اسدالله افشار
با مطالعه در تاریخ رژیم اشغالگر قدس، مشخص خواهد شد پیش از تشکیل دولت غیرقانونی اسرائیل، در سرزمین اعراب فلسطین، گروهی از سران یهود، به منظور تاسیس یک کشور یهودی خالص و قبضه کردن سیاست بینالمللی، انجمنهایی تشکیل دادند و برای آنکه بتوانند به مفاد این انجمنها، رسمیت ببخشند، موادی را به شکل اساسنامه تنظیم نمودند. این انجمنها در حدود 23 بار، از سال 1897 تا 1981 برگزار و تشکیل گردید. در این زمینه نیز قطعنامههایی صادر که بخشهایی از آنها در قالب کتابی مشتمل بر 24 "پروتکل" (قطعنامه ـ تصویبنامه) چاپ و به زبانهای زنده و فعال دنیا هم ترجمه شده است.
کتاب مذکور، اولینبار، توسط نماینده شهیر روسی "سرجی نیلوس" از زبان فرانسه به روسی ترجمه و چاپ گردید و سپس به زبانهای زنده دیگر، برگردانده شد. "ژرژ لامبلن" درباره این کتاب چنین ابراز نظر نموده است: "تنها اثر طبع این کتاب در دنیا این بوده که به کلیه ملل عالم، ثابت کرد که: خطر غمانگیزی در انتظار آنها است و نقشه جنگی که اولاد اسرائیل، برای تسلط بر دیگران، طرح نموده آشکار میشود." در کتاب مورد اشاره، بهطور صریح و آشکار، افکار یهودیان افراطی صهیونیست، فاش شده و از این موضوع حکایت دارد که چگونه اولاد بنیاسرائیل، با تشکیل مجامع مخفی و فساد جامعه و ترور، موجبات حکومت خود را در دنیا فراهم میسازند! پیش از آنکه اشاراتی به مندرجات این کتاب داشته باشیم، ضروری به نظر میرسد یادآوری گردد مطالبی که در این پروتکل آمده، درست مطابق مکتب "ماکیاولی" است که میگوید: "زمامدار، برای نیل به قدرت و ازدیاد قدرت و حفظ آن، مجاز است به هر عملی از زور و حیله و تزویر و غدر و قتل و جنایت و تقلب و نقض قول و پیمانشکنی و نقض مقررات اخلاقی متوسل شود."
آنچه در این نوشتار انسان را مات و مبهوت میکند نکاتی است که در خصوص سیاست، مشخصات روحی و اجرایی زمامدار جامعه، معنای حق و هدف و روش حکومت بیان شده است این نکات عبارتند از: هیچگاه سیاست، نمیتواند با قوانین اخلاقی سازگار باشد، زمامداری که به اصول اخلاقی پایبند است، نمیتواند یک سیاستمدار ماهر باشد. کسی که میخواهد زمامدار جامعهای باشد ناگزیر بایستی به مکر و نیرنگ و دوروئی متوسل شود، زیرا چیزهایی که در عالم انسانیت از فضائل شمرده میشود، در عالم سیاست جزء رذایل به شمار میآید! حق ما در سایه نیرو و قدرت قرار دارد، و کلمه حق، فکری است که اساس درستی ندارد، این کلمه بیش از این دلالت نمیکند آنچه که من میخواهم به من بده تا به من امکان دهد ثابت کنم که از تو نیرومندترم! هدف، وسیله را مباح و نیکو میسازد، ما آنقدر که به هدف و مقصد توجه داریم، به نیکی و اخلاق، توجه نداریم بایستی شعار ما "زور و نیرنگ" باشد، هیچگاه ما نباید از زور و خدعه، غافل باشیم، و در صورتی که بتوانیم از عوامل یاد شده و دادن رشوه به آرمانهای خود، لباس عمل بپوشیم، ضروری است که از آنها استفاده نماییم. حکومت، پس از نیل به این فتوحات، باید بهجای ناملایمات جنگ، برای افراد ملل، محکومیتهایی ایجاد کند که بهطور غیرمرئی آنها را محکوم به مرگ نموده و از موفقیتها استفاده نموده و آنها را کورکورانه و مطیع نماید! ما در مقابل خود، نقشهای داریم که مسیر خطرناکی تعیین و با طی این مسیر خطرناک، بایستی آثار چندین قرن دیگر را منهدم سازیم، برای تهیه وسائلی که ما را به مقصود، نایل سازد، بایستی از بیثباتی افراد اجتماع، و عدماطلاع افراد به شرایط زندگی راحت و آسوده، استفاده کرد.
2- در "پروتکل چهاردهم همین کتاب نهایت خودخواهی یهودیان افراطی صهیونیست به اوج خود رسیده و حاضرند برای بقاء ملت خود و جاودانی مذهب و اعتقادات خویش، همه را قربانی نمایند، در بخشی از فراز پروتکل چهاردهم، در این زمینه آمده است: "موقعی که حکومت ما فرا رسد، وجود هیچگونه مذهب دیگری را بهجز ایمان به خدای یکتای خود، نخواهیم شناخت، خدای یکتایی که مقدرات ما که ملت منتخب او هستیم در دست اوست و سرنوشت دنیا را بسته به مقدرات، نموده، برای این منظور، ما باید تمام معتقدات دیگران را از بین ببریم! صهیونیسم یعنی همین: فرازهای مطرح شده در سطور فوق اگرچه تصریحات بخشهایی از پروتکلهای کتاب یاد شده میباشد اما در حقیقت مبین طرز تفکر و اندیشه و "دکترین" صهیونیستها درباره ملل دیگر و آزادی مذهبی میباشد. این دکترین به همان تصریحات "تلمود" بازمیگردد، در آنجا هم کشتن "جوییم" (غیریهودی) و غصب کردن و دزدیدن مال او توسط یهودیان صهیونیست نه تنها جائز بلکه واجب شمرده شده است و تاکید گردیده ملت بنیاسرائیل برای آنکه سلطنت و آقایی خودش را بر غیریهودیان دیکته نماید باید تمام نیرو و امکاناتش را صرف به دست آوردن مال و ثروت کند و سایر مردم را از این امر محروم نماید و حتی صهیونیست میتواند در معاملات خود با غیریهودی سوگند بخورد!! آری این استاد "دکترین" و "آیین" صهیونیستی! امروز باید فلسطین و دیگر کشورهای عربی و غیرعربی که به دفاع از حقوق انسانی خود قیام کردهاند و در برابر دکترین و آئین ماکیاولیستی ـ صهیونیستی رژیم اشغالگر قدس سرسختانه ایستادگی و مقاومت مینمایند، نیز باید منتظر توطئههای صهیونیسم باشند، زیرا صهیونیسم برای تشکیل یک حکومت جهانی یهودی از ارتکاب هیچگونه عمل ناجوانمردانه و خلاف فضیلت و اخلاق، کوتاهی نکرده و نمیکند!
سادهلوحان و سازشکاران این عرصه بدانند در صورتی که پایههای حکومت صهیونیسم تثبیت شود به عقائد و مرام هیچ ملتی احترام نخواهند گذاشت و همه را از بین خواهند برد!