بحران سیاسی چند ساله میان روسیه و گرجستان با نزدیکتر شدن به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری این کشور رو به افزایش گذاشته است.
به گزارش ایرنا تنش و بحران سیاسی میان روسیه و گرجستان از زمان فروپاشی شوروی و از بدو استقلال این کشور از سال 1991 آغاز و تاکنون منجر به تحولات عمیقی در عرصه سیاسی این کشور شده که در این میان میتوان به بروز انقلاب مخملی از سوی آمریکا در این کشور و سرکوب تظاهرات مخالفان دولت گرجستان در 10 نوامبر سال 2007 میلادی اشاره کرد.
کارشناسان سیاسی همواره این سوال را مطرح و مورد بحث قرار میدهند که بحران سیاسی موجود میان گرجستان و روسیه تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
برخی از آنان معتقدند که در صورت تداوم این بحران که با دخالت بیگانگان همراه است، گرجستان به سوی جنگ داخلی پیش خواهد رفت.
برای بررسی این موضوع لازم است تحولات گذشته گرجستان بررسی شود.
با استفاده گرجستان در سال 1991 میلادی، بحران میان این کشور با روسیه با صدور بیانیههای ضدروسی «زویاد گامساخوردیا» رهبر ملیگرای وقت گرجستان و حمایت محسوس روسیه از تجزیهطلبان مناطق خودمختار آبخازیا و اوستیای جنوبی، که با فروپاشی شوروی جدایی خود را از دولت گرجستان اعلام کردند، یکی از عوامل اصلی تنش در مناسبات سیاسی دو کشور بود.
کشته شدن ابهامآمیز گامساخوردیا در سال 1992 میلادی و قرار گرفتن «ادوارد شواردنادزه» سیاستمدار باتجربه گرجی در راس حکومت گرجستان، امیدهایی را برای برقراری روابط عادی میان تفلیس و مسکو ایجاد کرد.
گرجستان در زمان شواردنادزه هرچند به عضویت جامعه کشورهای مشترکالمنافع درآمد و امیدهایی برای بهبود وضعیت داشت ولی شکست این کشور در درگیریهای نظامی سالهای 1992 و 1993 میلادی در مناطق جداییطلب اوستیای جنوبی و آبخازیا که با حمایتهای مالی و فنی روسیه از تجزیهطلبان صورت گرفت، امیدهای این کشور به یاس تبدیل شد.
سیاست حمایت رهبری وقت روسیه از حرکات تجزیهطلبانه در برخی جمهوریهای شوروی سابق از جمله در جمهوری آذربایجان، مولداوی و گرجستان با هدف بهرهبرداری از این تحرکات برای حفظ نفوذ خود در منطقه، مانع اصلی در برقراری روابط عادی میان این کشورها و روسیه به شمار میرود.
برخلاف جمهوری آذربایجان که پس از رسیدن «حیدر علیاف» رییسجمهوری فقید این کشور به قدرت، موفق به برقراری روابط عادی با روسیه شد، شواردنادزه رییسجمهور وقت گرجستان نتوانست به این مهم دست یابد.
گرجستان در سال 1994 میلادی با امید به کسب حمایت روسیه در حل مناقشات آبخازیا و اوستیای جنوبی، استقرار نیروهای جامعه کشورهای مشترکالمنافع را که در واقع نظامیان روسیه بودند بهعنوان نیروهای حافظ صلح در این کشور قبول کرد ولی وجود این نیروها نیز بعدها به دردسر دیگری برای تفلیس تبدیل شد.
با این اقدام شواردنادزه و تغییر در سیاست خود، بیانیه غربگرایانه را با هدف جلبنظر آمریکا و کشورهای اروپایی برای حل مشکلات گرجستان صادر کرد و این اقدام نگرانی و عدمرضایت روسیه را بیش از پیش فراهم کرد.
آغاز همکاری گرجستان با ناتو در سال 1994 میلادی و بیانیه این کشور مبنی بر آمادگی گسترش روابط با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) که باعث نفوذ سیاسی و نظامی ناتو به شرق میشد، نگرانی روسیه را به مراتب بیشتر کرد و منجر به جنگ لفظی میان تفلیس و مسکو شد.
جنگ در چچن نیز تاثیری منفی بر مناسبات روسیه و گرجستان داشت بهطوری که صاحبنظران سیاسی نیز این مهم را یکی از عوامل بحرانی شدن روابط دو کشور میدانند.
با نافرجام ماندن اقدامات سیاسی و نظامی روسیه برای حل مساله چچن، مسکو گرجستان را به حمایت از گروههای مسلح چچنی و تبدیل منطقه «پانکیسی» به محل اختفای این نیروها متهم کرد و اوضاع متشنج شد.
گزارش منابع خبری نیز حاکی از آن بود که منطقه پانکیسی به گذرگاهی برای کمک به نیروهای چچنی تبدیل شده بود که بر اثر فشارهای روسیه دولت گرجستان پس از حادثه یازده سپتامبر سال 2001 میلادی در آمریکا، نسبت به پاکسازی این منطقه از گروههای مسلح چچنی اقدام کرد.
گرجستان که در ساختار ارتش خود سعی در جایگزینی استانداردهای ناتو با سیستم نظامی شوروی سابق دارد و هدف استراتژیک خود را عضویت در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی اعلام کرده، بدون توجه به حساسیت روسیه در گسترش نفوذ آمریکا در منطقه قفقاز، خواستار مساعدت این سازمان نظامی فرامنطقهای شده و این موضوعی است که هیچوقت روسیه در مقابل آن ساکت نخواهد نشست.
همزمان با این اقدام، دولت تفلیس همکاری نظامی خود با آمریکا را افزایش داد و خروج پایگاههای نظامی روسیه برجای مانده از زمان شوروی سابق در خاک گرجستان را در مجامع بینالمللی مطرح کرد.
بر این اساس طبق مصوبه سال 1999 میلادی سازمان امنیت و همکاری اروپا در اجلاس استانبول، روسیه موظف به خارجسازی چهار پایگاه نظامی خود در مناطق «وازیانی»، «گوداوتا»، «آخالکالاکی» و «باتومی» گرجستان در مدت سه سال شد و این مسئله به نوبه خود خشم روسیه را برانگیخت.
طبق این مصوبه روسیه مجبور به خارج کردن دو پایگاه نظامی خود در سال 2000 میلادی از مناطق وازیانی و گوداوتا شد و روسیه نیز در مقابل، نظام لغو روادید را بهطور یکجانبه ملغی و اخذ مجوز ورود به روسیه از گرجستان را با توجیه مبارزه با تروریسم الزامی کرد.
مسکو خروج دو پایگاه نظامی باقی مانده در خاک گرجستان در مناطق آخالکالاکی و باتومی را بهخاطر مشکلات مالی و فنی امکانپذیر ندانست و خواستار مهلت 10 تا 14 ساله شد.
گرجستان در شرایط اختلاف عمیق با روسیه، در سال 2002 میلادی قرارداد همکاری نظامی با آمریکا را امضا کرد و با این اقدام اختلاف با روسیه عمیقتر شد.
طبق گزارشهای منتشره، آمریکا همه ساله بیش از 150 میلیون دلار کمک مالی به گرجستان اختصاص میدهد که در سال 2003 میلادی در قالب برنامه «آموزش و تجهیزات نظامیان گرجی» 64 میلیون دلار برای ارتش این کشور تخصیص داد و این کمکها اکنون نیز ادامه دارد.
«ادوارد شواردنادزه» رییسجمهوری گرجستان در نوامبر سال 2003 میلادی در نتیجه حرکت موسوم به «انقلاب مخملی» یا انقلاب نارنجی در این کشور از قدرت برکنار شد و «میخاییل ساکاشویلی» رییسجمهوری فعلی با حمایت گسترده غرب روی کار آمد و بحران در مناسبات مسکو و تفلیس اوج گرفت.
ساکاشویلی از اولین روز فعالیت خود روسیه را به دخالت در امور گرجستان و ممانعت از حل مناقشات آبخازیا و اوستیای جنوبی و حمایت از تجزیهطلبی در گرجستان متهم کرد و خواستار برچیده شدن سریع پایگاههای نظامی روسی از خاک کشورش شد.
تنش سیاسی میان مسکو و دولت جدید تفلیس در جریان بحران «آجاریا» چهره آشکارتری پیدا کرد.
جمهوری خودمختار آجاریا در قلمرو گرجستان هر چند پس از فروپاشی شوروی مانند آبخازیا و اوستیای جنوبی جدایی خود را از دولت تفلیس اعلام نکرده ولی «اصلان آباشیدزه» رهبر این منطقه که از حمایتهای مسکو برخوردار بود، در عمل سیاستی مستقل از گرجستان را اجرا میکرد.
دولت ساکاشویلی نخستین گام در راه برقراری تمامیت ارضی گرجستان را جلوگیری از فعالیت مستقل آباشیدزه و پایان دادن به نفوذ روسیه در این جمهوری خودمختار اعلام کرد.
بهرغم مقاومت مسکو، تفلیس با حمایت آمریکا موفق شد در بهار سال 2004 میلادی نظارت خود را بر آجاریا بهعنوان یکی از مناطق استراتژیک قفقاز با برخورداری از ظرفیتهای بزرگ اقتصادی واقع در سواحل دریای سیاه تحقق بخشد.
برقراری نظارت و حاکمیت دولت تفلیس بر آجاریا که یکی از پایگاههای نظامی روسیه در باتومی مرکز این جمهوری خودمختار مستقر است، در واقع ضربهای جدی به جایگاه مسکو در این کشور بود.
روسیه هرچند به ظاهر در مساله آجاریا با شکست مواجه شد ولی حاضر نشد، موضع خود را در اوستیای جنوبی و آبخازیا از دست دهد.
دولت ساکاشویلی تحتتاثیر موفقیت در آجاریا، سعی داشت در همان سال به جداییطلبی در منطقه «اوستیای جنوبی» پایان دهد تا زمینه را برای حل مشکل دیگر منطقه مورد مناقشه یعنی «آبخازیا» فراهم کند.
این تلاش گرجستان در اوستیای جنوبی بهخاطر داشتن مرز مشترک با روسیه و کمکهای مسکو با عدمموفقیت همراه شد.
گرجستان هرچند اعتراضات خود را به دخالت مسکو در امور جمهوری خودخوانده آبخازیا در سطوح بینالمللی مطرح میکند ولی قادر به انجام اقدام عملی برای دستیابی به اهداف خود نیست.
نقش مسکو در روند جریانات آبخازیا در انتخابات اخیر ریاست جمهوری در این منطقه و با سفرهای مقامات رسمی روسیه به «سوخومی» مرکز این جمهوری خودخوانده که بدون هماهنگی با دولت تفلیس صورت میگرفت، بیشتر نمایان شد.
در نتیجه این بحرانهای سیاسی، گرجستان تنها کشور در میان کشورهای جامعه مشترکالمنافع است که تا به حال قرارداد دوستی و همکاری با روسیه امضا نکرده است.
مذاکرات اخیر میان روسیه و گرجستان درباره تدوین این قرارداد و برخی مسایل نظامی در آستانه سفر سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه به این کشور، بهخاطر اختلافنظر جدی طرفین بدون نتیجه به پایان رسید.
مسوولان گرجی درباره این مذاکرات اعلام کردند که تفلیس هرگز با خواست مسکو درباره گنجاندن مفادی در قرارداد فوق مبنیبر اینکه، با خروج پایگاههای نظامی روسی از گرجستان، نیرویی بیگانه جایگزین و مستقر نخواهد شد موافقت نخواهد کرد.
«زوراب نوگایدلی» نخستوزیر وقت گرجستان نیز اعلام کرد که مناسبات میان تفلیس و مسکو با بنبست مواجه شده و این وضعیت در زمان حاضر برای تمامیت ارضی گرجستان و برقراری ثبات در منطقه خطرناک است.
به گفته وی برای تفلیس برقراری تمامیت ارضی و حل مناقشات موجود در خاک آن از اهمیت زیادی برخوردار است ولی به این نکته نیز توجه دارد که بدون حسننیت روسیه این مساله نمیتواند تحقق یابد.
آنچه که در شرایط فعلی میتواند نقطه شروع و امیدی برای کاهش تنشهای موجود میان دو کشور در منطقه حساس قفقاز محسوب میشود «ساماندهی تصمیم در موضوع روادید» است.
رسیدن به توافقی در مورد برچیدن پایگاههای نظامی روسیه در گرجستان نیز گرچه در آینده نزدیک غیرمحتمل به نظر میرسد، ولی از موضوعاتی است که تحت عوامل مختلف از جمله فشارهای فرامنطقهای و طرحهای همکاری روسیه با اروپا و آمریکا ناگزیر حل خواهد شد.
با این حال، واقعیت آن است که هرگونه تغییر و تحول در روابط روسیه و گرجستان و حتی روابط بین جمهوریهای سابق شوروی و روسیه متاثر از جایگاه و قوت و ضعف مسکو و واشنگتن در مناسبات منطقهای و بینالمللی است و این مهم باید در ارزیابی شرایط منطقه قفقاز در نظر گرفته شود.
آنچه که اکنون برای مردم و صاحبنظران در عرصه تحولات گرجستان آشکار است این است که از زمان همگرایی این کشور با آمریکا و عدم توجه به اصل همسایگی با روسیه اختلاف و تنش داخلی رو به افزایش گذاشته است.