تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۴:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۴۴۳۱۰

صباح زنگنه

تحلیلگر مسائل منطقه

شورای همکاری خلیج‌فارس تشکیلاتی است که همزمان پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به منصه ظهور رسیده و از کشورهای عرب حاشیه جنوب خلیج‌فارس به وجود آمده است. این شورا عمدتا به منظور برقراری نوعی تعادل و موازنه با بقیه کشورهای منطقه شکل گرفته است، کشورهایی چون ایران، عراق و یمن.

یکی از شاخصه‌های مهم این شورا تشابه نظام‌های سیاسی حاکم بر این کشورها است و به لحاظ اتکا به درآمد نفت اقتصادی تک پایه‌ای دارند و تامین‌کننده نیازهای نفتی کشورهای غربی به خصوص آمریکا به حساب می‌آیند. این کشورها جمعیت کمی در مقایسه با ایران، عراق و یمن دارند و به لحاظ توسعه هم مراحل ابتدایی را طی می‌کنند اما به لحاظ رشد اقتصادی در سطح بالایی قرار دارند. با توجه به مجموعه این ویژگی‌ها طبعا به حمایت سیاسی و نظامی کشورهای غربی هم متکی بودند و هستند. با تحولاتی که در منطقه رخ داد به خصوص پیروزی انقلاب اسلامی رویه و رفتار اعضای شورا تفاوت‌هایی در درون داشت اما تعداد مشخصی از این کشورها موضعگیری خاصی در مقابل انقلاب ایران اتخاذ کردند،‌ چرا که انقلاب اسلامی ایران جمهوریت و انتخابات را به همراه داشت و این دو مقوله برای نظام‌های این کشورها پدیده و موجی جدید به همراه داشت.

جنگ عراق علیه ایران هم در این میان مزید بر مشکلات شد و این کشورها با اندک تاخیری به حمایت همه جانبه از صدام و عراق پرداختند. پس از حمله صدام به کویت مسائل تغییر یافت و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس متوجه اشتباه محاسباتی خود شدند و تلاش کردند روابط را اصلاح کنند. جمهوری اسلامی ایران هم با رویکرد مثبتی نسبت به آنها به برطرف کردن تنش‌ها و اصلاح روابط پرداخت و بر این اساس روابط رو به توسعه نهاد. قراردادهای متعدد و متنوعی با این کشورها منعقد شد اعم از تجاری، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حتی موافقتنامه‌های امنیتی؛ اما با هیج یک از کشورها موافقتنامه‌های نظامی منعقد نشد به استثنای عمان.

این کشورها بعد از احراز موفقیت‌های فناوری هسته‌ای توسط ایران از سوی کشورهای غربی مورد تحریک یا تشویق قرار گرفتند تا نسبت به فناوری هسته‌ای ایران ابراز نگرانی کنند.

بعد از انتخابات ریاست‌ جمهوری هم رسانه‌های غربی سعی کردند جمهوری اسلامی ایران را کشوری مخالف منافع و ضدآرامش و امنیت منطقه قلمداد کنند. در چنین شرایطی این کشورها با سقوط صدام در عراق و بنا به ترویج نگرانی از سوی کشورهای غربی به خصوص آمریکا از اختلال در معادله قوا در منطقه ابراز نگرانی کردند؛ ‌البته این ابراز نگرانی از سوی ایران هم مطرح بود که آیا این کشورها وارد برنامه‌ها و طراحی‌های غرب علیه ایران خواهند شد یا به اتخاذ مواضع معتدل و بی‌طرفانه روی خواهند آورد؟ به این ترتیب از دو سوی خلیج‌فارس علائم گوناگونی رد و بدل می‌شد که هم شامل شاخص اطمینان بخش و هم علائم ابراز نگرانی بود.

در این میان رفت و آمد مقامات می‌توانست بخشی از این نگرانی‌ها را برطرف کند. در اجلاس سران شورای همکاری خلیج‌فارس، حضور رئیس‌جمهور ایران برای نخستین بار در تاریخ تشکیل این شورا علامتی چند جانبه تلقی می‌شود. به خصوص که این حضور پس از تشکیل اجلاس آناپولیس در مورد فلسطین صورت گرفت که آنجا تعدادی از نمایندگان شورای همکاری خلیج‌فارس نیز شرکت داشتند و بنابر تحلیل صاحبنظران این حضور به معنای همراهی با طراحی آمریکا برای تشدید محاصره سیاسی ایران تلقی شد. اما حضور رئیس‌جمهور در اجلاس شورای همکاری خلیج‌فارس توانست از رغبت و علاقه هر دو طرف به بهبود روابط و توسعه آن پرده بردارد. شورای همکاری از این حضور هم استقبال کرد که نشانه مثبتی است، همچنین اقدام رئیس‌جمهور علامت روشن و مثبتی از ابراز دوستی و توسعه روابط است. البته میان اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس اختلافاتی وجود دارد و برخی از آنان نیز با ایران موارد اختلافی دارند. اما این کشورها باید با درایت و حکمت موارد اختلافی را به صحنه بیاورند و بیشتر بر توسعه عناصر مشترک تاکید داشته باشند.

این کشورها موارد اختلافی را در سطوح دیگر و بدون سروصدا به بحث می‌گذارند و هرگز این موارد بر اجلاس سران سایه نینداخته است. در برخی موارد اختلافاتی را بین قطر و بحرین شاهد بودیم که برای مدتی تاثیراتی بر فضای کلی اجلاس‌ها داشتند که با حل و فصل مسائل، آن موضوع و تاثیراتش محو شده و هرازگاهی اختلافاتی بین کشورهای عضو بروز می‌یابد اما بر همکاری‌ها و روابط در اجلاس‌ها تاثیری نگذاشته است.

در این حضور و اجلاس نمی‌توان توقع داشت که همه نگرانی‌ها برطرف شود و نمی‌توان انتظار داشت که در فاصله زمانی کوتاهی همه مسائل حل و فصل شود و طراحی‌های فراگیر منطقه‌ای برای توسعه روابط و ایجاد ساز و کارهای همکاری به وجود آید.

اما نباید فراموش کرد که این حضور نخستین حضور رئیس‌جمهور یک کشور غیرعرب و حتی عرب در اجلاس سران شورای همکاری خلیج‌فارس تلقی می‌شود که در آن اجلاس به ایراد سخنرانی پرداخته شده باشد و این یک سابقه استثنایی است. صدام حسین هم تلاش می‌کرد در این شورا حضور یابد ولی موفقیتی حاصل نشد، رئیس‌جمهور یمن هم تمایل به شرکت در اجلاس‌های سران دارد که این امر نیز هنوز محقق نشده است، حتی سران کشورهای اسلامی دیگر مانند ترکیه هنوز به چنین وضعیتی نائل نشده‌اند و کشورهای غربی که حامی تعدادی از کشورهای شورای همکاری هستند نیز در آن حضور نیافته‌اند. البته زمینه چنین حضوری برای کشورهای شورای همکاری مغتنم است چون ایران همسایه‌ای بزرگ با توان انسانی و فناوری بالایی است. با این حضور می‌توان فضای روانی و سیاسی لازم را فراهم کرد و با طراحی مشترک و همفکری و همکاری به توسعه تدریجی و مبنایی روابط اندیشید.