد امنیتی و اطلاعاتی میکنند و...
با این نگاه، فردی که اهل حماسه آفرینی نباشد، نمیتواند بسیجی به معنای واقعیاش باشد و چنان که اگر اهل خودسازی، مسایل معنوی و ارتباطات با خدا نباشد نیز بسیجی نیست. و چنانچه در مباحث دیگر اشاره شده، ویژگی هویتی بسیجیان آن است که این هر دو (حماسه محفوف به عرفان) را با هم دارند و گرنه در طول تاریخ هم حماسه آفرینان فراواناند و هم عرفا.
1-2) بسیجی نماد ایثارگری:
درباره ایثارگری نیز قصد اطناب مطلب نیست، فقط اشاره میشود که از ویژگی هویتی بسیجیان آن است که از حقوق خود برای دفاع از حقوق دیگران (افراد، کشور، مذهب و دین و...) میگذرد و برای چنین فداکاری نیز اجرا و مزد مادی را سرلوحه کارش قرار نمیدهد.
به عبارت دیگر، ممکن است به یک بسیجی در قبال تلاشش مزدی بدهند، تقدیری کنند، قدرشناسی صورت پذیرد، اما آنچه بسیجیان از خودشان در دفاع مقدس نشان داده و ساختهاند، آن است که آنها با خدا معامله کردهاند. هدف اصلیشان ذخارف دنیوی و دستاورد مادی نیست و به اندک دست آورد در این میدان راضیاند و از این رو از معدود نهادهای این ساماناند که کمترین هزینه را به نسبت وسعت تشکیلات به خود اختصاص میدهند، اما بیشترین ثمره و دست آورد را برای کشور و مردم دارند. پس از ویژگیهای بسیجیان قناعت، بخشش، بذل سخاوتمندانه جان و مال و وقت و آبرو و... در راه خدا برای کشور، ملت و... است.
با این ویژگی هویتی، بسیجی حداقل از دو گروه متمایز میگردد: اول، آنان که تمام اهتمامشان آن است که حقوق خود را اعاده نموده و به وضع خود و خانواده سر و سامانی بدهند و حتی نیم نگاهی نیز به دیگران ندارند. ممکن است افرادی داعیه مسلمانی داشته باشند، اما دغدغه دیگران نداشته باشند و لذا بسیجی شناخته نشوند.
دوم: آنان که حتی به حدود و حقوق خود قانع نبوده و بلکه چشم طمع به این و آن دارند و در سطح فردی و جمعی و خرد و کلان، متجاوز و متجاسرند.
در مقابل آنها، بسیجی از خوابش، از وقتش، از موقعیتهایش، برای حفظ حقوق و حدود دیگران میگذرد و از این رو در حالی که مردم در استراحتاند، برای امنیت اجتماعی، در خیابانها پاس میدهد و...
1-3) بسیجی سمبل همیشگی:
اگر مرد از همبستگی، همدلی عمومی در سطح کلان و ملی باشد، کدام نهاد و مرکزی در ایران را سراغ داریم که تمام شهرها و اغلب روستاها، نمایندگان و داوطلبانی داشته باشد که مثلا به مناسبت هفته بسیج، پاسداشت هفته دفاع مقدس و...، همزمان و بر اساس برنامه مشابه وارد صحنه شده و میلیونها انسان را در برنامههای منظم به صحنهها بکشاند؟
بسیج، ملیترین و مردمیترین نماد و سمبل همبستگی در ایران بوده و در فلسفه تاسیس بسیج نیز این نکته مستتر بود که 35 میلیون جمعیت زمان تاسیس بسیج، باید ارتش 20 میلیونی بر میخاست، یعنی بسیج در واقع باید مستجمع تمام نیروی انسانی بالغ میشد.
با این وصف، مردمی بودن بسیج و از مردم بودن بسیج را به عنوان ویژگی هویتی که منبع همبستگی و همگرایی است، میتوان تعریف و تحدید نمود.
آفتی که ممکن است این ویژگی هویتی بسیجیان را تهدید کند، آن است که بسیج به جای از مردم بود، بر مردم حاکم شده و از مردم فاصله بگیرد. این انحراف ممکن است بر اساس عوامل بیرونی و دشمنان و یا حتی به سبب عوامل داخلی و خودی و بر اساس عملکرد سوء ایجاد گردد.
از آن سو، دشمنان از مردم بودن و فراگیر بودن بسیج میترسند که با ایجاد همبستگی ملی، ترفندهای آنان در ایران جواب نمیدهد و تهدیدات آنها به سخره گرفته میشود.
البته ممکن است نیروهای داخلی و حتی بسیجیان با تحلیلهای سطحی و نگرشهای تعصبآلود و با گم کردن فلسفه وجودی بسیج، بسیجی را به جریانات سیاسی، جناحبندیها، تعصبات خاص مذهبی و... فرو بکاهند که در آن صورت فقط برای افراد خاص (و نه همگان) جذابیت خواهد داشت که در این صورت نه بسیج سمبل همبستگی است و نه دشمنان از نام و یاد بسیج میهراسند و نه ملت از حضور و تلاش آنها احساس امنیت میکند و چه بسا که افکار عمومی به قدری علیه آنان آماده شود که حتی تلاشهای آنها برای حفظ امنیت مردم نیز با اعتراض مردمی مواجه گردد.
تا اینجا سه ویژگی مهم که عمدهترین خصایص هویتی بسیجیان بر اساس تصویر حضور آنان در دفاع مقدس است، مورد اشاره اجمالی قرار گرفته و شناسایی شد.
2) بازشناسی هویت بسیجی:
از آنجا که هویتها به رغم میل به ثبات، پایدار و لایتغیر نمیمانند و میل به تحول دارند، از این رو شناسایی ویژگیهای هویتی فرد یا جمع برای همیشه پاسخگو نیست و حداقل از دو زاویه باید مورد بازنگری و بازشناسی قرار گیرند:
اول آن که، آیا خصایص هویتی سابق، در شرایط حاضر نیز قابل دفاع و پاسخگو هستند؟
نکته دوم مرتبط با نکته نخست آن است که آیا امکان دارد فضای جدید و پرسشهای تازه و مسایل نوین، هویت بسیج و بسیجیان را دستخوش تغییر سازد؟
دیدیم که از ویژگیهای هویتی بسیجیان، مقرون بودن حماسه با عرفان، ایثارگری و سمبل همبستگی بود، اما در شرایط حاضر که جنگ و رزم به معنای دقیق نظامی آن وجود ندارد، آیا میتوان در بسیجیان روحیه حماسی ایجاد و یا فضای حماسی سابق را حفظ کرد؟
در فضای جبههها و در شرایطی که فرد دایما سختی و فشار دست و پنجه نرم میکرد و حتی در مظان جان باختن بود، شب زندهداری و ریاضتها و بسیاری از مسایل معنوی، زمینه ظهور مییافت. اما آیا در شرایط حاضر که فضای رقابت بر روی مادیات و تجملات است، نیز میتوان آن فضای معنوی را حفظ و تقویت نمود؟
اگر ایثارگری در آن فضا به راحتی میتوانست معنا یافته و ظاهر شود، آیا الان که حتی از سازمان بسیج توقع حضور در عرصههای سازندگی و اقتصادی میرود و یا بر سر غنایم جنگ رقابت وجود دارد و در شرایطی که منسوب بودن به جبهه و جبهه رفتگان امتیازهای مادی و منوی میآفریند (از مجوز کارخانه، تا ارتقای رتبه اداری و تا کسر خدمت سربازی و...) توقع ایثارگری به عنوان یک خصیصه بسیجی آیا میسور است؟ آیا هنوز میتوان از بسیجیان توقع فداکاری و گذشت داشت؟ اگر امکان پذیر است، با چه توجیهی؟ و اگر امکانپذیر نیست، این تحول هویتی بر چه مبنایی باید تفسیر گردد؟ تعمیم بسیج به همه مردم (سمبل همبستگی) آیا جای بازشناسی و بازسازی ندارد؟ اگر بسیج بخواهد بر ارزشهای فرهنگی به ارث رسیده از دفاع مقدس پافشاری کند، آیا آن ارزشها در شرایط عصر و در فضای ارتباطی جدید که انواع محصولات فرهنگی، ارزشهای جدید و فرهنگ تازه بیگانه را تبلیغ میکنند، خریداری دارد؟
اگر آن ارزشها امروزه جذابیت لازم را خصوصا در نسل جدید نداشته باشد، غربت بسیج را چگونه باید تفسیر نمود و چگونه امروزه نیز بسیج میتواند نماد همبستگی باشد؟ آیا ورود نهاد بسیج به برخی منازعات سیاسی، با سیاست جذب همگانی سازگار است؟ در این صورت آیا باید بر سیاستهای خاص پای فشرد و به قلیلی از افراد بسنده نمود؟ و یا این که باید در سیاستهای تجدیدنظر نمود و از هدف همبستگی دفاع نمود.
در بازشناسی هویت بسیجی، در کنار نکات یاد شده میتوان نکات دیگری را نیز افزود؛ از جمله آن که، اگر در گفتمان جنگ و دفاع مقدس، نوع و قواعد بازی به تسلیحات و امکانات نظامی و مانورهای خاص و... گره خورده بود، در فضای حاضر که گفتمان صلح حاکم است و قواعد بازی عوض شده و سنگر و جبهه تغییر یافته و امروزه خطر نظامی حداقل به صورت ملموس و آنی ما را تهدید نمیکند، بلکه یک تعامل و حتی تقابل فرهنگی بین ما و دیگران برقرار است و اگر خطری باشد، در جبهه فرهنگی است، رسالت بسیجیان در این میدان چیست؟
آیا نقشهای هویتی سابق، خصوصا دو نقش اول (حماسه و عرفان و ایثارگری)، در این میدان میتوانند نقش جدی ایفا کنند و یا این که هویت بسیجیان را در شرایط جدید باید باز تعریف نموده و نقشهای پررنگتر فرهنگی بدانها داده و هویت این نهاد را با مسایل جدید مورد شناسایی قرار داده و تحدید و تعریف نمود؟
خصوصا در شرایطی که مخاطبان جوان نهاد بسیج در ایران امروزه از اقشار تحصیلکرده هستند، آیا برای چنین مخاطبینی میتوان بدون مسلح بودن به زبان علمی روز و با ابزارهای مدرن ارتباطی پیام داشت؟ آیا مدیران و فرماندهان با تحصیلات پایین، میتوانند نیروهای با دانش بالاتر را مدیریت کنند؟ آیا در بازشناسی موضوع، هویت جدید بسیجی، به نحوی با علم، فرهنگ، دانش، ارتباطات و... نباید گره بخورد؟ و...
پس اگر هویت میل به سیالیت و پویایی دارد، باید در یک کار جدید و دقیق و کارشناسی شده، هویت بسیجی و بسیجیان را یک بار دیگر با دقت، متناسب با پرسشهای عصر و مسایل جدید، مورد بازنگری قرار دارد، تا در نظر و عمل از بسیاری از تعارضها و پارادوکسهای موجود پیرامون نهاد بسیجی مصون مانده، بسیج همچنان محبوبیت خود را حفظ نموده و قدرت جذب همه اقشار مردم و سازماندهی آنها را در قالب تشکلها و ردههای مقاومت، در دفاع از خودیها و در مقابله با دشمنان در همه ابعاد داشته باشد.