نوشته: سیدمحمد هوشیالسادات
اشاره:
دکتر غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه هفتم بهمن ماه 1386 به منظور شرکت در پنجمین اجلاس سران روسای بینالمجالس اسلامی و همچنین گفتگو با برخی از مقامات مصری وارد قاهره شد که در نوع خود برای نخستین بار صورت میگیرد. اتحادیه بینالمجالس اسلامی که مقر آن در تهران قرار دارد سال 1999 با ابتکار ایران تاسیس شد و شامل پارلمانهای 47 کشور اسلامی است. در دستور کار روسای مجالس کشورهای اسلامی موضوعات مختلف سیاسی از جمله مسائل مربوط به فلسطین و لبنان و عراق و مناطق اشغالی سوریه و همچنین مسائل فرهنگی مربوط به جهان اسلام و موضوعات اقتصادی و همکاریهای مشترک بین کشورهای اسلامی قرار دارد. جمهوری اسلامی ایران نیز شش پیشنهاد جدید درباره موضوعات در دستور کار اجلاس ارائه کرد، اما آنچه این سفر را حائز اهمیت میسازد، ذوب شدن تدریجی یخهای روابط تهران - قاهره است که در پی به اختصار به آن میپردازیم.
">نوشته: سیدمحمد هوشیالسادات
اشاره:
دکتر غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه هفتم بهمن ماه 1386 به منظور شرکت در پنجمین اجلاس سران روسای بینالمجالس اسلامی و همچنین گفتگو با برخی از مقامات مصری وارد قاهره شد که در نوع خود برای نخستین بار صورت میگیرد. اتحادیه بینالمجالس اسلامی که مقر آن در تهران قرار دارد سال 1999 با ابتکار ایران تاسیس شد و شامل پارلمانهای 47 کشور اسلامی است. در دستور کار روسای مجالس کشورهای اسلامی موضوعات مختلف سیاسی از جمله مسائل مربوط به فلسطین و لبنان و عراق و مناطق اشغالی سوریه و همچنین مسائل فرهنگی مربوط به جهان اسلام و موضوعات اقتصادی و همکاریهای مشترک بین کشورهای اسلامی قرار دارد. جمهوری اسلامی ایران نیز شش پیشنهاد جدید درباره موضوعات در دستور کار اجلاس ارائه کرد، اما آنچه این سفر را حائز اهمیت میسازد، ذوب شدن تدریجی یخهای روابط تهران - قاهره است که در پی به اختصار به آن میپردازیم.
">نوشته: سیدمحمد هوشیالسادات
اشاره:
دکتر غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه هفتم بهمن ماه 1386 به منظور شرکت در پنجمین اجلاس سران روسای بینالمجالس اسلامی و همچنین گفتگو با برخی از مقامات مصری وارد قاهره شد که در نوع خود برای نخستین بار صورت میگیرد. اتحادیه بینالمجالس اسلامی که مقر آن در تهران قرار دارد سال 1999 با ابتکار ایران تاسیس شد و شامل پارلمانهای 47 کشور اسلامی است. در دستور کار روسای مجالس کشورهای اسلامی موضوعات مختلف سیاسی از جمله مسائل مربوط به فلسطین و لبنان و عراق و مناطق اشغالی سوریه و همچنین مسائل فرهنگی مربوط به جهان اسلام و موضوعات اقتصادی و همکاریهای مشترک بین کشورهای اسلامی قرار دارد. جمهوری اسلامی ایران نیز شش پیشنهاد جدید درباره موضوعات در دستور کار اجلاس ارائه کرد، اما آنچه این سفر را حائز اهمیت میسازد، ذوب شدن تدریجی یخهای روابط تهران - قاهره است که در پی به اختصار به آن میپردازیم.
">نوشته: سیدمحمد هوشیالسادات
اشاره:
دکتر غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه هفتم بهمن ماه 1386 به منظور شرکت در پنجمین اجلاس سران روسای بینالمجالس اسلامی و همچنین گفتگو با برخی از مقامات مصری وارد قاهره شد که در نوع خود برای نخستین بار صورت میگیرد. اتحادیه بینالمجالس اسلامی که مقر آن در تهران قرار دارد سال 1999 با ابتکار ایران تاسیس شد و شامل پارلمانهای 47 کشور اسلامی است. در دستور کار روسای مجالس کشورهای اسلامی موضوعات مختلف سیاسی از جمله مسائل مربوط به فلسطین و لبنان و عراق و مناطق اشغالی سوریه و همچنین مسائل فرهنگی مربوط به جهان اسلام و موضوعات اقتصادی و همکاریهای مشترک بین کشورهای اسلامی قرار دارد. جمهوری اسلامی ایران نیز شش پیشنهاد جدید درباره موضوعات در دستور کار اجلاس ارائه کرد، اما آنچه این سفر را حائز اهمیت میسازد، ذوب شدن تدریجی یخهای روابط تهران - قاهره است که در پی به اختصار به آن میپردازیم.
">نوشته: سیدمحمد هوشیالسادات
اشاره:
دکتر غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه هفتم بهمن ماه 1386 به منظور شرکت در پنجمین اجلاس سران روسای بینالمجالس اسلامی و همچنین گفتگو با برخی از مقامات مصری وارد قاهره شد که در نوع خود برای نخستین بار صورت میگیرد. اتحادیه بینالمجالس اسلامی که مقر آن در تهران قرار دارد سال 1999 با ابتکار ایران تاسیس شد و شامل پارلمانهای 47 کشور اسلامی است. در دستور کار روسای مجالس کشورهای اسلامی موضوعات مختلف سیاسی از جمله مسائل مربوط به فلسطین و لبنان و عراق و مناطق اشغالی سوریه و همچنین مسائل فرهنگی مربوط به جهان اسلام و موضوعات اقتصادی و همکاریهای مشترک بین کشورهای اسلامی قرار دارد. جمهوری اسلامی ایران نیز شش پیشنهاد جدید درباره موضوعات در دستور کار اجلاس ارائه کرد، اما آنچه این سفر را حائز اهمیت میسازد، ذوب شدن تدریجی یخهای روابط تهران - قاهره است که در پی به اختصار به آن میپردازیم.
">نوشته: سیدمحمد هوشیالسادات
اشاره:
دکتر غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه هفتم بهمن ماه 1386 به منظور شرکت در پنجمین اجلاس سران روسای بینالمجالس اسلامی و همچنین گفتگو با برخی از مقامات مصری وارد قاهره شد که در نوع خود برای نخستین بار صورت میگیرد. اتحادیه بینالمجالس اسلامی که مقر آن در تهران قرار دارد سال 1999 با ابتکار ایران تاسیس شد و شامل پارلمانهای 47 کشور اسلامی است. در دستور کار روسای مجالس کشورهای اسلامی موضوعات مختلف سیاسی از جمله مسائل مربوط به فلسطین و لبنان و عراق و مناطق اشغالی سوریه و همچنین مسائل فرهنگی مربوط به جهان اسلام و موضوعات اقتصادی و همکاریهای مشترک بین کشورهای اسلامی قرار دارد. جمهوری اسلامی ایران نیز شش پیشنهاد جدید درباره موضوعات در دستور کار اجلاس ارائه کرد، اما آنچه این سفر را حائز اهمیت میسازد، ذوب شدن تدریجی یخهای روابط تهران - قاهره است که در پی به اختصار به آن میپردازیم.
">نوشته: سیدمحمد هوشیالسادات
اشاره:
دکتر غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه هفتم بهمن ماه 1386 به منظور شرکت در پنجمین اجلاس سران روسای بینالمجالس اسلامی و همچنین گفتگو با برخی از مقامات مصری وارد قاهره شد که در نوع خود برای نخستین بار صورت میگیرد. اتحادیه بینالمجالس اسلامی که مقر آن در تهران قرار دارد سال 1999 با ابتکار ایران تاسیس شد و شامل پارلمانهای 47 کشور اسلامی است. در دستور کار روسای مجالس کشورهای اسلامی موضوعات مختلف سیاسی از جمله مسائل مربوط به فلسطین و لبنان و عراق و مناطق اشغالی سوریه و همچنین مسائل فرهنگی مربوط به جهان اسلام و موضوعات اقتصادی و همکاریهای مشترک بین کشورهای اسلامی قرار دارد. جمهوری اسلامی ایران نیز شش پیشنهاد جدید درباره موضوعات در دستور کار اجلاس ارائه کرد، اما آنچه این سفر را حائز اهمیت میسازد، ذوب شدن تدریجی یخهای روابط تهران - قاهره است که در پی به اختصار به آن میپردازیم.
پیشینه روابط ایران و مصر پس از پیروزی انقلاب اسلامی
ایران در سال 1980 و در اعتراض به استقبال مصر از محمدرضا پهلوی شاه مخلوع و اقدام این کشور در به رسمیت شناختن اسرائیل و امضای توافقنامه صلح در کمپدیوید آمریکا در سال 1979، روابط خود را با قاهره قطع کرد، شاه مخلوع نیز پس از مرگش در مسجد «الرفاعی» مصر دفن شد. پس از ترور انورسادات، رئیسجمهور پیشین مصر توسط ستوان خالد اسلامبولی در سال 1981 نام یکی از خیابانهای تهران به وی اختصاص یافت و تصویر ستوان اسلامبولی نیز در این خیابان در معرض دید عموم قرار داده شد.
حمایتهای مصر از رژیم بعث در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و حتی حضور نظامیان مصری در کنار نظامیان رژیم بعث در میادین جنگ نیز مزید بر علت شد و مناسبت تهران و قاهره را در ابهام کامل قرار داد. پس از پایان جنگ تحمیلی، آغاز رایزنیها و دیدارهای رسمی و مثبت دو طرف ایرانی و مصری را میتوان در دیدار حسنیمبارک رئیسجمهوری مصر با سیدمحمد خاتمی رئیسجمهوری سابق ایران در سال 1997 دانست که این دیدار در سال 2007 نیز در قاهره تکرار و به دنبال آن، نشانههای مثبتی میان دو طرف برای از سرگیری روابط دوجانبه نمودار شد. قاهره تنها پایتخت عربی در دنیاست که سفارت تهران در آنجا دیده نمیشود. اگرچه مقامات مصری و حتی برخی از وزرای امور خارجه این کشور پس از قطع ارتباط سیاسی تهران - قاهره در سال 1980 چندین بار وارد ایران شده بودند، اما این سفرها با هدف شرکت در نشستها و کنفرانسهای منطقهای یا بینالمللی بوده است، همانگونه که در نقطه مقابل، مقامات سیاسی کشورمان نیز سفرهایی به مصر داشتهاند. اما آغاز سفرهای دیپلماتیک دو کشور با هدف رایزنی درباره از سرگیری روابط دوجانبه به ماه سپتامبر و از زمان سفر عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه و مدیر بخش عربی و شمال آفریقای این وزارتخانه به مصر باز میگردد که در دیدار با «حسین ضرار»، همتای مصری خو در خصوص راههای از سرگیری روابط دیپلماتیک فیمابین تبادل نظر کرد. پیش از این نیز دکتر محمود احمدینژاد اعلام کرده بود در صورتی که از طرف سران مصر به این کشور دعوت شود، آماده دیدار از قاهره خواهد بود. پس از آن نیز «حسام زکی» سخنگوی وزارت خارجه مصر در روز 18 سپتامبر رسماً به خبرنگاران گفت: قاهره و تهران گفتگوهای مستقیمی را با هدف از سرگیری مجدد روابط آغاز میکنند. در نتیجه، سفر حسین ضرار، معاون وزیر امور خارجه مصر و مدیر بخش آسیای وزارت امور خارجه این کشور به تهران، نخستین سفر یک مقام رسمی مصر به ایران در این چارچوب به شمار میآید. در چارچوب تسریع در حرکت قطار ایجاد ارتباط سیاسی مجدد میان ایران و مصر، علیاکبر محرابیان، وزیر صنایع و معادن ایران روز جمعه 9/9/86 وارد قاهره شد تا از گسترش همکاریهای اقتصادی دو کشور خبر دهد. تاکید بر ضرورت فعالیت خط کشتیرانی بین بندرعباس و بندر «دمیاط» مصر و همچنین فعالیت بانکی ایران و مصر در جهت گسترش روابط اقتصادی و صنعتی دو کشور، از اهداف این سفر به شمار میرفت. ضمن آنکه سفر هیئت اقتصادی و صنعتی ایران به مصر، با هدف راهاندازی خط تولید پژوپارس در این کشور و دیدار با مقامهای صنعتی و اقتصادی مصر نیز بوده است. اندکی پس از این سفر نیز «رشید محمد رشید»، وزیر بازرگانی و صنعت مصر از تلاش کشورش برای وارد کردن گندم از ایران خبر و نوید آینده بهتری از روابط اقتصادی دوجانبه داد. پس از آن نیز در روز پنجشنبه، بیست و یکم آذرماه «حسین درار»، معاون وزارت امور خارجه این کشور، همراه با نامهای برای مقامات جمهوری اسلامی، رهسپار ایران شد. اما سفر دبیر سابق شورای امنیت ملی کشورمان به مصر نقطهعطفی در تلاش برای از سرگیری روابط دیپلماتیک به شمار میرود. سفر دکتر علی لاریجانی به مصر برای بازدید از مراکز دانشگاهی و فرهنگی مصر در ماه گذشته، در حاشیه همکاریهای هستهای و نظامی ایران و روسیه و اظهارات غیرقانونی جلال طالبانی درباره قرارداد 1975 الجزایر قرار گرفت و در روز سهشنبه یازدهم دی ماه به پایان رسید و اخبار آن نیز به طور گسترده منتشر نشد. دکتر علی لاریجانی نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی ایران روز یکشنبه نهم دی ماه در قاهره اعلام کرد که ایران مایل است به مصر در زمینه فنآوری هستهای تحت نظارت آژانس بینالمللی هستهای همکاری کند. این سخنان از دکتر لاریجانی به عنوان نماینده مقام معظم رهبری در شورای امنیت ملی به نوعی بدان معنا است که از نظر تهران نه تنها پرونده هستهای ایران مختومه شده و نیروگاه بوشهر قطعاً راهاندازی خواهد شد، بلکه نشان میدهد ایران یک گام پیشتر نهاده و درصدد ورود به عرصه بازار تکنولوژی هستهای و صدور این فناوری به دیگر کشورها است.
همچنین این اظهارات میتواند به عنوان برگ برنده و اهرم فشار علیه غرب بخصوص آمریکا تلقی شود، زیرا بسیاری از کشورها خواهان این تکنولوژی هستند و غرب از ارائه آن خودداری میکند، اما موضوعی که محافل سیاسی بیگانه مطرح میکنند این است که تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی، به عنوان یکی از شروط اساسی و پیش نیاز برای عادیسازی روابط تهران – قاهره خوانده میشود و ادعا میگردد که روابط دیپلماتیک کامل، فقط در صورتی میتواند میان دو کشور احیا شود که ایران نام خیابان خالد اسلامبولی را تغییر دهد. این در حالی است که لاریجانی در کنفرانسی مشترک با «ابوالغیط» اظهار داشت با مقامات مصری درباره مسائلی مهمتر صحبت کرده است و موضوع خیابان خالد اسلامبولی در تهران یک موضوع فرعی و جزئی است. ملاقات دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی کشورمان با برخی مقامات سیاسی و امنیتی مصر و متعاقب آن واکنش آقای احمدینژاد به این سفر، موجب شد تا رسانههای خارجی در این برهه زمانی از این دیدار یازده روزه به منزله یک سفر رسمی و تاثیرگذار در چشمانداز مناسبات دیپلماتیک تهران – قاهره یاد کنند و بر این باور باشند که عادیسازی روابط تهران – قاهره با سفر علی لاریجانی به سرزمین اهرامثلاثه پا به مرحله تازهای گذاشته است. از این منظر، محافل سیاسی دلیل و ماهیت اصلی سفر لاریجانی به قاهره را در ورای بازدید وی از مراکز دانشگاهی و فرهنگی در چهارچوب تلاش ایران برای عادیسازی روابط سیاسی با مصر جستجو و به همین خاطر سفر دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی ایران به قاهره را یک سفری رسمی برای برقراری مناسبات دیپلماتیک گسترده میان دو کشور ارزیابی کردند.
چالشهای مناسبات ایران و مصر در سه دهه گذشته
در مجموع میتوان مشکلات موجود در مسیر روابط ایران و مصر پس از پیروزی انقلاب اسلامی را در فاکتورهای زیر عنوان کرد:
1- عامل صهیونیسم
این عامل یکی از عوامل مؤثر دوری سیاسی ایران و مصر در قبل از انقلاب بود، پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز نقش مؤثری در قطع مجدد روابط تهران – قاهره داشت، با این تفاوت که این بار جای دوست و دشمن رژیم صهیونیستی عوض شده بود. انقلاب اسلامی ایران که یکی از اهداف بلندش را حمایت از مستضعفان جهان به ویژه امت مسلمان قرار داده بود، هیچگاه حاضر نشد رژیم جعلی صهیونیستی را که با وجودش، آتشی بر خاورمیانه انداخته بود، به رسمیت بشناسد. در نقطه مقابل، انورسادات، معاون سابق جمال عبدالناصر که در سال 1349 جانشین عبدالناصر شده بود بر خلاف سلف خود، راه آشتی با رژیم اشغالگر قدس را در پیش گرفته بود و در اقدامی غیرمترقبه به اراضی اشغالی سفر کرد تا پس از مدتی پیمان صلح کمپدیوید را با میانجیگری آمریکا، با رژیم صهیونیستی امضاء کند. جمهوری اسلامی ایران 2 ماه پس پیروزی انقلاب و 9 سال پس از شروع مجدد مناسبات تهران و قاهره این بار در اعتراض به پیمان صلح مصر با اسرائیل به دستور امام خمینی(ره) روابط خود را با مصر قطع کرد.
2- بیتوجهی حاکمان وقت مصر به خواست ملت ایران
مردم ایران که از ظلم نظام شاهنشاهی به تنگ آمده بودند و با هدف رهایی از این ظلم قیام کرده بودند، پس از پیروزی انقلاب اسلامی مشاهده کردند که سرزمین مصر به پناهگاهی برای شاه مخلوع تبدبل شده است، ضمن آنکه رژیم وقت مصر مبارزه همهجانبهای را با جنبشهای داخلی که از انقلاب ایران حمایت میکردند آغاز کرد و حتی با در اختیار قرار دادن پایگاه خود به آمریکا، این کشور را برای هجوم به ایران ترغیب میکرد، ضمن آنکه در تجاوز نظامی عراق به ایران نیز نقش به سزایی داشتند.
3- نامگذاری خیابان خالد اسلامبولی
خالد اسلامبولی که در اعتراض به اقدام ننگین انورسادات در امضای صلح با رژیم صهیونیستی، این حاکم خائن عرب را در سال 1981 ترور کرده بود و پس از آن به اعدام محکوم شد، چهرهای انقلابی در خفقان سیاسی مصر بود که ایران در تقدیر از اقدام متهورانه وی یکی از خیابانهای تهران را به نام این شهید آراسته کرد، اما این اقدام مورد اعتراض شدید دولتمردان مصری قرار گرفت و حتی به یکی از مهمترین عوامل در مسیر از سرگیری روابط سیاسی تبدیل شد.
4- اتهامهای گسترده و بیاساس مصر به ایران
با مرگ انورسادات و روی کار آمدن حسنیمبارک، تغییری در سیاست مصر در نگرش به ایران حاصل نشد، بلکه اوضاع پیچیدهتر شد. حاکمیت جدید مصر نه تنها به پیمان کمپدیوید وفادار ماند، بلکه پیوسته اتهاماتی را علیه ایران مطرح کرد که حمایت ایران از جنبشهای مخالف حکومت در مصر و تلاش ایران برای نفوذ در منطقه به ویژه عراق نمونهای از این اتهامهاست.
عوامل زمینهساز و چشمانداز مذاکرات ایران و مصر
آنچه مسلم است که عوامل مؤثری بر ضرورت از سرگیری مناسبات سیاسی میان ایران و مصر در شرایط کنونی اشاره دارند که از آن جمله میتوان به تقارب دینی دو کشور، اهمیت نقش و جایگاه سیاسی ایران و مصر در منطقه و جهان اسلام، اهمیت و نقش جایگاه اقتصادی مصر در آفریقا و ایران در آسیا و همچنین جایگاه ژئوپلتیک دو کشور به خاطر تسلط بر دو کانال بینالمللی سوئز و هرمز تأکید کرد. ایران و مصر بواسطه منافع زیاد و مشترک، برداشتهای نزدیکی درباره مسائل بینالمللی و منطقهای با یکدیگر دارند. تغییر راهبرد جهان عرب در قبال ایران پیش از این با از دعوت محمود احمدینژاد به اجلاس شورای همکاری خلیج فارس، دعوت از ایران برای شرکت در کنفرانس امنیتی منامه (بحرین) و سفر مقامات مصری به تهران آغاز شد. بیانیه وزرای امور خارجه کشورهای عرب در نشست قاهره که در آن به صراحت به ضرورت گفتگوهای عربی – ایرانی اشاره شد و همچنین بیانیه وزرای امور خارجه شورای همکاری خلیج فارس مبنی بر استقبال از پیشنهادی آقای احمدینژاد برای ایجاد بازار مشترک ایرانی – عربی نیز نشانههای آشکاری از تمایل دو طرف به منظور برقراری روابط دیپلماتیک دوجانبه هستند، اما مخرج مشترک همه این عوامل را میتوان در اظهارات شفاف آفای احمدینژاد در سفر تاریخی ماه مه سال 2007 وی به امارات عنوان کرد که گفته بود اگر مصر آمادگی داشته باشد، ایران آمده است تا روابط دیپلماتیک خود را فوراً با مصر از سر بگیرد. دکتر احمدینژاد در سخنان خود در امارات با اشاره به جایگاه مصر در جهان عرب و اسلام گفته بود که مشترکات زیادی، دو ملت بزرگ ایران و مصر را به هم پیوند میدهد. دکتر احمدینژاد در ابوظبی نیز در پاسخ به سوال خبرنگار مصری گفته بود: در صورتی که مصر بخواهد، ما همین امروز سفارت خود در قاهره را بازگشایی میکنیم. در نتیجه به نظر میرسد با این مقدمات دیگر مشکلی در مسیر ارتباط مجدد دو کشور مهم اسلامی نباشد و باید در انتظار از سرگیری مجدد روابط تهران – قاهره بود.
میتوان از این منظر عنوان کرد که سفر لاریجانی به مصر با توجه به نقش رهبری قاهره در جهان عرب، فرصتی تازه برای تهران به منظور نزدیکی با قاهره و سایر کشورهای عرب منطقه در جهت کاهش نقش یکجانبهگرایانه آمریکا در منطقه محسوب میشود و گفته میشود این سفر در کنار دیدار آقای احمدینژاد از ریاض و حضور رئیسجمهوری ایران در نشست شورای همکاری خلیج فارس در دوحه قطر، در راستای تعدیل تنشهای به وجود آمده میان ایران و کشورهای عرب منطقه و خنثیسازی ادعاهای مقامات آمریکایی علیه برنامه هستهای و نقش منطقهای ایران صورت گرفته است.
بدین ترتیب بود که مقدمات ایران و مصر به طور صریح آمادگی خود را برای بهبود روابط اعلام داشتهاند و به نظر میرسد که قفل کلید از سرگیری روابط دو کشور پس از نزدیک به سهدهه در حال گشوده شدن است.
راهبرد جدید جهان عرب به ویژه پس از انتشار گزارش محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر غیرنظامی بودن برنامه هستهای ایران و همچنین گزارش شورای اطلاعات ملی آمریکا که تاکید کرده است ایران از سال 2003 فعالیت نظامی هستهای خود را رها کرده است، رقم خورد. البته ناظران غربی مدعی هستند که کشورهای عربی تحت تاثیر افزایش نفوذ منطقهای و جهانی تهران از سویی و کاهش نفوذ منطقهای غرب، به خصوص آمریکا از سوی دیگر نیز قرار گرفتند. این در حالی است که پیشتر سیاست هستهای و منطقهای ایران، ادعای نگرانی کشورهای عرب منطقه از ادامه برنامه هستهای ایران و دخالت ایران در عراق و لبنان تحت تاثیر تبلیغات غربی، چالشی در از سرگیری روابط تهران – قاهره به شمار میرفت.
از منظری دیگر، گفته میشود که آنچه مقامات قاهره را به عادیسازی روابط با تهران واداشته است، از یک سو امید به حل مشکلات منطقهای – ناامنی و بیثباتی عراق و بحران سیاسی در لبنان. و از سوی دیگر فشارهای داخلی است که از جانب طیفهای سیاسی اسلامگرا در مصر بر دولت حسنیمبارک برای از سرگیری روابط با ایران وارد میشود.
انگیزه مصر برای از سرگیری رابطه سیاسی با تهران تلاش برای ترمیم نقش منطقهای قاهره است، چرا که ایران با همه کشورهای منطقه به جز رژیم صهیونیستی مناسبات کامل دیپلماتیک دارد و بسیاری از این کشورها با مصر منافع مشترک و به همراه مصر در ائتلافهای بینالمللی شرکت دارند. در نتیجه تضاد موضع مصر با کشورهای منطقه، میتواند به مرور زمان نقش منطقهای مصر را تحتالشعاع قرار دهد و بر نوع و کیفیت روابط مصر با کشورهای حاشیه خلیج فارس تاثیر منفی بگذارد. برای بررسی تاثیر منطقهای دو کشور، باید نقطه مرزی مصر و ایران را پیدا کرد. با بررسی فاصله تهران – قاهره، به نظر میرسد این نقطه در سوریه باشد، پس با توجه به اصل تعادل در تاثیر دو کشور دو سوی این نقطه، میزان تاثیر هر یک در نقطه تلاقی، باید مساوی باشد، اما اشغال عراق موازنههای اینگونه را به هم ریخت، چرا که تحولات عراق سبب شد در کنار نفوذ اعراب در عراق، نفوذ ایران نیز در این کشور تا حد غیرقابل تصوری رشد یابد.
از دیدگاه نظری، این امر میتواند نقش منطقهای ایران را برجستهتر کند و به عنوان اهرمی برای تحکیم نقش منطقهای ایران به کار آید.
نکته دیگری که انگیزه مصر برای از سرگیری روابط با تهران را افزایش میدهد توجه جدی قاهره به حوزه خلیج فارس است، زیرا بخش عظیمی از عواید کانال سوئز از طریق عبور محمولههای نفتی کشورهای عربی به اروپا تامین میشود و هرگونه کاهش این عایدات، ضربه اقتصادی بزرگی بر مصر خواهد بود؛ ضمن آنکه بخشی از نیروهای کار مصری در حوزه خلیج فارس مشغولند. بدین منظور حوزه خلیج فارس یکی از ارکان تامین بودجه مصر است و پرواضح است که سیاست و فرهنگ با منافع اقتصادی پیوند خورده است، در نتیجه، مقابله غیر مستقیم با تهران به عنوان یکی از کشورهای مهم حاشیه خلیج فارس، به سود قاهره نیست.
با این حال به نظر میرسد که حوزه خلیج فارس حتی پس از سرگیری روابط میان مصر و ایران، یکی از محورهای اساسی اختلاف دو طرف باشد، زیرا روابط دیپلماتیک میان ایران و مصر به معنی آن نیست که تمامی محورهای اختلافی دو کشور حل شده است و دو طرف نسبت به تمام مسائل دیدی مشترک دارند، بلکه ممکن است سیاستهای خارجی دو کشور در برخی از زمینهها در تقابل با هم قرار گیرد، چرا که گستره دیپلماسی مصر و ضرورت تداوم همکاریها با کشورهای منطقه، ممکن است با برخی از سیاستهای منطقهای ایران همخوانی نداشته باشد و حتی از نگاه تهران، تهدیدی برای نظام امنیتی منطقهای به شمار آید.
در کنار روابط ممتاز مصر با کشورهای عربی خلیج فارس، با نگاهی به اصول حاکم بر دیپلماسی مصر و عوامل و مشخصههای زیادی که در این زمینه وجود دارد، این نتیجه به دست میآید که سیاست خارجی مصر نمیتواند همیشه سیاستی بیطرفانه باشد. در نتیجه به نظر میرسد که این محور، همچنان یکی از محورهای اختلافی دو طرف در مذاکرات آتی باشد.
سیاست ایران در نگرش به دو قدرت منطقهای یعنی مصر و عربستان، باید در چارچوب تلاشهای ایران برای بهرهمندی از این دو در عرصه ائتلافهای بینالمللی تعبیر شود. در حقیقت این امر، هدف اساسی سیاست خارجی ایران در کوتاه مدت و میان مدت است، اما به طور کلی، هماهنگی میان کشورهای مهم منطقه یک ضرورت انکارناپذیر برای عبور از شرایط پیچیده است. شرایطی که از یک سو ناشی از تلاشهای کشورهای خارج از منطقه برای تحمیل خواستههای خود بر منطقه است و از سوی دیگر ناشی از اختلافاتی است که در میان کشورهای منطقه مشاهده میشود. برقراری روابط سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و مصر، میتواند زمینهساز کاهش تنشها در منطقه به واسطه حضور رژیم صهیونیستی باشد.