*یالثارات: گزارش اخیر البرادعی در مورد پرونده هستهای ایران را چطور ارزیابی میکنید؟
**به طور کلی گزارش اخیر آژانس از محتوای مثبتی برخوردار بوده و بیانگر عملکرد متفاوت آژانس از گذشته و از گزارشهایی که قبلاً توسط آن صادر میشد است. این گزارش به لحاظ محتوایی به جهت اینکه موضوع هستهای ایران را نسبتاً واقعیتر ارائه داده و در چارچوب توافقات صورت گرفته بین ایران و آژانس تهیه شده، برای ایران مطلوب است.
*یالثارات: شما چه نقاط مثبت و چه نقاط منفی و ضعفی را در این گزارش میبینید؟
**البته این گزارش دارای نقاط مثبت و همچنین بندهایی است که از نظر ما نکات منفی به حساب میآید. اما در عین حال در یک تقسیمبندی ما یکسری مواردی را در این گزارش میبینیم که جزو نکات مثبت به حساب میآید. از جمله اینکه مسأله ابهام که در خصوص سانتریفیوژهای پی 1 و پی 2 برای آژانس وجود داشته برطرف شده و این مسأله مختومه اعلام شده است و از نظر آژانس اطلاعاتی که ایران داده بود مطابق یافتههای آژانس تلقی شد لذا به نظر میرسد این موضوع بسیار مهمی است چرا که ما به خاطر همین سانتریفیوژها از اواخر سال 1382 درگیر بودیم. این مسأله علیالخصوص در مورد سانتریفیوژهای پی 2 قابل لمس بود. اما اکنون این مسأله مختومه اعلام شد. از ویژگیهای مثبت دیگر گزارش، مثبت ارزیابی کردن همکاریهای ایران و آژانس بود. این مسأله بسیار مهم است چرا که برخی کشورهای غربی خصوصاً آمریکاییها معتقد به این بودند که ایران به توافقاتی که منعقد میکند پایبند نیست در حالی که این گزارش خلاف القائات آمریکاییها و اروپاییها را نشان داد. مسأله دیگر که نکته مثبت گزارش به حساب میآید این بود که باز عدم انحراف پرونده ایران مورد تأیید آژانس قرار گرفت و اعلام کرد که قادر به راستی آزمایی فعالیتهای هستهای ایران است.
و لذا به نظر میرسد که تکرار این مسأله در این گزارش نشاندهنده آن است که تکرار فعالیتهای هستهای ایران از نظر آژانس صلحآمیز بوده و القائات و ابهامسازیهای آمریکاییها و اروپاییها نادرست و بدون مدرک بوده است. البته موارد مثبت دیگری هم این گزارش داشته که موارد عمده آن را خدمتتان عرض کردم.
* یالثارات: در مورد نکات منفی گزارش ...
**قاعدتاً برای این گزارش نکات منفی را نیز میتوانیم یادآور شویم. از جمله نکات منفی گزارش این است که پرونده هستهای ایران را به دو زمان گذشته و آینده تقسیم کرده به نحوی که هنوز مسأله پرونده هستهای ایران پایان نیافته است و علاوه بر این ما پس از گذر از این مقطع، پروندهای به نام آینده پرونده هستهای ایران را خواهیم داشت. نکته منفی دیگر گزارش این است که آژانس با ظرافت اعلام کرد موادی که هنوز اعلام نشده است را آژانس نتوانسته مورد راستی آزمایی قرار دهد لذا در همین راستا خواستار تشکیل و اجرای پروتکل الحاقی از سوی ایران میشود. و چیزی که ایران قبلاً به آن به شکل داوطلبانه عمل کرده بود، بعد از اینکه با بیاعتمادی کشورهای غربی مواجه شد، داوطلبانه بودن پذیرش پروتکل را معلق کرد. این هم از جمله موارد منفی گزارش است اما در کل اگر بخواهیم این گزارش را مورد ارزیابی قرار دهیم، میتوان این طور گفت که به طور کلی گزارش و بندهای آژانس به نفع جمهوری اسلامی ایران بوده و چه به لحاظ مباحث فنی و حقوقی موضوع و چه به لحاظ مسایل سیاسی این گزارش به نفع جمهوری اسلامی ایران رقم خورده است.
*یالثارات: الان آمریکاییها در مقطعی هستند که تهدیدات خود را به اوج رساندهاند و در حال پیگیری بحث تحریمها به شکل گستردهتر هستند. چطور میشود که در این مقطع آژانس به نفع ما گزارش صادر میکند؟
**در خصوص اینکه چرا چنین گزارشی از سوی آژانس اعلام شده و برخلاف گزارشهای آژانس در سالهای گذشته بوده است، به چند علت میتوان اشاره کرد؛ به نظر میرسد که علت اول این موضوع نوع نگرشی است که دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نسبت به ایران پیدا کرده است. این نگرش جدید البرادعی عبارت است از اینکه به نظر وی جمهوری اسلامی ایران در دانش هستهای مسلط شده و این دانش هستهای که ایران بر آن مسلط شده بومی است و متعلق به خود ایران است و از بیرون نیامده و وابسته به بیرون نیست. هر نوع محاصره ایران قادر به توقف برنامه هستهای ایران نیست. این یکی از نکات مهم و قابل بررسی این موضوع است. از سوی دیگر از نظر آقای البرادعی از آنجایی که فعالیت هستهای ایران بومی شده و ایران بر آن مسلط است هیچ ابزاری قادر به توقف آن نیست؛ حتی بمباران. لذا وقتی آقای البرادعی به این نکته رسید، به نظر آژانس رسید که باید شیوههای برخورد با ایران را تغییر دهند، چنانکه ما در هفت ـ هشت ماه اخیر حداقل شاهد چنین رویکردهایی در مورد پرونده هستهای ایران از سوی البرادعی بودهایم. دلیل دیگر این موضوع این است است که اساساً بازیگرانی مانند آژانس از ابهامسازی یکی دو قدرت بزرگ در مورد پرونده هستهای ایران که به شکل غیرمستند صورت میگرفت و باعث تطویل پرونده ایران شده بود، خسته شده بودند و این مساله دیگر برای آنان قابل تحمل نبود. بالاخره آژانس باید در برهههایی وظیفه اصلی خود را انجام میداد. ما در چنین شرایطی میبینیم که آژانس متفاوت از گذشته با یک رویکرد جدید و ابتکاری که اساساً از طرف ایران به خرج داده بود وارد مرحله جدیدی شد.
*یالثارات: شما گفتید آژانس به جایی رسید که باید وظیفه اصلی خودش را انجام دهد ولی همه گزارش اخیر البرادعی چنین چیزی را نشان نمیدهد...
**دقیقاً همین طور است که میگویید. دلیل سومی که میخواستم عرض کنم این است که به هر حال آژانس دارای یک اعتباری در جهان است. موضوع هستهای ایران و با نوع تعامل و مناقشهای که روی پرونده ایران صورت گرفته بود (که البته عمدتاً سیاسی بوده و البرادعی هم نسبت به این موضوع واقف بود) به مرور اعتبار آژانس در حال مخدوش شدن بود. لذا این حرکت جدید میتواند به نوعی حرکت آژانس برای احیا اعتبار خود تلقی شود. مثلاً در جریان جنگ آمریکا علیه عراق این آژانس بود که اعتبار خود را از دست داد و مدام دبیر کل وقت و فعلی آژانس این را مطرح میکردند که آمریکا بدون توجه به دیدگاه فنی آژانس کارهایی را انجام داد که البته ما شاهدیم که نهایتاً حرف آژانس هم درست درآمد. الان هم ما در چنین شرایطی قرار گرفتیهایم که در صورت حرکتهای قدرتهایی مثل آمریکا این اعتبار آژانس است که مخدوش خواهد شد. وقتی آژانس میگوید که فنآوری ایران صلحآمیز است و این کشور از فعالیتهای خود منحرف نشده (اگر چه به قول آنها قصورهایی کرده است) بنابراین هر اقدام خارج از چارچوب آژانس اعتبار این نهاد را از بین میبرد. به نظر میرسد اینها عللی است که سبب شده آژانس رویکرد جدید و نسبتاً واقعی را در قبال ایران پیش بگیرد. البته باز هم تأکید میکنم که نسبتاً واقعی.
*یالثارات: چرا نسبتاً واقعی؟ علت اینکه آژانس نمیتواند مستقلاً و به طور کامل نظر خود را به شکل حقوقی بیان کند، چیست؟ آیا این مشکل ساختاری است یا مسأله دیگری دخیل است؟
**مهمترین موضوع به ساختار آژانس و عوامل نفوذ و فشار بر آژانس برمیگردد. ساختار آژانس را عرض کردم از این بابت که بیشترین منابع مالی آژانس از سوی قدرتهای بزرگ خصوصاً آمریکا تأمین میشود. جالب اینکه آمریکا یک چهارم منابع مالی آژانس را تأمین میکند لذا چنین ساختاری خواهناخواه تحت نفوذ کشورهای بزرگ و قدرتمند قرار میگیرد خصوصاً اینکه بر مبنای همین امتیاز مالی که آنها دارند عمدتاً کارشناسان این کشورها آژانس را اداره میکنند. از سوی دیگر فشارهایی را هم که بر آژانس و دبیر کل آن وارد میکنند، مثل ایجاد سازمانهای موازی مانند گروه 1+5 یا شورای امنیت یا اتحادیههایی مثل اتحادیه اروپا به هر حال نتیجهاش این خواهد شد که آژانس نتواند به وظیفه اصلی خود که قاعدتاً پرونده ایران هم جزئی از آن است، عمل کند.
*یالثارات: چرا فشار آمریکا در این مورد جواب نداد؟
**همان طوری که عرض کردم این مسأله بخشی از ابزارهای آمریکاست که در آژانس نفوذ دارد ولی تمام آژانس تحت نفوذ آمریکا نیست و به هر حال پارامترهایی هم برای جمهوری اسلامی ایران وجود دارد تا از آن استفاده نماید. یکی اینکه آژانس متشکل از کشورهای متعددی است که مثلاً یکی از آنها شورای حکام است که 36 - 35 کشور عضو دارد. طبعاً بخشی از این کشورها اروپایی هستند، یعنی همه این کشورها اروپایی نیستند. بخشی از این کشورها، کشورهای غیرمتعهد هستند که منافعشان ایجاب میکند که به نفع ایران رای دهند. یا کشورهای روسیه و چین که اگر چه بر مبنای منافع خود عمل میکنند ولی ممکن است نوع مناسباتی که در آژانس صورت میگیرد به نفع آنها نباشد و آنها به نفع ایران گام بردارند. رکن دیگر آژانس که کنفرانس عمومی است و یکی از ارکان مهم و به عنوان قوه مقننه آژانس است نیز بالغ بر 150 عضو دارد. در اینجا هم فرصتی برای ایران است چرا که در این رکن تکثر منافع وجود دارد و لذا این هم از پارامترهایی است که میتواند به نفع کشورمان باشد.
*یالثارات: الان بحث تحریمها و تهدیدات جدی است. این گزارش چقدر میتواند روی این تهدیدات تاثیر بگذارد؟
**اگر این ارزیابی را در چند ماه اخیر داشته باشیم بهتر میتوانیم قضاوت کنیم که چقدر میتوانیم روی این گزارشها حساب باز کنیم و این گزارشها چقدر روی فشار آمریکا علیه ایران تاثیر میگذارد. ما از مرداد ماه امسال یعنی زمانی که مدالیتهای که بین ایران و آژانس به تصویب رسید، آثار و تبعات آن را شاهد بودیم و زمانی که گزارش ماه سپتامبر آژانس ارایه شد باز آثار و تبعات آن را دیدیم. ما مشاهده کردیم که نکات مثبت گزارش ماه سپتامبر و گزارش مثبت اخیر منجر به تاخیر سیاست فشار آمریکا علیه ایران شد. از جمله اینکه آمریکاییها در ماههای تیر و مرداد و شهریور به شدت به دنبال این بودند که قطعنامه سوم تحریم علیه ایران را تصویب کنند اما این مسیر جدید ایران و آژانس منجر به این شد که این قطعنامه سوم به تصویب نرسد و مدام به نتایج نشستها ایران و آژانس موکول شود. متعاقب همین قضیه ما شاهد این بودیم که آمریکاییها وقتی دیدند نمیتوانند قطعنامه سوم را علیه ایران در شورای امنیت به تصویب برسانند، مسیر خارج از سازمان ملل را پیگیری کردند. یعنی قصد کردند تا به کمک فرانسه اتحادیه اروپا را مجبور به تحریم علیه ایران کنند. اما میبینیم که طی سه، چهار سال جلسات مهمی که اتحادیه اروپا داشته منجر به تصمیمی علیه ایران نشد و این نشان داد که آنها مخالف سیاستهای آمریکا علیه ایران هستند. به همین ترتیب ما شاهد این بودیم که در این مدت گروه، 1+5 که بنا بود علیه ایران یکسری اقداماتی انجام دهد یا حداقل پیشنویس قطعنامهای را به توافق برسند (پیشنویسی که فرانسویها تهیه کرده بودند) میبینیم که اساساً این گروه 1+5 حتی نتوانست در سطح بالا نشستی برگزار کند یعنی نشستی که برگزار شد در سطح مدیران سیاسی بود و آن هم نتوانست توافقاتی را به دست آورد. پس این نشان میدهد که روند جدید که بر مبنای گزارشهای آقای البرادعی شکل گرفته بر سیاست فشار آمریکا تاثیرات جدی را داشته که نهایتاً آمریکاییها ناچارا چند هفته قبل به شکل یکجانبه وارد تحریم علیه ایران شدند. طبیعی است که تحریم یکجانبه سابقهای به درازای 28 سال طول انقلاب را دارد و تاکنون هم نتوانسته تاثیر تعیینکنندهای بر ایران داشته باشد.
*یالثارات: سیاستهای دولت نهم با دولتهای قبل تفاوتهای اساسی داشته است. آیا این درست است که پیگیری سیاست دولت نهم باعث صدور چنین گزارشی به نفع ایران شده است؟
**این مساله یک امر بدیهی شده که رویکرد جدید که در دولت نهم پیگیری میشود موفقیتهای قابل توجهی را در عرصه دستیابی به هدف هستهایمان داشته است. اما آن چیزی که در آن اختلاف وجود دارد شاید در میزان این موفقیت است. اما به طور کلی معتقدم که رویکردهای دولت نهم و دیپلماسی که تیم هستهای ما در این دوران داشتهاند و فرصتها و تهدیداتی را که مورد ارزیابی این عزیزان بوده بسیار دقیقتر و بهتر توانسته هدفهای ما را پیش ببرد. مهمترین شاخصه این رویکرد هم این بود که ما با قدرت مساله هستهای خودمان را پیش بردیم و قاطعانه نسبت به حقوق هستهای خودمان برخورد کردیم و تصویری از خود ارائه دادیم که جمهوری اسلامی به هیچ وجه از حق مسلم خود عقبنشینی نخواهد کرد و حتی نسبت به حقوق خودش پایدار و استوار ایستاده حتی تا جایی که دشمن علیه ایران اقدام نظامی هم بکند. این تصویرسازی با چنین سیاستهایی به نظر میرسد که تاثیر جدی رفتاری بر کشورهای اروپایی و سایر بازیگران داشته است. از سوی دیگر ما عمل هوشمندانه را در سیاستمداران ایرانی شاهد بودیم. بر این اساس که ما هیچ گونه امتیازی به غرب و آژانس ندادیم ولی موفق شدیم آنها را به طرحهایی که مدنظرمان بود جلب کنیم.
به عنوان نمونه مدالیتهای که اکنون شاهد آن هستیم که بین ایران و آژانس صورت گرفته طرح ابتکاری جمهوری اسلامی ایران بوده و کشورمان این طرح را ارائه داد و با توجه به شناختی که از فضای موجود بینالمللی داشت این طرح بلافاصله مورد توجه قرار گرفت و موفق شد که مسیر جدیدی را شکل دهد؛ مسیر جدیدی که تبعات و پیامدهای قابل توجهی را برای کشورمان به ارمغان داشته است.
*یالثارات: اگر قرار باشد که گزارش آژانس فشارها را کم نکند و جلوی آمریکاییها را در مورد خواستههای غیرحقوقی نگیرد، به نظر شما خروج از ان. پی. تی میتواند روش مناسبی تلقی گردد؟
**الان بحث خروج از ان. پی. تی در این شرایط ضعیف شده است. از چند جنبه میتوان گفت که این بحث ضعیف شده است. یک جنبه این است که اساساً ان پی تی برای ما یک فرصت شده است. استدلال اساسی ما این بود که ما عضو ان. پی. تی هستیم و این حق ماست که از فناوری هستهای بهرهمند باشیم. همین خودش یک جنبشی را در جهان ایجاد کرد که کشورهای عضو ان. پی. تی باید از این فناوری بهرهمند شوند. ما حتی در خاورمیانه شاهدیم که این مساله را طلب میکنند. مثلا مصری که بیست سال برنامه هستهای خود را متوقف کرده الان دوباره وارد این بحث شده. کشورهایی مثل ترکیه یا کشورهای حوزه خلیجفارس هم این مساله را اعلام کردند. لذا این یک جنبشی است که ایجاد شده و کشورها حق خود را در این مورد طلب میکنند و به نظر میرسد این مساله به واسطه مقاومت و پایبندی ایران به ان. پی. تی و درخواست معقولانه ایران از جامعه جهانی بوده است. از سوی دیگر اینکه چیزی که باز باعث شد که سیاستهای خشن آمریکا مختل شود باز تمسک ما به اساسنامه آژانس و عضویت ما در این نهاد و عضویت ما در ان. پی. تی بوده است. لذا شرایط کنونی ایجاب نمیکند حالا که آمریکا به ما فشار میآورد و دستور آژانس را اجرا نمیکند ما از آژانس خارج شویم. اساساً این مساله موضوعیت ندارد. این مسیری که ما با آژانس در چند ماه پیش شروع کردیم که حتماً نتیجه مثبتی هم دارد حاکی از آن است که اعتبار آژانس و ان. پی. تی دارد به مسیر اصلی خود برمیگردد و حرکتی که آمریکا و برخی اروپاییها انجام میدهند خلاف مقررات بینالمللی است. ایران این موضوع را میتواند برجستهسازی کند چرا که این مساله در افکار عمومی جذابیت دارد و آنها حق را به ایران خواهند داد و این میتواند جزء قدرت نرم جمهوری اسلامی به حساب آید و برنامههایش را پیش ببرد.