بینظیر بوتو نخستوزیر اسبق پاکستان که امیدوار بود در انتخابات ژانویه دوباره به قدرت برسد، روز پنجشنبه در انفجاری که در اجتماع انتخاباتی در شهر «راولپندی» رخ داد، به ضرب گلوله و عملیات انتحاری جان باخت.
تحولات سیاسی و پرشتاب پاکستان در ماههای اخیر، انتظار جامعه این کشور را در تحکیم دموکراسی، از آیندهای امیدبخش برخوردار کرده بود. ورود دو مخالف سیاسی پرویز مشرف رئیسجمهور این کشور (بینظیر بوتو و نواز شریف) به تعاملهای سیاسی، بویژه خانم بوتو، ضمن آنکه پایگاه اجتماعی مشرف را در میان هواداران و مخالفان بهبود میبخشید، آزمونی در راستای تحقق دموکراسی تلقی میگردید.
بوتو در اواخر دوره ریاست جمهوری مشرف، به مذاکره پنهانی با وی روی آورد. این مذاکرهها در ابوظبی ادامه یافت و از چشم رسانهها نیز دور نماند. پس از افشای این مذاکرهها، وی در 14 دسامبر 2007 تصمیم خود را برای بازگشت به کشورش اعلام کرد. اعلام فرمان «آشتی ملی» از سوی ژنرال پرویز مشرف در 5 اکتبر، زمینه حضور دوباره حزب مردم در صحنه سیاسی پاکستان را فراهم نمود. نتیجه توافقهای «مشرف» و «بینظیر بوتو» مبنی بر هموار نمودن مسیر تقسیم قدرت نویدبخش احیای دموکراسی در سطح افکار عمومی بود؛ ضمن آنکه کشورهای غربی نیز بیمیل نبودند در کنار رئیسجمهور این کشور گزینه «بوتو» به عنوان تعدیلکننده خواستههای مشرف عمل نماید.
حزب مردم به رهبری خانم بوتو که بیشتر از حمایت غربی ـ آمریکایی برخودار است، به عنوان چکش تعادل بر روی سیاستهای مشرف انتخاب گردیده تا با تقسیم قدرت و تصدی نخستوزیری، مأموریت مهار و مدیریت سیاستهای مشرف را برعهده بگیرد و تسهیلکننده سیاستهای آمریکا در افغانستان و پاکستان باشد. مبنای توافقهای مشرف با بوتو، تصویب قانون عفو عمومی برای غیر فعال شدن اتهام فساد مالی به خانم بوتو بود، ولی اعتراض بوتو و دیگر جریانهای معارض دینی و سیاسی بر تصدی فرماندهی ارتش و ریاست جمهوری مشرف، به طور همزمان به عامل فشار جدید علیه او مبدل گردید.
بدین منظور، بوتو برای دستیابی به مذاکرههای صورتگرفته با رئیسجمهور کشورش، عازم پاکستان گردید. ناظران سیاسی گفتگوهای مشرف با مخالفان را در راستای تحکیم قدرت وی ارزیابی نموده و اعتقاد دارند هدف وی از مذاکرهها، تعدیل قدرت و یا تقسیم آن نبوده، بلکه از این طریق میخواسته است بر مشکلات موجود غلبه نماید. ترور بینظیر بوتو، به هر نحوی که روند مذاکرههای مشرف با مخالفان بخصوص خانم بینظیر بوتو ارزیابی شود، روند تعاملهای سیاسی اسلامآباد را در هالهای از تردید قرار خواهد داد.
اکنون گمانههای مطرح در خصوص قتل خانم بوتو، قبل از اینکه متوجه گروههای تندرو باشد، بیشتر متوجه دستگاه حاکمه این کشور است و برخی دستگاههای امنیتی را به دلیل مسامحه و توجه نکردن به دغدغههای امنیتی نخستوزیر اسبق کشور مذکور، مسبب این ترور معرفی میکنند.
یک روز پس از موعدی که قرار بود دادگاه عالی پاکستان در مورد مشروعیت انتخاب مجدد ژنرال مشرف اعلام رأی کند، «بوتو» وارد پاکستان و شهر کراچی شد. در شرایطی که اسلامگرایان پاکستان، مخالفت تاریخی با خانم بوتو داشته و وی را تهدید به قتل کرده بودند، در 18 اکتبر، یک عملیات انفجاری و انتحاری همزمان، 139 کشته و 550 زخمی در بین طرفداران بوتو بر جای گذاشت. در این حادثه، خانم بوتو، دستگاههای امنیتی پاکستان را که با افراطیها سمپاتی دارند، متهم کرد و خواستار پاکسازی آنها شد.
شبکه خبری «سیانان» در گزارشی اعلام کرد، «بینظیر بوتو» پیش از ترورش نامهای به «مارک اسگل» سخنگویش در آمریکا فرستاد که در آن نوشته بود: «پرویز مشرف حمایتهای امنیتی لازم را از من به عمل نمیآورد و اگر اتفاقی برایم در پاکستان بیفتد، مسئولیت آن برعهده شخص مشرف است.»
اگرچه دولت، انگشت اتهام را در واقعه ترور بوتو به سوی شبکه القاعده نشانه رفته و استدلال میکند که بوتو از مخالفان افراطگرایی و به عنوان دوست غرب شناخته شده بود؛ اما «مولی عمر» سخنگوی سازمان القاعده در پاکستان در گفتگو با خبرگزاری فرانسه گفت: «القاعده در این حمله دست نداشته و ترور بوتو یک توطئه طراحیشده از سوی دولت، ارتش و سرویسهای اطلاعاتی پاکستان بوده است.»
اکنون فارغ از این که مسئولیت قتل رهبر حزب مردم متوجه چه فرد یا جریانی میباشد، این سؤال مطرح است که قطار دموکراسی در اسلامآباد با مرگ یکی از مدعیان و طرفداران دموکراسی، چه سرنوشتی را پیدا خواهد نمود. ترور «بینظیر بوتو» را میتوان بدترین بحران در تاریخ معاصر این کشور توصیف کرد و این ترور «پرویز مشرف» را در وضعیت بسیار ناپایداری قرار داده است.
عدهای از ناظران سیاسی معتقدند ترور بوتو و نبود او در صحنه سیاسی پاکستان، در شرایط فعلی مسیر تحولات این کشور را به سوی دموکراسی هموار مینماید. به سخن دیگر، آنچه رهبر حزب مردم در مبارزات سیاسیاش قادر به دستیابی به آنها نگردید، وارثان سیاسی این حزب و جامعه پاکستان با توجه به شرایط موجود میتوانند بدانها دست یابند.
گروهی دیگر معتقدند دموکراسی با مرگ پرچمدار آن، یعنی خانم بوتو متوقف نمیشود. نواز شریف، دیگر مخالف مشرف از حزب «مسلم لیگ» معتقد است: «مشرف قصد ندارد انتخابات آزاد و عادلانه را در ماه آینده برگزار کند و عملیات تروریستی اخیر دلیلی بر این مدعاست».
بدین ترتیب، برخی مخالفان دولت خواستار استعفای مشرف شده و استمرار مناقشات سیاسی در صورتی که در بین هواداران حزب مردم در صحن خیابانها مطرح شود، ظرفیت کشاندن کشور را به یک بحران نامعلوم دارا میباشد.
در حالی که انتخابات پارلمانی قرار است تا کمتر از دو هفته دیگر برگزار شود و تحکیمکننده مسیر دموکراسی در کشور باشد، آشوبهای پس از ترور بوتو، پاکستان را با بزرگترین چالش از زمان جدا شدن بنگلادش در 35 سال قبل مواجه کرده است.
اگر انتخابات پارلمانی در موعد مقرر با حضور احزاب مخالف برگزار شود و جریانهای سیاسی مخالف، فضا را متناسب با مطالبات حزبی خود ارزیابی نمایند، شاید دولت بتواند از این طریق در کاهش التهابهای گروههای سیاسی که خواهان برقراری دموکراسی میباشند، مؤثر واقع شود.
به نظر میرسد، اگر پرویز مشرف در مدیریت بحران موجود، رویکرد تعامل با مخالفان و جریانهای سیاسی در صحنه کشور را در دستور کار خویش قرار دهد، میتواند از وقوع یک بحران جلوگیری کند. از سوی دیگر، حزب مردم در آرام کردن هواداران و مخالفان دولت در این زمینه نقش محوری دارد و قادر است مانع افتادن کشور در ورطه عمیق ناآرامی گردد.