تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۴۴۲۱۱

دکتر حسن علایی

ضرورت انجام عملیات کربلای 5

انجام عملیات کربلای 5، می‌توانست تا حدودی بحران روحی ناشی از ناکامی در عملیات کربلای 4 را جبران نموده و آن را پشت سر بگذارد. از سوی دیگر در آن زمان، دشمن بطور مرتب به مراکز صنعتی کشور، نیروگاه‌های برق، کارخانه‌ها، ایستگاه‌های راه‌آهن و قطارها و پادگان‌های نظامی، حملات هوایی انجام می‌داد، به طوری که شرایط به گونه‌ای شده بود که اکثر نیروگاه‌های برق کشور با نیمی از ظرفیت خود، کار می‌کردند. کمبود برق باعث شده بود که مردم اکثر نقاط کشور روزانه حدود سه ساعت برق نداشته باشند و کمبود برق موجب مشکلاتی برای کارخانجات از جمله برای کارگاه‌های ساخت قایق‌های مورد نیاز جبهه‌های جنگ شده بود. رفتن برق بعضاً موجب قطعی آب نیز می‌گردید. بمباران‌های دشمن ادامه داشت. در حملات هوایی به پایگاه هوانیروز باختران حدود چهل بالگرد نظامی خسارات جدی دیده و 9 خلبان شهید شدند. هر روز کشتی‌های ایران در خلیج‌فارس مورد حمله قرار می‌گرفتند. حملات ارتش بعثی به مناطق مسکونی و به مردم بی‌پناه به طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته بود و جنگ شهرها ادامه داشت. در این شرایط، فشار برای انجام یک عملیات بزرگ در جبهه‌های جنگ به منظور پاسخ دادن به شرارت‌های دشمن، بر روی رزمندگان اسلام زیاد بود. نظر امام خمینی بر این بود که هر کجا می‌خواهید، عمل کنید ولی به دشمن زمان ندهید بنابراین کشور و شرایط جنگ، در آن زمان، نیاز به یک عملیات موفق بزرگ داشت تا هم قوای دشمن در مواضع پدافندی باقی بمانند و هم بتوان با یک پیروزی نظامی، راه را برای تلاش سیاسی مسئولان کشور، جهت پایان دادن به جنگ تحمیلی باز کرد و هم بتوان با انجام یک عملیات بزرگ در جبهه‌های جنگ، پاسخی به تهاجمات دائمی دشمن در حمله به تأسیسات نفتی ایران و نیز به مردم بی‌پناه در شهرهای مختلف کشور داد. لازم به ذکر است که در اوایل سال 1365 در ارزیابی وضعیت دشمن، فرماندهان سپاه به این نتیجه رسیدند که اگر جمهوری اسلامی ایران پس از تصرف فاو نتواند گام‌های بلندتری برداشته و  عملیات وسیع‌تر و گسترده‌تری را نسبت به عملیات والفجر 8 انجام دهد ارتش بعثی با تمرکز قوای خود به مواضع رزمندگان اسلام حمله خواهد کرد و جنگ جدیدی را در جبهه‌های زمینی آغاز خواهد نمود.

وضعیت دشمن پس از عملیات کربلای 4

با تجزیه و تحلیلی که از شرایط و وضعیت دشمن، صورت گرفت، اینگونه جمع‌بندی شد که 1ـ رژیم صدام تصور می‌کند که عملیات کربلای 4 تنها عملیات امسال ایران بوده که ناکام مانده است. بنابراین نیروهای دشمن در آرامش نسبی بسر می‌برند.

2ـ با اطلاعات کسب شده از دشمن مشخص شد که ارتش بعثی فرماندهان خود را به مرخصی فرستاده و خیالش از ادامه نبرد راحت شده است. به طوری که گفته می‌شد که در برخی از یگان‌های دشمن تا 40 درصد سربازان و نظامیان آن به مرخصی رفته‌اند.

3ـ با توجه به اینکه دشمن به خاطر انجام عملیات کربلای 4 تمامی قوای احتیاط خود را در منطقه عملیاتی کربلای 4 و در جنوب اروندرود مستقر کرده است لذا چنانچه از سوی رزمندگان اسلام، عملیات جدیدی در منطقه شلمچه صورت گیرد، انتقال این نیروهای دشمن به منطقه جدید درگیری، زمان برخواهد بود و ارتش بعثی، حداقل به دو هفته زمان برای این جابجایی، نیاز دارد. لازم به ذکر است که در آن هنگام، نشان‌ها و علائمی حاکی از جابجایی این نیروها به منطقه عملیاتی کربلای 5 یعنی محور شلمچه وجود نداشت.

علل انتخاب محور شلمچه برای انجام عملیات کربلای 5

با بررسی‌های انجام گرفته از وضعیت دشمن مشخص شد که:

1ـ چنانچه با فاصله زمانی کم از پایان عملیات کربلای 4، عملیات دیگری در محور شلمچه صورت گیرد، موجب غافلگیری دشمن خواهد شد، زیرا دشمن پس از یک دوره آماده‌باش یک ماه به نیروهای خود، با تصور پایان یافتن عملیات ایران، نیروهای خود را به مرخصی خواهد فرستاد.

2ـ پی بردن به نقاط ضعف خطوط پدافندی دشمن در ضلع شمالی محور شلمچه و امکان عبور از آبگرفتگی این منطقه با استفاده از قایق‌های بسیار سبک و نیز نفربرهای خشایار.

3ـ در اختیار داشتن 210 گردان رزمی آماده به کار.

لازم به ذکر است که اگر این نیروها به شهرهای خود باز می‌گشتند و به این زودی‌ها امکان فراهم کردن چنین قوایی فراهم نبود و بنابراین زمان زیادی تا آماده شدن برای عملیات بعدی مورد نیاز بود.

4ـ وجود عقبه چند یگان رزمی در منطقه شلمچه و پای کار بودن آنها و آمادگی آنها برای انجام عملیات در این منطقه با توجه به آشنایی‌های آنها با زمین محور شلمچه و شناسایی‌هایی که انجام داده بودند.

بنابراین، با توجه به برداشت فوق از شرایط دشمن، فرمانده کل سپاه به این نتیجه رسید که می‌توان عملیات کربلای 5 را با طرح‌ریزی جدیدی برای تصرف منطقه شلمچه و نفوذ به مواضع دشمن در شرق بصره، برنامه‌ریزی نمود و با سرعت، آن را به اجرا درآورد و اجازه تغییر شرایط را به دشمن نداد. بدین منظور برای وارد کردن ضربات نظامی تعیین‌کننده به دشمن و انهدام قوای وی، عملیات کربلا 5 طراحی و برنامه‌ریزی گردید.

اهمیت عملیات کربلای 5

این عملیات از جمله نبردهایی بود که در خاک دشمن انجام شد. در آن زمان برخی از سرزمین‌های ایران از جمله نفت‌شهر و نفت‌خانه هنوز در دست ارتش متجاوز بعثی بود. این عملیات حدود 4 سال و نیم پس از فتح خرمشهر و یازدهمین عملیات صورت گرفته پس از نبرد بیت‌المقدس بود.

در آن زمان تصور بر این بود که یک عملیات گسترده و مهم می‌تواند، سرنوشت‌ساز بوده و صدام را وادار به پذیرش خواسته‌ها و شرایط ایران برای پایان بخشیدن به جنگ تحمیلی کند و طبیعتاً پذیرش شرایط ایران در آن زمان از سوی صدام، منجر به سقوط سیاسی رژیم بعثی عراق می‌شد. البته تصمیم‌گیری برای اجرای این عملیات، کار بسیار مشکلی بود. در آن زمان حجه‌الاسلام والمسلمین جناب آقای هاشمی‌ رفسنجانی به عنوان فرمانده جنگ در منطقه عملیاتی جنوب حضور داشتند و طی جلسات متعددی با فرماندهان سپاه درباره آغاز این عملیات بحث و گفت‌وگو می‌کردند. انجام عملیات در چنین منطقه محدودی که عمده قوای دشمن در آن مستقر بودند و عظیم‌ترین موانع و استحکامات دشمن در آن قرار گرفته بود، ابهامات فراوانی را برای تصمیم‌گیرندگان ایجاد کرده بود. از سوی دیگر در آن زمان منطقه دیگری به جز محور شلمچه برای انجام عملیات آماده نبود و ارتش هم که قرار بود پس از گذشت 72 ساعت از سپری شدن زمان عملیات کربلای 4 در منطقه سومار دست به انجام عملیات بزند، نتوانست مأموریت خود را انجام دهد، بنابراین یا باید تأخیر چند ماهه‌ای جهت انجام عملیات بعدی مورد پذیرش قرار می‌گرفت و یا اینکه برای پاسخ به فشارهای دشمن و بدست گرفتن ابتکار عمل، در محور شلمچه، می‌بایستی عملیات جدید انجام شود. در نهایت یک شب آقای هاشمی‌ رفسنجانی پس از اقامه نماز در زیر آسمان، استخاره نموده و تصمیم می‌گیرند تا عملیات، در همین منطقه شلمچه انجام شود. ایشان آنگاه به سپاه ابلاغ می‌نمایند که ظرف مدت یک هفته در این منطقه، عملیات کربلای 5 را انجام دهد.

اهداف عملیات

هدف عملیات کربلای 5، نزدیک شدن قوای اسلام به شهر بصره به عنوان دومین شهر بزرگ عراق بود تا بتواند هم فشارهای سیاسی عظیمی را بر دشمن به وجود آورد و هم انهدام وسیعی از ارتش بعثی انجام دهد و هم با توجه به در اختیار داشتن شهر بندری فاو از سوی ایران، بتواند جنوب عراق را با خطر جدی جداسازی مواجه سازد. بنابراین هدف اصلی این عملیات آن بود که ایران بتواند با ایجاد فشار نظامی بر روی رژیم صدام، امتیازات سیاسی مشخصی را بگیرد تا ضمن احقاق حقوق ملت، تضمینی برای صلح پایدار به دست آورد.

بنابراین، انجام یک عملیات نظامی موفق، در آن مقطع زمانی، اهرمی موثر برای فشار در مذاکرات سیاسی بود.

همیشه پیشروی به سوی بصره از زمان طراحی عملیات بیت‌المقدس تا پایان عملیات کربلای 5 که جنگ در خوزستان و جبهه جنوب به بن‌بست رسید، جزء استراتژی نظامی ایران بوده است. ایران تا قبل از عملیات کربلای 5 در حدود 8 بار در محور شلمچه، عملیات انجام داده بود.

در تمام دوران جنگ تحمیلی، رسیدن به دروازه‌های بصره، همیشه از سوی ایران به عنوان «هدف استراتژیک جنگ» مطرح بوده است و بخصوص پس از آنکه جنگ به خاک دشمن کشانده شد این هدف اهمیت بیشتری یافت.

پس می‌توان گفت، عملیات کربلای 5 یکی از سلسله نبردهایی بود که برای کمک به پایان دادن به جنگ تحمیلی، طراحی و اجرا شد. و هدف از آن تصرف یکی از مناطق استراتژیک خاک دشمن بود تا بتواند موجب کشانده شدن صدام به پای میز مذاکره و خاتمه دادن به جنگ با برتری ایران بشود.

در آن دوران، این چنین فکر می‌شد که با تصرف منطقه شلمچه و نزدیک شدن به شهر بصره به عنوان دومین شهر بزرگ عراق و مهمترین مرکز نفتی آن کشور، می‌توان چنین شرایطی را فراهم آورد تا منجر به کسب امتیازات سیاسی از دشمن شود. پیشروی در محور شلمچه به دلیل نزدیکی آن به شهر بصره موجب نگرانی رژیم بعثی و به ناچار، باعث درگیر شدن بخش زیادی از ارتش بعثی عراق در این منطقه می‌شد که می‌توانست تلفات مهمی را به ماشین جنگی دشمن وارد سازد.