بسماللهالرحمنالرحیم
امروز قرار است مذاکرات سهجانبه روسای جمهور ترکیه، رژیم صهیونیستی و محمود عباس رئیس دولت خودگردان فلسطین در آنکارا برای هموار ساختن راه کنفرانس باصطلاح صلح پائیزی، که بانی آن آمریکا و هدفش به سازش کشاندن فلسطینیهاست، برگزار شود.
شیمون پرز، در آستانه سفرش به آنکارا در گفتگو با شبکه تلویزیونی «ان.تی.وی» گفت: «تمام طرفها از میانجیگری ترکیه استقبال میکنند و ترکیه میتواند در آستانه برگزاری اجلاس «آناپولیس» (که همان کنفرانس باصطلاح صلح پائیزی است) فضای مناسبی را ایجاد کند». وی افزود: «میانجیگری ترکیه، با توجه به اعتماد اعراب و مسلمانان به ترکیه، برای ما بسیار مهم است».
سیاست میانجیگری دولتمردان کنونی ترکیه میان رژیم صهیونیستی و فلسطینیها، که با توجه به واقعیتهای موجود نمیتوان آنرا یک میانجیگری واقعی دانست و عنوان دلالی برای صهیونیستها برای آن مناسبتر است، با خواستههای آن دسته از مردم ترکیه که این دولتمردان را بر سر کار آوردهاند در تضاد است. جوهر اصلی جنبش اسلامخواهی مردم ترکیه در دهههای 50 و 60، همزمان با اوجگیری و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، که به مطرح شدن اربکان و رجائیکوتان و سپس رجبطیب اردوغان و در نهایت به استقرار دولت کنونی منجر شد، بازگرداندن حاکمیت اسلام به ترکیه بود. از الزامات این هدف در دوران کنونی و با توجه به شکلگیری غده سرطانی رژیم صهیونیستی در قلب جهان اسلام و اشغال سرزمین فلسطین توسط صهیونیستها، مبارزه با رژیم صهیونیستی و حمایت از ملت مظلوم فلسطینی بود. این، آرمانی است که حسنالبنا، بنیانگذار جنبش «اخوان المسلمین» نیز آنرا به عنوان یکی از اصول محوری جنبش خود در دستور کار قرار داده بود و مردم ترکیه نیز آنرا از اهداف غیرقابل چشمپوشی خود میدانند. حذف بعضی از اصول توسط دولتمردان بعد از رسیدن به قدرت، امری عادی و قابل درک است و در بسیاری موارد اتفاق افتاده است، اما مردم هرگز اصول و آرمانهای خود را فراموش نمیکنند. به همین دلیل، این انتظار وجود داشت که دولتمردان کنونی ترکیه بعد از آنکه به قدرت رسیدند برای ماندن در مسند حکومتی بعضی از آرمانهای اولیه خود را نادیده بگیرند و البته توجیهاتی نیز برای آن بتراشند.
مردم ترکیه برای پس گرفتن اهرمهای حاکمیت از لائیکها و تحویل دادن آنها به سران حزب عدالت و توسعه، که با شعار اسلامخواهی به صحنه آمدند، از هیچ تلاشی دریغ نورزیدند. آنها در همین اواخر با شرکت در انتخابات زود هنگام مجلس زمینه را برای باز شدن دست دولتمردان جدید در جهت تحقق آرمانهای اسلامی فراهم ساختند و سرانجام آنها را تا کاخ ریاست جمهوری ترکیه همراهی کردند. پیام مهم این اقدام مردم ترکیه، این بود که دولتمردان جدید با در اختیار داشتن همه اهرمها کلیه اصول لائیسم و تفکر و شیوههای آتاترک را به گور بسپارند و آرمانهای اسلامی را در ترکیه حاکم نمایند.
یکی از مهمترین تعهدات آتاترک به غربیها که او را بر ترکیه بعد از فروپاشی عثمانی حاکم کردند، التزام به همراهی با رژیم صهیونیستی بود.
این، از اصول لائیسم در ترکیه بعد از عثمانی بود و رژیم لائیک ترکیه همواره به آن پایبند ماند. همین، یکی از اموری بود که مردم مسلمان ترکیه را به خشم آورد و ضدیت با صهیونیسم از الزامات جنبش اسلامخواهی در ترکیه شد. اینکه مردم ترکیه به مناسبتهای مختلف در تظاهرات و راهپیمائیهای پرجمعیت و پرصلابت همواره خشم خود را نسبت به رژیم صهیونیستی ابراز میکنند و به شکلهای مختلف از ملت مظلوم فلسطین حمایت مینمایند، به همین دلیل است.
با توجه به این واقعیت، اکنون سؤال اینست که دولتمردان ترکیه چگونه به خود اجازه میدهند با رئیس رژیم صهیونیستی دست بدهند و برای جا انداختن خواستههای آمریکا و صهیونیستها حاضر به دلالی شوند و نام آنرا میانجیگری برای استقرار صلح در فلسطین بگذارند؟
در حالی که کلیه گروههای فلسطینی کنفرانس پائیزی را تحریم کردهاند و حتی بسیاری از کشورهای عربی نیز نسبت به آن موضع منفی دارند، چگونه دولتمردان ترکیه این ادعا شیمون پرز را میپذیرند که تمام طرفها از میانجیگری ترکیه استقبال میکنند! لابد ملت فلسطین که طرف اصلی ماجراست در این منطق اصولاً به حساب نمیآید!
از صهیونیستها و رئیس رژیم صهیونیستی انتظاری جز این خلافگوئیها نیست، لکن آنچه موجب تعجب است اینست که دولتمردان ترکیه که با حمایت مردم مسلمان و با آرمانهای اسلامخواهی به زمامداری رسیدهاند اکنون چنین ادعای واهی را میپذیرند و در جایگاه دلالی برای صهیونیسم قرار میگیرند. عجیبتر آنکه براساس اخباری که از آنکارا میرسد قرار است شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی، در مجلس ترکیه سخنرانی کند. چنین واقعهای برای اولین بار است که در ترکیه رخ میدهد و حتی در رژیم لائیک نیز یک مقام رسمی رژیم صهیونیستی اجازه سخنرانی نیافته بود.
جای اندکی تردید نیست که مردم ترکیه در برابر این اقدام دولتمردان خود عکسالعمل نشان خواهند داد. علاوه بر این عکسالعمل مردمی که پایگاه حزب حاکم و دولتمردان کنونی ترکیه را متزلزل خواهد ساخت، قطعاً میانجیگری ترکیه برای تحقق طرح سازش به جائی نخواهد رسید و این هزینه گزاف را دولتمردان ترکیه در مقابل چیزی که به دست نخواهند آورد خواهند پرداخت.
مذاکره با محمود عباس و توافق با وی مشکلی را برای رژیم صهیونیستی حل نخواهد کرد، زیرا محمود عباس مهره آمریکا و رژیم صهیونیستی است و برای آنها چیزی نمیگذارد لکن اصولاً در میان ملت فلسطین جایگاهی ندارد و تعهدات وی به هیچوجه برای مردم فلسطین و گروههای فلسطینی الزامآور نیست.
در این میان، فقط نام ننگی برای دولتمردان ترکیه باقی میماند که افکار عمومی جهان اسلام آنها را ادامهدهندگان راه ننگین رژیم کمپدیویدی مصر که برای صهیونیستها دلالی کرد ولی کاری از پیش نبرد تلقی خواهد کرد و این برای کسانی که با آرمانهای اسلامی و حمایتهای مردم مسلمان به زمامداری رسیدهاند نه تنها زیبنده نیست بلکه خسرانی بزرگ است. انتظار اینست که دولتمردان ترکیه هوشیاری به خرج دهند و از نیمه راهی که وارد آن شدهاند برگردند تا مبادا عنوان دلال دوم صهیونیسم بعد از رژیم مصر را به خود اختصاص دهند.