* با در نظر گرفتن مناقشات راجع به ریاست جمهوری، بهترین نتیجه ممکن برای لبنان چیست؟
** بهترین گزینه برای این کشور، رییسجمهوری است که مورد قبول تمام لبنانیها قرار گیرد. این مسالهای است که ما امیدواریم هر چه زودتر اتفاق بیفتد. فشار دیپلماتیک کنونی کمک میکند تا این امر براساس قانون اساسی لبنان اتفاق بیفتد. جامعۀ بینالمللی هیچ نقشی در این بازی ندارد. در گذشته، بسیاری از کشورها در تایید یا وتو کردن نامزدهای مشخص نقش داشتند ولی این مردم لبنان هستند که باید اعضای پارلمان خود را انتخاب کنند سپس این پارلمان رییسجمهوری را برگزینند. چرخۀ دیپلماتیک کنونی فقط این روند را طولانیتر میکند بدون آن که نامزدی برای ریاست جمهوری انتخاب شود. این مساله جدیدی در تاریخ لبنان تلقی میشود.
* پیش از این مباحثات، غربیها هرگز دربارۀ رییسجمهوری لبنان اخبار چندانی نمیشنیدند و در مقابل دربارۀ سیدحسن نصرالله، رهبر حزبالله یا شخصیتهای طرفدار غرب همچون سعد حریری و فواد سنیوره نخستوزیر مطالب زیادی میشنیدند. چه طور شده که اکنون عامل رییسجمهوری در سیاست لبنان مطرح شده است؟
** اول از همه باید بگویم که رییسجمهوری لبنان در سیستم این کشور به عنوان وزنۀ قانونی و اخلاقی قابل توجهی مطرح است.
رییسجمهور مسیحی باید با رییس مجلس شیعه و نخستوزیر سنی کار کند و این مساله توازن را در سیستم لبنان برقرار میکند. رییسجمهوری در کار تقسیم قدرت در لبنان نقش مهمی را ایفا میکند. بنبستی که اکنون در سیستم لبنان ایجاد شده به دلیل وجود امیل لحود، رییسجمهوری لبنان بود که با رژیم سوریه ارتباط عمیقی داشت و اکثریت مردم لبنان او را به عنوان رییسجمهور قانونی کشور قبول نداشتند.
پس از آن که نیروهای سوریه در سال 2005 لبنان را ترک کردند، اعضای پارلمان که در زمان تمدید مدیریت ریاست جمهوری لحود در سال 2004 در پارلمان و این مساله را تایید کرده بودند اعلام کردند که آنها به دلیل فشار دولت سوریه چنین کار کردند.
بنابراین بسیار واضح است که حضور لحود در کاخ ریاست جمهوری در مدت شش سال اول ریاست جمهوریاش نیز به دلیل فشار دولت سوریه بوده است.
* در حال حاضر، منازعه بین اکثریت حامی غرب در پارلمان و گروه حزبالله برای انتخاب رییسجمهوری جدید در لبنان میشود که در واقع جنگ اصلی بین واشنگتن از یکسو و دمشق و سایر کشورهای با نفوذ از سوی دیگر است. نظر شما در این باره چیست؟
** فکر میکنم این انتخاب دربارۀ این باشد که «لبنان» میخواهد چه نوع کشوری باشد؟» آیا آنها میخواهند کشوری باشند که در آن به نظرات مختلف ارزش داده میشود همانطور که قبلاً بوده یا در مقابل به رژیم حزبالله تبدیل شوند. در شرایط کنونی حزبالله در صدد است تا شبکه تلفنی خود را ایجاد کند. آنها تسلیحاتشان را از سوریه و سایر کشورها به لبنان وارد میکنند و منابع مالی آنها مشخص نیست. سال گذشته، گروه حزبالله تصمیم گرفت تا سربازان اسراییلی را برباید. تمام اتفاقاتی که رخ داده بدون در نظر گرفتن تودۀ مردم و شفافیت لازم بوده است. در نتیجه تصمیم راجع به جنگ و صلح در خفا گرفته شد. نیروهای خارجی به راحتی توانستند تسلیحات در اختیارشان بگذارند. کشور لبنان امروز بسیار ضعیف شده است، هدف اصلی باید قوی کردن کشور باشد.
* با توجه به پاسخ قبلی شما و زمینه انتخابات، گرچه حزبالله یکی از جناحهای مهم در این اختلاف است، آیا صحبتهای شما به معنای جانبداری از یک طرف نیست؟
** تا حدی بله، ولی باید بدانیم که لبنان، آمریکا نیست، نباید انتظار داشته باشیم که لبنان سیاست خارجی ما را اتخاذ کند. آنها سوابق تاریخی طولانی با سوریه دارند.
مقامات لبنانی پیوسته به ما میگویند: «مشکل شما با سوریه هر چه باشد، ما باید روابط دوستانهای با آنها داشته باشیم.»
تا زمانی که روابط دوجانبه با احترام و بر اساس دیپلماتیک متقابل باشد خیلی خوب است. ما انتظار نداریم که لبنان مسایل سیاست خارجی ما را الگوبرداری کند.
* بسیاری از رسانههای گروهی در لبنان شما را متهم به دخالت در امور کشور کردهاند و میگویند شما از یک وزارتخانه به وزارتخانۀ دیگری در این کشور میروید و مدام دستورالعمل صادر میکنید؟
** فکر نمیکنم شما زبان عربی بلد باشید.
* بحث جالبیه، ولی در مطبوعات این کشور آمده که آمریکا تمایل دارد که پایگاه نظامی در لبنان ایجاد کند.
** ما هیچ قصدی برای احداث پایگاه نظامی در لبنان نداریم. این گزارش نادرستی است. سیاست ما اساسا این است که از دستوری حمایت کنیم که در سال 2005 مردم لبنان خواستار آن شدند. آنها خواستند تا فعالیتهای سوریه در این کشور پایان یابد. آنها خواستار حکومت لبنانیها و نه ارتش بر این کشور شدند. آنها خواستار پایان دادن به ترورها شدند. این مسایل سیاست اصلی ما در لبنان است. افرادی که از نقش من در لبنان انتقاد میکنند کسانی هستند که با تحقق سیاستهای ما در لبنان مورد تهدید واقع میشوند. فکر میکنم منافع ما حکم میکند که از این سیاستها در لبنان حمایت کنیم. اگر از سیاستهای ما حمایت نمیشد هیچگاه این کار را نمیکردم.
* با توجه به دشمنی متقابل حزبالله و آمریکا، در حین چنین بحرانی مسئولیت یک سفیر تا چه میزان دشوار خواهد بود؟
** بله، ما از حزبالله به عنوان سازمانی تروریستی نام بردهایم. هر چند که نمیتوانم تاثیر و کارآیی حزبالله را به عنوان یک نهاد اجتماعی انکار کنم. حزبالله مورد حمایت جمعیت شیعه قرار دارد. محبوبیت گروه حزبالله بین مردم واقعی است و باید در محاسباتمان این مساله را در نظر بگیریم. میشل عون که حامی گروه حزبالله است را در نظر بگیرید. او شخصیت بسیار با نفوذی است که بین مسیحیها و گروه حزبالله از محبوبیت خوبی برخوردار است.
* یعنی شما از انتخاب عون به عنوان رییسجمهوری لبنان حمایت میکنید با وجود آن که او نامزد ترجیحی حزبالله است؟
** ما رییسجمهوری که اکثریت اعضای پارلمان او را انتخاب کرده باشند، حمایت میکنیم. رییسجمهور باید از طریق تهدید و ارعاب به قدرت برسد. اگر عون با چنین شرایطی انتخاب شود ما قطعا از او حمایت خواهیم کرد.