تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۴۳۸۰۶

صلاح‌الدین هرسنی

طبق نظر مارتین کریمز، دوره‌ای که بر حیات امروزی تاریخ فلسطین حاکمیت دارد، دوره‌ای است که از آن به منازعه رو به تصاعد اسلام‌گرایان و رژیم صهیونیستی یاد می‌شود. لذا طبیعی می‌نماید که صلح و استقرار فرآیند آن بتواند حیات سیاسی این کشور را از وضعیت موجود خارج کند.

بر این اساس کنفرانس آناپولیس، با مساعی دو متحد اصلی منازعات خاورمیانه (آمریکا و اسرائیل) در مریلند آمریکا به اجرا درمی‌آید. اما قراین موجود نشان می‌دهد که چنین پویشی در جهت ایجاد صلح نتواند قرین توفیق باشد، چرا که سوء‌ سابقه مبتکران فعلی صلح خاورمیانه در نشست اسلو و ناباوری و ناامیدی فلسطینی‌ها و سران کشورهای عرب در فرایند سناریوی نقشه راه، امید به استقرار و نهادینگی مهمترین ثمره میراث کانت را در جغرافیای خاورمیانه از میان برداشته است. لذا حاکمیت چنین منطقی موجب پویش‌های گسترده در جهت اجرایی‌سازی پروسه صلح شده است. نشانگان چنین پویشی را می‌توان در رفتار دو بازیگر اصلی پروسه صلح بازخوانی کرد که استراتژی آنان با بازیگران موثر دیگر، بیشتر رنگ مماشات به خود گرفته است. در این میان پویش آمریکا به عنوان مهمترین بازیگر اصلی پروسه صلح از مطمح نظر ویژه‌ای برخوردار است و به نظر می‌رسد که سرنوشت سیاسی این بازیگر به اوضاع خاورمیانه گره خورده باشد، چرا که این ابتکار فرصتی را به آمریکا می‌دهد که بتواند تدارکی را در جهت پنهان کردن کلیه سناریوهای به شکست انجامیده خود در خاورمیانه و همچنین حمایت از مواضع مهمترین هم‌پیمان استراتژیک خود در خاورمیانه (اسرائیل) آماده کند.

 در نگاه آمریکا آنچه در بستر این پویش واجد ارزش و اهمیت است، کوششی است که این بازیگر فرآیند آن را برای عادی کردن روابط میان فلسطین، جهان عرب و اسرائیل به کار بسته است تا شاید بتواند با تشکیل محوری جدید، در برابر ایران و خط و مشی ایران به مقابله برخیزد. بنابر همین پویش، رهبران واشنگتن را باور بر این است که با عادی‌سازی روابط سیاسی و اقتصادی با جریان عربی و اسلامی و سپس ایجاد یک ائتلاف منطقه‌ای و بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران و متحد آن سوریه، امنیت اسرائیل را بهتر می‌توان تأمین کرد. بخش دیگر پویش صلح از طرف آمریکا متوجه افکار عمومی این کشور است که گرایش و تمایل فراوانی به اجرایی‌سازی صلح در خاورمیانه دارد.

تردیدی نیست که این‌ وجه از پویش صلح از تاثیر و نقش لابی صهیونیست که از گسترش فرایند صلح نگران است و با حاکمیت آن در جغرافیای خاورمیانه مخالفت دارد، خواهد کاست. انگیزه دیگری که آمریکا را در این پویش جدید یاری داده است به نتیجه محتمل و غیرمستقیم آن بازمی‌گردد، به این معنی که نتیجه فرایند صلح آناپولیس محتملا از میزان موج‌های خشونت ترور می‌کاهد و تاثیر مثبت آن را برای استراتژی آمریکا عراق بر جای می‌گذارد تا به این ‌ترتیب آخرین لحظات حاکمیت نئوکانها در کاخ سفید قرین بدنامی و وهن نگردد و حاکمیت سیاسی آنان از قضاوت و حکم منفی تاریخ در آینده در امان ماند. اما نکته قابل ‌توجه پویش آمریکا در فرایند صلح به مسئله‌ای بازمی‌گردد که مورد انتظار فلسطین و رهبر غرب‌گرای آن ابومازن است.

 در شرایط فعلی این انتظار برای فلسطین به وجود آمده که آمریکا بتواند با فشار بر لابی‌های اسرائیلی‌، این کشور را مجبور به عقب‌نشینی از مواضع خود کند و این کشور را ضمن پایبندی به اصول صلح در ادوار گذشته به پشت مرزهای 1976 بازگرداند. بعد دیگر پویش‌های صلح آناپولیس تمهید مقدماتی است که زمینه‌های آن به وسیله اسرائیل به اجرا درآمد. بر این اساس مهمترین نشانگان پویش اسرائیل به روند رو به تصاعد مناسبات دیپلماتیک ترکیه و اسرائیل بازمی‌گردد که در هفته‌های اخیر در دیدار سران آنکارا و تل‌آویو نمود بارزی یافته است.

تردیدی نیست که پویش ترکیه در موضوع خاورمیانه بیشتر رویکرد میانجی‌گرانه دارد که هدف اصلی‌اش به ارتقای دیپلماسی این کشور در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و سپس به فراهم کردن زمینه‌های موفقیت‌ کنفرانس تمرکز یافته است.  اما مسئله آن است که اگر تجمیع همه اهداف و پویش آمریکا و اسرائیل در صلح آناپولیس درصدد تعقیب تحکیم روابط اعراب و اسرائیل باشد، شاید بتوان نوعی توفیق را برای دست ‌اندر کار اصلی صلح در نظر گرفت، اما قراین موجود نشان می‌دهد که این پویش هیچگاه نمی‌تواند متضمن ایجاد آن صلحی باشد که بحران مزمن خاورمیانه (فلسطین و اسرائیل) به آن نیازمند است، چرا که سوء سابقه دست‌اندرکاران ماجرا آنهم لااقل در سناریوهای گذشته صلح‌ (کمپ دیوید، اسلو و نقشه راه) به توفیق قابل ملاحظه‌ای دست نیافته و نتوانست صلح پایدار و موثری را را برای بحران مزمن خاورمیانه عرضه کند. اما جدای از پویش‌های موجود از سوی مجریان آن، سناریوی صلح آناپولیس همراه با چالش‌های فراوانی نیز بوده و موانع نسبتا قابل توجهی را تا قبل از برگزاری، پیش ‌روی خود دیده است.

بدون تردید عمده‌ترین این چالش‌ها: به مواضع، حضور یا عدم ‌حضور برخی از کشورهای عربی منطقه در کنفرانس بازمی‌گردد. در این میان عدم حضور حماس به عنوان یک نیروی ایدئولوژیکی موثر در تعیین سیاست‌های فلسطین یک چالش جدی است.

طبیعی است که نادیده گرفتن حماس در بازی‌های سیاسی فلسطین ضربه مهلکی را بر فرایند صلح وارد می‌سازد و محققا زمانی این صلح می‌تواند نتیجه دهد که حماس در معادلات صلح شرکت داده شود. چالش‌های موجود دیگر به تردد دایم مصر و سوریه به حضور یا عدم حضور در کنفرانس بازمی‌گردد. مصر مهمترین کشور عربی شاخ آفریقا است که مجرای نفوذ سیاست خاورمیانه‌ای آمریکاست و این کشور به مدد تفکر سازشکار دو رئیس‌جمهور قبل خود (ناصر و سادات) سهم مهمی را در پروژه صلح خاورمیانه ایفا می‌کند. امتناع مصر از حضور در کنفرانس از آنجا آغاز شد که این کشور کنفرانس آناپولیس را فاقد نتایجی در ایجاد صلح می‌داند. اما پویش جدید آمریکا و رایزنی سران تل‌آویو با سران مصر سبب شد که این کشور به جرگه شرکت‌کنندگان صلح بپیوندد.

در باب سوریه نیز این کشور زمانی به جرگه شرکت‌کنندگان می‌پیوندد که بلندی‌های جولان در کار باشد تا از این طریق این کشور بتواند سهمی را در ایجاد صلح ادا کند. اما مسئله حضور عربستان در کنفرانس صلح، که موضوعی واجد اهمیت فراوان است.

شواهد نشان می‌دهد که شرکت دادن عربستان در کنفرانس آناپولیس به معنای گشودن درهای خلیج فارس به ‌سوی اسرائیل است که مقدمات آن به وسیله آمریکا فراهم شده است. لذا شرکت عربستان برای اسرائیل کلیدی برای تسهیل فرایند صلح قلمداد شود. اما نباید غافل ماند که مهمترین چالش کنفرانس آناپولیس متوجه اسرائیل است به این معنی که این کشور به هیچ‌ وجه حاضر نیست امتیازی به طرف مقابل ماجرا بدهد و به آن‌ سوی مرزهای 1967 عقب بنشیند. اظهارات تزپیی لیونی وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی مبنی ‌بر پیچیده بودن مذاکرات در فرایند صلح آناپولیس را باید در همین زمینه ارزیابی کرد.

به هر تقدیر با توجه به شواهد و مواضع غیرهمگن کشورهای شرکت‌کننده به نظر می‌رسد که اوضاع طبق خواسته و منویات آمریکا به پیش نمی‌رود و این بیشتر به جهت نتیجه آن است که ابهامات فراوانی را برای شرکت‌کنندگان در آن ایجاد کرده است و در نتیجه این طرح همچون طرح‌های قبلی همچون کمپ دیوید ناکام خواهد بود.

به این معنی که برخی از کشورهای عربی خواستار صلح در تردید ناشی از عدم سلامت کنفرانس به‌ سر می‌برند و بر این باورند که کنفرانس آناپولیس نمی‌تواند متضمن عبور خاورمیانه از فرآیند صلح باشد.