آرمین منتظری
در یک روستا در آفریقا همه باید کار کنند. از بچههای کوچک گرفته تا سالمندان همه و همه باید کار کنند. نزدیک به هشتاد سال پیش زمانی که سرزمینی که حالا به نام زیمبابوه معروف است توسط مهاجران انگلیسی اداره میشد پسر بچهیی تصمیم گرفت با کار کردن به تنهایی خانوادهاش را اداره کند. او گاوها را به چرا میبرد و از بچههای هم سن و سال خودش دوری میکرد. او وقت خود را با بازی کردن با دیگر کودکان تلف نمیکرد. وقتی به شکار میرفت دام خود را پهن میکرد و در سایه درختی به کتاب خواندن مشغول میشد و ساعتها به انتظار مینشست. در نهایت یک یا دو پرنده کوچک در دام وی اسیر میشدند و به این ترتیب میتوانست غذای محقری برای خانوادهاش فراهم کند. او اهل کتاب بود. زحمتکش بود و بسیار به مادرش علاقه داشت. پدرش که یک نجار بود سالها پیش وقتی او خیلی کوچک بود آنها را ترک کرده بود. آن کودک کوچک که امروز به نام رابرت گابریل موگابه مشهور است مردی است که نزدیک به سه دهه زمام قدرت را در زیمبابوه در دست دارد. او زیمبابوه را از کشوری موفق به کشوری تبدیل کرده است که شورش و بلوا در آن بیداد میکند. امروز موگابه نمونهیی واقعی از یک دیکتاتور آفریقایی است. اما رقبا و دشمنانش توجهی که باید به او ندارند و با این کارشان هر روز که میگذرد به زیر کشیدن موگابه از تخت قدرت سختتر و سختتر میشود. پلیس مخفی موگابه که به سازمان اطلاعات مرکزی معروف است ترس و وحشت را بر سراسر کشور خصوصا محلههای فقیرنشین، مستولی کرده است. در جریان انتخابات ماه مارس گذشته بود که مزدوران موگابه رقیب انتخاباتی وی «مورگان تساوانگیرای» را تا سرحد مرگ کتک زدند که البته این اقدام از سوی گروههای داخلی و برخی دیگر از کشورهای آفریقایی محکوم شد اما چه فایده که موگابه در ترساندن رقیبان و مخالفانش همواره موفق بوده است. در جریان مبارزات انتخاباتی ماه مارس گذشته بود که موگابه سرانجام رقیب انتخاباتیاش را دستگیر کرده و روانه زندان کرد. اینجا بود که این سوال مطرح شد که اگر رهبر مخالفان موگابه در تامین امنیت خود ناتوان است چگونه میتواند امنیت طرفدارانش را تامین کند؟
رابرت موگابه پس از پایان جنگهای داخلی در زیمبابوه در سال 1979 میلادی و پس از تشکیل کنفرانس لندن که در آن درخصوص انتقال قدرت در زیمبابوه از سفیدپوستان به سیاهپوستان توافق شد، به قدرت رسید. این گونه بود که موگابه در طول این سی سال پایههای دیکتاتوری خود را در زیمبابوه محکم کرد. سیستم بسته حاکم بر زیمبابوه و بی توجهی به حقوق اجتماعی مردم کار را به جایی کشانده که بسیاری از گروههای مخالف موگابه در زیمبابوه بار دیگر خواستار بازگشت حکومت سفیدپوستان شدهاند. حتی اسقفهای کلیساهای وابسته به دولت انگلستان نیز از گوردون براون درخواست کردهاند تا طرحی برای تشکیل ائتلافی به منظور مداخله خارجی در زیمبابوه زمینهای زراعی بایر و لمیزرع هستند. فروشگاههای خواربارفروشی تقریبا چیزی برای عرضه ندارند. سن امید به زندگی در میان مردان زیمبابوه 37 سال و در میان زنان زیمبابوه 34 سال است. مرگ کودکان در این کشور رو به رشد است و بیش از یک سوم جمعیت این کشور آفریقایی مبتلا به بیماری ایدز هستند. شیوه بسته رابرت موگابه اجازه فعالیتهای گروههای منتقد دولت را نمیدهد. فعالیت شبکههای خبری بیبیسی و سیانان در این کشور ممنوع است چرا که موگابه از این دو شبکه به عنوان شبکههای معاند یاد میکند. مخالفان سیاسی موگابه تهدید میشوند، مورد حمله قرار گرفته، دستگیر شده و شکنجه میشوند یا به قتل میرسند. موگابه خانههای نواحی فقیرنشین را نیز ویران میکند و به این ترتیب مردم این نواحی از همان سرپناه محقر خود نیز محروم میشوند. خلاصه اینکه فهرست موارد نقض حقوق بشر دولت رابرت موگابه که از سوی سازمان بینالمللی امنستی ارائه شده است فهرستی بسیار بلندبالا است. اواخر ماه سپتامبر بخش تحقیقاتی بحرانهای بینالمللی یک مرکز تضارب افکار در بروکسل هشدار داد زیمبابوه در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد. این مرکز اعلام کرد بیش از هشتاد درصد مردم زیمبابوه زیر خط فقر زندگی میکنند و نرخ تورم در این کشور 7500 درصد است. شبکه خبری سیبیاس نیوز با اعلام این ارقام تحیربرانگیز همچنین از قول کارشناسان صندوق بینالمللی پول اعلام کرد امکان افزایش نرخ تورم در زیمبابوه از میزان کنونی به 100 هزار درصد تا پایان سال جاری میلادی وجود دارد. برخی تحلیلگران معتقدند تحریمهای بینالمللی علیه زیمبابوه سمبلیک است چرا که تا زمانی که همه چیز در زیمبابوه برای موگابه بر وفق مراد است او هیچ اهمیتی به این تحریمها نمیدهد. برای او مهم نیست که کشورهای عضو اتحادیه اروپا کشورش را تحریم کنند. آنچه موگابه به آن می اندیشد نه مردمش و نه اقتصاد کشورش است. او تنها به قدرت خود میاندیشد البته مادامی که زنده باشد و بر تخت قدرت تکیه زده باشد.
شرایط زندگی برای مردم زیمبابوه بسیار اسفبار است. همزمان با وخیم شدن شرایط اقتصادی زیمبابوه بسیاری از کارخانهها در این کشور تعطیل شدهاند. اکثریت جمعیت زیمبابوه سعی میکنند با کشاورزی غذای مورد نیاز خود را تامین کنند اما میزان بارش باران در زیمبابوه کافی نیست و بسیاری از مردم این کشور گرسنه میمانند. قیمتها هر روز افزایش مییابد و زیمبابوه از لحاظ افزایش نرخ تورم در مقام نخست کشورهای جهان جای گرفته است. کالاهای اساسی نظیر نان، شکر و سوخت را اغلب نمیتوان در فروشگاههای زیمبابوه یافت.
اما موگابه توجهی به این مسائل ندارد. او همچنان در هشتاد و سه سالگی به عنوان رئیسجمهور زیمبابوه هر روز صبح به دفتر کارش میرود و تا عصر کار میکند. گفته میشود که موگابه سپیده صبح از خواب بر میخیزد. صبحش را با تمرین یوگا آغاز میکند. او بسیار صرفهجو و مقتصد است. معمولاً صبحانه نمیخورد اما سراسر روز چای مینوشد. پزشکان وی میگویند وضعیت سلامت موگابه بسیارخوب است. «هایدی هولند» نویسنده کتاب «صرف شام با موگابه» با بسیاری از همکاران و آشنایان رابرت موگابه مصاحبه کرده است. او موگابه را فردی زیرک و سرزنده معرفی میکند. او در کتابش مینویسد: «اگر چه اکثر رهبران دیکتاتور آفریقایی از دو ویژگی علاقه به گوشتخواری و چند همسری برخوردارند اما رابرت موگابه تقریبا گیاهخوار بوده و از تمامی جهات به همسر دوم خود، «گریس»، وفادار است. خیاط موگابه نیز میگوید رژیم غذایی موگابه به صورتی است که طی بیست سال گذشته سایز بدن او برای دوخت لباس ثابت باقی مانده است.
خیلیها میگویند موگابه اگر بخواهد حتی انگلیسیتر از یک انگلیسی خواهد شد. او کت و شلوار غربی به تن میکند و اغلب روزنامهها و مجلات خارجی را میخواند. یکی از نزدیکترین مشاورانش میگوید اغلب موگابه را در حالی که مجله اکونومیست در دست دارد میبیند. بهرغم گرایشات ضدامپریالیستی، او علاقه خاصی به آداب و رسوم انگلیسیها دارد. موگابه علاقه خاصی به بازی کریکت دارد و برای مدت زیادی است که عضو اتحادیه کریکتبازان زیمبابوه است.
موگابه درخصوص دوران حکومت خود بر زیمبابوه بسیار حساس است و هر انتقادی را با پاسخهای تند و تیز جواب میگوید. وقتی از او سوال شد آیا درک میکند که مردم زیمبابوه تحت حکمرانی او رنج میکشند، غرغرکنان گفت: «ما تحت حکومت انگلیسیها به رهبری اسمیت، رنج بیشتری کشیدیم.» از آنجایی که موگابه برای باقی ماندن در راس هرم قدرت در زیمبابوه از هیچ کاری فروگذار نمیکند برخی با طعنه و کنایه میگویند او علاوه بر هفت مدرک دانشگاهی که کسب کرده است، مدرک دیگری در خصوص اعمال خشونت نیز دارد. رهبران مخالف در جنبش استقلال زیمبابوه به شکل مرموزی مردند. دفتر یک روزنامه مخالف دولت آتش زده شد و روزنامهنگاران این روزنامه شکنجه شدند. نسل جوان مخالف با رژیم موگابه به کمپهایی انتقال یافتند که در آن زنها مورد تعرض جنسی قرار گرفته و مردها شکنجه میشدند. موگابه اینچنین قدرتش را حفظ کرده است. برخی معتقدند یکی از نگرانیهای موگابه این است که پس از پایان یافتن دوران ریاست جمهوریاش در خصوص کشتار هزاران روستایی در شمال غرب زیمبابوه در اوایل دهه هشتاد میلادی، به وسیله سربازانی که از سوی نظامیان کره شمالی آموزش دیده بودند، به دادگاه جنایت علیه بشریت احضار شود. چنان که مخالفان موگابه اعلام کردهاند خواستار برگزاری دادگاهی خصوصی درباره این کشتار هستند. یا اینکه پرونده این کشتار در دادگاه بینالمللی تحت بررسی قرار گیرد. آنها همچنین معتقدند بسیاری دیگر از موارد شکنجه و قتل همچنین مرگ مرموز بسیاری از رقبای سیاسی موگابه به هنگام استقلال زیمبابوه هم باید تحت بررسی قرار گیرد. هنگام استقلال زیمبابوه از انگلستان بسیاری از رقبای سیاسی موگابه به طرز مشکوکی کشته شدند. برخی معتقدند موگابه به منظور حذف رقبایش و به دست گرفتن قدرت در زیمبابوه طرح حذف فیزیکی رقبایش را طراحی کرده است. با این اوصاف موگابه به خوبی میداند که کنارهگیری از قدرت به معنای از دست دادن مصونیت قضاییاش در برابر دادگاه بینالمللی جنایت علیه بشریت است. از همینرو است که سعی دارد با اصلاح قانون اساسی زیمبابوه انتخابات ریاست جمهوری را تا سال 2010 به تعویق بیندازد. موگابه به هیچ عنوان دوست ندارد سالهای پایانی عمر خود را پشت میلههای زندان بگذراند. موگابه همان کسی است که زمانی در توجیه خشونتها و شکنجههایی که علیه مخالفانش اعمال میکرد گفته بود: «گاهی اوقات روش را باید به قانون ترجیح داد.» برای چنین رهبری برداشتن موانع قانونی به منظور تحکیم پایههای قدرتش، کار چندان سختی نیست.