عباس اصلانی
ترور غیر منتظره بینظیر بوتو، نخستوزیر سابق پاکستان آینده این کشور را به طور جدی دچار مخاطره کرده است.
کم نیستند کسانی که معتقدند بازگشت بوتو به پاکستان پروژهای اساسا آمریکایی برای جلوگیری از سقوط این کشور در دامان القاعده و سلفیان طالبان بود که نه تنها در تار و پود ارتش بلکه در جای جای دستگاه اطلاعاتی این کشور نیز رسوخ کردهاند. حوادث یکسال گذشته به ویژه بحران مدرسه لعل جایگاه پرویز مشرف را در جامعه پاکستان به شدت تضعیف کرد. در واقع بازگشت بوتو به پاکستان همانند آمپول تقویتی بود که به آمریکاییها اجازه میداد در طول زمان با ایجاد نوعی اتحاد مصنوعی میان او با مشرف، از سقوط حکومت پاکستان در دستان اسلامگرایان القاعده جلوگیری کند. ترور بینظیر بوتو این فرصت را از بین برده و پرسشهای بیشماری را درباره آینده پاکستان پیشرو قرار داده است. این که جرج بوش، رییسجمهوری آمریکا با فاصله دو روز بعد از ترور بوتو اعضای شورای امنیت ملی را فرا میخواند و جلسه ویژه درباره پاکستان برگزار میکند، نشاندهنده عمق و حساسیت موضوع است.
بدون شک ترور بوتو با هدف ایجاد شکاف بین احزاب و سکولار سیاسی صورت گرفته است و برای شناسایی عاملان این ترور باید دید که چه کسانی از این شکاف سود میبرند. برخی از ناظران سیاسی معتقدند گروههای قبایلی که با ائتلاف بوتو و مشرف به حاشیه رانده میشدند، گزینه حذف بوتو را در پیش گرفته تا بدین وسیله هم جایگاه مشرف را بیش از پیش نزد مردم تضعیف کرده و هم پای افراد جدید مخالف دولت، از قبیل نواز شریف که به نوعی از متحدان این گروهها محسوب میشود، به عرصه انتخابات باز شود. بروس ریدل، از مقامات سابق سیا، گروه القاعده را عامل ترور بوتو میداند. وی معتقد است که القاعده با هدف ایجاد آشفتگی بین دولت حاکم پاکستان و سایر احزاب سیاسی دست به این اقدام زده است. اما نکته مهم این که، صرفنظر از عاملان این حادثه باید دید که پس از این رویداد، پاکستان به کدامین سو پیش خواهد رفت و چه نسخهای برای انتخابات پارلمانی 8 ژانویه (18 دی) پیچیده خواهد شد. جرج بوش و کاندولیزا رایس، ریاست جمهوری و وزیر امور خارجه ایالات متحده بلافاصله طی اظهاراتی حمایت خود را از برگزاری انتخابات در موعد مقرر اعلام کردند، اما نظرات سایر کارشناسان حکایت از داستانی متفاوت از این موضوع دارد. این کارشناسان میگویند که با توجه به شرایط حاضر و جو حاکم بر پاکستان، مشرف با تعویق انتخابات فرجهای را به حزب مردم پاکستان خواهد داد تا گزینه دیگری را جایگزین بوتو کنند که با این کار بحران پاکستان تا حدی فروکش کند، اما از طرفی دیگر، حزب مردم که با نام بینظیر بوتو شناخته میشد، نامزد مطرح قابل قبولی را جهت معرفی برای شرکت در انتخابات ندارد، پس مشرف مجبور میشود مجوز ورود سایر افراد نظیر شریف رد صلاحیتشده را به انتخابات صادر کند تا بدین طریق هم پایههای لرزان حکومتش کمی جان گرفته و هم این که انتخابات پارلمانی این کشور رنگ و بوی مردمی و به اصطلاح دموکراتیک بگیرد.
اما اگر مشرف به دلایلی از جمله این که شریف متحد و همپیمان گروههای قبایلی است، به نواز شریف اجازه شرکت در انتخابات ندهد، اوضاع سیاسی و امنیتی پاکستان به سمت تشنج و وخامت بیشتر حرکت خواهد کرد و باعث خواهد شد که حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف و احزاب موتلفش تحریم انتخابات را همانند سابق در دستور کار خود قرار داده و حزب حاکم را آواره و سرگردان در باتلاق خشم مردمی فرو برند. البته شاید شانس برنده شدن شریف در انتخابات و محبوبیت مردمی وی به اندازه بوتو نباشد، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اتفاقات اخیر پاکستان و اقدامات مشرف طی سال گذشته کمک شایانی را به پیشرفت شریف در نزد مردم پاکستان کرده است و شانس وی را برای پیروزی در انتخابات افزایش میدهد، اما باز هم با توجه به تراژدی هفته گذشته در این کشور پیشبینی دقیق در اینباره کمی مشکل به نظر میرسد.