صادق زیبا کلام
پایان ثبتنام داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی، آغاز قریب به دو ماه و نیم فضای انتخاباتی در کشورمان است. تجربه انتخابات گذشته بیانگر این واقعیت است که به تدریج ظرف هفتههای آینده فضای سیاسی کشور دگرگون خواهد شد. این دگرگونی در مراحل مختلفی اتفاق میافتد. نخستین مرحله مهم ظرف چند هفته آینده مساله ردصلاحیتها خواهد بود. اگر تجربیات گذشته را ملاک بگیریم، در آن صورت ظرف چند هفته آینده شماری از داوطلبان اصلاحطلب، چپ، مستقل، دگراندیش، ملی- مذهبی و در یک کلام در غیر خط اصولگرایان ردصلاحیت خواهند شد. ردصلاحیت شدهها باز حسب تجربیات گذشته اعتراض خواهند کرد؛ و مسأله قهر و عدم شرکت برخی از چهرهها و گروهها در انتخابات پیش خواهد آمد.
معترضان خواهان ارائه ادله از سوی شورای محترم نگهبان برای ردصلاحیتشان میشوند و برخی از متولیان شورا هم پاسخ خواهند داد که آنان به خاطر حفظ آبرو و حیثیت داوطلبان ردصلاحیت شده، ترجیح میدهند دلایل ردصلاحیتها را به صورت علنی اعلام نکنند. این پاسخ شورای نگهبان همچون نمک بر زخم ردصلاحیت شدهها پاشیده میشود و صرفا اعتراض و گلایه آنان را افزایش خواهد داد. اما شورای محترم نگهبان این بار هم همچون دفعات گذشته خویشتنداری کرده و همه تیغ و نیشها را به جان خریداری کرده و همچنان به واسطه حفظ آبرو و حیثیت ردصلاحیت شدهها از ذکر دلایل و جزئیات اینکه چرا آنان ردصلاحیت شدهاند خودداری خواهد کرد. در خلال این کشمکشها یک بار دیگر فلسفه نظارت استصوابی مطرح میشود. اصولگرایان از یک سو استناد به قانون خواهند کرد که به شورای نگهبان اجازه میدهد هر که را فاقد صلاحیت تشخیص میدهد از حق شرکت در انتخابات محروم نماید و از سوی دیگر با استفاده از مطبوعات و رادیو و تلویزیون تلاش خواهند کرد تا این باور را در میان مردم جا بیندازند که در همه کشورهای دیگر هم به نوعی نظارت استصوابی وجود دارد. و بالاخره تلاش اصلیشان صرف این خواهد شد که اساسا نگذارند بحث ردصلاحیتها و موضوع نظارت استصوابی خیلی پررنگ شود و به جای آن سعی خواهند کرد به مسائل دیگر انتخابات و ضرورت شرکت در انتخابات و اهمیت آن و این دست مسائل بپردازند. در عین حال و برای خالی نبودن عریضه هم در مقابل صدها نامزد «غیرخودی» که ردصلاحیت شدهاند، نام یکی، دو نامزد جناح راست را هم مطرح خواهند کرد تا نشان دهند که شورای نگهبان برخلاف شایعات عمومی که مخالفان سعی میکنند اشاعه دهند، برخورد سیاسی با داوطلبان نکرده و همه داوطلبان را با یک چشم نگاه میکند. هیچکس نمیتواند مدعی شود که همه ردصلاحیت شدهها «فرشته»اند. اما اگر بررسی جامعی از تمامی ردصلاحیت شدهها از زمان به وجود آمدن نظارت استصوابی صورت گیرد، بدون تردید این سوال مطرح میشود که آیا با بودن مکانیسمی به نام «نظارت استصوابی» هنوز هم میتوان از انتخابات آزاد و دموکراسی سخن راند؟
به هر حال فرا رسیدن مراحل بعدی انتخابات مساله نظارت استصوابی را تحتالشعاع خود قرار میدهد. چه کسی در کدام فهرست قرار دارد و کدامین گروهها و جریانات توانستهاند به ائتلاف و ارائه فهرست واحد برسند. طبق معمول، رایزنیها به جریان میافتد، چانهزنیهای پشتپرده میان اصولگرایان به راه خواهد افتاد و چهرهها و شخصیتهای معقولتر اصولگرا خواهند گفت به ائتلاف و اتحاد رسیدهاند یا عنقریب خواهند رسید. در عین حال جریانات رادیکالتر اصولگرا روی سهمخواهی بیشتر و کنار گذاردن دیگران اصرار خواهند ورزید. بالاخص این بار که از پارهای امکانات دولتی هم برخوردار هستند. اصلاحطلبان نیز با اینکه هنوز زخمدار ردصلاحیتها هستند و برخی از آنان روی عدم مشارکت در انتخابات اصرار میورزند، اما بالاخره جریانات میانهروترشان وارد انتخابات میشوند. احتمال ائتلاف آنان البته از اصولگرایان بیشتر است چرا که آنان به جز حمایت اقشار و لایههای تحصیلکردهتر جامعه از امکانات بیشتری برخوردار نیستند. بنابراین مجبور هستند تن به مصالحه و ائتلاف دهند.
به هر حال فهرستها سرانجام بیرون میآید و شهرها و خیابانها و معابر کشور پر از پوسترها و آگهیهای تبلیغاتی نامزدها میشود. صدا و سیما و مطبوعات و البته حکومت بدون ورود به بحث نظارت استصوابی و ردصلاحیتها، تلاش میکنند تا مردم را هر چه بیشتر تشویق و ترغیب به شرکت در انتخابات نمایند. فضای سیاسی کشور لاجرم اندکی بازتر میشود، برخی چهرهها و شخصیتها ممکن است مجوز سخنرانی در دانشگاهها و حتی صدا و سیما پیدا کنند. جایگاه مردم، رای مردم، اراده مردم، خواست مردم و سایر امور مرتبط به مردم فضا و جایگاه رفیعی در سطح جامعه پیدا میکند. همه سعی میکنند هر چه بیشتر قربان و صدقه مردم بروند و خود را هر چه بیشتر مخلص، کوچک و خدمتگزار مردم بدانند. توجه به زنان، دانشجویان، اقلیتها، محرومان، مستضعفان و البته و بالاتر از همه «جوانان» دفعتا در سطح جامعه بالا میرود. در این میان البته برخی از معمران و مصلحان، نامزدها و جریانات سیاسی را دعوت به رعایت اخلاق و تقوای اسلامی میکنند. بعضا گلایههایی از بالا بودن مخارج انتخاباتی که از سوی بسیاری از نامزها هزینه میشود صورت میگیرد.