«جنگ سفارتخانهها» میان روسیه و انگلیس ابعاد تازهای به خود گرفته است. روزنامه انگلیسی «دیلی میل» از تصمیم لندن برای اخراج 34 دیپلمات روسی از انگلیس خبر داد و اعلام کرد: سرویس امنیت داخلی انگلیس، فهرستی از نام 34 دیپلمات روسی مستقر در سفارت روسیه در لندن تهیه کرده و بنظر میرسد که هر لحظه دستور خروج فوری این عده صادر شود. این روزنامه اخراج قریبالوقوع دیپلماتهای روسی را به تلافی تعلیق فعالیتهای شورای فرهنگی انگلیس روسیه اعلام کرد و این در حالیست که دیدیو میلیبند» وزیر خارجه انگلیس پیش از این خاطرنشان کرده بود که لندن قصد پاسخگوئی به اقدام اخیر مسکو را ندارد.
در واقع دور جدید جنگ سفارتخانهها میان روسیه و انگلیس زمانی آغاز شد که مسکو دستور اخراج فوری 2 عضو شورای فرهنگی انگلیس در روسیه را «عنصر نامطلوب» معرفی کرد و خواستار خروج فوری آنها از خاک روسیه شد. لندن اگرچه ابتدا سعی داشت مسئله را از طریق مذاکره حل کند ولی پس از اخراج مامورانش، دست به اقدامات تلافیجویانه زد و از آن پس مسکو همچنان برای تعطیلی شورای فرهنگی انگلیس اصرار ورزیده است. روسیه معتقد است که لندن در پوشش فعالیتهای فرهنگی به جاسوسی، عضوگیری و انجام اقدامات مغایر امنیت ملی روسیه سرگرم است و بایستی حتماً شورای فرهنگی انگلیس تعطیل شود و ادامۀ فعالیتش قابل تحمل نیست.
مسکو نگران فعالیتهای لجامگسیخته و روزافزون کشورهای غربی در جامعه روسیه است که در بعضی موارد به بحران و التهابات داخلی در این کشور منجر شده است. اگرچه فعالترین گروههای مداخلهگر در روسیه را آمریکاییها تشکیل میدهند لکن واشنگتن از طریق شرکتهای آمریکائی و حتی چندملیتی، پوششهای مناسبتری برای پنهان ساختن «عملیات نفوذی» در روسیه در اختیار دارد. لندن هم بعنوان شریک اطلاعاتی آمریکا در دوران جنگ سرد و حتی امروز، سعی دارد نقش جدیتری در تامین اهداف مشترک «ناتو» در عمق خاک کشور رقیب، ایفا کند و به همین دلیل ادامۀ فعالیت شورای فرهنگی انگلیس برای لندن جنبۀ حیاتی دارد و میتواند پوشش مورد انتظار برای فعالیتهای جاسوسی انگلیس را در جامعه روسیه ایجاد کند. بعلاوه لندن از دیدگان حیثیتی هم به مسئله مینگرد و تعطیلی شورای فرهنگی انگلیس را بمنزلۀ قبول اتهام جاسوسی تلقی کرده و میخواهد با اعتراضات و اقدامات خود چنین وانمود سازد که گویا اصولاً عملیات جاسوسی از این طریق انجام نداده است که مستحق چنین مجازات و تنبیهی باشد.
نباید از نظر دور داشت که کشورهای عضو ناتو و در صدر آنها آمریکا در سالهای پس از فروپاشی اتحاد شوروی به هر طریق ممکن درصد و نفوذ و نقشآفرینی در روسیه و کشورهای عضو بلوک شرق سابق بوده و هستند لکن ابعاد فعالیت آمریکا و انگلیس در روسیه همواره گستردهتر و عمیقتر بوده و سرویسهای جاسوسی این دو کشور با دست بازتری به ریختوپاش و سازماندهی مخالفان پرداختهاند.
رهبران کرملین اگرچه شاهد از دست رفتن حاکمیت و سلطه بر اروپای شرقی بودهاند و یکهتازی غرب در کشورهای اقمار خود را نظارهگر بودهاند لکن هرگز انتظار نداشتند که روزی نوبت به روسیه برسد و غرب درصدد نفوذ اطلاعاتی در روسیه بمنظور بکارگیری اهرمهای فشار علیه حکومت مرکزی باشد.
حوادث ماههای اخیر بویژه نفوذ مالی غرب و در ساختار مدیریت و مشارکت شرکتهای اصلی نفتی روسیه و همچنین به راه افتادن حرکتهای اعتراضآمیز شهری با بهرهگیری از «الگوی انقلابهای مخملی»، زنگ خطر را در کرملین به صدا درآورده است.
«ولادیمیر پوتین» که خود، زمانی ریاست سازمان جاسوسی کا.گ.ب را برعهده داشته، بخوبی میداند که قدمهای بعدی در مسیر تکاملی این حرکتهای غرب، چه خواهد بود و هدفگیری اصلی «ناتو»، چه مولفههائی دارد و برای تامین چه خواستههائی در تکاپو است؟
تغییر رفتاری که مسکو در قبال گروههای سیاسی مخالف از خود بروز داده و همچنین خطمشی تهاجمی و مهارکنندهای که برای تسلط دولت بر شرکتهای اصلی نفت روسیه از خود بنمایش گذاشته، اگرچه خشم و اعتراض غرب را برانگیخت ولی ارادۀ سیاسی مسکو برای پایان بخشیدن و یا دستکم مهار تاثیرات بیگانه بر اهرمهای اقتصادی تبلیغاتی و اجتماعی روسیه را به تصویر کشیده است.
اگرچه مسکو و لندن، هیچکدام اشارهای به ارتباط موضوع شورای فرهنگی انگلیس به اتهامات اخیر روسیه نکردهاند ولی تاکیدات خشمآلود مقامات کرملین و هشدارهای مکرر برای پرهیز غرب از دخالت در امورداخلی روسیه، آشکارترین علائم تا این مرحله برای نشان دادن «حد تحمل» مسکو محسوب میشود. واکنشهای مسکو نشان میدهد که دخالتهای مستمر آمریکا و انگلیس و در مقیاس وسیعتری دخالتهای کشورهای عضو ناتو در روسیه، به مرزهای جدیدی رسیده و ابعاد هشدار دهندهای رسیده و دیگر تحت هیچ شرایطی برای کرملین قابل تحمل نیست.
موضوع مهم دیگری که اگرچه مستقیماً به این مقوله مربوط نمیشود ولی برای رهبران کرملین «غیرمنتظره» بوده است که علیرغم همراهی بیحدومرز مسکو در طرحهای مختلف غرب و بویژه علیه ایران، مسکو بطور همزمان شاهد افزایش، گسترش و تعمیق دخالتهای غرب در امور داخلی خود بوده است. به عبارت بهتر حتی همراهی مسکو با طرحهای سیاسی غرب در جهان سوم هم نتوانسته مانع سیاستهای مداخلهجویانۀ «ناتو» در امور داخلی روسیه شود. این بدان معنی است که غرب، همراهی مسکو با طرحهایش را به حساب ضعف و انفعال روزافزون مسکو تلقی کرده و چنین استنباط میکند که مسکو چارهای بجز همراهی با غرب نداشته و ندارد!
شاید یکی از رموز مخالفت نسبی مسکو نسبت به طرحهای ضدایرانی غرب را بایستی در سوءاستفادههای روزافزون «ناتو» نسبت به همراهیهای روسیه جستجو کرد. البته روسیه در طول سالهای اخیر سیاستهای ضد و نقیضی را در پیش گرفته ولی اگر این احتمال تقویت شود، بدان معنی خواهد بود که مسکو از همراهی با غرب احساس سرخوردگی و زیان میکند و بطور همزمان، درصدد بریدن دستهای مداخلهگر غرب در امور داخلی روسیه است.
روند تحولات روسیه، نمادی از حرکت بهسوی اقتدار نسبی و ثبات سیاسی را به تصویر میکشد. ترکیب سیاسی «دومای روسیه» و پیروزی مجد و جناح مورد حمایت پوتین هم دقیقاً تقویت همین مولفهها را تایید میکند و این احتمال وجود دارد که مسکو برای پایان دادن به دخالت جسورانهای که غرب و «ناتو» در امور داخلی روسیه به راه انداختهاند، تصمیم نهائی خود را گرفته است. در این صورت، تعلیق فعالیت شورای فرهنگی انگلیس، آخرین تصمیم مسکو از این نوع نخواهد بود و چهبسا که «جنگ سفارتخانهها»، سرآغاز دور جدید «جنگ سرد» نیز باشد. هرچه باشد، بسیاری از پیچیدگیهای جنگ سرد با «نسخههای انگلیسی» به اجرا درآمد.