دکتر مصطفی بروجردی
سفیر سابق ایران در واتیکان
زیرذرهبین:
تاسیس سازمان کنفرانس اسلامی ریشه در ایدهای تاریخی دارد که در آن ، صدای واحد مسلمانان جستوجو میشد. به همین دلیل، منشور سازمان کنفرانس اسلامی از اعتلای همبستگی اسلامی، حمایت از مبارزات کلیه مسلمانان برای حفظ شرافت، استقلال و حقوق ملی خود به عنوان مهمترین اهداف سازمان یاد می کند. با وجود اینکه نقشآفرینی این سازمان همواره پر رنگ و موفقیتآمیز نبوده است ، ولی به دلیل اهداف و رسالتهایی که برای خود قائل است، به صورت فعالانهای در تحولات بینالمللی و منطقهای در سالهای اخیر حضور داشته است.
">دکتر مصطفی بروجردی
سفیر سابق ایران در واتیکان
زیرذرهبین:
تاسیس سازمان کنفرانس اسلامی ریشه در ایدهای تاریخی دارد که در آن ، صدای واحد مسلمانان جستوجو میشد. به همین دلیل، منشور سازمان کنفرانس اسلامی از اعتلای همبستگی اسلامی، حمایت از مبارزات کلیه مسلمانان برای حفظ شرافت، استقلال و حقوق ملی خود به عنوان مهمترین اهداف سازمان یاد می کند. با وجود اینکه نقشآفرینی این سازمان همواره پر رنگ و موفقیتآمیز نبوده است ، ولی به دلیل اهداف و رسالتهایی که برای خود قائل است، به صورت فعالانهای در تحولات بینالمللی و منطقهای در سالهای اخیر حضور داشته است.
">دکتر مصطفی بروجردی
سفیر سابق ایران در واتیکان
زیرذرهبین:
تاسیس سازمان کنفرانس اسلامی ریشه در ایدهای تاریخی دارد که در آن ، صدای واحد مسلمانان جستوجو میشد. به همین دلیل، منشور سازمان کنفرانس اسلامی از اعتلای همبستگی اسلامی، حمایت از مبارزات کلیه مسلمانان برای حفظ شرافت، استقلال و حقوق ملی خود به عنوان مهمترین اهداف سازمان یاد می کند. با وجود اینکه نقشآفرینی این سازمان همواره پر رنگ و موفقیتآمیز نبوده است ، ولی به دلیل اهداف و رسالتهایی که برای خود قائل است، به صورت فعالانهای در تحولات بینالمللی و منطقهای در سالهای اخیر حضور داشته است.
">دکتر مصطفی بروجردی
سفیر سابق ایران در واتیکان
زیرذرهبین:
تاسیس سازمان کنفرانس اسلامی ریشه در ایدهای تاریخی دارد که در آن ، صدای واحد مسلمانان جستوجو میشد. به همین دلیل، منشور سازمان کنفرانس اسلامی از اعتلای همبستگی اسلامی، حمایت از مبارزات کلیه مسلمانان برای حفظ شرافت، استقلال و حقوق ملی خود به عنوان مهمترین اهداف سازمان یاد می کند. با وجود اینکه نقشآفرینی این سازمان همواره پر رنگ و موفقیتآمیز نبوده است ، ولی به دلیل اهداف و رسالتهایی که برای خود قائل است، به صورت فعالانهای در تحولات بینالمللی و منطقهای در سالهای اخیر حضور داشته است.
">دکتر مصطفی بروجردی
سفیر سابق ایران در واتیکان
زیرذرهبین:
تاسیس سازمان کنفرانس اسلامی ریشه در ایدهای تاریخی دارد که در آن ، صدای واحد مسلمانان جستوجو میشد. به همین دلیل، منشور سازمان کنفرانس اسلامی از اعتلای همبستگی اسلامی، حمایت از مبارزات کلیه مسلمانان برای حفظ شرافت، استقلال و حقوق ملی خود به عنوان مهمترین اهداف سازمان یاد می کند. با وجود اینکه نقشآفرینی این سازمان همواره پر رنگ و موفقیتآمیز نبوده است ، ولی به دلیل اهداف و رسالتهایی که برای خود قائل است، به صورت فعالانهای در تحولات بینالمللی و منطقهای در سالهای اخیر حضور داشته است.
">دکتر مصطفی بروجردی
سفیر سابق ایران در واتیکان
زیرذرهبین:
تاسیس سازمان کنفرانس اسلامی ریشه در ایدهای تاریخی دارد که در آن ، صدای واحد مسلمانان جستوجو میشد. به همین دلیل، منشور سازمان کنفرانس اسلامی از اعتلای همبستگی اسلامی، حمایت از مبارزات کلیه مسلمانان برای حفظ شرافت، استقلال و حقوق ملی خود به عنوان مهمترین اهداف سازمان یاد می کند. با وجود اینکه نقشآفرینی این سازمان همواره پر رنگ و موفقیتآمیز نبوده است ، ولی به دلیل اهداف و رسالتهایی که برای خود قائل است، به صورت فعالانهای در تحولات بینالمللی و منطقهای در سالهای اخیر حضور داشته است.
">دکتر مصطفی بروجردی
سفیر سابق ایران در واتیکان
زیرذرهبین:
تاسیس سازمان کنفرانس اسلامی ریشه در ایدهای تاریخی دارد که در آن ، صدای واحد مسلمانان جستوجو میشد. به همین دلیل، منشور سازمان کنفرانس اسلامی از اعتلای همبستگی اسلامی، حمایت از مبارزات کلیه مسلمانان برای حفظ شرافت، استقلال و حقوق ملی خود به عنوان مهمترین اهداف سازمان یاد می کند. با وجود اینکه نقشآفرینی این سازمان همواره پر رنگ و موفقیتآمیز نبوده است ، ولی به دلیل اهداف و رسالتهایی که برای خود قائل است، به صورت فعالانهای در تحولات بینالمللی و منطقهای در سالهای اخیر حضور داشته است.
اتحاد ملی و انسجام اسلامی عنوانی است که از سوی مقام معظم رهبری برای سال جدید برگزیده شده است. انتخاب این عنوان از سویی نشانگر آرمانها و ایدههایی است که اندیشه دردمندان جامعه را به خود مشغول داشته و از دیگر سو، بیانگر نیاز است که در شرایط فعلی داخلی، منطقهای و جهانی به عنوان ایرانی مسلمان با آن روبهرو هستیم.
این مقاله بر آن است تا موضوع انسجام اسلامی را در عرصه بین لمللی – هر چند به صورتی گذرا و فشرده- واکاوی کند و مبانی دستیابی به آن را از دیدگاه صاحب این قلم به اجمال شرح دهد.
1- تعبیر واژگان انسجام اسلامی
مروری بر ادبیات سیاسی اسلامی در دو قرن اخیر، نشانگر آن است که عدهای از متفکران مسلمان که از سویی شاهد افول قدرت مسلمانان، از دست رفتن شکوه و عظمت تاریخی، تاراج منابع و ذخایر غنی سرزمینهای اسلامی، از خود بیگانگی نسل جوان مسلمان، دلبستگی به ارزشها، باورها و دستاوردهای تمدن غرب بودهاند، در تحلیل این رویداد نامبارک به علل و عوامل چندی اشاره کرده و راهکارهایی را پیشنهاد دادهاند. آنان یکی از دلایل این وضعیت را تفرق و تفرقه و چندپارگی مسلمانان و جهان اسلام دانسته و راهکار برون رفت از این وضعیت نابهنجار و نابسامان را «وحدت» و گاه «اتحاد» اعلام کردهاند.
این بزرگان که همگی از سر صدق و اخلاص این راهکار را پیشنهاد کردهاند، چالشهای عمیق در راه وحدت با اتحاد مسلمانان را به درستی شناسایی نکرده و از شدت عشق به آرمان وحدت، این چالشها را نادیده فرض کردهاند.
نتیجه حاصل شده از این عدم تعمق آنکه علی رغم گذشت بیش از 15 دهه از پیشنهاد وحدت یا اتحاد اسلامی، مسلمانان امروزه در مقایسه با 200 سال قبل به این آرمان نزدیکتر نشدهاند . 2 قرن قبل، تنها 2 قدرت در جهان اسلام وجود داشت و به تعبیری 2 مملکت اسلامی در جهان بیشتر نبود: ایران و عثمانی، اما امروه 57 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی هستند!
تجزیه عثمانی که نتیجه عوامل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مختلف بود، منجر به تشکیل چندین و چند کشور مستقل شد و امروز هر یک از این کشورها داعیه پیشگامی در عرصههای مختلف را دارد.
براین اساس، تجزیه تاریخی حدود 2 قرن اخیر نشانگر آن است که تز وحدت یا اتحاد مسلمانان برای حل معضل و چالش کنونی جهان اسلام، تز دقیقی نبوده و با اشکالات جدی مواجه است. کمترین اشکال آن است که هیچ یک از کشورها حاضر نیست هویت ملی خود را در مجموعه بزرگتر دیگری نادیده گیرد. تو خود حدیت مفصل بخوان از این مجمل. اما گزینه «انسجام اسلامی» که به نظر میرسد با توجه به ملاحظات فوق در نظر گرفته و اعلام شده، از اشکالات مذکور خالی است.
انسجام اسلامی از جهان اسلام نمیخواهد هویتهای قومی، فرهنگی، ملی، زبانی و مذهبی خود را نادیده بگیرند. این امور به عنوان واقعیتهای عینی جوامع اسلامی وجود دارند. جهان اسلام آمیزهای از همینهاست: زبانهای متعدد، فرهنگهای گوناگون، نژادهای مختلف، اقوام ، کشورها و ... کسی نمیتواند این مسائل را نادیده فرض کند و با شعار وحدت یا اتحاد از مسلمانان بخواهد این امور را تبدیل به یک فرهنگ یک زبان و ... کنند.
در انسجام اسلامی آنچه مطرح است این است که ملسمانان علیرغم این تنوعها دارای تعدادی آرمان مشترک، ارزشهای مشترک و انگیزههای مشترکاند. همچنین جهان اسلام امروزه با چالشها و مصیبتهایی روبهروست که اختصاصی به یک مذهب، یک قوم، یک زبان یا یک کشور ندارد.. درک این معنا ایجاب میکند. که متفکران مسلمان یا همدلی و همگامی برای این چالش ها راهکار بیابند. مفهومی که از انسجام اسلامی فهمیده میشود، آن است که این راهکارها در چارچوب تعالیم عالیه اسلام باشد و منافع جهان اسلام را در کلیت خود مورد توجه قرار دهد و از رفتارهایی که به گسست مسلمانان میانجامد، پرهیز شود.
براین اساس، انتخاب این عنوان در مقایسه با تز وحدت اسلامی، انتخابی دقیقتر و کارآمدتر به نظر میرسد.
2- مبانی دستیابی به انسجام اسلامی
انسجام اسلامی یک از آرمان دستنیافتنی نیست، هدفی است که اگر راهکارهای آن با دقت انتخاب شوند، نه تنها در درازمدت بلکه حتی در میانمدت و شاید در کوتاهمدت نیز قابل وصول باشد. در این بخش به چند اصل اساسی در این خصوص اشاره میگردد:
الف- تأکید بر اشتراکات مسلمانان
پیروان هر دینی - اعم از اسلام، مسیحیت و... باورهای مشترکی دارند. هر چند تفسیر این باورها گاه منجر به بروز اختلاف دیدگاه میگردد، اما نمیتوان نادیده گرفت که مسلمانان در نهایت به خدایی واحد، پیامبری به نام حضرت محمد(ص)، کتابی به نام قرآن کریم دل بسته و وابستهاند. محورهای اساسی آنچه را که همه مسلمانان را به هم پیوند میدهد، در این 3 رکن میتوان لحاظ کرد؛ توحید اعتقادی، چرخیدن بر گرد شخصیت محوری رسول اعظم(ص) و عمل بر طبق تعالیم عالیه قرآن کریم که میتواند از سوی نخبگان تمامی کشورهای اسلامی توصیه گردد. چنانچه جامعه اسلامی این سه رکن را به عنوان محور انسجام اسلامی بپذیرد. بخش قابل توجهی از تشتتهای موجود کاسته خواهد شد.
ب- دامن نزدن به حساسیتهای فرقهای
بیتردید پیروان هر مذهبی به پارهای موضوعات حساسیت ویژه دارند. پرداختن به این حساسیتها تا آنجا که در عرصه احساسات عمومی نباشد و تنها به صورت بحث میان دانشمندان و علما و روحانیون مطرح شود، تنها مشکلآفرین نیست بلکه میتواند به حل برخی از معضلات یا رفع سوء تفاهمها و احیانا اصلاح باورهای نادرست یا ناقص بینجامد. اما مشکل آنگاه بروز میکند که حساسیتهای فرقهای، دستاویزی برای تبعیض، تمسخر، استهزا و ... شود و با ادبیاتی نا مناسب از سوی کسانی که صلاحیت بحث علمی را ندارند، اظهار شود. تردیدی نسیت که این گونه اعمال، باعث حساسیت طرف مقابل میشود و متقابلا همین ابزار ناشایست از سوی گروه به کار می رود. نتیجه این امر، از سوی پرداختن جامعه اسلامی به مسائلی کم اهمیت – در قیاب با مسائل مهمتر- است و از سوی دیگر، تخم کینه و نفاق و دشمنی را میان برادران مسلمان میپراکند.
انسجام اسلامی حکم میکند که براساس مبانی رفتار اسلامی از هرگونه عوامزدگی و سپردن هیجان عمومی جامعه اسلامی به دست کسانی که هیچ مسئولیتی در قبال مسائل جامعه ندارند، اجتناب شود.
ج- توجه به مسائل مشترک
جامعه اسلامی امروز، درگیر مسائل گوناگون سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است بخشی از جهان اسلام در اشغال نیروهای ضداسلام یا اشغالگران نامسلمان قرار گرفته است. هچوم بیامان مظاهر متنوع فرهنگ غربی - که فارغ از محتوا، بسیار جذاب و فریبنده به مخاطب عرضه میشود- خطر به فراموشی سپردن یا تحتالشعاع قرارگرفتن فرهنگ غنی، قوی و قویم اسلامی را به طور جدی مطرح کرده است. مبارزه با هرگونه گرایشهای اسلامی از سوی رسانههای غربی و مطرح کردن اسلام به عنوان یک تهدید جدی و جدید، چالش بزرگی برای مسلمانانی است که طی چند دهه اخیر در کشورهای غربی حضور داشتهاند. وضعیت اقتصادی کشورهای اسلامی امروزه با بحرانهای بزرگی روبهروست؛ افزایش فاصله کشورهای ثروتمند و کشورهای فقیر، عدم توازن دارد و هزینه در بسیاری از کشورهای اسلامی، بیکاری، فقدان فناوریهای پیشرفته و ... بخشی از این ماجرا غمانگیز است.
در بسیاری از جوامع اسلامی، مشکلات عظیم اجتماعی دامنگیر نسل امروز است؛ کم ارزش شدن نهاد خانواده، افزایش آمار طلاق، جرایم، جنایات، اعتیاد، افسردگی کمتوجهی به مسائل زنان، عدم رعایت حقوق آنان از سوی مردان و... بخشی از این مسائل به شمار می روند.
انسجام اسلامی را میتوان این گونه برداشت کرد که اندیشمندان و نخبگان جوامع اسلامی به جای پرداختن به اموری که میتواند منجر به گسیختگی میان مسلمانان، ایجاد شکاف میان مذاهب و... شود به حل معضلات فوق بپردازند.
همفکری متفکران از حوزههای گوناگون مثل سیاست، اقتصاد، فرهنگ و... میتواند برای بخشی از این مسائل مشترک راهکارهای اجرایی و واقعی به ارمغان بیاورد و از این طریق به جوامع اسلامی عرضه شود.
پدیدۀ سازمانهای بینالمللی، در کنار نهادهای حقوقی شناخته شده نظیر دولتها، از تحولات مهم حقوق بینالملل به شمار میرود.
طی چند دهۀ اخیر که سازمانهای مختلف بینالمللی، منطقهای و قارهای شکل گرفتهاند، جهان شاهد روند روبه رشد شکلگیری مفهوم جدیدی از قدرت بوده است. این سازمانها که هر کدام با اهداف و مقاصد معینی ایجاد شدهاند. با توجه به ساختار و سیستم خود، نقش اعضای اصلی و تبعی و عوامل گوناگون دیگر، توانستهاند در مدیریت بحرانهای منطقهای یا بینالمللی، نقشی ایفا کنند. هر چند نمیتوان به طور کلی در خصصو نقش این سازمانها مبالغه کرد. اما این واقعیت را نیز نادیده نمیتوان گرفت. که حضور این سازمانها در حوادث گوناگون جهان معاصر حضوری قابل توجه بوده است.
در میان این سازمانهای بینالمللی، سازمان کنفرانس اسلامی و مجموعۀ سازمانها و نهادهای فرعی، تخصصی و وابسته به آن از جایگاه ویژهای برخوردارند.
ایدۀ شکلگیری سازمانی که نشانگر صدای واحد مسلمانان باشد، از حدود 2 قرن پیش در سخنرانیها و آثار مکتوب نخبگان جهان اسلام قابل مشاهده است. در اوایل قرن بیستم، همزمان با فروپاشی عثمانی و پس از آن شاهد شکلگیری کنفرانس هایی برای تقویت انسجام میان مسلمانان بودهایم. کنفرانس مکه در ژوئن 1924، کنفرانس قاهره در می 1926، کنفرانس مکه در ژوئیه 1926، کنفرانس بیتالمقدس در 1931، کنفرانس ژنو در 1935، کنگرۀ بین پارلمانی سرزمینهای عرب و مسلمان برای دفاع از فلسطین در قاهره در اکتبر 1938 و نشستهای مختلفی که در نقاط گوناگون جهان اسلام برپا میشد، همه و همه براین نکته تأکید میکردهاند که انسجام اسلامی میام دولتهای مسلمان و مردم، باید از طریق تشکیل یک نهاد بینالمللی صورت گیرد. حادثه آتشسوزی مسجدالاقصی در سال196۹، عزم سران کشورهای اسلامی را برای تشکیل این نهاد جزم کرد. سران بیش از 20 کشور اسلامی در رباط گرد آمده و سازمانی به نام سازمان کنفرانس اسلامی را تأسیس کردند و که در منشور آن اهداف و راه کارهای اجرایی آن تصریح شده است.
در مقدمۀ منشور سازمان کنفرانس اسلامی بر این نکته تأکید شده که رهبران کشورهای عضو اعتقاد داردند ایمان مشترکشان عامل نیرومندی در نزدیکی و همبستگی مردم مسلمان است. در بخش دیگری از همین مقدمه آمده است که رهبران، مصمم به حفظ ارزشهای روحانی، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی اسلام – که یکی از عوامل مهم برای پیشرفت انسان است- هستند.
منشور سازمان کنفرانس اسلامی از اعتلای همبستگی اسلامی، پشتیبانی از مبارزات کلیۀ مسلمانان برای حفظ شرافت، استقلال و حقوق ملی، به عنوان اهداف این سازمانها یاد میکند.
در بخشی از منشور، از تحکیم وحدت اسلامی بین کشورهای عضو، توسعۀ همکاری بین کشورهای عضو در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و علمی و مبارزه در راه ریشهکن کردن تبعیضنژادی و اشکال و گوناگون استعمار، به کارگیری ابزارها و اتخاذ تدابیر لازم برای حمایت از صلح و امنیت بینالمللی مبتنی بر عدالت، هماهنگ کردن تلاش کشورهای عضو جهت حفاظت و پاسداری از مکانهای مقدس همچون قدس شریف و ایجاد جو مناسب و مطلوب برای گسترش همکاری و تفاهم میان کشورهای عضو و سایر کشورها، یاد شده است.
در همین منشور بر ضرورت حل اختلاف میان کشورهای عضو از طریق مسالمتآمیز نظیر مذاکره، میانجیگری، سازش، آشتی و حکمیت و نیز بر ضرورت خودداری از تهدید توسل به زور علیه تمامیت ارضی، وحدت ملی و استقلال سیاسی کشورها، تأکید شده است.
بدین قرار سازمان کنفرانس اسلامی که امروزه دارای 57 کشور عضو پیوسته و تعدادی اعضای ناظر است. بزرگترین تشکل بینالمللی اسلامی؛ با اصول و اهدافی منطبق با میانی و تعالیم عالیۀ اسلام، در عصر حاضر شکل گرفته است.
این سازمان برای تحقق بخشیدن به آرمانهای خود، نهادها و ساختارهای گوناگونی را تدارک دیده است. کنفرانس سران، کنفرانس وزرای امور خارجه، دبیرخانه و دادگاه بینالمللی عدل اسلامی از ارکان این سازمان به شمار میروند.
سازمان طی 4 دهۀ اخیر توانسته است در جریانات مختلف و حوادثی که جهان اسلام با آن مواجه بوده حضور داشته باشد.
هر چند این حضور همواره حضوری پررنگ و موفقیتآمیز نبوده است، اما نمیتوان نقش این سازمان را - به ویژه - در تحولات سالهای اخیر - به کلی نادیده گرفت - سازمان کنفرانس اسلامی در سیر تکاملی خود ارگانها و کمیتههای تخصصی گوناگونی برای تحقق اهداف منشور تدارک دیده است.
بانک توسعۀ اسلامی، کمیتۀ قدس، آژانس خبرگزاری اسلامی بینالمللی، سازمان رادیو تلویزیون کشورهای اسلامی، کمیتۀ دائمی برای همکاریهای علمی و فنی، کمیتۀ دائمی همکاریهای اقتصادی و تجاری و کمیتۀ دائمی اطلاعرسانی و فرهنگی از این جملهاند. هر کدام از ارگانها و سازمانهای وابسته که هر یک در حوزه تخصصی خود به فعالیت اشتغال دارند تلاش میکنند در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، کشورهای اسلامی را به همدیگر نزدیک کنند.
دولتهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی حدود یک پنجم جمعیت جهان، حدود یک پنجم اراضی جهان و بخش قابل توجهی از منابع جهان (در حدود نیمی از این منابع) را در اختیار دارند.
این موقعیت ویژه ایجاب میکند تا این کشورها تأثیر بیشتری در سیر تحولات بینالمللی داشته باشند.
همبستگی و انسجام اسلامی در سازمان کنفرانس اسلامی باید در قالب تصمیمات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجرای دقیق آن از سوی کشورهای عضو تبلور یابد.
انسجام اعضای سازمان کنفرانس اسلامی در بعد سیاسی باید آثار خود را در احقاق حقوق فلسطینیان، نفی اشغال عراق و افغانستان و حمایت از حقوق مسلمانان در غرب نشان دهد.
در بعد اقتصادی مشارکت فعالتر اعضای سازمان در طرحهای توسعه، همکارهای علمی و تکنولوژیک، تبادل و انتقال اطلاعات تجاری و اقتصادی از اهمیت زیادی برخوردار است.
در زمینۀ انسجام فرهنگی جهان اسلام، مواجهه با سیل تهاجم فرهنگی، برخورد با پدیدۀ جهانی شدن، به کارگیری استراتژی فرهنگی جهان اسلام در برابر چالشهای فرهنگی معاصر، درک همهجانبۀ تحولات فرهنگی نوین و اتخاذ راه کارهای واقعی – و نه توهمی - بسیار مهم به شمار میروند.
حفظ هویت فرهنگی اسلام و جلوگیری از هضم شدن آن در فرهنگ غربی نیاز اساسی فرهنگی جهان اسلام به شمار میرود. در این راستا توجه به فرهنگ بومی مسلمانان مناطق گوناگون، توسعۀ ارتباطات فرهنگی بینالاسلامی و توزیع و انتقال منظم اطلاعات فرهنگی یک راهبرد اساسی است.
همچنین تبادل اطلاعات علمی میان جهان اسلام، احیای فرهنگ اصیل اسلامی و حفاظت از هویت اسلامی مسلمانان در کشورهای غیراسلامی از اهداف فرهنگی مهم این سازمان به شمار میرود که آلسیسکو (نهاد اسلامی آموزشی علمی و فرهنگی وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی) مسئولیت آن را برعهده دارد.
جان کلام اینکه جهان اسلام امروزه دارای موقعیت ویژه تاریخی است که باید برا رسیدن به اهداف بلند خود در عرصه مدیریت کلان جهان معاصر گامهای بلندی بردارد. رسیدن به این اهداف نیازمند همبستگی و پیوند عمیق امت اسلام است و این همان نکتهای است که از آن به عنوان انسجام اسلامی یاد میشود.