تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۴:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۴۴۳۱۲

صادق زیباکلام

عضو هیات علمی دانشگاه

اگر کسی سخنان یا واکنش مقامات ارشد حکومت آمریکا، از جورج بوش گرفته تا کاندولیزا رایس و بالاخره رابرت گیتس وزیر دفاع آن کشور، در فردای انتشار گزارش مقامات ارشد اطلاعاتی آمریکا را مرور می‌کرد در شگفت می‌شد که رئیس‌جمهور محترم ایران چه نکته‌ای در این گزارش و انتشار آن دیده‌اند که از آن به عنوان بزرگ‌ترین پیروزی ملت ایران در یکصد سال اخیر یاد کردند؟ جورج ‌بوش اعلام داشت که این گزارش چیزی را در خصوص استراتژی رویارویی آمریکا در قبال ایران تغییر نخواهد داد، ‌چرا که مسأله اصلی که غنی‌سازی است همچنان پابرجاست. رایس نیز به نوبه خود در ملاقاتش با لاوروف، همتای روسی‌اش در مسکو گفت که این گزارش سبب می‌شود تا واشنگتن مجبور شود بر اصرارش به قدرت‌های دیگر که چندان موافق تحریم‌های جدیدتر علیه ایران نیستند بیفزاید. و بالاخره رابرت گیتس در کنفرانس امنیتی روز شنبه در بحرین (17 آذر) کم مانده بود تا رسما به ایران اعلان جنگ دهد.

در حالی که همه چیز حکایت از جدی بودن عزم و اراده آمریکا علیه برنامه هسته‌ای ما می‌نماید، اعلام این نظر از سوی احمدی‌نژاد که گزارش را بزرگ‌ترین پیروزی یکصد سال اخیر ایران خواند، همچنان در پرده‌ای از ابهام باقی می‌ماند. قبل از این گزارش، بازرسان آژانس از جمله خود البرادعی بارها گفته بودند که هیچ شواهد و قرائنی مبنی بر اینکه ایران به گونه‌ای جدی از مقررات آژانس تخطی نموده باشد وجود نداشته و هیچ دلیلی مبنی بر اینکه ایران در صدد تهیه سلاح هسته‌ای باشد، وجود ندارد. گزارش مقامات ارشد اطلاعاتی آمریکا صرفا تاییدی بر یافته‌های آژانس بود. اگر قرار بود تا به صرف فقدان ادله و شواهد مبنی بر عدم وجود فعالیت‌هایی که حکایت از تمایل ایران به ساخت سلاح هسته‌ای نماید،‌ واشنگتن در خصوص برنامه‌های هسته‌ای ما کوتاه می‌آمد که مساله خیلی پیش‌تر از اینها باید فیصله می‌یافت، اما واقعیت آن است که مساله اساساً بر سر اینکه ایران به دنبال تولید سلاح هسته‌ای است یا نه نبوده بلکه بر سر مساله غنی‌سازی است.

از اظهارنظر رئیس‌جمهور شگفت‌انگیزتر، ابراز خوشحالی برخی از مسوولان دیگر بود مبنی بر اینکه مقامات روسیه از جمله وزیر خارجه آن اظهار داشته‌اند که «ما که از ابتدا می‌گفتیم آمریکا اشتباه می‌کند و ایران در صدد تولید سلاح هسته‌ای نبوده و فعالیت‌های آن در چارچوب مقررات آژانس می‌باشد». ای کاش مقامات ایرانی به جای به وجد آمدن از اظهارات آقای لاوروف، ‌از ایشان می‌پرسیدند که اگر شما به راستی چنین اعتقادی داشتید، در آن صورت چگونه است که در هر دوباری که پرونده ایران در شورای امنیت مطرح شد، شما همراه با آمریکا علیه ایران رای دادید؟ آیا رای شما به محکومیت ایران با علم و اطلاع از بی‌گناهی ایران بود؟ در آن صورت آیا حق با خانم رایس نیست که می‌گوید این گزارش صرفا کار ما را قدری دشوارتر خواهد نمود،‌ ولی من امیدوار هستم که بتوانیم موافقت سایر اعضای 1+5 (یعنی روسیه و چین) را هم جلب نماییم؟ به سخن دیگر، خانم رایس دارد می‌گوید که اصل موضوع تحریم‌های جدید علیه ایران همچنان در دستور آمریکا قرار دارد و فقط ما (یعنی آمریکایی‌ها) مجبور هستیم «چانه» بیشتری با دیگران (یعنی روسیه و چین) بزنیم تا نهایتا این بار نیز (همچون دو نوبت پیشین) موافقت آنان را جلب نماییم. آنچه رایس نمی‌گوید آن است که در دو نوبت گذشته نیز روسیه و چین در ابتدا مخالف تحریم ما بودند اما پس از دادن برخی امتیازات به آنان (از جمله خارج کردن فعالیت‌های روسیه در نیروگاه بوشهر از شمول تحریم‌ها، یا دادن اجازه ویژه به چین برای سرمایه‌گذاری در ایران و عدم ممانعت از صادرات آن کشور به ایران)، آنان نیز نهایتا سوار قطار قطعنامه شورای امنیت علیه ایران شدند.

ای کاش ایشان می‌توانست دریابد که چرا ما این قدر اصرار داریم تا چشمان خود را روی برخی از واقعیات ببندیم؛ صرفا به واسطه بهره‌برداری‌های سیاسی و برداشت‌های مردم‌پسند از اتفاقات بین‌المللی. اتفاقا اعلام این نظر که ایران قبلا در صدد تولید سلاح هسته‌ای بوده اما چهار سالی می‌شود که این کار را متوقف کرده از جهانی می‌تواند به زیان ما هم باشد. نخست آنکه ممکن است مخالفان ما در واشنگتن اعلام کنند ممکن است روزی ایران مجددا این کار را از سر بگیرد. به علاوه و مهم‌تر از آن، شخصیت‌هایی که به دنبال حمله نظامی به ایران بودند، از حالا به بعد همه تلاش‌هایشان را در جهت سنگین‌تر کردن بار تحریم ما به کار خواهند گرفت، چرا که مساله حمله نظامی به تاسیسات ایران فعلا تا مدتی به واسطه گزارش متنفی می‌شود. هیچکس نمی‌گوید که ما بدون مقاومت تسلیم خواسته‌ها و اراده مخالفین‌مان شویم اما مقاومت بر سر مواضع اصولی یک بحث است و ندیدن واقعیت‌ها و یا پررنگ کردن بی‌جهت برخی از آنها و در عوض ندیدن برخی دیگر، بحثی دیگر. مقامات امنیتی که گزارش اخیر را منتشر ساختند بدون تردید نه «فرشته» بودند و نه این کار را از روی خیرخواهی خاصی برای ایران انجام دادند. دست کم بخشی از دلیل انتشار این گزارش نوعی احقاق حق برای خودشان و یا انتقام‌گیری از جورج‌ بوش بود. آنان در خصوص عدم وجود تسلیحات هسته‌ای در عراق، ‌گزارش‌های کاملی به جورج ‌بوش داده بودند، مع‌ذلک او علی‌رغم اطلاعاتی که به وی داده شده بود، برای از بین بردن تسلیحات هسته‌ای عراق به آن کشور حمله کرد. بسیاری از مردم آمریکا پیدا نشدن تسلیحات هسته‌ای در عراق را پس از اشغال آن کشور ناشی از دادن اطلاعات غلط از سوی همین مقامات به جورج ‌بوش می‌پنداشتند. در حالی که آنان صراحتا به بوش گفته بودند در عراق نه سلاح هسته‌ای وجود دارد و نه صدام به گونه‌ای جدی به دنبال تولید سلاح‌های پیشرفته کشتار جمعی می‌باشد. انگیزه دیگر این مقامات آن بود تا داستان عراق یک بار دیگر در ایران اتفاق نیفتد. از این بابت تندروهای واشنگتن از انتشار این گزارش به خشم آمدند، چرا که عملا بهانه حمله به ایران از آنان گرفته شد. می‌ماند این نکته: حکایت دموکراسی، حکایت جالبی است. چقدر احتمال دارد که روزی روزگاری در ایران، مقامات اطلاعاتی ایران گزارشی را منتشر نمایند که 180 درجه خلاف اعتقاد حکومت باشد؟