حنیف غفاری
حضرت آیتالله خامنهای، مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از مردم و روحانیون قم به مناسبت فرارسیدن سالروز 19 دی ماه فرمودند:
"باید مراقب بود که انتخابات ملعبه دست بیگانگان نشود و گروهها و افراد سیاسی باید مرزهای خود را با دشمن مشخص کنند؛ زیرا اگر این مرزها کم رنگ و یا پاک شود، احتمال عبور دشمن از این مرزها و یا افتادن همراه با غفلت برخی افراد خودی در دامن دشمن وجود دارد. گروهها و افراد سیاسی علاوه بر متمایز کردن مرز خود با دشمن، باید مرز خود را با مزدوران، نوکران و افرادی که در خدمت دشمن هستند نیز مشخص کنند."
مرزبندیهای میان احزاب و گروههای سیاسی جامعه امری کاملا طبیعی محسوب میشود. این نوع مرزبندیها در علم جامعه شناسی سیاسی مورد واکاوی دقیق قرار گرفته است. طرز تفکر متفاوت انسانها خود را در موارد متعددی انعکاس میدهد که یکی از اصلیترین آنها تمایلات سیاسی و اجتماعی آنهاست. نفس هنجارها و ارزشها نیز در چنین فضایی زاییده میشوند. فضایی که در آن تقابل میان رفتارها، تمایلات و انگیزهها به نقطه اوج خود میرسد و انسان مدنی الطبع را به تکاپو جهت حاکم نمودن تفکر خود وا میدارد. از این رو ترسیم هنجارهایی که بتوانند مقوم یک جامعه بشری و مکمل فکری اجزای آن باشند، در صدر نیازهای یک اجتماع خودنمایی میکند.
هنجارهای یک جامعه به هیچ عنوان نگاه تطبیقی را بر نمیتابد. به عبارت دیگر، انطباق هنجارهای یک مجموعه یا کلونی با هنجارهای حاکم در مجموعهای با اجزا، ارکان و مقتضیات متفاوت نخستین گام جهت مسخ تودهها به سوی سرابی دست نیافتنی محسوب میشود. کشورهای شمال، چه در کسوت استعمارگران کهن و چه در قالب استعمارگران نوین تلاش وافری را جهت تغییر هنجارهای داخلی کشورهای در حال توسعه از خود بروز دادهاند. پروسه هنجارزدایی سیاسی و اجتماعی از جوامع هدف، با هدف جذب مردم این کشورها به سوی توسعه سیاسی ناکارآمد غرب و جایگزینی الگوهای این نوع توسعه بازدارنده انجام میشود. این در حالی است که هنوز جوامع بشری تجربه شکست توسعه نامتوازن غربی در آمریکای لاتین (اکلا) و آفریقا را از یاد نبردهاند.
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران تاکنون، غرب درصدد بوده است تا هنجارهای سیاسی و اجتماعی کشورمان را به سود اهداف و برنامههای کلان و میان مدت خود تغییر دهد. این تلاش کاخ سفید و متحدان آن با هدف قرار دادن هنجارهای دینی، ارزشی و انقلابی ایران آغاز شده و همچنان ادامه دارد. در فضایی که تفکرات مارکس و انگلس و رگههایی از بناپارتیسم و مائوئیسم بر نظام بینالملل سایه افکنده بود، پیوند میان دین و سیاست در متن انقلاب اسلامی ایران نضج یافت. از این رو غرب هنوز با گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب هنوز در نحوه نفوذ به زیر ساختهای سنتی ایران ناکام مانده است.
ایالات متحده آمریکا و دیگر مخالفان انقلاب اسلامی در طول سالیان اخیر سعی کردهاند با ارائه تعارفی کاذب از اصلاحات و اصلاحطلبی(Reform) هنجارهای سیاسی رایج در متن نظام جمهوری اسلامی ایران ـ که برخاسته از اراده ملت، قانون اساسی و ارزشهای دینی هستند ـ را هدف قرار دهند. این در حالی است که آمریکا در ماورای حمایت از قرائتهای رفرمیستی نوین پروژه تغییر نظام جمهوری اسلامی را در دستور کار خود قرار داده است.
حمایتهای اخیر رئیسجمهور آمریکا از اپوزیسیون داخل و خارج از کشور قسمتی از این پروژه مدتدار محسوب میشود. پروژهای که از جیمی کارتر تا بوش پسر در اجرایی ساختن آن ناکام و سرافکنده بودهاند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در فرمایشات اخیر خود به نکته بسیار مهمی اشاره نمودهاند. بر این اساس مشخص شدن تمایز میان گروهها و احزاب سیاسی با افراد و گروههای مزدور و برانداز یک الزام محسوب میشود. مرز در تعریف صوری خود به حد فاصل دو یا چند قلمرو اطلاق میشود. اگر این قلمرو ماهیتی سیاسی داشته باشد مسئله به مراتب حساستر خواهد شد.
نظام جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون پذیرای تفکرات، عقاید و مسلکهای سیاسی متعددی در درون خود بوده است. آنچه تاکنون باعث فراز و فرود برخی از این گروهها شده است نسبت آنها با حاکمیت نیست، بلکه میزان وفاداری آنها به هنجارهای پذیرفته شده در نظام مردمی و اسلامی برخاسته از انقلاب ایران است پایمال نمودن مرزهای سیاسی کشور و حرکت به سوی غربی شدن جمعی مسئلهای نیست که بتوان بر سر آن مسامحه نمود. تطابق و قیاس هنجارهای غربی و اسلامی توسط برخی گروههای اپوزیسیون داخلی مسلما با هدف استیلای نظام صورت نمیگیرد. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران در ذات خود فرهنگ ستیز یا فرهنگ گریز نیست و با نگاه فرهنگ گزین خود پذیرای اصول علمی و کارآمد موجود در دیگر کشورهای جهان، در صورت تطبیق آنها با هنجارهای دینی و اجتماعی کشور است.
پررنگ شدن مرز میان برخی گروههای سیاسی کشور و جریانات معارض با نظام جمهوری اسلامی، همانند جریانی مغناطیسی موجب همسو شدن اراده ملی جهت دفع توطئههای دشمنان و معاندان انقلاب خواهد شد. اما در صورت کمرنگ شدن یا از بین رفتن این مرزها اراده ملی در روندی طبیعی با جریانهای معرض نظام و جریانهای همسوی آنها در داخل کشور برخورد سلبی یگانه خواهد کرد و به هیچ عنوان حضور آنها در مسندهای اجرایی و قانونگذاری کشور را نخواهد پذیرفت. این تمایل ریشه در سنت پویای ایرانی ـ اسلامی دارد که به هیچ عنوان پذیرای روشنفکری افسار گسیخته نبوده و نخواهد بود. مسئلهای که در جریان انتخابات مجلس سال 1382 نیز بر دوستان و دشمنان نظام اثبات گردید.