مهدی چقایی اراکی
ارزشهای اخلاقی، نقش بسزائی در زندگی بشر دارد، که رعایت آن در زندگی سیاسی باعث تفاهم، تساهل و احترام به یکدیگر میشود. و بیتوجهی به آن باعث فرصتطلبی و دیکتاتوری و سلب حقوق دیگران است.
از آنجائیکه اخلاق و سیاست رابطه مستقیم با یکدیگر دارد رعایت بایدها و نبایدهای اخلاقی در اندیشه و عمل سیاسی حائز اهمیت و تأثیرگذار است. با بررسی وضعیت سیاسی گذشته، درمییابیم، که گاها هر یک، ابزاری در اختیار دیگری بوده است.
زمانی که اخلاق، ابزاری در اختیار سیاست بوده، شاهد حکمرانی ناصواب بودهایم که مصلحان، آن را نکوهش میکردهاند و نهایتا سیاست را به ورطه سقوط کشاندهاند، اما زمانی که برتری اخلاق و ارزشها را در دیگر موضوعات داشتهایم، هنجارهای اجتماعی و سیاسی نسبت به دیگر مسائل فزونی داشته است.
اما امام راحل، انقلاب اسلامی ایران را بر محوریت اخلاق ترسیم کرد. که اهمیت نقش دادن مردم در تمام صحنههای انقلاب اثباتکننده آن است و این سیاست، در جهت حفظ کرامت انسانی افراد در جامعه است.
اگر بخواهیم محوریت اخلاق در فعالیتهای سیاسی را دریابیم باید شاخصههای بازی سیاسی را بشناسیم و به آنها توجه کنیم. قطعا عوامگرایی، قدرتطلبی و چاپلوسی نزد ملت ما ناپسند شمرده میشود، که دوری از این خصیصهها بیانگر برتری اخلاق بر دیگر موضوعات است. راستگوئی، عدم تخریب دیگری از اعمال پسندیده نزد ملت ایران است که وجود این خصیصهها نیز از فزونی اخلاق است. همه خصلتهای مورد اشاره از بایدها و نبایدهای فعالیت سیاسی است. به عبارتی، این موارد الفبای حضور در صحنههای سیاسی و اجتماعی است. از طرفی همه افراد جامعه باید قادر باشند از حقوق شهروندی برخوردار شوند. این امر نباید در لفظ و شعارها ثابت بماند. بلکه بایستی تجلی آن را در عرصه اجتماعی ببینیم.
حذر کردن از هر شائبهای که تداعی نقض اصول نظام و هنجارهای اسلامی را در پی داشته باشد، امری ضروری است. زیرا رفتار و عملکرد فعالیتهای سیاسی تحت نظارت افکار عمومی است که میتوان نتیجه هر انتخاب را عکسالعمل ملت به عملکرد و رفتار مسئولین اجرائی و فعالین سیاسی دانست که در توجه مردم به بایدها و نبایدها و حقوق شهروندی بوده است.
از آنجائیکه رقابت در عرصه سیاسی، عموما برای دستیابی به قدرت است. لذا آسیبپذیری اخلاقی در این عرصه، بیشتر است. از همین رو تهمت، ترور شخصیت، عدم احترام به موقعیتهای فردی و اجتماعی اشخاص، از بیاخلاقیها، ناشی میشود که در عرصه رقابت در جهت کسب مصادر حکومتی است.
حاکمیت اخلاق در فعالیتهای سیاسی ایجاب میکند که در صحنه رقابتها بر نقاط قوت تأکید کنیم. و از تخریب رقبا و بزرگنمائی ضعف آنها، خودداری نمائیم. صرف بیان ضعفهای رقیب، موجب حرمتشکنی و سلب امنیت عمومی جامعه میشود.
این رفتارها بسته به نگرش فردی و جمعی فعالین سیاسی دارد و اگر اعتنائی به ارزشها و هنجارهای اجتماعی قائل نباشند محدودیتی برای عبور از خط قرمزهای جامعه نخواهند داشت. لذا ملت فهیم، درک میکند. که اینگونه افراد، شایستگی تکیه بر مصادر حکومتی را ندارند. تجربه گذشته سیاسی در ایران چنین بوده که افراد فرافکن و هنجارستیز از طرف مردم منزوی شدهاند. مردم در انتخابات گذشته با رأی خود آن را اثبات کردهاند.
یکی دیگر از آسیبهای فعالین سیاسی در کشور که منجر به شادی دشمن میشود، پاشیدن بذر کینه است، که این امر ناشی از خشونتی است که در عرصه سیاسی ایجاد میگردد. البته خشونتی که در عرصه سیاسی به وجود میآید از نوع رفتار فیزیکی نیست، بلکه کلامی است. این رفتار به دلیل ظاهر پنهانی که دارد، بدون عکسالعملهای وسیع مردمی، رواج بیشتری پیدا میکند و حتی از تأثیرگذاری پرقدرتی برخوردار است. در عرصه سیاسی و رقابت، استفاده از هر ابزار برای کسب قدرت، اخلاقی نیست. سوء استفاده از علایق مذهبی و اخلاقی مردم در جهت نیل به منافع سیاسی موجب ارزشزدایی و تضعیف آرمانهای اسلامی و انقلابی است که منجر به قربانی شدن ارزشهای انسانی و اسلامی میشود که علاوه بر غیره اخلاقی بودن آن، از منظر اسلامی نیز مطرود است.
حضرت علی(ع) در کلمات قصار خود میفرمایند «الغالب بالشر مغلوب» یعنی غالب شدن با شر شکست است. لذا همه فعالین و گروههای سیاسی بایستی اخلاق سیاسی را با رقیبان و مخالفان رعایت کنند و تکرار و تمرین اخلاق سیاسی میتواند جامعهای امن را فراهم کند تا از رقابت سالم برخوردار باشیم. از جمله ویژگیهای حاکمیت اخلاق در جامعه، تحمل شنیدن افکار دیگری است. به عبارتی، فضای عمومی باز و آگاهیبخش از مؤلفههای مهم و تأثیرگذار جامعه اخلاقی است. چرا که موجب رفع نقاط ضعف جامعه میگردد. از ملزومات تحمل شنیدن افکار دیگری، ایجاد شفافیت مواضع، انتقادپذیری و بالا بردن ظرفیتهای جامعهپذیری فعالان سیاسی و گروههای سیاسی است.
از بین بردن امکان گفتوگو و ایجاد بینظمی و هرجومرج و تنشها و سوء تفاهمها، نتیجه روح بیاخلاقی اشخاص و احزاب و گروههای سیاسی است که همه مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و منافع و مصالح ملی را فدای خواست حقیرانه عاملان بیاخلاقی و خودخواهانه میکنند و نتیجه آن ناکارآمدی جامعه را در پی دارد؛ زیرا عدم رعایت اخلاق سیاسی متصدیان اجرائی و تصمیمسازان را مشغول به عکسالعمل به یکدیگر میکنند و فرصتی برای کار و برنامهریزی و کارشناسی باقی نمیگذارد و زیان آن به همه ملت حتی مردم که در مناطق دورافتاده و روستائی و کسانی که در جریان این سیاسیکاریها و زدوبندها نیستند، تحمیل میشود که متأسفانه چنین وضعیتی در سالهای گذشته بر کشور سایه افکنده بود و مردم با ابراز نارضایتی، آن وضعیت را با تدبیر و به آرامی و با رأی خود در انتخاباتها تغییر دادند.
عدم تکرار منازعات و مشاجرات در عرصه سیاسی و از بین بردن اینگونه بیاخلاقیها مستلزم مشارکت اجتماعی در جهت اصلاح ساختار فرهنگی و فعالیت سیاسی است. لذا برای ایجاد بستر و فضای مناسب فعالیت سیاسی همه فعالان و گروهها و احزاب سیاسی باید بازی سیاسی را آموزش ببیند، تا در فعالیتهای خود و کسب موفقیت به حذف رقیبان نیندیشند. بلکه با تعامل و گفتوگوی سالم و نقادی، یکدیگر را تحمل کنند.
شاید خودبزرگبینی برخی موجب شود تا فراگیری بازی سیاسی را برای خود کسر شأن تلقی کنند. که این امر، خود، بدور از اخلاق است. در فرهنگ عمومی و غنی ایران ضربالمثلی است که میگویند «پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است» پس تمرین پرسش، گفتمان و فراگیری چگونگی فعالیت سیاسی بهتر است از ندانستن. زیرا فقدان فن بازی موجب آسیب به خود و دیگران میشود که در عرصه سیاسی باعث برهم ریختن جامعه میشود. و این مغایر با اعتقادات مذهبی است. درست است در اسلام هیچگونه محدودیتی در فعالیتها وجود ندارد، اما شروطی بر آن قرار داده شده، و آن این است که فعالیتهای ما نبایستی به زیان دیگری در جامعه باشد. پس فعالیتهای سیاسی که موجب خلل در امور جامعه گردد مغایر آموزههای دینی است.
اقتصاددانان معتقدند به لحاظ پیچیدگی که در اقتصاد است بایستی برنامهریزی آن، بسیار با تدبیر و آگاهی و شناخت کامل از اقتصاد انجام گیرد. زیرا هر گوشهای از اقتصاد را که دچار تغییر کنیم ممکن است خیلی بخشهای دیگر را متأثر از خود کند که اگر تغییرات بدون شناخت از قواعد آن انجام گیرد هر اتفاقی برای جامعه و مردم قابل پیشبینی است. بنابراین در بحثهای سیاسی علاوه بر فراگیری بازی سیاسی، بایستی قواعدی همراه با ضمانت اجرائی برای آن ترسیم شود تا به عنوان مرجع، فصلالخطاب قرار گیرد. و تخطی از آن به عنوان عبور از خط قرمزها و جرم سیاسی مطرح شود. که انجام این امر از وظایف مسئولان اجرائی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی است.