منوچهر بزرگی
مقدمه:
منوچهر بزرگی سال 1323 خورشیدی، در باغبادران لنجان اصفهان متولد شد. وی دارای لیسانس مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان است. در صنعت کشور قریب 44 ساعت سابقه کار و مدیریت دارد. ده سال مدیریت کل صنایع استان اصفهان و دوازده سال ریاست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن این شهر را برعهده داشته است. سابقاً عضو هیئتمدیره پلیاکریل ایران، کاشی اصفهان و پتروشیمی DMT بوده و همزمان قریب ده سال عهدهدار ریاست کمیته برنامهریزی صنعت استان اصفهان و نیز عضو هیئتمدیره مؤسس شهرک علمی ـ تحقیقاتی اصفهان بوده است.
منوچهر بزرگی
مقدمه:
منوچهر بزرگی سال 1323 خورشیدی، در باغبادران لنجان اصفهان متولد شد. وی دارای لیسانس مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان است. در صنعت کشور قریب 44 ساعت سابقه کار و مدیریت دارد. ده سال مدیریت کل صنایع استان اصفهان و دوازده سال ریاست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن این شهر را برعهده داشته است. سابقاً عضو هیئتمدیره پلیاکریل ایران، کاشی اصفهان و پتروشیمی DMT بوده و همزمان قریب ده سال عهدهدار ریاست کمیته برنامهریزی صنعت استان اصفهان و نیز عضو هیئتمدیره مؤسس شهرک علمی ـ تحقیقاتی اصفهان بوده است.
منوچهر بزرگی
مقدمه:
منوچهر بزرگی سال 1323 خورشیدی، در باغبادران لنجان اصفهان متولد شد. وی دارای لیسانس مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان است. در صنعت کشور قریب 44 ساعت سابقه کار و مدیریت دارد. ده سال مدیریت کل صنایع استان اصفهان و دوازده سال ریاست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن این شهر را برعهده داشته است. سابقاً عضو هیئتمدیره پلیاکریل ایران، کاشی اصفهان و پتروشیمی DMT بوده و همزمان قریب ده سال عهدهدار ریاست کمیته برنامهریزی صنعت استان اصفهان و نیز عضو هیئتمدیره مؤسس شهرک علمی ـ تحقیقاتی اصفهان بوده است.
منوچهر بزرگی
مقدمه:
منوچهر بزرگی سال 1323 خورشیدی، در باغبادران لنجان اصفهان متولد شد. وی دارای لیسانس مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان است. در صنعت کشور قریب 44 ساعت سابقه کار و مدیریت دارد. ده سال مدیریت کل صنایع استان اصفهان و دوازده سال ریاست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن این شهر را برعهده داشته است. سابقاً عضو هیئتمدیره پلیاکریل ایران، کاشی اصفهان و پتروشیمی DMT بوده و همزمان قریب ده سال عهدهدار ریاست کمیته برنامهریزی صنعت استان اصفهان و نیز عضو هیئتمدیره مؤسس شهرک علمی ـ تحقیقاتی اصفهان بوده است.
منوچهر بزرگی
مقدمه:
منوچهر بزرگی سال 1323 خورشیدی، در باغبادران لنجان اصفهان متولد شد. وی دارای لیسانس مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان است. در صنعت کشور قریب 44 ساعت سابقه کار و مدیریت دارد. ده سال مدیریت کل صنایع استان اصفهان و دوازده سال ریاست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن این شهر را برعهده داشته است. سابقاً عضو هیئتمدیره پلیاکریل ایران، کاشی اصفهان و پتروشیمی DMT بوده و همزمان قریب ده سال عهدهدار ریاست کمیته برنامهریزی صنعت استان اصفهان و نیز عضو هیئتمدیره مؤسس شهرک علمی ـ تحقیقاتی اصفهان بوده است.
منوچهر بزرگی
مقدمه:
منوچهر بزرگی سال 1323 خورشیدی، در باغبادران لنجان اصفهان متولد شد. وی دارای لیسانس مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان است. در صنعت کشور قریب 44 ساعت سابقه کار و مدیریت دارد. ده سال مدیریت کل صنایع استان اصفهان و دوازده سال ریاست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن این شهر را برعهده داشته است. سابقاً عضو هیئتمدیره پلیاکریل ایران، کاشی اصفهان و پتروشیمی DMT بوده و همزمان قریب ده سال عهدهدار ریاست کمیته برنامهریزی صنعت استان اصفهان و نیز عضو هیئتمدیره مؤسس شهرک علمی ـ تحقیقاتی اصفهان بوده است.
منوچهر بزرگی
مقدمه:
منوچهر بزرگی سال 1323 خورشیدی، در باغبادران لنجان اصفهان متولد شد. وی دارای لیسانس مهندسی برق از دانشگاه صنعتی اصفهان است. در صنعت کشور قریب 44 ساعت سابقه کار و مدیریت دارد. ده سال مدیریت کل صنایع استان اصفهان و دوازده سال ریاست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن این شهر را برعهده داشته است. سابقاً عضو هیئتمدیره پلیاکریل ایران، کاشی اصفهان و پتروشیمی DMT بوده و همزمان قریب ده سال عهدهدار ریاست کمیته برنامهریزی صنعت استان اصفهان و نیز عضو هیئتمدیره مؤسس شهرک علمی ـ تحقیقاتی اصفهان بوده است.
از حکمای سیاسی نقل است که تشکیل حزب از جهتی شباهت به ساختن و شکل دادن یک گنبد دارد، یعنی همانگونه که آجرهای دارای طول و عرض نسبتاً برابر ولو دارای رنگ و طرح مختلف روی فوندانسیون گنبد به کرات دور میزنند تا اتحاد آجرها هیبت و اعتلای گنبد پیدا کنند، انسانهای دارای هدفهای مشترک هم به همین ترتیب عمل میکنند. وقتی بخش زیادی از جامعه دارای هدف مشترکی مانند هدف آزادی و اعتلای میهن شوند، تاکتیک و روش آنها به هم نزدیک میشود، آنچنان که در مورد انقلاب اسلامی ایران اتفاق افتاد این امر معمولاً در کسوت یک جنبش، جبهه، انجمن یا متداولترین شکل سیاسی ـ اجتماعی آنکه حزب است ظهور و بروز پیدا میکند. سپس با یافتن خود و پیشرفت تدریجی، اهداف، استراتژی و آرزوهای ملی را تحت سازمان و سامانه اصولیتری قرار میدهد، یعنی دارای استراتژی توسعه ملی و برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شده و به دنبال آن اهداف و تاکتیکهای مقتضی است که در پیامد آن برگزیده میشود.
اما در یکجای دیگر هم حزب با آن گنبد شباهت دارد. آنجا که وقتی گنبد ساخته میشود فلزی گرانبها در رأس آن قرار میدهند، گو اینکه در حزب هم وقتی مردم هممرام و همفکر مجتمع میشوند شخصی را به عنوان پیشکسوت، نماینده و لیدر در رأس حزب قرار میدهند. اما چقدر غیرمنطقی است تصور اینکه اول فلز گرانبها را در فضا نگه داریم و بخواهیم در زیر آن گنبدی بسازیم؛ و به همان اندازه غیرمنطقی است در دنیای نانوتکنولوژی و بیوتکنولوژی مشاهده شخصی مدعی با داعیه مکتبی سیاسی و دعوت مردم که ایهاالناس! گرد من آیید.
اما در این شباهت عنصر اصلی جالبتر است؛ در ساختمان گنبد آنچه آجرها را با هم متحد، متشکل و مستحکم نگه میدارد ملات سیمان است یا ساروج. در واقع این ملات است که به اجتماع آجرها یکپارچگی و اتحاد میبخشد. در جامعه هم ملات میهن است که مردم را در قالب اقوام مختلف، با تفاوتهای بسیار به هم پیوند میدهد؛ نظیر جامعه خودمان که اقوام ترک، کرد، فارس، گیلک، عرب، بلوچ و ترکمن با زبانها و لهجههای مختلف و نیز مذاهب و لهجههای مختلف و نیز مذاهب و مرامهایی چون تشیع، تسنن، زرتشتی، مسیحی، کلیمی و پیروان مکتبهای فلسفی گوناگون وجود دارد. اما!
اما همه و همه را ملاتی به نام میهن و اتحاد ملی به هم میچسباند و تبدیل به پیکرهای واحد میکند، که با وجود گوناگون بودن در وجوه مختلف، ولی در اشتیاق به آبادانی سرزمین مقدس یزدانپرست ایران یک دل، یک مرام و متحدند. فرایند همین اتحاد دیرپا که در کشور، یک سرمایه اجتماعی عظیم و ارزشمند خلق کرده، که استوانه نیرومند امنیت ملی و ضامن پایداری و جاودانگی کشور است. نکته دارای اهمیت اینجاست که هیچ دلیلی وجود ندارد چنین سرمایه ارزشمندی را کنار گذاشته یا آن را نایده بگیریم.
جمله کوتاه اما پربار «اتحاد ملی» که در صدر دو شعار نوروز 1386، توسط رهبری جمهوری اسلامی ایران اعلام شده برای عزمی ملی و مقدس یک مانیفست است. مانیفستی سرشار از ارزشهای حکیمانه که در اخلاق و منش نیاکانی ما، جایگاه ویژه دارد. نباید گذاشت این شعار به موضع روشنفکرانه یا کلماتی موزهای درآید و یا آرایش پلاکاردها و دیوارنویسیها یا حداکثر زینت بیانیهها و سخنرانیها شود، بلکه باید در منشور کشورداری امروز ما در تمام سطوح متبلور باشد. همچنین است شعار بعد از آن، یعنی «انسجام اسلامی» که چهبسا اهمیت فوقالعادهتری داشته باشد. شعاری که باید در لوای آن نگاههای نگرانکننده بیگانهپنداری فرد مسلمان نسبت به مسلمانی دیگر به دلیل قرائتهای مختلف از شریعت پاک شود و شعار انسجام اسلامی تبدیل به ریسمان مستحکمی شود که در پرتو آن اتحاد و قرابت اقوام مختلف کشورمان، تحت سازمانی با نظم متقن و با رویکردِ «فقط جاذبه» و نه دافعه به هدفهای معین خود دست یابد و بالاخره روزی بسیار بیشتر از امروز، شاهد فشردن دست یکدیگر در اتحادی دیرپا برای ساختن ایرانی آباد و سربلند باشیم. تحقق این آرزو با توجه به بیان مقام رهبری سهلتر و ممکنتر خواهد شد. فرصتی که بهتر است از دست ندهیم.
شعار اتحاد جهان اسلام؛ از سوی پیروان طریقت شیعه اثنیعشریه یعنی دارندگان باورهای مشترک در وحدانیت خداوند و قرآن و پیامبری حضرت ختمی مرتبت از یکسو و برنتافتن حتی انتقاد کوچکی به یک مقام غیرمعصوم از هر فرقه و یا فتوا و اجتهاد متفاوتی از سوی یدگر با ادعای فرانگری و جهاننگری سازگاری ندارد.
خداوند رحمت کند ملکالمتکلمین را که فرمود:
تو به اوج فلک چه دانی چیست
که ندانی که در سرایت کیست
بهتر است قبول کنیم، لازم نیست که افراد مختلف در امر برگرفتن حکمتهای گوناگون از مکاتب الهی یا فلسفی عکس برگردان یکدیگر باشند. مفتوح بودن باب اجتهاد، متفاوت بودن فتوای علما بر مسئله واحد و ایجاد شورای مصلحت مردم و نظام حاکی از این است که وجود نظریات مختلف سابقه و اعتباری طولانی دارد. با وجود این همه ستونهای قوت برای اتحاد، چه ضرورتی برای انگشت گذاشتن روی نقاط ضعیف اختلاف؟!
اتحاد ملی یک باور ژرف مقدس است؛ باوری که در سایه آن مملکت، ملت و شریعت بهرهمند میشوند. برنامههای رشد و توسعه کشور حول بیمهنامه و ضمانتنامهای چون اتحاد ملی امکان سرعت، قوام و دوام بیشتر پیدا میکند. همچنانکه بچههای جهاد طول چند سال اول انقلاب و با وجود جنگ تحمیلی به اندازه چند دهه فقط به روستاها کار برقرسانی انجام دادند. بسیاری از کسانی که خارج از گروهگرایی در این پروژهها کار میکردند آنچنان سرشار از انگیزه و اعتقاد بودند که حقوقی هم دریافت نمیکردند، حتی هموطنان ارمنی کشورمان در این برنامه نقش قابل تحسینی ایفا نمودند.
طرح پایه آمایش سرزمین که در دفتر برنامهریزی منطقهای سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، طراحی و پیگیری میشود، اساس کارش بر ایجاد توازن و تعادل در بخشهای مختلف برنامه توسعه کشور است. در واقع طرح پایه آمایش سرزمین از رشد کمفایده و غیرمتعادل در یک بخش و زمین ماندن نیاز ملی فوری در بخشهای دیگر جلوگیری میکند. همین توازن را اتحاد ملی در باور و نگاه آحاد، اقوام، فرقهها و جناحهای مختلف ملت نسبت به مجموعه کشور ایجاد میکند که گفتهاند «حفظ تن واجب است حفظ وطن از آن واجبتر»، یعنی اگر احیاناً رفتار اجتماعی کل مدیریت کشور نظریه مردم را نسبت به حکومت و دولت به شکلی سامان داده باشد که عدهای موافق فداکار دولت باشند و عدهای فقط موافق، عده دیگری موافق اما معترض یا معترض، بیتفاوت، مخالف یا اشکال بدتر از مخالف. برکت اتحاد ملی و احترام به حقوق دیگران همه این نظریات را به یک استوانه متحد، پیشرو مترقی که منافع ملی و امنیت را هدف گرفته تبدیل میکند، گو اینکه در مقاطعی شاهد اوج این همفهمی، همدستی، همدوستی، همدرکی و همگانی ملی بودهایم.
فرهیختهای از خطه آذربایجان میگفت تاکنون چندینبار کسانی کوشیدهاند که زبان آذری را دستاویزی برای ایجاد اختلاف بین اقوام ترک و فارس قرار دهند. او همچنین میگفت آذربایجان به شهادت تاریخ، زادگاه زرتشت است و اگر زبان مردم این خطه از قدمالایام آذری میبوده پس باید اوستا نیز به زبانی آذری باشد که چنین نیست. اساساً در ادوار تاریخی بسیار شاهدِِ تغییرات در گویش اقوام مختلف بودهایم که هنوز هم ادامه دارد. ما حتی پیش از آنکه مرامی، مذهبی و زبانی را برگزینیم ایرانی بوده، ایرانی هستیم و ایرانی باقی خواهیم ماند. چنانکه آن چکامهسرای آذری صاحب دیوان هیزمشکن «بسیج خلخالی» گفته است:
من آن خاک بلاخیز و بلاگردان ایرانم
من آذربایجانم پرورشگاه دلیرانم
بگو با خصم من گر بگسلد زنجیر چرخ از هم
مرا از جان ایران نگسلاند عهد و پیمانم
اگر زبان، تعیینکننده ملیت یک قوم باشد حدود 60% از زبان اردو و هندی، فارسی است و بخش قابل ملاحظهای از زبان فارسی، عربی است، با وجود این آنها پاکستانی و هندی و ما هم ایرانی هستیم؛ گو اینکه اقوام فرانسوی، سوئیسی، آلمانی، ایتالیایی و انگلیسی در بسیاری از کشورها هستند، اما شرارههای متشعشع و پرحرارت اتحاد ملی اینگونه فراز و نشیبها را در خود ذوب کرده است.
اکنون که در پیام نوروزی 1386، چنین امر مهمی مورد تأکید قرار گرفته، شایسته است دبیرخانهای یا سازمان مسئولیتپذیر و غرامتپذیری براساس این پیام، سمینارها، همایشها و کنفرانسهایی برپا نماید، از گروههای فکری مختلف که در اتحاد ملی اختلافی ندارند دعوت نماید و آروزهای آلوده تفرقهافکنان را نقش بر آب نماید؛ باشد جبران مافات نیز شود.
ایکاش با حفظ شعار «اتحاد ملی» سالهای متمادی شعار مکمل آن پیامهایی باشد چون؛ امنیت ملی، منافع ملی، اتحاد منطقهای، اتحاد فرمنطقهای، تحکیم روابط و امثال آنها.
از نشریه چشمانداز ایران که به واقع تنها جریده راهبردی کشور و هر شمارهاش به مثابه مانیفست روشنفکران و ترقیخواهان کشور است و مقالههای زیادی هم مستقیم و غیرمستقیم در این باب داشته، انتظار میرود که یک شماره از نشریه خود را به این مهم اختصاص دهد، گرچه دشواریهای این نشریه را هم میدانیم.
امید که خوانندگان ارجمند نشریه چشمانداز ایران با توجه به همه نیازهایی که نشریه دارد و نیز با تفاوتهایی که یک نشریه درآمدزا با یک نشریه فرهنگساز، اما هزینهبر مثل چشمانداز ایران دارد بیش از پیش برای ماندگاری این روزنه امید، کوشش فرمایند. بیتردید عمر و سرمایهای که سخاوتمندانه و با نیت پاک برای ملک و ملت هزینه شود برکت خداوند را به دنبال خواهد داشت.
چشمانداز ایران: گرچه نشریه تاکنون گامهایی در زمینه اتحاد ملی و انسجام اسلامی برداشته، امید است که گامهای بلندتری نیز برداریم. در این راستا از هموطنان عزیز میخواهیم به ما یاری رسانند تا ویژهنامهای در این باب داشته باشیم.