فرامرز اصغری
رژیم صهیونیستی که تلاش داشت تا با کشتار و اعمال سیاستهای خصمانه به مقابله با مقاومت ملت فلسطین بپردازد به رغم تلاشهایش نتوانسته به این مهم دست یابد. استراتژی صهیونیستها تاکنون بر اصل توسعه اراضی و عملیاتهای نظامی استوار بوده که با انتقادهای شدید جهانی مواجه شده است. در شرایطی که صهیونیستها نتوانستهاند با تحرکات نظامی به اهداف خود دست یابند از سوی دیگر افکار عمومی جهان نیز در چارچوب اعتراض به این سیاستها حرکت میکند، رژیم صهیونیستی و متحدان غربی آن استراتژی اقتصادی را جایگزین حربههای سیاسی و نظامی قرار دادهاند. تاکید بر اجرای طرح کریدور اقتصادی ژاپن که با مشارکت صهیونیستها و فلسطینیها و اردن با ایجاد کارخانهها و خطوط ارتباط ریلی انجام میشود، کمکهای اقتصادی تلآویو به تشکیلات خودگردان برای ساخت کارخانه در کرانه باختری، کمکهای اقتصادی آمریکا در بهبود شرایط اقتصادی و اشتغالزایی در کرانه باختری، برگزاری نشست پاریس با اختصاص 9/7میلیارد دلار کمک جهانی برای کمک به تشکیلات خودگردان و... را میتوان از مولفههای استراتژی جدید اشغالگران قدس پیرامون فلسطین دانست. هرچند که صهیونیستها این اقدامات را گامی بشردوستانه و در راستای کمک به ملت فلسطین عنوان میکنند اما در حاشیه این طرح توطئههایی پنهانی و آشکار را علیه فلسطین اجرا میشود که محوریت آن عبارتند از:
1- نکته مهم در پروژههای اقتصادی، مشارکت صهیونیستها و فلسطینیها است که روند فعالیتهای سیاسی فلسطینیان را به عملکردهای اقتصادی تغییر میدهد. به عبارتی دیگر صهیونیستها چنان وانمود میسازند که ملت فلسطین نه برای آرمانهای سیاسی بلکه برای مشکلات اقتصادی به مبارزه روی آوردهاند و اکنون با تحرکات اقتصادی صهیونیستها این چالش برطرف میگردد. هدف نهایی صهیونیستها این است که چنان وانمود سازند که آنها رژیمی پاک میباشند که رسالت کمک به ملت فلسطین را پیگیری میکنند. این اقدام برای تغییر نگرش جهانیان به رژیم صهیونیستی میباشد در حالی که در حاشیه آن به توسعهطلبیها در بیتالمقدس و کرانه باختری میپردازند.
2- با عنایت به اینکه ابتکارات به اصطلاح اقتصادی به صورت مشترک و بعضا تا اردن و مصر ادامه مییابد، تعیین مرزها امری محتمل و لازم مینماید. به هر تقدیر آنها برای تعیین میزان مشارکت به ویژه چگونگی اجرای خطوط ریلی باید مرزهای مشخصی داشته باشند. این امر به منزله تعیین مرزهای اجباری و در نهایت تایید اشغالگران صهیونیستها است. نکته قابل توجه آنکه در این طرحها فقط بخشهایی از کرانه باختری در نظر گرفته شده و بیتالمقدس و اراضی اشغالی را شامل نمیگردد. این در حالی است که براساس مصوبات بینالمللی این اقدام غیر قانونی بوده و باید صهیونیستها از اراضی اشغالی خارج شوند و فلسطینیان به سرزمینشان بازگردند.
3- به هر تقدیر انجام پروژههای اقتصادی نیازمند وجود امنیت میباشد. اکنون صیونیستها این فرصت را دارند که با عنوان اجرای طرحهای اقتصادی و مقابله با عملکردهای خرابکارانه به سرکوب انتفاضه بپردازند. آنها در حالی که نظارت خود بر این مراکز را اجرایی میکنند سرکوب فلسطینیان را نیز پیگیری مینمایند. به عبارتی دیگر پروژههای اقتصادی بهانهای خواهد بود برای سرکوب ملت فلسطین در حالی که وجههای دموکراتیک و بشردوستانه نظیر کمکهای اقتصادی دارد. اکنون صهیونیستها برای سرکوب فلسطینیان بهانهای ندارند در حالی که در طرح اقتصادی بهانهای مناسب برای این جنایات میباشد.
4- کشورهای غربی و آمریکا تلاشی برای حل بحران فلسطین با محوریت خواستههای فلسطینیها ندارند. هدف آنها آن است که تمام امور به نفع صهیونیستها اجرا شود. آنها با اختصاص کمکهای اقتصادی به نوعی ادای دین خود را به ملت فلسطین به نمایش گذارند تا توجیهی برای افکار عمومی داشته باشند در حالی که نهایت اقدامی سیاسی برای آرمانهای فلسطینیان که شامل اعمال فشار بر صهیونیستها برای پایان اشغالگری است نداشتهاند اما وجهه جهانی خود را حفظ کردهاند. این اقدام در نشست آناپولیس و پاریس به طور گستردهای اجرا شد.
5- نکته مهم در طرحهای اقتصادی تاکید بر مشارکت اعراب میباشد. غرب میداند که بدون امتیازدهی نمیتواند اعراب را به همسویی با تلآویو وادار سازد. از سوی دیگر ملتهای مسلمان نیز این امر را نمیپذیرند. آنها با عنوان کمک اقتصادی به ملت فلسطین اعراب را به پای میز مذاکره با صهیونیستها میآورند در حالی که به عنوان اقدامی انسانی آنها را توجیه و به آن وجههای قانونی میدهند. مهم آنکه در تمام این طرحها صهیونیستها مشارکت دارند و اعراب ناچار به ارتباط با آنها هستند چرا که عدم همکاری به منزله مقابله با پیشرفت فلسطین میباشد که وجهه اعراب را تخریب میسازد.
در مجموع سیاستهای اقتصادی مطرح شده برای فلسطین در لوای ظاهری زیبا و مردمی، توطئهای برای حذف آرمانهای فلسطینیان است که در نهایت به تحقق اهداف صهیونیستها منجر میشود. چرا که چالش ملت فلسطین با اصل و بنیاد صهیونیسم است که به اشغال اراضی آنها پرداخته لذا واگذاری امتیازات اقتصادی تحققبخش آرمانهای آنها نمیباشد و صرفا خروج اشغالگران از اراضی اشغالی راهکار نهایی است که غرب آن را به طور زیرکانهای به اقتصاد تبدیل کرد تا در پایان آن را حذف نماید.