تاریخ انتشار : ۱۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۴۴۲۳۷

قطع گاز در سردترین روزهای سال که مصرف‌کنندگان خانگی و بسیاری از فعالان بخش صنعت را با مشکلات متعددی مواجه کرد، بار دیگر فرصتی در اختیار دولتمردان نهم قرار داد تا اتهام‌افکنی‌های خود در خصوص شخصیت بانفود و ناشناخته‌ای به نام «بعضی افراد» را تکرار کنند. این‌بار نیز تنها نشانه‌ای که از این افراد در اختیار افکار عمومی قرار گرفت ویژگی «مخالفت با دولت نهم» بود که در موضوع اخیر به صفت «ارتباط با ترکمنستان» هم مفتخر شدند! در روزهای نخست قطع گاز، برخی مسئولان دولتی برای آنکه اذهان را از هشدارها و تذکرات متعدد ماههای گذشته در خصوص غیرمنطقی بودن انعقاد قراردادهای صادرات گاز منحرف کنند، ابتدا به سراغ «اخلاق» رفتند و از دولت ترکمنستان گلایه کردند که «با بداخلاقی در بدترین زمان ممکن، صادرات گاز به ایران را قطع کرده است.» اما این مقام‌ها برای مردم توضیح ندادند که در کدام قرارداد بین‌المللی، فاکتور «اخلاق» تعیین‌کننده است و چرا ضمانت‌های لازم برای جلوگیری از این بداخلاقی دردسرسازی، در قرارداد، پیش‌بینی نشده است. پس از چند روز، تعدادی از سایت‌های خبری به نقل از رئیس‌جمهور مدعی شدند که «بعضی از افرد از داخل کشور به ترکمنستان فشار آورده‌اند تا با قطع گاز، مشکلاتی در داخل به وجود بیاورد و یک جریان سیاسی خاص از آن بهره‌برداری کند.» عده‌‌ای دیگر هم برای آنکه از قافله عقب نمانند، این موضوع را انتخاباتی کردند و قطع گاز را تلاش تبلیغاتی برعلیه اصولگرایان دانستند. همین ادعا باعث شد که یک نماینده اصولگرای مجلس به صراحت رئیس‌جمهور را مورد خطاب قرار دهد و از او بخواهد که عوامل داخلی مرتبط با ترکمنستان را معرفی کند. پس از آن، غلامحسین الهام سخنگوی دولت اعلام کرد که «جریان‌هایی در داخل با ترکمنستان شراکت مالی دارند که همین‌ها در سرمای بی‌سابقه اخیر برای رسیدن به منافع سیاسی و شخصی خود سعی کردند با قطع گاز ترکمنستان به مردم فشار بیاورند که وزارت اطلاعات در حال رسیدگی به موضوع است.»

همه این ادعاها و تلاش برای انتساب برخی اتهامات به رقبای داخلی دولت، در حالی صورت می‌گرفت که پیش از این نیز ادعاهایی در خصوص تلاش رقبای دولت برای افزایش قیمت مسکن، ایجاد گرانی در کشور، تشویق دشمنان به صدور قطعنامه علیه ایران و موارد مشابه مطرح اما هیچگاه به نتیجه قطعی نرسید. در موضوع اخیر نیز بعید به نظر می‌رسد که نهایتاً جریان مشخصی شناسایی و به مردم معرفی گردد. البته شاید گروهی بر این باور باشند که حتی اگر نتوان مشکلات ناشی از قطع گاز را به‌صورت مستدل به گروهی خاص منتسب کرد اما احتمالاً می‌توان بخشی از مسئولیت را از دوش اصولگرایان حاکم ـ در دولت و مجلس ـ برداشت و همین مسأله در آستانه انتخابات مجلس هشتم، تاحدودی می‌تواند از میزان اوراق منفی پرونده مدیریتی اصولگرایان بکاهد یا از افزوده شدن بر آن، جلوگیری کند. اما راستی اگر ترکمنستان نبود و اگر با بداخلاقی، صادرات گاز را قطع نمی‌کرد و اگر امسال با زمستان سخت مواجه نبودیم، آیا واقعاً مردم با مشکل مواجه نمی‌شدند؟ شاید بهتر باشد پاسخ این سوال را از میان آمارهای رسمی دولتی استخراج کنیم. براساس نامه بازوی برنامه‌ریزی رئیس‌جمهور ـ که در سی‌ام خردادماه 86 صادر و به‌دلایل نامشخص و شاید ناخواسته اخیراً به رسانه‌ها راه یافت ـ مصرف پیش‌بینی شده گاز کشور، معادل 563 میلیون مترمکعب در روز است که البته در این آمار، میزان موردنیاز برای یک مصرف حیاتی و سرنوشت‌ساز یعنی تزریق به چاههای نفت محاسبه نشده است.

از سوی دیگر، مقام‌های وزارت نفت بارها اعلام کرده‌اند که میزان واردات گاز از ترکمنستان، در بالاترین میزان خود هیچگاه از 24 میلیون مترمکعب در روز تجاوز نکرده است. به عبارت دیگر، حتی اگر هشدار مرکز پژوهش‌های مجلس و برخی نمایندگان در خصوص زیان‌های غیرقابل جبران ناشی از عدم‌تزریق گاز به چاههای نفتی را نادیده بگیریم، براساس آمار معاونت برنامه‌ریزی رئیس‌جمهور، برای تامین مصارف داخلی، روزانه به تولید حدود 540 میلیون مترمکعب گاز نیاز است. از سوی دیگر، روز گذشته شرکت ملی گاز ایران از رسیدن به رکورد جدیدی در تولید گاز خبر داده است که میزان آن 470 میلیون مترمکعب می‌باشد. خلاصه آمارهای فوق نشان می‌دهد که در بهترین حالت و پس از وصل مجدد گاز ترکمنستان، کشورمان روزانه با 70 میلیون مترمکعب کمبود ـ سه برابر حجم گاز وارداتی از ترکمنستان ـ مواجه است و این، همان موضوعی است که معاون رئیس‌جمهور 230 روز قبل به رئیس خود هشدار داد و خواستار انجام اقدامات لازم توسط وزارت نفت تا قبل از فرارسیدن زمستان شده بود. مسئولان دولتی اکنون می‌توانند خدا را شکر کنند که کشوری بداخلاق به نام ترکمنستان وجود دارد. آنها همچنین می‌توانند به پرونده‌سازی برای رقبای داخلی خود بپردازند که «بر ترکمنستان فشار آورده‌اند تا گاز را قطع کند» اما برای فردا و فرداهایی که ترکمنستان، گاز را مجدداً وصل کند چه پاسخی خواهند داشت؟

کسانی که در برابر هشدار سال گذشته نماینده مجلس در خصوص توقف پروژه‌ها در بعضی فازهای پارس جنوبی، سکوت کردند و حتی مدعی افزایش سرمایه‌گذاری‌ها و سرعت پیشرفت پروژه‌های نفتی شدند، تا چه زمانی می‌توانند کمبود 70 میلیون مترمکعبی گاز را با قطع گاز نیروگاهها و کارخانجات جبران کنند؟ آنها تا کجا می‌خواهند با فرافکنی، عوامل داخلی را عامل قطع گاز و تحمیل مشکل به مصرف‌کنندگان خانگی و صنعتی گاز معرفی نمایند؟ کسانی که هر روز ارقام چند ده میلیارد دلاری صادرات گاز را به‌عنوان موفقیت دیپلماتیک و اقتصادی دولت نهم معرفی می‌کنند، آیا نمی‌خواهند برنامه‌های خود برای کسری 70 میلیون مترمکعبی فعلی و کسری مربوط به تزریق به چاهها ـ در حالی‌که بنابر اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس، از زمان استاندارد برای تزریق گاز به بسیاری از چاهها، ماهها گذشته است ـ را نیز به مردم اعلام کنند؟ آیا در این مورد هم به دنبال یک جریان داخلی می‌گردند که تقصیرها و قصورها را به گردن آن بیندازند؟