تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۴۴۳۵۴


مهران قاسمی

حضور چاوز در مسند ریاست ‌جمهوری ونزوئلا، این کشور لاتین را تبدیل به یکی از خبرسازترین کشورهای جهان کرده است. ونزوئلای چاوز در دوران جدید به همان میزان که خود را از پشت پرده  به میان تعاملات جهانی کشانده و تبدیل به بازیگری فعال کرده است،‌ در درون مرزهای خود نیز تحولاتی پرشمار را تجربه کرده است. رفراندوم امروز در این کشور که در راستای اصلاحات وعده داده شده چاوز و با هدف افزایش اختیارات رئیس‌جمهوری است هم مطابق معمول واکنش‌های مختلفی را برانگیخته است. حضور انبوه حامیان و مخالفان او در نمایش‌های خیابانی هم این رویداد داخلی را در کانون توجهات بین‌المللی قرار داده است. در چنین بستری شاید برای درک آینده‌ای که ونزوئلایی‌ها با تداوم سیاست‌های چاوز چپ‌گرا می‌توانند فراروی خود ببینند، نگاهی به آنها و تاثیراتشان بر حیات شهروندان این کشور ضروری باشد. چاوز که در سال 1992 با کودتا علیه رئیس‌جمهوری کارلوس آندرس پرز تلاش نافرجامی برای رسیدن به قدرت را آغاز کرد، 6 سال بعد در انتخاباتی آزاد به کاخ ریاست ‌جمهوری راه یافت. وعده‌های انتخاباتی او در آن زمان عمدتا پیرامون کمک به اکثریت فقیر این کشور شکل گرفته بود. او در سال‌های 2000 و 2006 نیز موفق به پیروزی دوباره در انتخابات و کنار زدن رقبا شد.

چاوز که با پشت سر گذاشتن بحران‌هایی جدی چون کودتا علیه خود و یا تشویق و سازماندهی مخالفان از سوی ایالات متحده، اکنون خود را قدرتمندتر از پیش احساس کرده و همزمان می‌تواند به دوستان چپ‌ گرایش چون مورالس، ‌کاسترو، لولا، کورآ و... تکیه کند، تاکنون بارها برای اثبات محبوبیت خود و یا برای جلب حمایت عمومی از تصمیم‌هایش تن به انتخابات و رفراندوم داده است. اطمینان از رای مردم در این میان برگ برنده‌ای است که رئیس‌جمهوری ونزوئلا بارها از جیب خود خارج کرده و هر بار بازی را به نفع خود رقم زده است، چاوز اصلاحات جدی خود را از سال‌های ابتدایی هزاره سوم و با افزایش همکاری‌های منطقه‌ای و گسترش تبادلات اقتصادی میان کشورهای فقیر لاتین آغاز کرد. توجه ویژه به مسائل داخلی و مواردی چون بهداشت، مسکن و غذا رئوس تلاش‌های وی را شکل می‌داد. رئیس‌جمهوری ونزوئلا در این میان از جولای 2003، 4 برنامه مهم و گسترده را به نام‌های برنامه رابینسون، برنامه گوای کای پورو، برنامه سوکر و برنامه ریباس آغاز کرد. هدف از این برنامه‌های چهارگانه به ترتیب فراهم کردن آموزش خواندن و نوشتن و ریاضی، حفاظت و مراقبت از فرهنگ، حقوق و حق زندگی بومیان، امکان آموزش عالی رایگان و بالاخره امکان ادامه تحصیل برای 5 میلیون شهروند ترک تحصیل کرده این کشور بود.

این برنامه‌های چهارگانه یا به تعبیر خود چاوز «ماموریت‌های بولیواریایی» بدنه و پیکره اصلاحات دولت وی را شکل می‌دهند. نتایج عینی این برنامه‌ها را مردمان این کشور هم‌اکنون در مبارزه گسترده با فقر، احداث هزاران مرکز پزشکی رایگان برای فقرا، تاسیس مراکز آموزش و سوادآموزی که در 4 سال گذشته بیش از 5/1 میلیون تن را آموزش داده‌اند، فراهم کردن غذا برای فقرا و حذف سوء‌تغذیه و یا ارائه یارانه‌های مسکن برای صاحب‌خانه شدن فقرا مشاهده کرده‌اند. کاهش حیرت‌آور نرخ مرگ و میر کودکان به میزان 2/18 درصد و اختصاص 6/44 درصد بودجه دولتی برای سرمایه‌گذاری‌های اجتماعی (چیزی حدود 8/12 درصد تولید ناخالص ملی) نشانی از رویکرد دولت چاوز در عرصه اجتماع است. تغییر نوع و ماهیت تعاملات براساس منافع کارگران و شهروندان، در کنار اعطای انبوه زمین‌ها و اراضی به بومیان فقیر و رعیت‌هایی بی‌خانمان و یا پخش سهام کارخانجات دولتی میان کارگران شاغل در آن باعث شده تا طبقه متوسط این کشور اصلاحات مورد نظر را مورد استقبال قرار دهند.

اقدام جالب چاوز اما در سال 2006 شکل گرفت، تصویب قانون شوراهای محلی باعث شد تا جوامعی که خواهان سازماندهی به شکل و شیوه شورا هستند، ‌به صورت رسمی ثبت شده و از بودجه‌ها و اعتبارات دولت فدرال برخوردار شوند. دولت همچنین قوانین بسیاری را برای دفاع از حقوق بومیان ونزوئلا و به طور خاص به رسمیت شناختن مالکیت آنها بر اراضی و یا استخراج منابع نهفته در مناطق مسکونی آنها، حق ساماندهی سیستم آموزش و پرورش متناظر با نیازهای خود، حق آموزش زبان و... تصویب و اجرا کرده است. در بخش نفت هم چاوز قراردادهای نفتی کشور را دچار تحولی جدی کرد. ونزوئلا یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت بود. عملا نقشی در تصمیم‌های موثر بر بازار نداشت. چاوز از همان ابتدا خود را به عنوان یکی از معدود سران کشورهای عضو اوپک، که منافع خود را بر همراهی با آمریکا ترجیح داده و لذا خواستار افزایش بهای نفت بود، معرفی کرد. رئیس‌جمهوری ونزوئلا دلارهای نفتی را به سرعت به سمت پروژه‌های آموزشی، درمانی و بهداشتی روانه کرده و بدین‌ترتیب مردمان این کشور دلارهای نفتی را بر سر سفره‌های خود یافتند، انعقاد قراردادهای استخراج و اکتشاف با چین، برزیل و آرژانتین و حتی هندوستان باعث به حاشیه راندن کشورها و شرکت‌هایی شده است که در سالیان گذشته منابع نفتی کشور را به غارت می‌بردند.

افزایش بهای نفت در بازارهای جهانی و به ثمر نشستن سرمایه‌گذاری‌های کشور در بخش صنعت باعث شد تا در چهار سال گذشته این کشور به ترتیب رشدی 3/10، 6/9، 9 و 18 درصدی را تجربه کند... سرعت رشد بخش‌های غیرنفتی کشور هم در سه سال گذشته بیش از 10 درصد بوده است. درصد شهروندانی که مجبور به زندگی در زیر سطح فقر هستند، به موجب آمار مورد تایید سازمان‌های جهانی به طور میانگین سالانه 10 درصد کاهش یافته است. بهبود وضعیت فقرا و طبقه ضعیف و تهیدست کشور و رساندن آنها به سطح استاندارد زندگی در کنار دستیابی آسان آنها به بهداشت و آموزش رایگان هر چند به باور بسیاری نتیجه سیل دلارهای نفتی است، اما نگاهی به روند بازار نفت نشان می‌دهد که بالا رفتن درآمدهای نفتی تنها این روند را تسریع کرده است. سیاست‌های چاوز در این راستا از همان ابتدا با اولویت‌های مشخص خود اجرا شده و به تدریج به بار نشسته بودند. نگاهی به 5 سال نخست هزاره سوم برای نمونه نشان می‌دهد که تورم در این کشور از 9/29 درصد به 4/14 درصد سقوط کرده است. افزایش تولید، تشویق مردم به خرید کالای داخلی و کاهش واردات که با تقویت صنایع داخلی و به تبع آن افزایش تولید محقق می‌شد هم اقتصاد کشور را زنده کرده و به تحرکی کم‌نظیر واداشته است.

این رشد اقتصادی و بهبود شاخصه‌های زندگی در شرایطی محقق شده است که چاوز از سبک و سیاق متداول در کشورهای در حال توسعه یا همان تن دادن به الزامات نهادهای بین‌المللی مانند صندوق‌ بین‌المللی پول و یا بانک جهانی نه تنها تبعیت نکرده است، بلکه پس از بازپرداخت تمامی بدهی کشور به هر دو نهاد از آنها خارج نیز شده است. چاوز این دو نهاد را ابزارهای امپریالیسم برای به شکست کشاندن ملت‌های مقاوم در برابر امپریالیسم می‌خواند. چاوز با تمامی سیاست‌هایی که مخالفانش آن را عوامانه و در جهت ربودن قلب مردمان طبقه متوسط می‌خوانند، تاکنون توانسته یکی از بهترین دوران اقتصادی این کشور را رقم بزند. در جنگ لفظی میان مخالفان و موافقان حضور وی در این مسند و در میانه تظاهراتی که روزی با حضور مخالفان او در خیابان‌ها و با پلاکاردهای مخالفت برگزار می‌شود و روزی دیگر با ریختن هواداران حکومت او، آنچه که ملموس و حس کردنی است،‌ بهبود زندگی مردمی است که کمتر زمانی را به خاطر می‌آورند که فارغ از هراس گرسنگی، سرما و بیماری سر کرده باشند. مردمان ونزوئلا، این سرزمین غنی که امروزه دیگر حیاط خلوت ایالات متحده نیست،‌ دلایل بسیاری برای موافقت با اصلاحات مورد نظر رئیس‌جمهوری خود دارند.