مقدمه:

سوهارتو کودتاگر نظامی و دومین رئیس‌جمهور اندونزی که سی سال زمام امور کشورش را در دست داشت در روز هفتم بهمن‌ماه در سن 87 سالگی درگذشت. در مورد سوهارتو در روزهای اخیر سخن زیاد گفته شده است. اما شناخت سوهارتو بدون شناخت زمینه‌هائی که وی را به قدرت رساند ناتمام خواهد بود. لذا آن چه موضوع این نوشته است بررسی چگونگی به قدرت رسیدن سوهارتو و نقشی است که وی در متوقف کردن ماموریت ملی و عقیدتی سوکارنو ایفا کرد.

">

مقدمه:

سوهارتو کودتاگر نظامی و دومین رئیس‌جمهور اندونزی که سی سال زمام امور کشورش را در دست داشت در روز هفتم بهمن‌ماه در سن 87 سالگی درگذشت. در مورد سوهارتو در روزهای اخیر سخن زیاد گفته شده است. اما شناخت سوهارتو بدون شناخت زمینه‌هائی که وی را به قدرت رساند ناتمام خواهد بود. لذا آن چه موضوع این نوشته است بررسی چگونگی به قدرت رسیدن سوهارتو و نقشی است که وی در متوقف کردن ماموریت ملی و عقیدتی سوکارنو ایفا کرد.

">

مقدمه:

سوهارتو کودتاگر نظامی و دومین رئیس‌جمهور اندونزی که سی سال زمام امور کشورش را در دست داشت در روز هفتم بهمن‌ماه در سن 87 سالگی درگذشت. در مورد سوهارتو در روزهای اخیر سخن زیاد گفته شده است. اما شناخت سوهارتو بدون شناخت زمینه‌هائی که وی را به قدرت رساند ناتمام خواهد بود. لذا آن چه موضوع این نوشته است بررسی چگونگی به قدرت رسیدن سوهارتو و نقشی است که وی در متوقف کردن ماموریت ملی و عقیدتی سوکارنو ایفا کرد.

">

مقدمه:

سوهارتو کودتاگر نظامی و دومین رئیس‌جمهور اندونزی که سی سال زمام امور کشورش را در دست داشت در روز هفتم بهمن‌ماه در سن 87 سالگی درگذشت. در مورد سوهارتو در روزهای اخیر سخن زیاد گفته شده است. اما شناخت سوهارتو بدون شناخت زمینه‌هائی که وی را به قدرت رساند ناتمام خواهد بود. لذا آن چه موضوع این نوشته است بررسی چگونگی به قدرت رسیدن سوهارتو و نقشی است که وی در متوقف کردن ماموریت ملی و عقیدتی سوکارنو ایفا کرد.

">

مقدمه:

سوهارتو کودتاگر نظامی و دومین رئیس‌جمهور اندونزی که سی سال زمام امور کشورش را در دست داشت در روز هفتم بهمن‌ماه در سن 87 سالگی درگذشت. در مورد سوهارتو در روزهای اخیر سخن زیاد گفته شده است. اما شناخت سوهارتو بدون شناخت زمینه‌هائی که وی را به قدرت رساند ناتمام خواهد بود. لذا آن چه موضوع این نوشته است بررسی چگونگی به قدرت رسیدن سوهارتو و نقشی است که وی در متوقف کردن ماموریت ملی و عقیدتی سوکارنو ایفا کرد.

">

مقدمه:

سوهارتو کودتاگر نظامی و دومین رئیس‌جمهور اندونزی که سی سال زمام امور کشورش را در دست داشت در روز هفتم بهمن‌ماه در سن 87 سالگی درگذشت. در مورد سوهارتو در روزهای اخیر سخن زیاد گفته شده است. اما شناخت سوهارتو بدون شناخت زمینه‌هائی که وی را به قدرت رساند ناتمام خواهد بود. لذا آن چه موضوع این نوشته است بررسی چگونگی به قدرت رسیدن سوهارتو و نقشی است که وی در متوقف کردن ماموریت ملی و عقیدتی سوکارنو ایفا کرد.

"> از سوکارنو تا سوهارتو
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۴۴۰۱۹

مقدمه:

سوهارتو کودتاگر نظامی و دومین رئیس‌جمهور اندونزی که سی سال زمام امور کشورش را در دست داشت در روز هفتم بهمن‌ماه در سن 87 سالگی درگذشت. در مورد سوهارتو در روزهای اخیر سخن زیاد گفته شده است. اما شناخت سوهارتو بدون شناخت زمینه‌هائی که وی را به قدرت رساند ناتمام خواهد بود. لذا آن چه موضوع این نوشته است بررسی چگونگی به قدرت رسیدن سوهارتو و نقشی است که وی در متوقف کردن ماموریت ملی و عقیدتی سوکارنو ایفا کرد.


علی‌اکبر عبد‌الرشیدی

سوکارنو که بود؟

سوکارنو متولد سال 1901 از رهبران استقلال‌طلب اندونزی بود که مانند همه مردم جاوه تنها یک اسم داشت. دوستانش کوشیدند او را با نام کوچک احمد هم بنامند اما او فقط سوکارنو نام داشت. سوکارنو طی مبارزات طولانی و گسترده‌ای دست استعمارگران هلندی را از سراندونزی کوتاه کرد. وی از سال 1945تا 1967 ریاست جمهوری تازه استقلال یافته اندونزی را بر عهده داشت و اولین بیانیه استقلال کشورش را تهیه، قرائت و به تصویب رساند.

سوکارنو دامنه مبارزات ضد استعماری را محدود به مرزهای کشورش نمی‌دانست به همین دلیل تلاش گسترده‌ای را برای جهانی کردن این فرایند آغاز کرد تا در سال 1955 با مشارکت جواهر لعل‌نهرو نخست‌وزیر کشور تازه استقلال‌یافته هند بنای عدم‌تعهد را در موازنه‌های سیاسی بین‌المللی گذاشت.

اندیشه «عدم‌ تعهد» اصولا بر اصول پنج‌گانه‌ای استوار شد که به «پنج اشیلا» یا همان پنج اصل موسوم است. این پنج اصل مشترکا در فرهنگ هند و اندونزی ریشه تاریخی و فرهنگی داشت و نه تنها مبنای روابط کشورهای غیرمتعهد قرار گرفت که از سال 1955 به عنوان اصول مشترک و پذیرفته شده در روابط بین‌المللی نیز مورد احترام قرار گرفت. این اصول که ناظر بر روابط کشورها عبارت‌ بودند از:

* احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر

* عدم‌ تجاوز به یکدیگر

* عدم‌دخالت در امور داخلی یکدیگر

* برابری و منافع مشترک بین همه کشورها

* همزیستی مسالمت‌آمیز

تجلی این پنج اصل در مبانی سیاست داخلی و خارجی اندونزی در دوران سوکارنو هم قابل مشاهده است. در برنامه سیاسی – اجتماعی سوکارنو از موارد زیر به عنوان زیربنای تفکر و برنامه وی یاد شده است:

* ملی‌گرائی با هدف وحدت ملی

* جهان‌مندی با هدف برابری همه کشورها

* دمکراسی به عنوان وسیله‌ای برای حضور فعال همه قومیت‌ها و گروه‌های اجتماعی در صحنه

* عدالت اجتماعی

* خداشناسی – البته با رنگ و لعاب سکولار

نقش سوکارنو در کنار نهرو و با برخورداری از آموره‌های گاندی در ترسیم یک الگوی ملی و بین‌المللی برای اداره یک کشور مستقل در وانفسای دوران بعد از استعمار، و در عصر نواستعماری تا همین جا نقشی بسیار موثر و مهم بوده است. اما این نقش زمانی کفه اعتبار را به نفع سوکارنو سنگین‌تر کرد که اولین اجلاس سران کشورهای بینانگذار عدم‌تعهد در سال 1955 در باندونگ برگزار شد.

باندونگ مرکز استان جاوه غربی در اندونزی است که در جریان آن اجلاس بسیار مهم و سرنوشت‌ساز به میزبانی سوکارنو پذیرای مردان بزرگ تاریخ‌ساز دیگری از چهار قاره چون پاندیت جواهر لعل‌نهرو نخست‌وزیر هند، جمال عبدالناصر رهبر مصر، قوام نکرومه رهبر غنا و یوزیپ بروزتیتو رهبر یوگوسلاوی شد.

سوکارنو که قبل از این نیز در محافل غربی به عنوان یک عنصر ضداستعماری شناخته شده بود از آن پس به عنوان یک عامل «مخل» در روابط بین‌المللی تعریف شده در منشور آتلانتیک شمالی به حساب آمد. بدون تردید اگر در آن سال رهبران نومحافظه‌کار امروز آمریکا در کاخ سفید حضور داشتند همه پنج رهبر اولیه جنبش عدم ‌تعهد را رهبران «محور شرارت» می‌نامیدند.

مشخصات فکری این رهبران و البته سوکارنو جلوگیری از شکل‌گیری یک نظام بین‌المللی به نفع فاتحان جنگ جهانی دوم بود. این رهبران می‌کوشیدند جهان را از پیوستن به هر یک از دو قطب غرب یا شرق بر حذر دارند و مانع از بروز جنگ جهانی دیگری در مقیاس دو جنگ جهانی اول و دوم شوند.

غرب خیلی زود استفاده از برچسب‌های بدنام‌کننده را علیه رهبران استقلال‌طلب و آزادی‌خواهی از این دست آغاز کرد. در راس این رهبران سوکارنو به گرایش‌های کمونیستی متهم گردید. اتهام کمونیسم در مشرب فکری مک کارتیسم معادل تروریسم امروزی در مکتب فکری نومحافظه‌کاران آمریکایی بود که شامل همه مخالفان سیاست خارجی استعمارگران آنروز می‌شد. آمریکا و متحدانش که تازه از مبارزه با نازیسم فارغ شده بودند برای مبارزه با کمونیسم کمر بسته بودند و هر مخالف خود را به همین اتهام از صحنه بدر می‌کردند.

فراموش نکنیم کمونسیت بودن به معنای متحد بودن با اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در دهه 1950 هر کسی را می‌توانست در برگیرد به جز سوکارنو. این اتهام نمی‌توانست در مورد مردی که کوس عدم ‌تعهد به شرق و غرب یعنی هر دو جبهه آمریکا و شوروی را به صدا در آورده بود صدق کند. اما غرب اصل «عدالت اجتماعی» مورد تاکید سوکارنو را یکی از نشانه‌های تاثیر‌پذیری وی از کمونیسم معرفی می‌کرد.

غرب مواضع ضد غربی سوکارنو را حتی در دوران همکاری وی با ژاپنی‌ها در جریان جنگ جهانی دوم فراموش نکرده بود. بروز کودتا‌های ریز و درشت علیه سوکارنو از سال 1948 آغاز شده بود. انگیزه برخی از این کودتاچیان واقعا چپ‌گرایی و تعلق به اتحاد شوروی یا چین بود. غرب چنین تبلیغ می‌کرد که سوکارنو اگر هم چپ نباشد دست کم جاده صاف‌کن متحدان شوروی و چین است. تبلیغات آمریکا در افکار عمومی اندونزی و جهان موثر واقع شد.

سرگرم شدن سوکارنو به مقابله با فشار‌ها و توطئه‌های مختلف سیاسی و امنیتی وی را از پرداختن به رشد و شکوفائی اقتصادی و اجتماعی و تحقق همان «عدالت اجتماعی» که مورد نظرش بود باز داشت. این مشکل همان بود بعد‌ها در قاهره دست و پای جمال عبدالناصر را هم بست.

دائرة‌المعارف‌های سیاسی از سوکارنو به عنوان مردی بسیار متجدد و مترقی یاد می‌کنند که اندیشه‌های خود را نه تنها در سیاست که حتی در طراحی‌های شهر‌سازی و معماری هم نشان داده است. سوکارنو دموکراسی از نوع غربی‌ را برای اندونزی تجویز نمی‌کرد.

او خواهان «دموکراسی هدایت شده‌ای» مبتی بر فرهنگ سنتی اندونزی بود. سوکارنو در روابط خارجی مناسبات گرمی با چین ایجاد کرد، از کمک‌های شوروی هم برخوردار شد و عضویت کشورش را در سازمان ملل متحد لغو کرد.

در جریان برگزاری مسابقات آسیائی 1962 در جاکارتا، سوکارنو مانع از شرکت هیات‌های اسرائیلی و تایوانی در این مسابقات شد. این تصمیم نیز از مواردی بود که غرب در تبلیغات خود علیه وی مورد استفاده قرار داد.

سوکارنو سرانجام در مارس 1967 در یک کودتا به وسیله سوهارتو به زیر کشیده شد. وی در 21 ژوئن 1970 یعنی سه سال بعد از برکناری در سن 69 سالگی مرد. قبر سوکارنو در جاوه امروز همچون زیارتگاهی مورد بازدید مردم این منطقه قرار می‌گیرد و به نظر می‌‌رسد که یاد سوکارنو در قلب مردم اندونزی باقی است.

سوهارتو که بود؟

سوهارتو که دوستانش او را حاج محمد سوهارتو هم می‌خواندند، یکی از ژنرال‌های بلندپایه ضدکمونیست اندونزی بود. ضدکمونیست بودن در دهه 1960 الزاما مترادف با مترقی بودن نبود. معنای آن عمدتا علاقمندی به اردوگاه غرب بود. سوهارتو رئیس ستاد مشترک ارتش اندونزی با شعار مبارزه با کمونیسم، نابودی کمونیست‌ها و سازمان‌های کمونیستی وارد صحنه شد.

او بعد از کودتا فرمانی عمومی صادر کرد و اجازه داد هر کسی که حتی در مظان طرفداری از کمونیسم هم باشد کشته شود. سربازان تحت امر سوهارتو در جریان کودتا نیم میلیون نفر و به روایتی غیررسمی دو میلیون نفر را کشتند که در بین آنها گروه‌های چینی و افراد غیرنظامی بی‌گناه کم نبودند. سفارت چین در این آشوب‌‌ها مورد حمله و غارت قرار گرفت.