فرید زکریا / ترجمه: کاوه شجاعی
هیلاری کلینتون تجربیات ارزشمندی دارد و نامزدی جذاب است اما میترسد که براساس اعتقاداتش عمل کند. اوباما اینگونه نیست.
دو نامزد باقیمانده دموکراتها ـ هیلاری کلینتون و باراک اوباما ـ این روزها آنچنان با یکدیگر صمیمی شدهاند که هر کس به آسانی به این نتیجه میرسد که اختلافنظرهای حقیقی اندکی میان این دو وجود دارد. آنها در مناظره پنجشنبه گذشته نشان دادند که از صمیم قلب بر سر مسائل مختلفی توافق دارند و در پایان خودشان هم گفتند که این «گپ» بسیار دلچسب بوده است. اوضاع اما در اردوگاه جمهوریخواهان خیلی تفاوت دارد. روابط میان نامزدهای جمهوریخواه پرتنش و مملو از خصومتهای شخصی است. اگر رویارویی میان جان مککین و میت رامنی را ببینید به آسانی متوجه آن دودی میشوید که از گوشهای هر دوشان به آسمان بلند میشود.
صمیمیت دو نامزد دموکرات تنها برای ظاهرسازی نیست. حزب دموکرات این روزها بسیار بیشتر از گذشته اتحاد را تجربه میکند. با این حال نباید فراموش کنیم که اختلافات مهمی نیز میان اوباما و کلینتون وجود دارد، آن دو مناظرههای بیرحمانهای برگزار کردهاند و در این میان یکی همیشه از تجربه دفاع کرده و دیگری از الهام. رویکرد این دو به مسائل مختلف به خاطر سابقه بسیار متفاوت این دو است.
به سیاستهای هیلاری و باراک درباره کوبا کمی دقت کنید. تقریبا هر کس که ذرهای صداقت داشته باشد اعتراف میکند که رویکرد آمریکا در قبال کوبا سالهاست که دچار مرگ مغزی شده است. هیچکس واقعا یادش نمیآید که چرا ما این کشور را در تحریم کامل قرار دادهایم. سیاستی که در اوج جنگ سرد اتخاذ شد، وقتی که موشکهای اتحاد جماهیر شوروی به سمت آمریکا نشانه رفته بودند و کمونیسم در اوج خود بود، با سقوط امپراتوری سرخ همچنان حفظ شده است. واقعا آمریکا از چه چیز این جزیره بید زده میترسد؟!
هر طور که به قضیه نگاه کنیم باید بپذیریم که سیاست پرهزینه ما در برابر کوبا کاملا شکست خورده است. 45 سال است که حاکمان آمریکا تلاش میکنند رژیم کوبا سرنگون شود. اما به جای آن، فیدل کاسترو در حال حاضر بیشتر از هر کس دیگری در جهان بر یک کشور حکم رانده است. هر چه آمریکا محاصره کوبا را سفت و سختتر کرده، انزوای این کشور عمیقتر شده و حاکمانش راحتتر مخالفان را سرکوب کردهاند. جورج بوش رئیسجمهوری آمریکا هم در طول این سالها سیاستهای ما در قبال کوبا را کمی تغییر داده؛ یعنی در زمینههای تجارت و مسافرت محدودیتهای بیشتری قائل شده و اوضاع را خرابتر کرده است.
اوباما خواهان کاهش محدودیتهایی شده که بوش بر سفر کوبایی ـ آمریکاییها به جزیره و فرستادن پول برای فامیلشان اعمال کرده است. اوباما از اعمال سیاستی جدید در برابر کوبا حمایت میکند و معتقد است که سرمایهداری، تجارت و مسافرت باعث کاهش نیروی محدودکننده دولت هاوانا میشود و مردم میتوانند بالاخره فضایی باز را تجربه کنند.
کلینتون اما به شدت با این مساله مخالف است و میگوید سیاست کنونی باید حفظ شود. این موضعگیری باعث تعجب آن دسته از تحلیلگرانی میشود که از یاد نبردهاند سیاستهای همسر هیلاری، بیلکلینتون، در برابر کوبا به این اندازه سختگیرانه نبوده است. چرا هیلاری کلینتون چنین موضعی را اتخاذ کرده است؟ به اعتقاد من، هیلاری در حقیقت با اوباما در مورد کوبا موافق است اما میترسد که خشم کوبایی ـ آمریکاییهای فلوریدا و نیوجرسی را برانگیزد.
و این مشکل بزرگ هیلاری کلینتون است. او بسیار باهوش است، تجربه فراوانی دارد و نامزدی جذاب به حساب میآید، اما میترسد که بر اساس اعتقاداتش عمل کند. در واقع او آنچنان خود را اسیر قید و بندهای سیاسی کرده که کسی نمیتواند حدس بزند اعتقاداتش سال گذشته چه بود و امسال چه خواهد شد.
تفاوت هیلاری و اوباما تا اندازهای به خاطر تفاوت دو نسل است. بیل و هیلاری کلینتون در دوران تسلط جمهوریخواهان بزرگ شدهاند. در بخش اعظمی از 30 سال گذشته حزب جمهوریخواه حزب ایدهها بود و رونالد ریگان جمهوریخواه رئیسجمهوری به حساب میآمد که توانست آمریکا را از شر ضعف و تفرقه برهاند. کلینتونها هم در چنین شرایطی به این نتیجه رسیدند که اگر یک دموکرات بخواهد موفق شود باید در چارچوبهای ایدئولوژیک محافظهکارانه کار کند؛ در غیر این صورت به احتمال زیاد به اهمالکاری در زمینههای امنیت ملی، اقتصاد یا ارزشهای اجتماعی طبقه متوسط متهم میشود.
در طول 30 سال این ایده عاقلانه بود. شاید به همین خاطر بود که در تمام این سالها تنها سیاستمدار موفق در اردوگاه دموکراتها بیلکلینتون بود. اما اوضاع فرق کرده است. اوباما در چشمانداز دیگری رشد کرده چرا که ژئوپلیتیک، اقتصاد و فرهنگ آمریکا در این سالها عوض شده است. بیل کلینتون و جورج بوش چهرههای تعیینکننده سیاسی این سالها بودهاند و محافظهکاری نقش انحصاریاش را از دست داده است. در نتیجه، نسل جدید در مورد اعتقاداتش تدافعی عمل نمیکند و احساس نمیکند که باید خیلی چیزها را بر زبان نیاورد.
این سادهلوحانه نیست، اوباما میداند که در مورد کوبا چه میکند. اکثریت کوبایی ـ آمریکاییهای مسنتر به هر صورت جمهوریخواهانی دو آتشه هستند و هیچ دموکرانی نمیتواند دل آنها را به دست آورد. جوانترها نیز ـ افراد زیر 45 سال ـ اصلا به این جنگهای سمبولیک و رویکرد مجازات حاکمان کوبا کاری ندارند. اوباما به درستی ریسک اتخاذ سیاستی جدید در برابر کوبا را پذیرفته است.
تفاوت سیاست هیلاری و اوباما در قبال کوبا از تفاوتی بنیادینتر در نگرشهای این دو حکایت میکند. اوباما موافق طرحی است که یکی از نویسندگان آن هنری کیسینجر بوده و بر اساس آن جهان در برابر گسترش سلاحهای اتمی جدیتر برخورد خواهد کرد و ایالات متحده نیز زرادخانه اتمی خود را کوچکتر خواهد کرد. تا آنجا که من میدانم هیلاری کلینتون هم با این طرح موافق است اما این را بر زبان نمیآورد. تجربه دهههای 70، 80 و 90 میلادی به او نشان داده که باید از جسارت بترسد، اما جهان تغییر کرده؛ جنگ سرد حالا خاطرهای دور است و سرمایهداری در سراسر جهان گسترده شده. توافقنامههای جدید را نه دولتها که گروههای کوچکی از مردم به سرانجام میرسانند و یکجانبهگرایی بیاعتبار شده است. دنیا تغییر کرده و شاید حالا زمان تغییر آمریکا نیز فرارسیده است.