ترجمه: احمدرضا تقاء
اشاره:
پیشبینی میشود که جمهوری ترکیه ظرف چند سال آینده به یکی از شرکای مهم تازه روسیه در عرصه سیاست خارجی تبدیل شود.
سرد شدن روابط آمریکا و ترکیه در پی حضور نظامی آمریکا در عراق و دیدگاههای متفاوت آن دو در مورد آینده کردستان عراق، در کنار ادامه بحث و گفتوگوها بر سر پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، خود به خود آنکارا را به سمت مسکو سوق میدهد.
">ترجمه: احمدرضا تقاء
اشاره:
پیشبینی میشود که جمهوری ترکیه ظرف چند سال آینده به یکی از شرکای مهم تازه روسیه در عرصه سیاست خارجی تبدیل شود.
سرد شدن روابط آمریکا و ترکیه در پی حضور نظامی آمریکا در عراق و دیدگاههای متفاوت آن دو در مورد آینده کردستان عراق، در کنار ادامه بحث و گفتوگوها بر سر پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، خود به خود آنکارا را به سمت مسکو سوق میدهد.
">ترجمه: احمدرضا تقاء
اشاره:
پیشبینی میشود که جمهوری ترکیه ظرف چند سال آینده به یکی از شرکای مهم تازه روسیه در عرصه سیاست خارجی تبدیل شود.
سرد شدن روابط آمریکا و ترکیه در پی حضور نظامی آمریکا در عراق و دیدگاههای متفاوت آن دو در مورد آینده کردستان عراق، در کنار ادامه بحث و گفتوگوها بر سر پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، خود به خود آنکارا را به سمت مسکو سوق میدهد.
">ترجمه: احمدرضا تقاء
اشاره:
پیشبینی میشود که جمهوری ترکیه ظرف چند سال آینده به یکی از شرکای مهم تازه روسیه در عرصه سیاست خارجی تبدیل شود.
سرد شدن روابط آمریکا و ترکیه در پی حضور نظامی آمریکا در عراق و دیدگاههای متفاوت آن دو در مورد آینده کردستان عراق، در کنار ادامه بحث و گفتوگوها بر سر پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، خود به خود آنکارا را به سمت مسکو سوق میدهد.
">ترجمه: احمدرضا تقاء
اشاره:
پیشبینی میشود که جمهوری ترکیه ظرف چند سال آینده به یکی از شرکای مهم تازه روسیه در عرصه سیاست خارجی تبدیل شود.
سرد شدن روابط آمریکا و ترکیه در پی حضور نظامی آمریکا در عراق و دیدگاههای متفاوت آن دو در مورد آینده کردستان عراق، در کنار ادامه بحث و گفتوگوها بر سر پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، خود به خود آنکارا را به سمت مسکو سوق میدهد.
">ترجمه: احمدرضا تقاء
اشاره:
پیشبینی میشود که جمهوری ترکیه ظرف چند سال آینده به یکی از شرکای مهم تازه روسیه در عرصه سیاست خارجی تبدیل شود.
سرد شدن روابط آمریکا و ترکیه در پی حضور نظامی آمریکا در عراق و دیدگاههای متفاوت آن دو در مورد آینده کردستان عراق، در کنار ادامه بحث و گفتوگوها بر سر پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، خود به خود آنکارا را به سمت مسکو سوق میدهد.
">ترجمه: احمدرضا تقاء
اشاره:
پیشبینی میشود که جمهوری ترکیه ظرف چند سال آینده به یکی از شرکای مهم تازه روسیه در عرصه سیاست خارجی تبدیل شود.
سرد شدن روابط آمریکا و ترکیه در پی حضور نظامی آمریکا در عراق و دیدگاههای متفاوت آن دو در مورد آینده کردستان عراق، در کنار ادامه بحث و گفتوگوها بر سر پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، خود به خود آنکارا را به سمت مسکو سوق میدهد.
صاحبنظران عموما ترکیه مدرن را غربگراترین کشور جهان اسلام به شمار میآورند. به گفته چغریارخان، کارشناس علوم سیاسی در ترکیه «سیاست خارجی ترکیهداری 3 جهتگیری عمده است:رابطه با اتحادیه اروپا، رابطه با ایالات متحده و رابطه با اسرائیل.» از سال 1953 جمهوری ترکیه عضو ناتو و ثابتقدمترین شریک ایالات متحده بوده است. ضمن اینکه آرمان پیوستن به اروپا عملا موجب اتحاد همه سیاستمداران احزاب اصلی آن کشور شده است. حتی رجبطیب اردوغان، رهبر حزب عدالت و توسعه ـ که اولین بار در نوامبر 2002 به قدرت رسید و اسلامگرایی تمام عیار محسوب میشود ـ از اروپاگرایی سیاست خارجی ترکیه حمایت کرده است. به گفته ایگور تورباکف، کارشناس برجسته مسائل ترکیه، در دوران اردوغان بود که مسئله پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا کلیه منافع دیگر آن کشور، از جمله جاهطلبیهای ژئوپلیتیک آنکارا در اوراسیا پس از فروپاشی شوروی به طور کلی و در منطقه قفقاز به طور خاص را تحتالشعاع خود قرار داد.
با این حال، با شروع جنگ عراق، آنکارا از حمایت بیقید و شرط خود از ایالات متحده دست برداشت و حاضر به گشودن یک «جبهه ترک» به منظور عملیات نظامی نشد. کردستان عراق همواره خار چشم آنکارا بوده چرا که این منطقه از قدیم سکوی عملیات جداییطلبان کرد علیه حکومت ترکیه بوده است و هم اینک ترکیه بیش از پیش نگران امنیت ملی خود است.
رابطه آنکارا با واشنگتن شاید بسیار پیچیده باشد، اما رابطهاش با بورو کراتهای اروپایی در بروکسل نیز آن قدرها ساده نیست. اتحادیه اروپا از یک طرف مدام ترکیه را به پیوستن به آن اتحادیه دعوت میکند و از طرف دیگر در این مسیر ایجاد اخلال میکند. تصمیم اتحادیه اروپا به پذیرش عضویت بخش یونانینشین قبرس تأثیر مخربی بر این روند داشته است. ترکیه از برگزاری همهپرسی برای اتحاد این جزیره پشتیبانی کرد ولی اکنون ساکنان بخش یونانینشین انگیزهای برای اتحاد ندارند چون از سوی جامعه اروپا به رسمیت شناخته شدهاند و جمهوری قبرس شمالی ترکیه شانس چندانی برای پذیرفته شدن از سوی جامعه بینالمللی ندارد. این وضعیت باعث شده ترکیه از چشمانداز اروپاگرایانهاش فاصله بگیرد و این در حالی است که مخالفت چندین کشور اروپایی، از جمله فرانسه و هلند، با پیوستن اجباری ترکیه به اتحادیه اروپا نیز بر بدبینی نخبگان ترکیه نسبت به اروپا افزوده است.
در همین حال کرملین در تلاش برای یافتن راههای دیگری برای مهار و خنثیسازی سلطه واشنگتن است. با وجود تردیدهایی که در مورد موفقیت چنین تلاشهایی وجود دارد، روسیه همچنان و به طور پیگیر به تلاشهای خود در این مسیر ادامه میدهد. در سال 2003 روسیه طرح آرمانگرایانهای مبنی بر ایجاد محوری متشکل از مسکو، پاریس و برلین پیشنهاد کرد که نتیجهای در برنداشت. سپس درصدد ایجاد جبههای شرقی برای مقابله با نفوذ غرب برآمد و به همین منظور تماسهای خود با تهران و پکن را افزایش داد. در این راستا مسکو به گسترش سطح تعامل خود با سازمان همکاریهای شانگهای روی آورد که از دید روسیه «ناتوی شرق» به حساب میآید. مقامات روسیه حتی در ابتدای سال 2006 با تأکید بر ضرورت مذاکره با حماس، کلیه روابط مثبت خود با اسرائیل را خدشهدار کردند.
با همه اینها، روسیه و ترکیه هنوز راه درازی تا دستیابی به یک رابطه دوجانبه امیدوارکننده در پیش دارند. در ابتدای دهه 1990 مسکو و آنکارا در موارد متعدد دچار اختلافنظرهای جدی شدند. اختلافنظر روسیه و ترکیه در مورد درگیری ارمنستان و آذربایجان در منطقه ناگورنو ـ قرهباغ ـ که در جریان آن ترکیه طرف آذربایجان را گرفت ـ هنوز به قوت خود باقی است. در سال 1993 مرز ارمنستان با ترکیه بسته شد. یکی از عوامل مهم در توسعه روابط آذربایجان و ترکیه، همکاریهای نظامی است. از سال 1996 مشاوران نظامی ترکیه در آذربایجان حضور مستمر دارند و متخصصان نظامی آذربایجان در ترکیه آموزش میبینند. این در حالی است که مسکو همواره بر جنبه راهبردی روابط خود با ایروان تأکید کرده است. آنکارا عامل بروز درگیری در قرهباغ را تجاوز ارمنستان میداند در حالی که مسکو این درگیری را نزاعی قومی قلمداد میکند که باید از طرق سیاسی حل و فصل شود.
از دیگر عوامل تیره شدن جدی رابطه روسیه و ترکیه بحران چچن بود. سال 1995 در ترکیه دولتی به رهبری نجمالدین اربکان، رهبر حزب نجات ملی، به قدرت رسید. اربکان و اعضای دیگر این حزب حامی جداییطلبان چچن بودند. اگر چه طولی نکشید که نظامیان ترکیه دولت اربکان را وادار به استعفا کردند، جّو حمایت از چچن تا مدتها بر جامعه ترکیه حکمفرما بود و سازمانهای حمایت از آوارگان شمال قفقاز در خاک ترکیه فعال بودند و از جداییطلبان پشتیبانی میکردند. در سال 1996 افرادی که خود را مدافع اهداف چچن میخواندند اقدام به ربودن لنج مسافر براوراسیا در ترکیه کردند. در ژوئن 2000 عبدالخالقچی، وزیر وقت روابط ترکیه با جمهوریهای ترکزبان، اقدامات روسیه در قفقاز را به اقدمات هیتلر علیه یهودیان تشبیه کرد. با این حال نباید فراموش کرد که شمار آوارگان قفقازی در خاک ترکیه به 7 میلیون نفر بالغ میشود.
امروزه بسیاری از صاحبنظران در روسیه و غرب از نقش مثبت «دیپلماسی ملی» سخن میگویند و این عامل، نقش بسیار مؤثری در روابط روسیه و ترکیه بازی کرده است. روابط تجاری گسترده و چندجانبه روسیه و ترکیه باعث شده سطح وابستگی ترکیه به پول روسیه افزایش یابد و در نتیجه، این کشور سیاستهایش را تا حد زیادی با روسیه هماهنگ سازد. عامل دیگری که موجب نزدیکی مسکو و آنکارا شده خودداری روسیه از حمایت از حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) است که در ترکیه سازمانی تروریستی شناخته میشود و اتحاد شوروی از آن پشتیبانی میکرد.
یکی از مسائلی که هر 2 کشور با آن دست به گریباناند نحوه مقابله با اسلام سیاسی افراطگراست. اگر چه در طول تاریخ، روسیه و ترکیه مجموعا 44 سال با یکدیگر درگیر بودهاند و در این مدت تجربه 11 جنگ را از سر گذراندهاند، امروزه شاهد گرم شدن دوباره روابط این 2 رقیب هستیم. این تجدید رابطه یک مسئله است و توان حسن استفاده از این رابطه کاملا مسئلهای دیگر؛ اگر روسیه بکوشد تا از ترکیه به عنوان حلقهای ضعیف برای اثرگذاری بر جهان غرب و اصلاح سیاستهای جزماندیشانه اروپا و مواضع افراطی و نوامپریالیستی نومحافظهکاران آمریکا استفاده کند، آنگاه میتوان این تجدید رابطه را عاملی مثبت به شمار آورد. همچنین این تجدید رابطه اگر به صورت همکاری واقعی 2 کشور در مبارزه با اسلام سیاسی افراطگرا در آید نیز دستاوردی مثبت خواهد بود، زیرا نشان میدهد کشوری از شرق جهان اسلام دوشادوش کشوری با یک جمعیت مسلمان چندمیلیونی رویاروی افراطگرایی ایستادهاند. در این حالت (برخلاف سیاست برقراری روابط دوستانه با حماس) حقیقتا میتوانیم سیاستی چند وجهی را به نمایش بگذاریم. اگر در بستر این تجدید رابطه مسکو موفق به ایجاد تفاهمی سازندهتر بین ترکیه و ارمنستان شود، این نیز به عاملی مهم در ایجاد ثبات تبدیل خواهد شد.
اگر روسیه از توصیه کشورهای حوزه اوراسیا پیروی کند و بکوشد ترکیه را با تهران در یک محور قرار دهد وضعیت کاملا فرق خواهد کرد. از یک سو آنکارا به احتمال زیاد با این طرح مخالفت خواهد کرد و از سوی دیگر این طرح سیاست خارجی روسیه را بیش از پیش به حاشیه خواهد راند. در این حالت مسکو حقیقتا ثابت کرده که به عنوان یک قدرت سیاسی منقضی شده یک انگیزه بیشتر ندارد و آن لجبازی با ایالات متحده است.