تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۴۴۲۸۲

۱- اشغالگران مقصران اصلی بی‌ثباتی: اشغالگران با نوع عملکرد خود در این چند سال به عنوان مقصران اصلی بی‌ثباتی در عراق قلمداد می‌شوند. این عامل از تئوری و دکترین برنارد لوئیس سرچشمه می‌گیرد. وی در دکترین خود خواهان تهاجم نظامی آمریکا به کشورهای خاورمیانه و افشاندن بذر دموکراسی در این کشورها در جهت متوقف نمودن حرکت تروریست‌هاست. وی قایل به حضور قدرتمندانه نظامی آمریکا و ایجاد رعب و وحشت در مخالفین به اصطلاح دموکراسی در خاورمیانه است و نو محافظه‌کاران برای تحقق نظریات لوئیس در سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، از عراق آغاز کردند.

اما اکنون که این دکترین وی درست از آب درنیامده و آمریکا در شکست دادن تروریسم (به زغم خودش) پیروز میدان نشده، مسلماً مناقشات و درگیری‌هایی را باید منطقه شاهد باشد که نهایتاً امنیت انرژی را به خطر می‌اندازد و این یکی از چالش‌های عمده آمریکاست که با آن مواجه است و وضعیت عراق امروز به زمینه‌ای مستعد برای رشد تروریسم شباهت دارد تا یک کشوری که آمریکا به دنبال آن است تا مهد دموکراسی باشد و وعده آن را نیز داده بود. این دکترین باعث گردید تا نو محافظه‌کاران آمریکا در این شرایط دیدگاه‌های خودشان را عرضه نمایند. آنها معتقدند:

الف ـ آمریکا در جهان امروز دارای قدرت فائقه است و به هیچ‌وجه نباید نسبت به این قدرتی که دارد در عرصه بین‌المللی کوتاه بیاید و باید آمریکا به هر طریق ممکن به یک ابر قدرت بی‌رقیب در جهان تبدیل شود.

ب ـ توسعه فعالیت‌های دیپلماتیک آمریکا در جهت راه انداختن امپراتوری آمریکایی، چیزی که آمریکا از زمان استقلال تاکنون از آرزوهای دیرینه‌اش بوده است.

ج ـ تغییر در منطقه خاورمیانه و برقراری دموکراسی، حتی با حمله نظامی و اشغال کشورها که از عراق و برخورد با رژیم بعثی و سرنگونی آن آغاز گردیده است.

د ـ جلوگیری از گسترش سلاح‌های کشتار جمعی در جهان (به زعم محافظه‌کاران).

ه ـ برخورد قاطعانه با هر رژیمی که با آمریکا سر ستیز داشته و با او به مخالفت علنی برخیزد. زیرا آن رژیم تهدیدی برای آمریکا تلقی می‌گردد.

2- فعالیت موساد در عراق: سرویس اطلاعاتی اسرائیل و دولت آمریکا برای فرار از بحران عراق و انتقال آن به بیرون از مرزها و برخورد با شبکه فعال ضد اشغالگران در عراق، اقدام به سازماندهی عوامل بومی در عراق نموده و جوخه‌های اعدام را به راه انداخته‌اند که در این راستا تاکنون تعداد کثیری از فعالان شیعه و سنی که از نظرات سیاسی با جریان اشغالگری عراق مخالفت می‌ورزیدند، به جوخه‌های اعدام سپرده شده و به شهادت رسیده‌اند.

3- نیروهای القاعده: پس از حمله آمریکا به افغانستان، گروه کثیری از این نیروها در زمان صدام به عراق انتقال داده شدند و اکنون یکی از عوامل مؤثر در بی‌ثباتی در عراق همین نیروها می‌باشند.

4- نیروهای بازمانده از رژیم بعثی: با فروپاشی نظام بعثی عراق و انحلال ارتش و سازمان اطلاعاتی آن توسط پل برمر، حاکم غیر نظامی

آمریکا و سرگردانی آن نیروها به عنوان نیروهای سرخورده باعث گردید تا با سازماندهی مجدد اقدام به تسویه حساب‌ با نیروهای اشغالگر و با گروه‌هایی که به هر نحو در داخل با حزب بعث در زمان صدام مخالفت‌هایی داشته‌اند، بنماید.