بسماللهالرحمنالرحیم
قرار است فردا نمایندگان کشورهای 1+5 برای بحث درباره قطعنامه سوم شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران در برلین گردهم بیایند. براساس تصمیم آمریکا، این قطعنامه قرار بود قبل از پایان یافتن سال میلادی گذشته، یعنی حداکثر تا هفته اول دیماه، تصویب و صادر شود، لکن دو واقعه موجب به تأخیر افتادن آن شد کما اینکه اکنون نیز وقایعی رخ داده که بعید نیست موجب تأخیر بیشتر و حتی تغییرات اساسی در پیشنویس قطعنامه سوم شوند.
یکی از دو واقعهای که تاکنون موجب تأخیر قطعنامه سوم شدهاند، انتشار گزارش سازمانهای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر صلحآمیز بودن فعالیتهای اتمی ایران بود و آن دیگری، پیشرفتهای زیادی که در تعامل میان آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ایران حاصل شده است. از آنجا که دولت آمریکا محرک اصلی شورای امنیت سازمان ملل برای صدور قطعنامه است، طبیعی است که گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا و اعتراف آنها به صلحآمیز بودن فعالیتهای اتمی ایران، ابزار مهمی در کند شدن شتابی است که بوش و دستیاران وی در نظر داشتند به روند قطعنامه بدهند. گزارشهای پیاپی مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر حل بسیاری از مسائل فیمابین ایران و آژانس و عدم مشاهده موردی که نشانی از انحراف فعالیتهای اتمی ایران به سوی نظامیگری باشد نیز عامل مهمی بود که حرکت مورد نظر آمریکا در تصمیمگیری کشورهای 1+5 را دچار کندی کرد و صدور قطعنامه سوم را تا قبل از پایان سال گذشته میلادی ناممکن ساخت.
اکنون نیز، همانطور که اشاره کردیم، دو واقعه دیگر به عنوان موانعی بر سر راه خواست آمریکا، که صادر شدن یک قطعنامه تند و سنگین علیه ایران است، وجود دارند.
واقعه اول، شکست مفتضحانه بوش و دستیارانش در سفر به خاورمیانه عربی است. بوش در این سفر حداقل چهار هدف را دنبال میکرد که عبارت بودند از فروش سلاح به قارونهای نفتی خاورمیانه، دریافت هدایای کلان از آنها، جلب حمایت آنها از رژیم صهیونیستی و تحرک آنها و افکار عمومی جهان عرب علیه جمهوری اسلامی ایران.
واقعیت اینست که بوش در دو هدف اول و دوم که منافع حزبی و شخصی خود را در آنها جستجو میکرد، موفق بود. باز یک میلیون دلاری، قلاده چند میلیون دلاری، چکهای سنگین و سایر هدایائی که بوش با خود به واشنگتن برد، جیبهای او را در این دورهگردی متکدیانه پر کرده است کما اینکه قراردادهای چند صد میلیارد دلاری فروش سلاح به کشورهای عربی منطقه توانست هزینههای تبلیغات انتخاباتی حزب جمهوریخواه را تأمین کند، حزبی که عمدتاً از طریق فروش سلاح ارتزاق میکند. با اینحال، رئیسجمهور آمریکا در دو هدف دیگر، یعنی جلب حمایت کشورهای عربی از رژیم صهیونیستی و تحرک آنها علیه جمهوری اسلامی ایران ناکام ماند و با سرخوردگی شدید به واشنگتن برگشت. فشار افکار عمومی ملتهای منطقه که در قالب تظاهرات پیاپی شعارهای جهتدار و آتش زدن پرچم آمریکا متجلی شد، سران کشورهای عربی و مجامع رسمی عربی را وادار به موضعگیری علیه رئیسجمهور آمریکا نمود بطوریکه همه آنها از یکطرف با صراحت اعلام کردند به خواستههای بوش در مورد رژیم صهیونیستی اعتنائی نخواهند کرد و از طرف دیگر بر گسترش روابط خود با جمهوری اسلامی ایران تاکید نمودند.
نکته مهم اینست که رئیسجمهور آمریکا در اظهارات ضد ایرانی خود بر خطر اتمی تهران تأکید میکرد تا از این طریق شکستهای خود را در مقابله با فعالیتهای اتمی ایران جبران نماید و پشتوانهای برای پیشبرد اهداف خود علیه ایران بویژه در زمینه صدور قطعنامه شدید در موضوع فعالیتهای اتمی دست و پا کند. برخلاف انتظار رئیسجمهور آمریکا، او دقیقاً از همین نقطه ضربه خورد و با اعلام مواضع مثبت کشورهای عربی نسبت به ایران در شرایطی که هنوز بوش در منطقه حضور داشت، این توطئه در نطفه خفه شد و او در حالیکه به سختی شکست خورده بود به سفر خود پایان داد.
واقعه دوم، سفر موفق دکتر محمد البرداعی، رئیس آژانس انرژی اتمی به تهران و دیدارش با رهبر انقلاب و مسئولان بلندپایه جمهوری اسلامی ایران بود که منجر به اعلام حل و فصل باقیمانده مسائل فیمابین ایران و آژانس تا اسفندماه شد. این، موفقیت بزرگی برای ایران بود که در روند تصمیمگیری کشورهای 1+5 تأثیر زیادی خواهد داشت و آمریکا را در وارد آوردن فشار بر سایر کشورهای این مجموعه برای تصویب یک قطعنامه شدید علیه ایران ناکام خواهد ساخت.
بدینترتیب، آمریکا در اجلاس فردای 1+5 برای به تائید رساندن پیشنویس قطعنامه سوم دچار مشکلاتی است که معلوم نیست بتواند از آنها عبور نماید. تلاش آمریکا بر اینست که این قطعنامه را در بهمنماه به تصویب شورای امنیت برساند و این احتمال نیز وجود دارد که این کار انجام شود لکن در این نکته نیز تردیدی نیست که حتی اگر این قطعنامه تصویب شود، محتوای آن با آنچه آمریکا در پی آنست تفاوت زیادی خواهد داشت.