تاریخ انتشار : ۰۲ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۵:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۴۴۱۹۷

قاسم غفوری

سرزمین فلسطین این روزها شاهد تشدید جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردمی است که جرم آنها آزادی‌خواهی و عدم‌پذیرش سلطه تل‌آویو بر سرزمینشان است. هرچند که صهیونیستها تلاش داشتند تا با یورش‌های گسترده و اعمال تحریم‌های شدید مردم غزه را به تسلیم متقاعد سازند اما در نهایت این رژیم به پذیرش کاهش این تحرکات و به اصطلاح برخی  عقب‌نشینی‌ها وادار شد. هرچند که این عقب‌نشینی و کاهش نظارتها بر برخی گذرگاهها به‌عنوان اقدامی بشردوستانه و در  چارچوب صلح عنوان شد! اما در لوای آن حقایق دیگری وجود دارد که از یک‌سو بیانگر ضعف و ناتوانی این رژیم و از سوی دیگر آغاز طرحی دیگر برای تزلزل ملت فلسطین است.

1- این حقیقت وجود دارد که ارتش رژیم صهیونیستی به دلیل چالشهای داخلی توانایی درگیریهای طولانی را ندارد. تل‌آویو از این امر بیم دارد که اقدامات طولانی‌مدت از یک‌سو روحیه سربازان را تضعیف کند و از سوی دیگر مانند جنگ 33 روزه، شکست را به آنها تحمیل نماید. بر این اساس استراتژیک آنها حمله‌های کوتاه و فراگیر است تا با نشان دادن پیروزیهای موقت ضمن بیان بازگشت اقتدار ارتش به ارتقای روحیه سربازان و جامعه صهیونیستی بپردازند. این امر برای جذب جوانان به ارتش و کاهش اعتراضات نظامیان از تل‌آویو قابل تامل است. لذا عقب‌نشینی صهیونیست‌ها را می‌توان نشانه‌ای از ضعف نظامی آنها برای جنگ بلندمدت دانست.

2- به‌رغم آنکه صهیونیستها تلاش داشتند تا با اعمال مجازات علیه غزه، مقاومت را به کنار زدن انتفاضه به‌ویژه پاسخ‌های موشکی که تل‌آویو را در چالش قرار داده وادار نمایند، اما گروههای فلسطینی همچنان بر این اصل تاکید و با پاسخ‌های موشکی به بحران‌آفرینی برای صهیونیستها پرداختند. این تهدید برای تل‌آویو وجود دارد که شهرکهای صهیونیست‌نشین علیه آنها اقدام نمایند لذا برای کاهش فعالیتهای مقاومت وادار به عقب‌نشینی شدند در حالی برآنند تا چنان وانمود سازند که گامی مهم برای امنیت این شهرکها انجام داده‌اند.

3- هرچند که رژیم صهیونیستی از حمایت سران آمریکا و غرب برخوردار است اما اعتراضات ملتها که با تظاهراتهای گسترده همراه بود این رژیم را به عقب‌نشینی نسبی وادار ساخت تا به اصطلاح چهره‌های دموکراتیک و همسو با خواست جهانی از خود به نمایش گذارد!

4- نکته مهم در تحرکات صهیونیستها گرایش آنها به ایجاد جنگ داخلی میان فلسطینی‌ها است. استراتژیهای صهیونیستها در قبال فلسطینیان در دو بعد حملات مستقیم نظامی و تحریم و دیگری جنگ فلسطینی با فلسطینی است. اکنون که صهیونیستها تا حدودی از مواضع خود عقب‌نشینی کرده‌اند این سناریو وجود دارد که با تفرقه‌افکنی و ایجاد درگیریهای داخلی بار دیگر تشکیلات خودگردان را در برابر گروههای مقاومت و ملت فلسطین قرار دهند. چنانکه از هم‌اکنون آنها چنان عنوان می‌کنند که حمله بر غزه برای حمایت از ابوزمان بوده است. در حالی که ملت فلسطین سازش‌کاری ابوزمان را عامل این جنایتها می‌دانند. این دوگانگی دیدگاه و درگیریهای تفرقه‌افکنانه ایجاد شده از سوی صهیونیستها می‌تواند به آغاز دوباره تقابل میان فلسطینی‌ها منجر شود که استراتژی دوم صهیونیستها پس از یورش‌های نظامی است.

در نهایت می‌توان گفت که عقب‌نشینی نسبی صهیونیستها برگرفته از ناتوانی داخلی و عدم‌ دستیابی به پیروزی در برابر اراده ملت فلسطین است که برای جلوگیری از تکرار شکست جنگ 33 روزه وادار به عقب‌گرد کرده است. با این وجود حربه اصلی صهیونیستها ایجاد جنگ داخلی میان فلسطینی‌ها به‌عنوان عاملان این بحرانها می‌باشد که تهدیدی بزرگ برای اتحاد ملت فلسطین قلمداد می‌شود.