تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۵:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۴۴۳۷۰
چالش استقرار سیستم دفاع ضدموشکی در شرق اروپا

ولی کوزه‌گر کالجی

یکی از چالش‌های جدی در روابط شکننده مسکو و واشنگتن در ماه‌های اخیر، موضوع استقرار یک سیستم دفاع موشکی موسوم به Son Stars War در جمهوری‌چک و نصب یک پایگاه موشکی در لهستان از سوی ایالات متحده است؛ امری که واکنش شدید مسکو را در پی داشته است و در سخنان ولادیمیر پوتین در کنفرانس مونیخ در آوریل 2007 نیز بازتاب داشت.

در حقیقت پیشینه استقرار سیستم‌های موشکی به دوره رونالد ریگان در دهه 80 میلادی برمی‌گردد که واشنگتن در قالب «استراتژی دفاع استراتژیک» (Entitative Strategic Defense) موسوم به جنگ ستارگان (Stars War) اقدام به توسعه سیستم موشکی کرد. روس‌ها در آن مقطع از این استراتژی به عنوان اهرم برتری آمریکا و توان وارد کردن «ضربه اول (First Stike)» تعبیر کردند.

با روی کار آمدن میخائیل گورباچف در شوروی و انتخاب مجدد ریگان به ریاست جمهوری آمریکا، در دسامبر 1987 پیمان منع گسترش موشک‌های بالستیک به امضاء دو کشور رسید و از ماه می 1988 وارد مرحله اجرایی شد. این معاهده که منحصر به زمان مشخصی نبود، بر برچیدن و ممنوعیت کامل موشک‌های بالستیک دو کشور که برد آن بین 500 تا 5500 کیلومتر است، تاکید می‌کند.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، 12 جمهوری شوروی سابق به استثنای کشورهای حوزه بالتیک به عنوان طرف‌های این معاهده معرفی شدند اما تا مدتی پیگیری و اجرای این طرح مسکوت ماند تا این که آمریکایی‌ها در دوره دوم ریاست جمهوری کلینتون تصمیم به احیای دوباره این طرح گرفتند. با روی کار آمدن جمهوری‌خواهان در سال 2000 پروژه سیستم دفاع موشکی به عنوان یک قطعه از پازل تفکر نظامی نومحافظه‌کاران مجدداً در دستور کار واشنگتن قرار گرفت. حادثه 11 سپتامبر فرصت و در عین حال توجیه مناسبی در اختیار کاخ سفید قرار داد و تنها چند ماه بعد یعنی در دسامبر 2001 دولت بوش در چارچوب «دکترین حمله پیش‌دستانه» به صورت یک جانبه معاهده منع گسترش موشک‌های بالستیک با روسیه را لغو کرد.

براساس برآوردهای صورت گرفته از سوی مراکز نظامی آمریکا، برتری هسته‌ای این کشور بدون حلقه مفقود «شبکه عظیم موشکی با توان وارد کردن ضربه اول» تحقق نمی‌یابد. از این رو براساس توصیه «گزارش سپتامبر 2000» که گروهی از مقامات سابق آمریکا که دونالد رامسفلد ـ وزیر دفاع سابق ـ و دیک چنی ـ معاون رئیس‌جمهوری آمریکا ـ نیز در تدوین آن نقش داشتند، آمریکا باید تا سال 2011 شبکه عظیم توانایی موشکی حمله موثر به قدرت‌های هسته‌ای (چین و روسیه) را راه‌اندازی کند.

تلاش مسکو برای برقراری موازنه قوا

«ارنست هاس» در خصوص موازنه قدرت معتقد است: «اینکه یک دولت یا گروهی از دولت‌ها خواهان سهم بیشتری از قدرت در نظام بین‌المللی می‌شوند باعث برهم خوردن سیستم توزیع قدرت در سیاست بین‌المللی یا منطقه‌ای می‌شود. در نتیجه دولت‌های دیگر که این روند را تهدیدی برای استقلال و منافع ملی خود تلقی می‌کنند برای برقراری مجدد موازنه قوا دست به اقدامات دیپلماتیک و نظامی می‌زنند».

اگرچه روسیه اکنون در موضعی نیست که مانند دوران جنگ سرد بتواند توازن قوای کلاسیک و کاملی را در برابر آمریکا ایجاد کند (به عنوان مثال بودجه نظامی آمریکا در حال حاضر 25 برابر بودجه دفاعی روسیه است) اما روسیه در سایه‌گذار از شرایط نامساعد دهه 90 و دست‌یابی به ثبات سیاسی به محوریت سیاستمدار مقتدری چون پوتین و نیز رشد اقتصادی که بخش بزرگی از آن مدیون افزایش بهای جهانی نفت بوده، درصدد است با تثبیت موقعیت سیاسی و نظامی خود در مناطق پیرامونی خود و به تعبیر روس‌ها «خارج نزدیک»، توسعه سازمان همکاری شانگهای و از همه مهم‌تر افزایش بودجه دفاعی و توسعه سلاح‌های مدرن استراتژیک در جهت برقراری مجدد موازنه قوا با آمریکا حرکت کند.

از نظر سیاسی جدی‌ترین واکنش روسیه به اسقرار سیستم دفاع موشکی را باید سخنرانی ولادیمیر پوتین در کنفرانس امنیتی مونیخ در آوریل 2007 دانست. پوتین در مخالفت با استقرار سامانه پدافند موشکی در شرق اروپا در این کنفرانس اظهار داشت: «سیستم پدافند موشکی که آمریکا برای اروپای شرقی برنامه‌ریزی کرده کاملاً غیرضروری است. دلایل واشنگتن برای ایجاد این سیستم ضدافندی معقول و پذیرفتنی نیست».

پوتین همچنین با رد خطر تهدید موشکی ایران برای اروپا و آمریکا بیان داشت: «مسکو سیستم‌های دفاع هوایی با برد موثر 30 تا 50 کیلومتر را برای ایران تامین کرده است. ما این کار را انجام دادیم تا ایران احساس انزوا نکند. ایران هیچ موشکی که اروپا را تهدید کند در اختیار ندارد. چنانچه شما نگران این هستید که ایران دارای چنین موشک‌هایی است باید گفت اشتباه می‌کنید. ایران موشک‌هایی با برد 1700 ـ 1600 کیلومتر در اختیار دارد. اکنون فاصله ایران با مونیخ را محاسبه کنید».

همچنین در زمانی که در نشست مشترک «میرک توپو لانک» نخست‌وزیر جمهوری‌چک و «یاروسلاو کاچینسکی» همتای لهستانی وی در ورشو اعلام شد که هر دو کشور آماده اجرای طرح واشنگتن مبنی بر مستقر کردن موشک رهگیر در لهستان و یک سایت رادار در جمهوری‌چک هستند، ژنرال «نیکلای سلفتسف» فرمانده نیروی موشکی روسیه طی بیانیه‌ای که بیانگر بی‌اعتمادی روزافزون بین مسکو و غرب است، هشدار داد: «در صورتی که لهستان و جمهوری‌چک با احداث پایگاه‌های دفاع موشکی آمرکیا در کشورشان موافقت کنند، با خطر هدف قرار گرفتن از سوی موشک‌های روسیه مواجه خواهند شد. ژنرال سلفتسف در جمع خبرنگاران در مسکو با تاکید بر این که طرح آمریکا باعث برهم خوردن تعادل استراتژیک قدرت در منطقه خواهد شد، خاطر نشان کرد: «در صورتی که دولت‌های لهستان و جمهوری چک چنین اقدامی را انجام دهند و در صورتی که تصمیم نامربوطی اتخاذ شود، نیروهای موشکی استراتژیک روسیه قادر خواهند بود که این تاسیسات را هدف قرار دهند».

از سوی دیگر در دکترین نظامی جدیدی که اخیراً از سوی آکادمی علوم نظامی روسیه تدوین شد این نکته مورد تاکید قرار گرفت که در این دکترین، تحول در نیروهای مسلح، توسعه سیستم دفاع هوایی و فضایی منسجم و استفاده از جنگ‌افزارهای تکنولوژیک پیش‌بینی شده است. این سند همچنین با انتقاد از یک جانبه‌گرایی واشنگتن بیان می‌دارد: «تحلیل روندهای کنونی دنیا نشان می‌دهد مسیر سیاسی‌ای که واشنگتن در پیش گرفته به رویارویی آن با بسیاری از کشورها منجر خواهد شد. هیچ مشکلی در دنیای امروز بدون مشارکت روسیه حل نمی‌شود و هیچ جایگزینی برای دنیای چندقطبی با محورهایی چون آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه، چین و هند وجود ندارد».

از این رو شاهد هستیم که مسکو ضمن جدی قلمداد کردن مباحثی چون توسعه ناتو به شرق و استقرار سیستم دفاع موشکی در شرق اروپا، بی‌توجه به نظرات لیبرالی که این امر را بخشی از روند یکپارچگی جهان غرب قلمداد کرده و بر این باورند که روسیه نهایتاً در نظم مورد نظر اروپا ادغام خواهد شد، واکنش بسیار تندی نسبت به این روند نشان داده است. در این راستا روسیه تهدید به خروج از پیمان منع گسترش موشک‌های بالستیک کرده است. از نظر کرملین در حالی که 6 سال از خروج آمریکا از این معاهده می‌گذرد و واشنگتن عملاً در حال نقض این پیمان و گسترش سیستم موشکی خود در مرزهای روسیه است، مسکو دلیلی برای باقی ماندن در این پیمان نمی‌بیند.

از سوی دیگر سرگئی ایوانف ـ وزیر دفاع روسیه ـ از جایگزین کردن تسلیحات جدید و استراتژیک بسیار دقیق به جای تسلیحات فعلی در ارتش روسیه خبر داد. این سیستم بسیار پیشرفته و در حال توسعه که برای مسیرهای پرتاب غیرقابل پیش‌بینی است می‌تواند در هر سیستم دفاع موشکی نفوذ کند. همچنین کلاهک‌های جدیدی که می‌توان آن را روی موشک‌های زمینی Topol-M و موشک‌های دریایی «بولوا» ـ که در حال توسعه هستند ـ نصب کرد و قادر به هدف‌گیری اهداف حتی با حرکات زیگزاگی هستند در دستور کار ارتش روسیه قرار گرفته است. همچنین روسیه با یک سرمایه‌گذاری 200 میلیارد دلاری اقدام به ساخت و توسعه موشک‌های دوربرد هسته‌ای، زیردریایی‌های هسته‌ای و حتی ناوهای جدید جنگی کرده، به طوری که در هفته گذشته (آوریل 2007) موفق به راه‌اندازی اولین زیردریایی هسته‌ای پس از فروپاشی شوروی شد.

ارزیابی

1- فضای کنونی حاکم بر روابط آمریکا و روسیه متزلزل و شکننده است. ولادیمیر پوتین از ابتدای زمامداری خود در سال 2000 به دنبال تغییر سیاست خارجی روسیه از همگرایی با جهان غرب به ویژه آمریکا در دوره یلتسین به سیاست خارجی مستقل از غرب بود اما در دوره‌ای چند ساله ضمن گسترش روابط با شرق از رویارویی مستقیم با جهان غرب خودداری کرد. به عنوان مثال اگرچه روسیه در 28 مه 2002 به عضویت شورای مشترک ناتو ـ روسیه درآمد و بسیاری از رهبران غرب مانند ژاک شیراک از این رویداد به عنوان پایان واقعی جنگ سرد و روزی فراموش نشدنی برای اروپا یاد کردند اما در همان مقطع نیز بسیاری از صاحب نظران بر این باور بودند که این امر به منزله مرحله مقدماتی عضویت کامل روسیه در ناتو نیست بلکه روسیه می‌کوشد تا در تعامل با ناتو اقتدار امنیتی خود در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز را به عنوان حوزه نفوذ سنتی یا به تعبیری سند امنیت ملی روسیه «خارج نزدیک» را به مثابه یک زیر سیستم منطقه‌ای افزایش دهد. از این رو پوتین که احساس می‌کرد پس از حادثه 11سپتامبر و حمله آمریکا به عراق و افغانستان، قدرت آمریکا و متحدانش در پیشبرد سیاست‌ها به گونه‌ای است که مخالفت روسیه راه به جایی نخواهد برد، بنابراین در مقطعی که سیاست‌های جنگ‌طلبانه و یک جانبه‌گرایی بوش و نومحافظه‌کاران پس از شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات کنگره و انتشار گزارش بیکر ـ همیلتون در مورد عراق به چالش جدی کشیده شده است با توجه به نارضایتی فزاینده در داخل و خارج آمریکا به این نتیجه رسید که زمان یک چالش جدی سیاسی فرا رسیده و شرایط برای ابراز مخالفت مهیاست. رهبر 56 ساله کرملین برای طح این چالش از مهم‌ترین تریبون ناتو و غرب یعنی کنفرانس امنیتی مونیخ برای رسیدن صدای سیاسی و اعتراض روسیه بهره جست.

در مجموع می‌توان به این نکته اشاره کرد که روسیه با گذار از دوره بحرانی پس از فروپاشی شوروی و با اتکا به رشد اقتصادی که در سایه ثبات سیاسی و امنیتی به محوریت رهبر مقتدری چون پوتین به دست آورده است خواهان ایفای نقشی نوین در معادلات جهانی است. نسل کنونی رهبران روسیه با شعار «2 دهه حاشیه‌نشینی و انفعال ابرقدرت دیروز بس است» خواستار پایان یک جانبه‌گرایی و سیاست‌های هژمونیک واشنگتن و احیای نقش مجدد روسیه در صحنه بین‌المللی در بستر یک نظام چند قطبی هستند. تمایل مسکو به مشارکت در مسائل منطقه‌ای و جهانی به ویژه خاورمیانه، نمونه بارزی از حضور تازه این کشور در تحولات بین‌المللی است.

در حقیقت برپایی سپر دفاعی موشکی در جمهوری چک و لهستان بیانگر آن است که واشنگتن به موازات عقب‌نشینی مسکو در تبیین منافع ملی در چارچوب مرزهای سرزمینی، زمینه گسترش تفکرات هژمونی را بیش از پیش مهیا می‌کند. روسیه اگر چه به واسطه کنار گذاشتن ایدئولوژی و اتخاذ سیاست سودگرایانه در سیاست خارجی، نفوذ بین‌المللی خود را از دست داده است اما هنوز از پتانسیل‌های یک قدرت جهانی برخوردار است از این رو برای در تنگنا قرار دادن بیشتر روسیه و احاطه بر موقعیت جغرافیایی آن، آمریکا درصدد جذب کشورهای سابق اردوگاه شوروی و ادغام آن در حوزه نفوذ آمریکا برآمد که برنامه «مشارکت برای صلح ناتو» که منجر به همکاری کشورهای آذربایجان، گرجستان، تاجیکستان، قزاقستان و ازبکستان با ناتو شد را باید مهم‌ترین راهبرد غرب برای تنگ کردن فضای ژئوپلیتیک روسیه دانست. از این رو استقرار سیستم دفاع موشکی را باید به عنوان مکمل طرح گسترش ناتو به شرق ارزیابی کرد.

در این میان آنچه مهم است اینکه سیاستگذاران کاخ سفید هنوز از بابت سیاست‌های پس از جنگ سرد روسیه که ظاهراً در تعامل با غرب است اطمینان نیافته‌اند و نگران گرایش‌های روسیه به ویژه بعد از کناره‌گیری پوتین از قدرت هستند. واقعیت این است که جنگ سرد حداقل برای آمریکا پایان نیافته و روسیه کاملا به این امر واقف است. از این رو اگرچه در دولت اول بوش به توصیه رایس سیاست نگاه به روسیه و چین به عنوان «شریک استراتژیک» جایگزین «رقیب استراتژیک» در ارکان سیاست خارجی واشنگتن شد، اما این نظریه در دولت دوم تغییر کرد؛ به گونه‌ای که در سال 2005 رایس در یکی از سخنرانی‌هایش با اشاره تلویحی به روسیه اظهار داشت: «ویژگی اساسی رژیم‌ها در دنیای امروز بیشتر از توزیع بین‌المللی قدرت اهمیت دارد».

2- یکی از مهم‌ترین مباحث در حوزه استراتژیک، موضوع ورود به فضا از سوی قدرت‌های بزرگ است. از آنجا که آینده قدرت‌های نظامی در فضا شکل می‌گیرد، شاهد رویکرد نوینی از سوی قدرت‌های بزرگ نظامی به رقابت در فشا هستیم. آمریکایی‌ها در عین حال که استفاده صلح‌آمیز در فضای ماورای جو را تبلیغ می‌کنند و به عنوان مثال چین را به دلیل آزمایش موشکی در فضا شدیداً نکوهش کردند اما در عمل، خود به سمت فرایند نظامی کردن فضا در حرکتند. اگر طرح سپر دفاع موشکی آمریکا عملی شود تمام قراردادهای بازدارنده IBF که نظامی بازدارنده است و حتی استفاده صلح‌آمیز از فضای ماورای جو که از مؤلفه‌های آن غیرنظامی و غیرهسته‌ای کردن فضای جو است را به هم می‌زند. فلسفه نظام بازدارندگی ـ رابطه بین قدرت‌های هسته‌ای ـ بر این اساس استوار بود که جنگ هسته‌ای غالب و مغلوب ندارد و به نابودی هر دو طرف منتهی می‌شود. بنابراین مسئله «غافلگیری» مطرح بود، امری که اساس نظام بازدارندگی به شمار می‌آید. ولی طرح سپر دفاع موشکی آمریکایی‌ها این است که موشک‌های طرف مقابل را قبل از اینکه از سکو پرتاب شود نابود کرده و بتوانند از فضای ماورای جو هم استفاده کنند. از این رو شاهد هستیم که صورت مسئله نظام بازدارندگی سلاح‌های هسته‌ای با توجه به شرایط و پیشرفت‌های کشورهای دارنده سلاح‌های هسته‌ای تغییر یافته و بر همین اساس که کرملین در مخالفت جدی با استقرار سیستم دفاع موشکی در شرق اروپا اعلام کرده است که این طرح، توازن قوا در اروپا در دوران پس از جنگ سرد را تغییر می‌دهد.

3- اگرچه واشنگتن هدف از استقرار سامانه دفاع موشکی در لهستان و چک را مقابله با تهدید موشکی ایران و کره شمالی اعلام کرده اما حقیقت آن است که ایالات متحده تهدید واقعی و بلند مدت خود را در واقع از جانب چین و روسیه می‌بیند. توجه به مکان جغرافیایی استقرار این سامانه موشکی، تردیدها در مورد اهداف واقعی واشنگتن را افزایش می‌دهد. در این زمینه «ایرینا کوبرینسکایا» تحلیل‌گر انستیتو اقتصاد جهانی و روابط بین‌المللی مسکو معتقد است: «ارتش روسیه ممکن است از روی بی‌میلی این سیستم را در صورتی بپذیرد که در ترکیه، رومانی یا بلغارستان مستقر شود اما استقرار آن در شمال یعنی جمهوری چک و لهستان که دارای مرزهای مشترک با روسیه هستند، تردیدهای زیادی را ایجاد کرده است». به ویژه دستیابی به اهداف حمله در آمریکا برای کشور کره شمالی از طریق شرق و اقیانوس آرام به دلیل نزدیکی بهتر قابل اجرایی شدن است. بر همین اساس مقام‌های روسیه که ید طولایی در مسائل نظامی دارند بهتر هدف‌های آمریکا را درک می‌کنند و آن را متوجه روسیه می‌دانند.

4- از لحاظ سیاسی، موضوع استقرار سیستم دفاع موشکی در شرق اروپا از سوی آمریکا بار دیگر شکاف‌ها و اختلافات پنهان جهان غرب ـ چه در سطح قاره اروپا و چه در دو سوی آتلانتیک ـ را که عمدتاً ناشی از یک جانبه‌گرایی واشنگتن است را آشکار کرد. از یک سو نیز عدم هماهنگی و رایزنی دو کشور چک و لهستان ـ که در سال 2004 به عضویت اتحادیه اروپا درآمده‌اند ـ با مقامات اتحادیه اروپا باعث بروز اختلافات جدی شده است؛ در حالی که آلمان به عنوان ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا خواستار هماهنگی دو کشور چک و لهستان با اتحادیه اروپاست اما مقامات این دو کشور به ویژه «میر توپولانک» نخست‌وزیر جمهوری چک اعلام کرد که کشورش نیازی نمی‌بیند تا درباره الحاق به طرح سامانه موشکی آمریکا با اتحادیه اروپا مذاکره کند. بدون شک برآیند چنین تحولاتی می‌تواند بر روند همگرایی اروپا به ویژه گسترش اتحادیه اروپا تاثیر منفی بر جای بگذارد.

از سوی دیگر با وجود عضویت دو کشور جمهوری چک و لهستان در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، واشنگتن بار دیگر در یک اقدام یک جانبه که می‌تواند منجر به نارضایتی جناح اروپایی ناتو به رهبری فرانسه شود، اقدام به رایزنی و استقرار این سیستم دفاع موشکی کرده است. در این زمینه تلاش واشنگتن برای همراهی کشورهایی خارج از حوزه ناتو مانند استرالیا، کره جنوبی، ژاپن و اسرائیل با طرح دفاع موشکی در شرق اروپا، می‌تواند به اختلافات درونی ناتو دامن بزند.

به نظر می‌رسد برای درک بهتر تحولات اخیر باید به انتظار آینده نشست و پیامدهای چالش اخیر در روابط مسکو ـ واشنگتن را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که آیا این تحولات یک اختلاف تاکتیکی بین روسیه و جهان غرب است یا اینکه به عنوان یک چالش راهبردی، بیانگر آغاز جنگ سرد جدیدی در هفدهمین سال فروپاشی جهان دو قطبی به شمار می‌رود.