علی مجتبیزاده
مقدمه:
یکی از مباحث مهم درباره نظام جمهوری اسلامی، کارآمدی نظام است که این موضوع با توجه به جایگاه حکومت دینی و الگویی که نظام جمهوری اسلامی درصدد ارایه آن است، حساسیت ویژهای دارد. در این میان، برخی با دستاویز قرار دادن پارهای مشکلات و بزرگنمایی آن، سعی در ناکارآمد جلوه دادن نظام و القای این اندیشه منفی دارند. در این راستا به مقالهای با عنوان «اصلاحطلبان دین» از محمدرضا تاجیک در سایت امروز برخوردم که نویسنده با بررسی موضوع لزوم ترمیم و تقویت رابطه اصلاحطلبان و دین، کوشیده است تا با ذکر دلایلی، ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی را نشان دهد. نوشتار حاضر به بررسی و نقد این دلایل میپردازد.
">علی مجتبیزاده
مقدمه:
یکی از مباحث مهم درباره نظام جمهوری اسلامی، کارآمدی نظام است که این موضوع با توجه به جایگاه حکومت دینی و الگویی که نظام جمهوری اسلامی درصدد ارایه آن است، حساسیت ویژهای دارد. در این میان، برخی با دستاویز قرار دادن پارهای مشکلات و بزرگنمایی آن، سعی در ناکارآمد جلوه دادن نظام و القای این اندیشه منفی دارند. در این راستا به مقالهای با عنوان «اصلاحطلبان دین» از محمدرضا تاجیک در سایت امروز برخوردم که نویسنده با بررسی موضوع لزوم ترمیم و تقویت رابطه اصلاحطلبان و دین، کوشیده است تا با ذکر دلایلی، ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی را نشان دهد. نوشتار حاضر به بررسی و نقد این دلایل میپردازد.
">علی مجتبیزاده
مقدمه:
یکی از مباحث مهم درباره نظام جمهوری اسلامی، کارآمدی نظام است که این موضوع با توجه به جایگاه حکومت دینی و الگویی که نظام جمهوری اسلامی درصدد ارایه آن است، حساسیت ویژهای دارد. در این میان، برخی با دستاویز قرار دادن پارهای مشکلات و بزرگنمایی آن، سعی در ناکارآمد جلوه دادن نظام و القای این اندیشه منفی دارند. در این راستا به مقالهای با عنوان «اصلاحطلبان دین» از محمدرضا تاجیک در سایت امروز برخوردم که نویسنده با بررسی موضوع لزوم ترمیم و تقویت رابطه اصلاحطلبان و دین، کوشیده است تا با ذکر دلایلی، ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی را نشان دهد. نوشتار حاضر به بررسی و نقد این دلایل میپردازد.
">علی مجتبیزاده
مقدمه:
یکی از مباحث مهم درباره نظام جمهوری اسلامی، کارآمدی نظام است که این موضوع با توجه به جایگاه حکومت دینی و الگویی که نظام جمهوری اسلامی درصدد ارایه آن است، حساسیت ویژهای دارد. در این میان، برخی با دستاویز قرار دادن پارهای مشکلات و بزرگنمایی آن، سعی در ناکارآمد جلوه دادن نظام و القای این اندیشه منفی دارند. در این راستا به مقالهای با عنوان «اصلاحطلبان دین» از محمدرضا تاجیک در سایت امروز برخوردم که نویسنده با بررسی موضوع لزوم ترمیم و تقویت رابطه اصلاحطلبان و دین، کوشیده است تا با ذکر دلایلی، ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی را نشان دهد. نوشتار حاضر به بررسی و نقد این دلایل میپردازد.
">علی مجتبیزاده
مقدمه:
یکی از مباحث مهم درباره نظام جمهوری اسلامی، کارآمدی نظام است که این موضوع با توجه به جایگاه حکومت دینی و الگویی که نظام جمهوری اسلامی درصدد ارایه آن است، حساسیت ویژهای دارد. در این میان، برخی با دستاویز قرار دادن پارهای مشکلات و بزرگنمایی آن، سعی در ناکارآمد جلوه دادن نظام و القای این اندیشه منفی دارند. در این راستا به مقالهای با عنوان «اصلاحطلبان دین» از محمدرضا تاجیک در سایت امروز برخوردم که نویسنده با بررسی موضوع لزوم ترمیم و تقویت رابطه اصلاحطلبان و دین، کوشیده است تا با ذکر دلایلی، ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی را نشان دهد. نوشتار حاضر به بررسی و نقد این دلایل میپردازد.
">علی مجتبیزاده
مقدمه:
یکی از مباحث مهم درباره نظام جمهوری اسلامی، کارآمدی نظام است که این موضوع با توجه به جایگاه حکومت دینی و الگویی که نظام جمهوری اسلامی درصدد ارایه آن است، حساسیت ویژهای دارد. در این میان، برخی با دستاویز قرار دادن پارهای مشکلات و بزرگنمایی آن، سعی در ناکارآمد جلوه دادن نظام و القای این اندیشه منفی دارند. در این راستا به مقالهای با عنوان «اصلاحطلبان دین» از محمدرضا تاجیک در سایت امروز برخوردم که نویسنده با بررسی موضوع لزوم ترمیم و تقویت رابطه اصلاحطلبان و دین، کوشیده است تا با ذکر دلایلی، ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی را نشان دهد. نوشتار حاضر به بررسی و نقد این دلایل میپردازد.
">علی مجتبیزاده
مقدمه:
یکی از مباحث مهم درباره نظام جمهوری اسلامی، کارآمدی نظام است که این موضوع با توجه به جایگاه حکومت دینی و الگویی که نظام جمهوری اسلامی درصدد ارایه آن است، حساسیت ویژهای دارد. در این میان، برخی با دستاویز قرار دادن پارهای مشکلات و بزرگنمایی آن، سعی در ناکارآمد جلوه دادن نظام و القای این اندیشه منفی دارند. در این راستا به مقالهای با عنوان «اصلاحطلبان دین» از محمدرضا تاجیک در سایت امروز برخوردم که نویسنده با بررسی موضوع لزوم ترمیم و تقویت رابطه اصلاحطلبان و دین، کوشیده است تا با ذکر دلایلی، ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی را نشان دهد. نوشتار حاضر به بررسی و نقد این دلایل میپردازد.
نویسنده در بخشی از مقاله بر این باور است که «نخبگان نظام دینی موجود واقعا، تاکنون نتوانستهاند حکومت دینی را تئوریزه نمایند. هنوز نتوانستهاند تعریفی شفاف از یک حکومت دینی به دست دهند، کماکان بسیاری از آنان در فضایی مملو از بازیهای گفتمانی گوناگون و مختلف و متضاد سرگردان هستند...» این در حالی است که برخلاف ادعای نویسنده، نخبگان نظام دینی ما نه تنها تعریف روشن و شفافی از حکومت دینی ارایه نمودهاند ـ که از جمله میتوان به این تعریفها اشاره کرد: «حکومت دینی حکومتی است که دین به صورت یک مبنا و محور، شالوده حکومت و مدیریت جامعه را در همه عصرها زیر پوشش خود قرار میدهد.» (1) حکومت دینی حکومتی است که نه تنها قوانین و مقررات اجرایی آن برگرفته از احکام دینی است، بله مجریان آن نیز مستقیماً از طرف خدا منصوبند یا به اذن خاص یا عام معصوم منصوب شدهاند.» (2) ـ بلکه ابعاد شاخصههای آن را به روشنی تبیین کردهاند. (3) و حرکت منطقی و منسجم نظام جمهوری اسلامی گواهی روشن بر این امر است و اگر چه این عرصه چون سایر ساحتهای علوم نظری با مباحث گوناگونی همراه بوده است، اما این مسأله موجب سرگردانی و مانع شفافیت آن نمیباشد.
نویسنده در بخش دیگری از مقاله، ادعا میکند: «نظام دینی مستقر، کمتر در پاسخگویی به هنگام و مناسب به نیازهای نظری و معرفتی آحاد جامعه خود موفق بوده است، هر جا که دستگاه نظری نظام حاکم از تحلیل و تدبیر شرایط حال قاصر مانده، گذشتههای دور و آیندههای دست نیافتنی را به کمک طلبیده است، گاه نیز طمع در میوههای باغ معرفتی و نظری دیگران کرده و با وصله و پینه و مصادره به مطلوب کردن ساحتها و افقهای مختلف (و گاه ناهمخوان) نظری، سعی کرده از قافله تقریر کنندگان دستگاههای نظری جدید عقب نماند.»
برخلاف اظهارات نویسنده محترم، نظام دینی ما که بر مبانی نظری و معرفتی اسلام ناب استوار شده است، از چنان مبانی محکم و پیشرفتهای برخوردار است که نیازی به دست دراز کردن نزد مبانی معرفتی و نظری دیگران ندارد که بر الگوی پوسیده لیبرال دموکراسی استوار شده و مبتنی بر «اومانیسم» و متکی به «لیبرالیسم و سکولاریسم» است، با این پشتوانه غنی و محکم همواره توانسته است پاسخگوی نیازهای نظری و معرفتی آحاد جامعه باشد و همان گونه که امام(ره) فرمودند: «اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن، سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین درجه تأمین میکند و قدرت آن را دارد که قلم سرخ بر ستمگریها و چپاولگریها و فساد و تجاوزها بکشد و انسانها را به کمال مطلوب خود برساند.(4) و اساساً آیا دستاورد تمدن غربی و به تعبیر نویسنده میوههای باغ معرفتی و نظری آنان چیزی جز انحطاط و سقوط انسان به حریم حیوانیت و به فراموشی سپردن ابعاد روحی و معنوی او در ازای پیشرفت او، بوده است؟ در حقیقت آن چه در سایه تمدن غربی و مبانی نظری حاکم بر آن به دست آمد، نه انسان متمدن که ترسیم حیوان متمدن از انسان است و آنان که شیفته چنین تمدنی شده و سعی در اجرای این نسخه برای پیشرفت و توسعه کشور دارند، یا با اصول دینی و ماهیت نظام جمهوری اسلامی آشنایی ندارند یا چنان مجذوب ظاهر فریبنده تمدن غربی شدهاند که معایب آن را نادیده انگاشته و نسخه کامل پیشرفت و توسعه مادی و معنوی را که اسلام بر پایه مبانی نظری متقن خویش، ترسیم نموده است، به فراموشی سپردهاند و راه آنان از راه روشن نظام اسلامی و مردم آگاه و مسلمان جدا است.
نویسنده در بخش دیگری از مقاله چنین مینویسد: «نظام دینی مستقر در عرصه پراتیک (5) اجتماعی و تدبیر منزل نیز لنگ میزند این نظام نه چندان در تحصیل خیرها ( به تعبیر ارسطو) برای مردم خود موفق است و نه در احراز (فضیلت برتر) یعنی فضیلت آزادی (به تعبیر ماکیاولی) افزون بر این، نمیتوان چنین نظامی را در عرصه قانونگذاری و صیانت از قانون و ایجاد نظم و سامان سیاسی ـ اجتماعی موفق ارزیابی کرد چنان چه با لاک و هیوم همراه شدیم و از منظری سودانگارانه به کارآمدی نگاه کنیم کماکان نمیتوانیم این نظام را کارآمد بنامیم...» تامل واقعبینانه و منصفانه و تحلیل دقیق تحولات پس از انقلاب اسلامی و مقایسه وضعیت کشور با قبل از انقلاب، به وضوح نشان میدهد که با توجه به شرایط، محدودیتها و مشکلات فراوان و دشمنی مخالفان نظام اسلامی، جمهوری اسلامی در مدت عمر پر برکت خویش توانسته است در عرصه عمل و اصلاح و بهبود وضعیت معیشتی و اجتماعی مردم توفیقات فراوانی را به دست آورد هر چند وجود پارهای مشکلات و نواقص در این زمینه قابل انکار نیست اما در عین حال نباید با بزرگنمایی مشکلات موجود، دستاوردهای مثبت نظام را نادیده انگاشت. در سایه تعالیم دینی و تلاش و همت مسؤولان و همراهی مردم است که امروز جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری نیرومند و مقتدر در جهان مطرح شده و همین امر موجب هراس دشمنان اسلام و انقلاب و تشدید دشمنی آنان با نظام شده است به راستی نادیده گرفتن دستاوردهای مثبت نظام با وجود سیل دشمنیها و مخالفتها و تحریمها و... خارج شدن از جاده انصاف نیست؟ با نگاهی منصفانه به میزان امکانات کشور و محدودیتها و مشکلات، هر ناظر واقعبینی تصدیق خواهد کرد که جمهوری اسلامی در زمینه ایجاد خیر و سعادت و تأمین آزادی و نظم و سامان سیاسی و اجتماعی، عملکرد مناسبی داشته است که نشان از کارآمدی نظام دارد هر چند این امر به معنای نادیده گرفتن نواقص و نارساهایی در این عرصه نیست اما نکتهای که باید بدان توجه نمود این است که کارآمدی کل در یک نظام سیاسی برابر است با حاصل جمع کارآمدی اجزاء، بنابراین اگر چه در یک سیستم پیچیده بروز عیب و نقص محتمل و طبیعی به نظر میرسد لکن روند کلی و برآیند مجموعه عملکردها و تلاشهای صورت گرفته تعیین کننده میزان کارآمدی آن میباشد بر این اساس با نگاهی به روند کلی و برآیند مجموعه اقدامات و عملکردها در نظام جمهوری اسلامی میتوان به کارآمدی آن اذعان نمود.
نویسنده مقاله معتقد است: «خوانش ارتدوکسی از دین، زمختی خود را بر سیمای نظام دینی موجود نقش کرده و آن را در چالش با دنیای مدرن، جمعه مدرن و انسان مدرن قرار دادن است.» به کار بردن چنین تعبیری حاکی از محور قرار دادن دنیای مدرن و جامعه مدرن و متوجه شدن در برابر آن و نادیده انگاشتن هر روندی است که برخلاف آن شکل بگیرد. و روشن است که ارایه چنین تصویری از نظام دینی با توجه به پویایی و بالندگی آن و تبیین مسیر رشد و توسعه کشور با واقعیات موجود سازگار نیست و نظام دینی نه در چالش با مبانی فکر و نظری حاکم بر مدرنیت غربی است و خود داعیهدار مدنیتی است که در سایه آن سعادت مادی معنوی انسانها تامین خواهد شد.