محمد رزمخواه / دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی
مقدمه:
مفهوم جهانی شدن که از دهه 1960 وارد فرهنگ لغات گردید پس از پایان جنگ سرد در ابعاد وسیع و متنوعی کاربرد پیدا کرده است. فروپاشی اتحاد شوروی سابق در تشدید روند جهانیسازی نقش اساسی داشت و زمینههای بسط و گسترش وجوه مختلف آن را بیش از پیش فراهم ساخت. در سالهای پایانی دهه 1960 تحت تاثیر انقلاب ارتباطات و تقسیم کار جهانی دامنه جهانی شدن به کلیه عرصهها و حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیگر شئون زندگی ملل سرایت نمود و تمام حوزهها را متاثر از خود ساخت. ریشههای جهانی شدن کنونی را باید در ظهور سرمایهداری و متعاقب آن حدوث تحولات شگرف تکنولوژیک، اقتصادی و ارتباطی جستوجو کنیم.
">محمد رزمخواه / دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی
مقدمه:
مفهوم جهانی شدن که از دهه 1960 وارد فرهنگ لغات گردید پس از پایان جنگ سرد در ابعاد وسیع و متنوعی کاربرد پیدا کرده است. فروپاشی اتحاد شوروی سابق در تشدید روند جهانیسازی نقش اساسی داشت و زمینههای بسط و گسترش وجوه مختلف آن را بیش از پیش فراهم ساخت. در سالهای پایانی دهه 1960 تحت تاثیر انقلاب ارتباطات و تقسیم کار جهانی دامنه جهانی شدن به کلیه عرصهها و حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیگر شئون زندگی ملل سرایت نمود و تمام حوزهها را متاثر از خود ساخت. ریشههای جهانی شدن کنونی را باید در ظهور سرمایهداری و متعاقب آن حدوث تحولات شگرف تکنولوژیک، اقتصادی و ارتباطی جستوجو کنیم.
">محمد رزمخواه / دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی
مقدمه:
مفهوم جهانی شدن که از دهه 1960 وارد فرهنگ لغات گردید پس از پایان جنگ سرد در ابعاد وسیع و متنوعی کاربرد پیدا کرده است. فروپاشی اتحاد شوروی سابق در تشدید روند جهانیسازی نقش اساسی داشت و زمینههای بسط و گسترش وجوه مختلف آن را بیش از پیش فراهم ساخت. در سالهای پایانی دهه 1960 تحت تاثیر انقلاب ارتباطات و تقسیم کار جهانی دامنه جهانی شدن به کلیه عرصهها و حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیگر شئون زندگی ملل سرایت نمود و تمام حوزهها را متاثر از خود ساخت. ریشههای جهانی شدن کنونی را باید در ظهور سرمایهداری و متعاقب آن حدوث تحولات شگرف تکنولوژیک، اقتصادی و ارتباطی جستوجو کنیم.
">محمد رزمخواه / دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی
مقدمه:
مفهوم جهانی شدن که از دهه 1960 وارد فرهنگ لغات گردید پس از پایان جنگ سرد در ابعاد وسیع و متنوعی کاربرد پیدا کرده است. فروپاشی اتحاد شوروی سابق در تشدید روند جهانیسازی نقش اساسی داشت و زمینههای بسط و گسترش وجوه مختلف آن را بیش از پیش فراهم ساخت. در سالهای پایانی دهه 1960 تحت تاثیر انقلاب ارتباطات و تقسیم کار جهانی دامنه جهانی شدن به کلیه عرصهها و حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیگر شئون زندگی ملل سرایت نمود و تمام حوزهها را متاثر از خود ساخت. ریشههای جهانی شدن کنونی را باید در ظهور سرمایهداری و متعاقب آن حدوث تحولات شگرف تکنولوژیک، اقتصادی و ارتباطی جستوجو کنیم.
">محمد رزمخواه / دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی
مقدمه:
مفهوم جهانی شدن که از دهه 1960 وارد فرهنگ لغات گردید پس از پایان جنگ سرد در ابعاد وسیع و متنوعی کاربرد پیدا کرده است. فروپاشی اتحاد شوروی سابق در تشدید روند جهانیسازی نقش اساسی داشت و زمینههای بسط و گسترش وجوه مختلف آن را بیش از پیش فراهم ساخت. در سالهای پایانی دهه 1960 تحت تاثیر انقلاب ارتباطات و تقسیم کار جهانی دامنه جهانی شدن به کلیه عرصهها و حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیگر شئون زندگی ملل سرایت نمود و تمام حوزهها را متاثر از خود ساخت. ریشههای جهانی شدن کنونی را باید در ظهور سرمایهداری و متعاقب آن حدوث تحولات شگرف تکنولوژیک، اقتصادی و ارتباطی جستوجو کنیم.
">محمد رزمخواه / دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی
مقدمه:
مفهوم جهانی شدن که از دهه 1960 وارد فرهنگ لغات گردید پس از پایان جنگ سرد در ابعاد وسیع و متنوعی کاربرد پیدا کرده است. فروپاشی اتحاد شوروی سابق در تشدید روند جهانیسازی نقش اساسی داشت و زمینههای بسط و گسترش وجوه مختلف آن را بیش از پیش فراهم ساخت. در سالهای پایانی دهه 1960 تحت تاثیر انقلاب ارتباطات و تقسیم کار جهانی دامنه جهانی شدن به کلیه عرصهها و حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیگر شئون زندگی ملل سرایت نمود و تمام حوزهها را متاثر از خود ساخت. ریشههای جهانی شدن کنونی را باید در ظهور سرمایهداری و متعاقب آن حدوث تحولات شگرف تکنولوژیک، اقتصادی و ارتباطی جستوجو کنیم.
">محمد رزمخواه / دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی
مقدمه:
مفهوم جهانی شدن که از دهه 1960 وارد فرهنگ لغات گردید پس از پایان جنگ سرد در ابعاد وسیع و متنوعی کاربرد پیدا کرده است. فروپاشی اتحاد شوروی سابق در تشدید روند جهانیسازی نقش اساسی داشت و زمینههای بسط و گسترش وجوه مختلف آن را بیش از پیش فراهم ساخت. در سالهای پایانی دهه 1960 تحت تاثیر انقلاب ارتباطات و تقسیم کار جهانی دامنه جهانی شدن به کلیه عرصهها و حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیگر شئون زندگی ملل سرایت نمود و تمام حوزهها را متاثر از خود ساخت. ریشههای جهانی شدن کنونی را باید در ظهور سرمایهداری و متعاقب آن حدوث تحولات شگرف تکنولوژیک، اقتصادی و ارتباطی جستوجو کنیم.
تئوریهای جهانی شدن:
آنتونی گیدنز میگوید: جهانی شدن را میتوان به مثابه افزایش و تقویت روابط اجتماعی در گستره جهان تعریف کرد که از مناطق جغرافیایی دور از هم را به گونهای به یکدیگر ارتباط میدهد که رویدادهای واقع شده در یک نقطه بر اتفاقات منطقه دیگر که در فاصله بسیار دور واقع شده اثر میگذارد و بالعکس (11سپتامبر ـ رکود مالی و اقتصادی در جنوب شرق آسیا)
امانوئل ریشتر: جهانی شدن به معنی شبکهسازی جهانی است که جوامع سابقا پراکنده و منزوی این سیاه را به یکدیگر ارتباط داده و وابستگی متقابل بین آنها ایجاد کرده است و میتوان گفت «جهان واحد» شکل گرفته است.
نظریه مگ گرو، این است که جهانی شدن روندی را مشخص میکند که در آن حوادث، تصمیمات و عملکردها در یک بخش جهان میتواند پیامدهای مهمی را برای اشخاص و جوامع در طرف دیگر جهان به همراه داشته باشد.
ماهیت جهانی شدن و کارکرد ژئوپلیتیک قرن حاضر، بر یکسانسازی الگوهای رفتاری و حتی فکری همه مردم جان قرار دارد، و این در واقع تحقق همان چیزی است که امروزه به دهکده جهانی مرسوم است. تعریفی که از جامعیت بیشتری برخوردار است این است که تعاریف جهانی شدن را مفهومی میشناسد که از دلالت بر «به هم فشرده شدن جهان در بعد زمان و مکان و کوچکتر گردیدن آن دارد.»
بنابراین یکی از پدیدههایی که جامعه بشری در حال حاضر با آن مواجه است پدیده جهانی شدن است امروزه فرآیند جهانی شدن با شتاب روزافزونی در حال عبور از مرزهای سیاسی، محدودههای فرهنگی و حتی حریمهای خانوادگی و فردی است.
جهانی شدن در شرایط دنیای امروز و با توجه به رشد و توسعه ارتباطات، پدیدهای طبیعی است و مفهومی است که ضرورتا نیازمند فاعلی نیست و سیر طبیعی و تاریخی جوامع بشری منجر به پیدایش آن شده است.
جهانی شدن فرآیند جهتداری است که به طریقی آرام و نافذ، اما مستمر و قاطع و منطبق با تمایلات شخصی و گروهی انسانها و به کمک پیچیدهترین فنآوریهای موجود، به منظور یکسانسازی الگوهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جوامع گوناگون و نیز دگرگون ساختن ساختارها و شیوههای زندگی سنتی انسانها عمل میکند.
با توجه به دیدگاههای مختلف نسبت به نهضت جهانی شدن، میتوان نتیجه گرفت، که این فرآیند، بیانگر روش جدید اجرایی در دنیای امروز میباشد.
جهانی شدن، اصول و شیوههایی را در بردارد، که زمانی محلی و ملی بودند، ولی اکنون، فراتر از مرزهای ملی، جغرافیایی و گروهی میباشد.
از کارکردهای جهانی شدن؛ فراهم آوردن بسترهای لازم برای برجسته کردن یک فرهنگ جهانی یا به عبارتی متاثر ساختن فرهنگها و هویتهای ملی و محلی در این فرآیند است.
بیتردید هویت یک ملت در درجات نخستین، یک بحث جغرافیای سیاسی بوده و مربوط به چگونگی پیدایش و بقای ملت است. به این ترتیب، یک کشور هنگامی زنده و مستقل است که در درجه نخست شخصیت ملی مستقلی داشته باشد. شخصیت و هویت ملی یک ملت هنگامی موجودیت پیدا میکند که تار و پود یا پدیدههای ترکیبکننده آن نمادهای فرهنگی و روحانی ویژه آن ملت یا کشور موجود باشد. این نهادها در هر سرزمین زاینده گونه ویژهای از تبادل اندیشهها، سلیقهها، باورها و رویکردهای اجتماعی مردم آن سرزمین است که از فضای روحانی انسانی ـ اجتماعی ویژه آن محیط سرچشمه میگیرد و بر همان فضا حکومت میکند و در همان حال، ضامن یکپارچگی همان فضای جغرافیایی ـانسانی است و به عنوان شناسنامه یا «هویت» آن فضا شناخته میشود. بنابراین هویت ملی چیزی نیست که انسانها با آن متولد شده باشند بلکه در طول زمان شکل می گیرد یا دچار تغییر می شود.
جهانی شدن فرایند متمایزکننده و در عین حال همگونسازی است که از یک سو با پذیرش پاره فرهنگها و تواناییهای محلی، جهان را به سوی کثرتگرایی فرهنگی سوق میدهد و به این ترتیب زمینه را برای طرح هویتهای محلی در بستر جهانی فراهم میآورد و از سوی دیگر با برجسته کردن یک فرهنگ جهانی، فرهنگها و هویتهای ملی و محلی را متاثر میسازد.