جلال طالبانی، رییسجمهور عراق گفتههای خود درباره بیاعتبار بودن قرارداد الجزایر را پس گرفت.
ناظران گفتههای طالبانی را متاثر از رقابتهای قومی و سیاسی داخلی میدانند. حسن هاشمیان، کارشناس مسایل عراق در گفتوگو با دویچه وله سخنان طالبانی را تحلیل کرده است.
* اهمیت و ارزش معاهده الجزایر در چیست؟
** اهمیتش به خاطر جدال تاریخی بین ایران و عراق بر سر آبراه شطالعرب و همینطور مساله اپوزیسیون هر دو کشور در زمان انعقاد این قرارداد است.
* انگیزه آقای طالبانی چیست که اعلام میکند این قرارداد را به رسمیت نمیشناسد؟
** چیزی که آقای طالبانی مطرح کرده بیشتر به درگیریهای داخلی میان احزاب و گروههای مختلف سیاسی در داخل عراق مربوط میشود تا خارج از عراق. میبینیم که بعد طالبانی بیانیهای صادر کرد و پایبندی عراق و خودش را به این موافقتنامه اعلام کرد. دلیل طرح آن چند نکته است: در درگیریهای درونی احزاب سیاسی در عراق آقای نوری مالکی و دولت ایشان با ایران و ترکیه قراردادهایی بست و کارهایی انجام داد که به نظر کردها بر ضد آنها است. صحبتی که آقای جلال طالبانی در مورد موافقتنامه 1975 کرد، نوعی پیام به آقای مالکی و دولت ایشان است و نیز پیامی هم به ایران است که اگر میخواهد به شیعیان عراق علیه کردها نزدیک شود یا به ترکیه علیه کردها نزدیک بشود با چنین چیزی مواجه خواهد شد.
* چه دلیلی وجود داشت که آقای طالبانی چنین صحبتی را بکند و بعد پس بگیرد؟ این آسیبی به وجهه ایشان نیست؟
** به نظر من، این حرف را آقای طالبانی به عنوان رییسجمهور عراق نزد، بلکه به عنوان رهبر یک حزب کرد موتلف با احزاب سنی عراق و موتلف با حزب دموکرات کردستان گفت. توجه کنید که وقتی حرفش را پس گرفت گفت، منظورم این است که این قرارداد زمان امضای مورد توافق اپوزیسیون عراق نبود و اپوزیسیونی که بخش عظیم آن کردها بودند این موافقتنامه را قبول نمیکردند. در واقع طالبانی به عنوان اپوزیسیون دولت عراق این صحبت را کرد نه به عنوان رییسجمهوری. صحبت آقای طالبانی بر این اساس است که در آن زمان شاه ایران با توافق با صدام زیر پای کردها را خالی کرد. چیزی که مورد نظر طالبانی بود همین بحث خالی شدن زیر پای کردها به عنوان یک اپوزیسیون مهم برضد رژیم صدام بود. و گرنه به اعتقاد من خود طالبانی بیش از سایر رهبران دیگر کرد به ایران نزدیک است؛ به عنوان یکی از مهمترین افراد ایران یا نزدیکترین افراد به ایران در عراق دارد عمل میکند.
* برخی تحلیلگران میگویند احتمالا شیعیان عراق نیز خواستهاند به این وسیله استقلال خود را از ایران نشان بدهند تا اعتماد کشورهای عربی و متحدان غربیشان را جلب کنند…
** چنین چیزی صحت دارد و چرخشهای زیادی در دولت آقای مالکی صورت گرفته است. مالکی گاه به طرف ایران میرود و گاه به سوی عربها برمیگردد. در وضعیت فعلی دولت مالکی تلاش میکند که خود را مستقل از ایران نشان بدهد. ملکی اینک با گروههای بعثی سابق در حال صحبت است. قرار است کنفرانسی در قاهره به میزبانی اتحادیه عرب تشکیل شود و اتحادیه عرب این را میزبانی میکند و پیگیری میکند و سفرهایی به مناطق خلیج فارس صورت گرفته است. مالکی سعی میکند که خود را مستقل از ایران نشان بدهد.
نیروهای آمریکایی و دولت عراق در مناطق جنوبی حملاتی به مواضع جیش المهدی مقتدا صدر کردند. تمام این نشانهها به خاطر این است که آقای مالکی نشان دهد دارد مستقل از ایران عمل میکند، اما اختلافاتی هست بین کردها و دولت مالکی، به خصوص در مورد موافقتنامه بین ترکیه و عراق و اینکه اجازه دادند ترکها به شمال عراق حمله کنند. همین طور به عقب انداختن انتخابات یا رفراندوم در مورد تعیین سرنوشت کرکوک نیز یکی از مسایل اختلاف برانگیز بین کردها و دولت آقای مالکی است و این پیمان سهگانهای که اخیرا بین طالبانی، بارزانی و دبیر کل حزب اسلامی آقای هاشمی صورت گرفت نشاندهنده یک نوع ناراحتی از سیاستهای دولت مالکی است.